تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۳۰۰۳

ماجراجویی در تغییرات جغرافیای سیاسی


حنیف غفاری
اعلام علنی الحاق بحرین به عربستان سعودی خشم انقلابیون منامه و سایر ملتهای مسلمان را برانگیخته است. الحاق بحرین به ریاض در چهار حیطه "امنیتی"، "دفاعی"، "اقتصادی"، و سیاست خارجی تعریف شده است. نسخه خطرناک امیر عبدالله و حمد بن عیسی آل خلیفه در حالی پیچیده شده است که ملت بحرین اجرای چنین طرح وقیحانه ای را بر نمی تابد. واهمه آل خلیفه از سقوط و تمایل ذاتی عربستان مبنی بر گسترش قلمروی خود در منطقه و در نهایت نگرانی کاخ سفید از تحولات خاورمیانه در نهایت منجر به هدایت بازی دیکتاتورهای ریاض و منامه در یک قرارداد الحاقی شده است. بحث در خصوص زمینه های شکل گیری پدیده اخیر فراوان است اما در این مجال سعی داریم از منظر دیگری مسئله الحاق منامه به ریاض را مورد برسی قرار دهیم . جغرافیای سیاسی شاخه‌ای از علم جغرافیا است که تأثیرپذیری و‎ ‎تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و ‏به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی بر‎ ‎محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار می‌دهد.  نقش ویژه ‏جغرافیای سیاسی،‎ ‎سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقه‌ای است.بدیهی است که ریاض در صدد سازماندهی سیاسی فضای جغرافیایی خاورمیانه به سود اهداف آل سعود است.
البته امیر عبدالله و شاهزاده نایف مانند همیشه قدرت محاسبه تبعات تصمیم گیری های خود را از دست داده اند. شکافهای قومیتی،زمینه های تاریخی،تعلقات اقلیمی،گویش و زبان مشترک و ...از جمله عواملی هستند که می تواند منجر به تولید حس اشتراک و همزاد پنداری میان برخی ملتهای خاورمیانه شود. این همزاد پنداری باید در چارچوب حاکمیت مستقل جغرافیایی کشورها تعریف شود زیرا تغییر چینش پازل جغرافیایی خاورمیانه مترادف با حاکمیت آنارشیسمی با طعم خون و نزاع در منطقه خواهد بود. نکته بسیار مهم اینکه هویت و پیشینه تاریخی،تعلقات شدید قومیتی و ...هیچ یک در الحاق بحرین به عربستان نقش نداشته و صرفا خودباختگی ناشی از ترس سقوط از قدرت به عنوان یک بیماری اپیدمیک در دربار آل سعود و آل خلیفه منجر به زیر پا گذاشتن مرزهای جغرافیایی این دو شده است. مشابه چنین رویکردی نیز در منطقه کردستان عراق ، تحت نظارت و حمایت رژیم صهیونیستی در حال شکل گیری است. در شمال آفریقا و سودان نیز سیاستهای تل آویو و واشنگتن منجر به دو تکه شدن این کشور غنی شد.  هدف قرار دادن جغرافیای سیاسی منطقه به معنای تجاوز به امنیت ملی همه کشورهای خاورمیانه است.
