تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۴۳۰۰۸

زوال حاکمیت قبیله‌ای


ابوالقاسم قاسم‌زاده
شیخ‌نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس در فرهنگ نامه‌های سیاسی حاکمیت‌های قبیله‌ای اطلاق شده‌اند که پیش‌وند «آل» یا «خانواده» همان سرپرست قبیله‌ها را به نام سران خانواده‌ها یا «شیوخ» مستقر در جزایر معرفی می‌کند.
تا پنجاه سال قبل اغلب این شیوخ با یکدیگر بر سر حدود چراگاه احشام، شترها و گوسفندان و بز‌های خود و یا استقرار چادرها در کنار برکه‌های آب در نزاع بودند. در این میان «آل‌سعود» با دو سرمایه یکی کلیددار بودن خانه کعبه، قبله مسلمانان جهان، و دو شهر مکه و مدینه و دیگری ذخایر وسیع نفت در میان همه قبایل قدرت افزونتری یافت. آل سعود خود را پیرو «وهابیت» مذهبی که همه مذاهب فقهی اسلامی را مردود می‌شمارد و شعار بازگشت یا «سلفی» را پرچم خود کرده است بر سراسر عربستان حاکم است. از تاریخچه نام گرفتن «کشور» برای جزایر حاشیه جنوب خلیج فارس کمتر از یک قرن می‌گذرد. بعضی از آنها نزدیک به چهل و چند سال است که اعلام استقلال کرده‌اند و به عضویت سازمان ملل درآمده‌اند.
در پنجاه سال گذشته، استقرار دولتی به نام «اسرائیل» و سه جنگ مشهور اعراب با رژیم صهیونیستی که منجر به اشغال سرزمین فلسطین با حمایت انگلیس و آمریکا شد، وحدت عربی سر بر آورد. در همین سالها با رشد ناسیونالیسم عربی و بعدها با ظهور دولت ناصر در مصر و تعریفی که از «ناصریسم» داده شد، حاکمیت‌های قبیله‌ای در حاشیه جنوبی خلیج فارس خود را در مجموعه کشورهای عربی تعریف کردند. قدرت حاکمیت آنها نه در شمار جمعیت یا سرزمین که در نفت و سرمایه دلارهای نفتی توصیف می‌شود.
انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها برای سلطه بر ذخایر نفتی در خلیج فارس از «آل» یا سران قبایل در حدود جزایر، تعریف کشور دادند. ایران زمان شاه را ژاندارم منطقه می‌نامیدند که حدود ژاندارمی آن حوزه این جزایر با حاکمیت‌های قبیله‌ای را در بر می‌گرفت.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رژیم صهیونیستی ایران را زلزله‌ای خواند که در برابر اسرائیل سر برآورده است و آن را تهدید بزرگ برای خود دانست. چندی از تشکیل جمهوری اسلامی ایران نگذشته بود که صدام حسین حاکم کشور عراق، جنگ علیه ایران را کلید زد. در آن زمان فهد که خود را شاه عربستان می‌خواند گفت: پول و تهیه تدارکات این جنگ از سوی دولت عربستان است، سیاست آن را آمریکا تعیین می‌کند و اجرای عملیات جنگ را صدام حسین رئیس دولت عراق به عهده دارد. در همین ایام، آمریکا و انگلیس با کمک دولت عربستان در حاشیه جنوبی خلیج فارس و باعضویت حاکمان قبیله‌ای، شورای هماهنگی کشورهای حوزه خلیج‌فارس را سامان دادند که وظیفه اصلی آنها حمایت مالی از صدام حسین برای جنگ با ایران و دیگری تأمین نیازهای نفتی کشورهای غرب بود. در مسیر حرکت این شورا عربستان و چند کشور دیگر حاشیه جنوبی خلیج فارس شروع به پرورش جریان‌های تروریستی و حمایت از جریان ترورها علیه جمهوری اسلامی ایران کردند. مقابله با مذهب تشیع و جریان‌سازی و تشدید تضاد «شیعه و سنی» تا اجرای طرح‌های تقابل «شیعه وسنی» در کشورهای منطقه بخش دیگری از طرح‌هایی است که با سیاست انگلیس و آمریکا و با رهبری «آل سعود» در عربستان طراحی و به اجرا درآمد.
آمریکایی‌ها شورای همکاری خلیج فارس متشکل از سران قبایل در حاشیه جنوبی خلیج فارس را بازوی اجرایی سیاست‌های خود در مقابله با انقلاب اسلامی ایران خواندند. این شورا دو وظیفه اصلی داشت. اول کمک‌های مالی به صدام حسین در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران و دوم، ایجاد دیواری حایل که از صدور فرهنگ انقلاب اسلامی به حوزه کشورهای عربی و در خاورمیانه ممانعت به عمل آورد.
تا اینجای کار حاکمیت‌های قبیله‌ای همچنان خود را ناموفق می‌دیدند و با وجود مدرن شدن ظواهر شهرهای آنها با دلارهای نفتی خطر اصلی را در تحولات اجتماعی می‌دیدند.
خیزشی که «بهار عربی» نام گرفت با محور پایان دوران دیکتاتوری در جوامع عربی، زنگ خطر زوال حاکمیت‌های قبیله‌ای را به‌صدا در آورد.
«مردم‌سالاری» محوری‌ترین شعار انقلاب اسلامی است که با سخن مشهور رهبری انقلاب امام خمینی(ره) «میزان رای مردم است» در خیزش‌های جوامع عربی سر برآورد که نفی دیکتاتوری‌های حاکم بر کشورهای عربی و زوال حاکمیت قبیله‌ای را خواهان است.
میزان رای مردم است، شعیه و سنی نمی‌شناسد. این روزها در بحرین با جمعیت چند صد هزار نفر که اکثریت مطلق آن را شیعیان تشکیل می‌دهند از شیعه در اکثریت و سنی در اقلیت تغییر در ساختار حاکمیت و پایان حاکمیت قبیله‌ای را می‌خواهند. همین مسیر در عربستان با سلطه «آل‌سعود» و حاکمیت خانوادگی و موروثی سر برآورده است. تحولات منطقه خاورمیانه و قیام‌های مردمی واقعیتی در جریان است که کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. محور اصلی در این تحولات نفی دیکتاتوری و زوال حاکمیت قبیله‌ای و موروثی است.
سعودی‌ها دستپاچه‌اند و نگران آینده و تداوم حاکمیت قبیله‌ای و خانوادگی خود هستند. ایران هراسی یا انقلاب هراسی را همـان مردم هراسی بخوانید. مردم در خاورمیانه تعریفی از مردم‌سالاری براساس فرهنگ اسلامی می‌دهند که آن را بیداری اسلامی خوانده‌اند، بیداری اسلامی آغاز زوال حاکمیت قبیله‌ای است.
«سعودی‌ها» همچنان با تفکر وهابی‌گری از هر جریانی که علیه شیعه‌ها حرکت دارند و از تشکل‌های سلفی افراطی از مصر تا افغانستان حمایت می‌کنند. اما در مسیر حرکت پیروزی حزب‌الله لبنان در جنگ با ارتش اسرائیل بار دیگر ضربه‌ای بر طرح‌‌های سعودی‌ها و تفکر وهابی‌گری آنها وارد شد. پیروزی در کشوری عربی (لبنان) از سوی یک تشکل شیعه عربی بنام حزب‌الله افتخار عربی ـ اسلامی خوانده شد و سعودی‌ها خود را از قافله عقب مانده دیدند و به ناچار در آن فاصله زمانی به حمایت از جریان حزب‌الله در مقابله با صهیونیست‌ها پرداختند.
جمهوری اسلامی ایران نزدیک به یک دهه در جنگی ویرانگر قرار گرفت و همزمان با دلارهای نفتی شیوخ قبیله‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس فربه‌تر شدند و جزایر بی‌آب و علف به شهرهای مدرن تبدیل شد. جنگ پایان گرفت و صدام کویت را تصرف کرد. تصرف کویت سامان‌ شورای همکاری خلیج‌فارس و سرکردگی سعودی‌ها دراین شورا را به هم ریخت و شعار «حمایت عربی» آنها محو و موجب تمسخر قرار گرفت. اختلاف‌های مرزی، سابقه تقابل‌های قبیله‌ای همچنان باقی است و حرکت سعودیها با دستپاچگی در تشکیل «اتحادیه» به جای شورای همکاری و یا معاهده الحاق بحرین به عربستان شکست خورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات