تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۴۳۰۸۲

بیداری اسلامی و اندیشه سیاسی امام خمینی


حمزه نجاتی آرانی
امام خمینی(ره) ایجاد حکومت اسلامی را نه تنها «ممکن» بلکه تلاش برای برپایی آن را واجب می دانستند. واقعیت این است که امام خمینی(ره) فراتر از احیای دین و پیراستن آن از خرافه‌ها و زنگارها، درصدد نشان دادن توانایی اسلام در پاسخگویی و حل و رفع مسائل و مشکلات مبتلا به مسلمین در دو محور اصلی انحطاط داخلی و مسئله غرب در ابعاد مختلف بود. یکی از نکات جالب پیرامون شخصیت امام خمینی(ره) آن است که علیرغم اتکا ایشان بر مفاهیم سیاسی مدرن گفتمانش بدون ذکر هرگونه دکترین‌های سیاسی مدرن منحصراً در عبارت اسلامی خلاصه می‌شود.
نظام عقیدتی اسلامی مأموریت‌های خاصی را برای معتقدان به اصول اسلامی مشخص می‌کند که تلاش برای تحقق آنها سهمی از تعهدات مذهبی اسلام‌گرایان را تشکیل می‌دهد. اما این زمینه به صورت بالقوه و پتانسیلی در ذهن و مخیله اسلام‌گرایان نهفته بود و عاملی لازم بود تا آنرا به صحنه عملی زندگی اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی هدایت کند. این عامل با وقوع انقلاب اسلامی و به واقعیت پیوستن تئوری سیاسی اسلام هویدا شد. پرچمدار بزرگ این حرکت بیداری حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بود. در شرایطی که یأس کامل بر جوامع اسلامی حاکم بود و مسلمانان حداکثر به فکر حفظ باقیمانده میراث‌های اسلامی به غارت رفته خود بودند و کم کم همه حکومتهای جهان اسلام جذب حکومتهای دست نشانده غرب و فاسد می‌شدند، امام خمینی(ره) اعلام کردند که حکومت اسلامی نه تنها «ممکن» است، بلکه تلاش برای برپایی آن واجب است.
واقعیت این است که امام خمینی(ره) فراتر از احیای دین و پیراستن آن از خرافه‌ها و زنگارها، آنطور که در بنیادگرایی مطرح است درصدد نشان دادن توانایی اسلام در پاسخگویی و حل و رفع مسائل و مشکلات مبتلا به مسلمین در دو محور اصلی انحطاط داخلی و مسئله غرب در ابعاد مختلف بود. ایشان درحین اینکه همانند بنیادگرایان شعار بازگشت به اسلام اصیل و ناب محمدی(ص) و اصول و ارزشهای فراموش شده آن و الگوهای صدر اسلام را سرمی‌داد ولی با مایه‌های عقلی، فلسفی و اجتهادی نوآورانه خواهان احیای تفکر دینی و دگرگونی اساسی و بنیادی در روابط و مناسبات حاکم و تغییر انقلابی وضع موجود و درپیش گرفتن راهی مستقل و اسلامی برای نوسازی و توسعه به منظور نیل به وضع مطلوب و جامعه و دولت آرمانی نیز بود.[1] حضرت امام (ره) با درنظر گرفتن مقتضیات زمان ایجاد حکومت اسلامی در یکی از کشورهای موجود مسلمانان را از طریق انقلاب _ که در آن گروهی از نخبگان مسلمان با رهبری ولایت فقیه به روشنگری و تحریک توده‌ها می‌پردازند_ و آنگاه صدور انقلاب به سایر سرزمینهای اسلامی از طریق حمایت از نهضتهای اسلامی و جنبش مستضعفین (و ایجاد تشکیلاتی به نام حزب مستضعفین) و نهایتاً تشکیل دولت بزرگ اسلامی با جمهوری‌های متعدد اما متحد را مد نظر داشته‌اند و با تشکیل جمهوری اسلامی ایران گامهای عملی مهمی نیز در چارچوب این الگو برداشته شد.[2]
از نظر ایشان صدور انقلاب به کشورهای جهان سوم و ممالک مستضعف از یکسو نیازمند بنیان‌های نظری از قبیل ایدئولوژی جهانشمول، استبدادستیزی، استعمارستیزی و هژمونی ستیزی است و از سوی دیگر نیاز به پایه‌های عملی و قابلیت‌هایی از قبیل توان سازماندهی عملیاتی و شبکه‌سازی انقلابی امکانات، اراده، حیثیت و اعتبار، قدرت معنوی و توانایی و پویایی فرهنگی دارد. در این باره امام خمینی(ره) بر شیوه‌هایی از قبیل تدرّج در بیدارسازی، استقامت و پایداری در دعوت و عزم و اراده انقلابی تأکید داشتند تا از این رهگذر پیام استقلال طلبی و عدالتخواهی انقلاب در دو بعد بین ملیتی و بین دولتی به جهان سوم سرایت کند و با تحول و دگرگونی بنیادی در ساختار و کارکرد نظام بین‌الملل قدرت‌های شیطانی به انزوا کشانده شوند و دست مستکبران و زورمندان از جهان قطع گردد.[3] ایشان می‌فرمایند: «ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد.. این در همه ملت‌ها و در همه دولتها بشود. آرزوی ما این است که همه ملت‌ها بیدار شوند و همه دولت‌ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و از این تحت سلطه بودنی که هستند و از اینکه همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند نجات بدهند.[4]
ویژگیهای متمایز حضرت امام خمینی(ره) نسبت به سایر بیدارگران اسلامی
1- دارا بودن بینش تاریخی پرقدرت که این بینش تاریخی به او فرصت می‌داد تا فرآیند مبانی جنبشهای اسلامی معاصر را به خوبی درک، سازماندهی و سپس مدون نماید.