آل سعود و آل خلیفه مانند دو انسان در حال غرق شدنی هستند که جهت نجات خود تصمیم به تخلیه آب دریا گرفته اند،این در حالی‌است که امیر عبدالله و حمد بن عیسی راحت ترین و البته تنها راه پیش روی خود یعنی کناره گیری داوطلبانه از قدرت را فراموش کرده اند . هدف قرار دادن جغرافیای سیاسی خاورمیانه توسط آل سعودو آل خلیفه در حالی صورت می گیرد که ملتهای بحرین و عربستان با چنین الحاقی به طور کامل مخالف هستند. رژیم در حال سقوط منامه در راستای بقای حداقلی در قدرت خود را تحت الحمایه عربستان قرار داده است و مقامات آل سعود نیز که فعلا اصلی ترین راهبرد خود را در لاپوشانی اختلافات دربار قرار داده اند از چنین تحت الحمایگی وقیحانه ای استقبال کرده اند. این در حالی‌است که اساسا نقطه اتصالی میان منامه و ریاض جهت این ادغام وقیحانه و نامشروع وجود ندارد. همچنین اگر قرار بر الحاق بحرین به کشور دیگر باشد،باید تاریخ و گذشته این کشور را مدنظر قرار داد.  بحرین قبل از زمان ساسانیان تا سال 1971 میلادی در قلمروی ایران بود. از این جهت تنها کشوری که می تواند در خصوص بحرین ادعای تاریخی کند ایران است و کشوری مانند عربستان اساسا به لحاظ تاریخی علقه ای با منامه ندارد.
با این وجود ایران پایبندی خود به جغرافیای سیاسی منطقه را نشان داده است. در این جا لازم است میان دو حوزه "جغرافیای فکری"و"جغرافیای سیاسی"تفکیک قائل شد. در جغرافیای فکری شاهد تعامل افکار،قلوب و آرمانها با یکدیگر هستیم و تخطی به مرز جغرافیایی در این حوزه اساسا متصور نخواهد بود.شواهد و مستنداتی که در ابتدای هزاره سوم وجود دارد نشان از تغییر جغرافیای فکری در سرتاسر خاورمیانه و حتی جهان دارد. آغاز جنبش وال استریت در ایالات متحده یا فعالیت جنبش برآشفتگان در انگلیس نشان می دهد که مرزهای فکری و سیاسی کاپیتالیسم دیگر ذهن و ضمیر ملتها را اقناع نمی کند .در خاورمیانه اوضاع به مراتب جدی تر است. سقوط زین العابدین بن علی در تونس،مرگ خفتبار معمر قذافی در لیبی و قرار گرفتن حسنی مبارک در قفس محاکمه جملگی نشان از مطالبات فکری و مذهبی جدید ملتهای منطقه دارد. رشد بیداری اسلامی در خاورمیانه و تمایل به شکل گیری گفتمان اسلامی-منطقه ای مانند نخ تسبیحی است که منجر به اتصال و استحکام دانه هایش (تک تک مسلمانان خاورمیانه)خواهد شد.تا قبل از وقوع حوادث دو سال اخیر منطقه،دانه های این تسبیح هر یک در کشور،محدوده و منطقه ای خاص پخش شده بودند اما شکل گیری بیداری اسلامی و احیای مفاهیمی غنی مانند "اقلیم اسلام"منجر به حرکت اجزای دنیای اسلام به سوی یک هدف عالی شد.
در این جا منطقه با جغرافیای فکری تازه ای مواجه شده است. پیوند قلوب و افکار مسلمانان نیز در راستای همین تغییر جغرافیای فکری قابل توصیف و تشریح خواهد بود. در این جا خلط جغرافیای سیاسی و در هم شکستن مرزهای زمینی،هوایی و امنیتی کشورها معنا و مصداقی نخواهد داشت.در نهایت اینکه الحاق بحرین به عربستان سعودی آخرین میخی است که بر تابوت امیر عبدالله و حمد بن عیسی کوبیده شده و مرگ سیاسی این دو را از همین لحظه اعلام می کند. تصمیم گیری خودخواهانه و ناشیانه منامه و ریاض آل سعود و آل خلیفه را در برابر ملتهای خود و ملتها و حتی دولتهای منطقه قرار داده است. اخبار مستند حاکی از آن است که حتی نزدیک ترین شرکای عربی عربستان در شورای همکاری خلیج فارس نیز موافق الحاق بحرین به این کشور نیستند و به عناوین مختلف نارضایتی خود را نسبت به این موضوع ابراز کرده اند. در چنین شرایطی بهتر است دو شاه عربستان و بحرین به جای الحاق و اقلیم مشترک به فکر حفر مقبره ای مشترک با یکدیگر باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات