* آقای دکتر یثربی لطفاً توضیح دهید تعبیر مهندسی فرهنگی به چه معناست؟
** مهندسی به معنی ساماندهی، نظم بخشیدن، هدف و چگونگی روند کار در ادبیات تعریف شده است. در مهندسی باید از وضعیت پایه، پی، مصالح و نقشه آگاه بود چرا که ساماندهی و نظمبخشی نشان موفقیت در امور است. مهندسی فرهنگی به معنای تعیین اولویت و اهداف با برنامهای اجرایی است، با این نوع مهندسی درست کار کردن عامل موفقیت بیشتر خواهد شد.
* به نظر شما، ضرورت مهندسی فرهنگی در دوران اخیر از چه زمانی آغاز شد و چه اقداماتی در راستای این نوع مهندسی در کشور صورت گرفته است؟
** اوایل انقلاب که مدیریت جامعه به دست پیشگامان پیادهسازی نظام اسلامی قرار گرفت، در ذهن این افراد «مهندسی فرهنگ» جایگاه ویژهای پیدا کرد. بهطور مثال مشخص شد که برای ساماندهی فرهنگ باید فرهنگ پیشین و کنونی را مدنظر قرار داد و سپس به ساماندهی پرداخت. با توجه به اینکه پیش از انقلاب مردم با اصول و فروع دین آشنا بودند و از نظر عقاید مشکلی نداشتند، انقلاب اسلامی ایران توانست زمینه را برای توسعه و آموزش اسلام فراهم کند.
در ادامه روند مهندسی فرهنگی، سازمانهای فرهنگی، دانشگاهها، صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مسیر گام برداشتند، اما باز هم نیاز به کار جدی در این حوزه احساس میشد. در نهایت انقلاب فرهنگی در دانشگاهها پاسخگوی بسیاری از نیازهای فرهنگی مردم شد و اقدام جدی فرهنگی به فعالیتی زیربنایی برای تبدیل وضعیتی نامطلوب به فرهنگ مناسب جامعه اسلامی بدل شد.
* بازتاب مهندسی فرهنگی در آرمانهای انقلاب اسلامی ایران چه جایگاهی داشته و دارد؟
** مهندسی فرهنگی دارای دو بعد انتزاعی ـ ذهنی و اجرایی ـ عملی است. برای مثال برخی از آرمانهای انقلاب اسلامی ایران داشتن نظامی عاری از فساد و تبدیل اعضای ادارات دولتی به خادمان مردم بود و در عین حال این نظام در مسیر تقسیم عادلانه درآمدهای ملی، باز پسگیری اموال به غارت رفته مردم و تقویت تقوا، دانایی و پرهیزکاری گام برمیداشت. در یک مقایسه مشخص میشود که انقلاب ایران به دنبال آبادانی دنیا و آخرت مردم برآمده در حالی که سایر نظامهای حکومتی تنها در تلاش برای ساختن دنیای ملل خود هستند. در نهایت مهندسی فرهنگی، جامعه را به گونهای سامان بخشید که مردم با داشتن رفاه، آزادی و آرامش خود را نیز حفظ کنند.
* ارزیابی شما از نحوه عملکرد مهندسی فرهنگی در کشور چیست و تاکنون چه میزان در این حوزه موفق عمل کردهایم؟
** مهندسی کردن به معنای پایهریزی، برنامهریزی، تعیین اولویتها و اهداف است. خوشبختانه برای عملیاتی کردن مهندسی فرهنگی امکانات زیادی نیز وجود داشته و سازمانهایی چون سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیما و... در این مسیر فعالیت کردهاند. در این راستا سرمایه سختافزاری، نرمافزاری و نیروی انسانی مناسب در اختیار قرار گرفته است که البته باز هم نیازمند توفیقات بیشتری در مسیر پیادهسازی اهداف مهندسی فرهنگی هستیم، البته کمبود برنامهریزی از نقاط ضعفی است که باید در این حوزه ریشهیابی شود.
* با بررسی آسیب شناسانه مهندسی فرهنگی در ایران چگونه میتوان مشکلات این حوزه را رفع کرد؟
** در حوزه مهندسی فرهنگی چند راهکار برای بهتر اجرایی شدن مباحث و رفع نواقص وجود دارد. نخست باید بتوان به عملیاتی و اجرایی کردن اسلام در جامعه توجه نشان داد. برنامههای مهندسی فرهنگی باید بتواند به اجرایی شدن آرمانهای انقلاب توجه کرده و براساس آن گام بردارد. همچنین در برنامههای مهندسی فرهنگی بهتر است به جای پررنگ کردن نظارت، گزینش را مورد توجه قرار داد و خطرات نامحسوس نظیر فاصلههای طبقاتی، دور شدن از ارزشهای اسلامی و اصول انقلاب را در کنار خطرات محسوس فرهنگی ملاحظه کرد. در نهایت مهندسی فرهنگی باید بتواند به ساماندهی فرهنگ جامعه براساس آرمانها، ایدهها و خواستهها بپردازد.