2- داشتن روحیه سازش‌ناپذیری و مصلحت‌گریزی که این روحیه خود یکی از نقاط قدرت رهبری امام خمینی(ره) است.
3- داشتن اصول و مبانی مشخص برای مبارزه و مدون بودن این اصول
4- دارا بودن قدرت رهبری فوق‌العاده و قدرت تصمیم گیری صریح و سریع و یکپارچه و قاطع
5- شناخت اصول و قواعد مبارزه
6- شناخت ماهیت اساسی دشمن و درک نقاط ضعف و قدرت آنها
7- پرداختن به نکات اصلی مبارزه و پرهیز از مجادلات بیهوده و گمراه‌کننده. این روحیه امام(ره) باعث شد که هیچگاه دشمن نتواند ایشان را وارد مناقشات پیش پا افتاده و گمراه‌کننده نماید و از این جنبه در صفوف جنبش رخنه نماید.
8- درک کامل، درست و همه جانبه مبانی شریعت و توانایی قدرت انطباق با مقتضیات زمان.
9- مردم‌باوری شدید و پایه‌ریزی اصول و مبانی جنبش بر باورهای مردم.[5]
10- احساس مسئولیت نسبت به مسائل عمده جهان اسلام. هر جا مسئله عمده‌ای برای جهان اسلام مطرح بود ایشان به صورت عملی یا نظری مواضعی اتخاذ کردند. خود این چالش مستمر که از روحیه شجاع، عظیم و دانش و تجریه گسترده سرچشمه می‌گرفت سرآغاز بیداری سریع جوامع اسلامی را به شکل بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای فراهم آورد. مطالعه پیام‌های ایشان به ویژه وصیتنامه، همچنین پیام‌هایی که سالانه برای مراسم حج صادر می‌کردند، قواعد برخورد جامع و پیشتازانه و خالص ایشان را با مسائل بی‌شمار جهانی و ملی آشکار می‌سازد.
مهمترین دستاوردهای امام خمینی(ره) در عرصه بیداری اسلامی
1- انگیزش دوباره امت اسلامی و دمیدن روح حرکت و زندگی و امید به آن
2- تربیت جماعتی مؤمن، مقاوم و مردمی که عقیده و رفتار اسلامی را نمایندگی کند و در راه خدا به جهاد بپردازد و از هیچ سرزنشی هراس به خود را ندهد. این پایگاه مردمی و مقاوم همواره تخمین نیرومندی برای تداوم انقلاب و ایستادگی نظام در برابر توطئه‌ها و مشکلات گوناگون بود.
3- مُهر بطلان زدن بر افسانه جدایی دین و دولت یا دین و سیاست و استدلال نظری و عملی در مورد جدایی‌ناپذیری آنها از نظر اسلام و حتی از منظر عقل بشری چه محال است که بتوان بر کنار از دین و بدون بهره‌مندی از نظر خداوندی عدالت اجتماعی را برقرار ساخت.
4- احیای اندیشه وحدت اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی برای آن و نیز تحقق عملی چنین وحدتی در عرصه داخلی و ایجاد زمینه‌ خارجی آن و در نظر گرفتن چارچوب عملی وحدت امت و تأسیس نهادهای مربوط و پیگیری اقدامات عملی این نهادها.
5- سرنگون ساختن رژیم تا دندان مسلح و جا افتاده سلطنتی در ایران با استفاده از ارتقاء آگاهی انقلابی مردم که از اخلاص و احساس مسئولیت شرعی و بهره‌گیری از نیت و ایمان پاک آنها برخاسته بود.
6- بنیان‌گذاری نظامی اسلامی بر پایه قانون اساسی برخاسته از کتاب و سنت و تأسیس دولت اسلامی و ایجاد جامعه‌ای مدنی که نظام اسلامی بر همه ارکان آن حکمفرما باشد.[6]
با توجه به موارد ذکر شده فشرده برنامه انقلابی را که حضرت امام خمینی(ره) پایه کار خود قرار داد را می‌توان در دو اصل خلاصه کرد.
1_ پرورش شایسته افراد طبق تعالیم خداوند که جز با تزکیه نفس و پرورش و تطهیر آن از راه پایبندی به اصول و آموزه‌ها و تعالیم مطرح شده در قرآن کریم و توضیح داده شده در سیره و سنت‌ ائمه معصومین انجام نمی شود.
2_ بنای جامعه سالم و صالح از طریق بنیان‌گذاری حکومت صالح یعنی حکومتی که بر اساس عدل و اصول اسلام و قرآن کریم بنا شده‌ باشد. برای بنای چنین جامعه سالمی نیز راهی جز ویران ساختن حکومت طاغوت و تأسیس حکومت عدل اسلامی وجود ندارد.[7]
یکی از نکات جالب پیرامون شخصیت امام خمینی(ره) آن است که علیرغم اتکا ایشان بر مفاهیم سیاسی مدرن گفتمانش بدون ذکر هرگونه دکترین‌های سیاسی مدرن منحصراً در عبارت اسلامی خلاصه می‌شود. همین امر امام خمینی(ره) را از سایر متفکران سیاسی مسلمان اخیر متمایز می‌کند.[8] امروز جمهوری اسلامی یعنی شجره طیبه که امام راحل (ره) در ایران اسلامی نشاند، با عنایت الهی به درخت پرثمری تبدیل شده که بیداری جهان اسلام و مجدد و عظمت و پیشرفت ملت ایران از میره‌های شیرین آن به شمار می‌رود.
اصول ارزشی انقلاب اسلامی مؤثر بر جنبش‌های اسلامی
احیاگری و بیداری جهان اسلام با پیروزی انقلاب اسلامی معنا و مفهوم جدیدی پیدا کرد و از مرحله نظر به عمل و واقعیت رسید. اگرچه از حدود یک قرن قبل اندیشمندانی همچون سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محمدعبده در جهان اسلام ظهور کردند که ندای بازگشت به اسلام و تقابل با فرهنگ غرب را سر می‌دادند و در این مسیر نهضتها و گروههایی نیز شکل گرفت ولی پیروزی انقلاب اسلامی به همه مسلمانان به اثبات رساند که مسئله بازگشت به اسلام تنها یک خیال و نظر نبوده، بلکه می‌توان جامه واقعیت بر تن کند.[9] وقوع انقلاب اسلامی در ایران در مرحله‌ای از پویش تاریخی نهضت اسلامی صورت گرفت. این انقلاب با وجود اینکه خود محصول چالش‌های نهضتهای اسلامی و حلقه‌ای از زنجیر بیداری اسلامی معاصر بود اما در سرعت بخشیدن و الهام بخشی به نهضتها و گروههای اسلامی اواخر دهه هفتاد و پس از آن تأثیرات گسترده و عمیقی داشت و روند بیداری اسلامی و رویارویی مسلمانان با حکومتهای مستبد و دول غربی و شرقی را وارد مرحله‌ای نوین کرد. این تأثیرات از افکار عمومی تا سیاست خارجی دول منطقه را دربر می‌گرفت و این تحولات شگرف با توجه به سرعت اولیه، بسیاری از سیاستمداران و سیاست‌شناسان را غافگیر کرد. همه بر این نکته صحه گذاشتند که اسلام‌گرایی به عنوان نیروی جدید ملی و فراملی در خاورمیانه ظهور کرده است و باید به فکر مهار آن باشند.[10]
انقلاب اسلامی دارای اصول ارزشی ویژه‌ای بود که این اصول جنبش های اسلامی در اقصی نقاط جغرافیای اسلامی را تحت تأثیر قرار می‌داد. این اصول به شرح زیر است:
1) طرح مجدد اسلام به عنوان مجموعه کاملی از شیوه زندگی
2) اعتقاد بر این اصل که مدل غربی جدایی دین از سیاست موجب ایجاد مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعی، اقتصادی، نظامی و سیاسی جوامع اسلامی بوده است.
3) این عقیده که قدرت و موفقیت مسلمانان در بازگشت به اسلام که براساس وعده و تخمینی الهی می‌باشد تنها جایگزین مناسب سرمایه‌داری غربی و سوسیالیسم و مارکسیسم شرقی است.
4) طرح مجدد شریعت به عنوان قوانین الهی برای ایجاد جامعه مطلوب و برقراری جامعه‌ای بر پایه عدالت اجتماعی و اخلاقیات.
5) طرح مجدد جهاد مقدس علیه همه بت‌ها و آمادگی برای شهادت در راه خدا به عنوان تنها راه مبارزه و پیروزی .[11]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات