تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۳۲۷۰

پوزیتیویسم منطقی سرآغاز جدایی اخلاق از اقتصاد


لیلا نعمتی
یکی از عوامل و ریشه ‌های اصلی وجود فقر و محرومیت در کشورهای جهان به ارتباط میان ارزش ‌های اخلاقی و اقتصاد بر می‌گردد. مطالعه علم فلسفه و مکاتب رایج در آن نشان می‌دهد که با ورود رویکرد پوزیتیویسم منطقی در علوم و دانش و سپس علم اقتصاد، جدایی اخلاق را از این علوم موجب شد. در واقع لحاظ نمودن اخلاقیات و اصول اخلاقی در مبانی و پیکره اقتصاد جوامع می‌تواند مانع از بسط فقر و گرسنگی در جهان شود، اگر رابطه میان اخلاق و اقتصاد به صورت معقول و منطقی باشد، می توان به بسط عدالت اقتصادی و اجتماعی امیدوار بود. بنابراین یکی از راهکارهای مهم در بهبود اوضاع اجتماعی مردم در مسئله اصلاح اصول اقتصادی نهفته است.
اقتصاد سرمایه ‌داری، نیل به سود و ثروت هنگفت را توسط هر روش و ابزاری تایید کرده و بسیاری از روش‌ها و اصول غیر انسانی را برای تامین سود و ثروت طبقات مرفه و بالای کشور بیان کرده است، این امر تجمیع ثروت در دست گروهی اندک و بسط فقر و محرومیت‌ها را در بخش وسیع جامعه موجب گشته و فاصله طبقاتی میان اقشار مختلف اجتماع را زیادتر کرده که به راحتی و با اجرای برخی اصلاحات اقتصادی نمی‌توان این شکاف را پر نمود. اقتصاد سرمایه ‌داری با در دست گرفتن قدرت اقتصادی جهان، هر روز شکاف میان فقیر و غنی را زیادتر کرده و نابرابری و بی عدالتی و تضییع حقوق انسان را بسط داده است.
با نگاهی به نظام اقتصادی سرمایه ‌داری کشورهای غرب می‌توان نبود ارزش ‌های اخلاقی را در پیکره مادی جامعه مشاهده نمود. استفاده از هر روش و ابزاری برای نیل به ثروت و رواج فعالیت ‌های اقتصادی غیر مجاز و غیر انسانی، حیات بشر را به ورطه نابودی کشانده و جوامع غرب را هم از لحاظ اقتصادی و هم از نظر اخلاقی به فساد می‌کشاند. سرمایه ‌داری با تهدید مکاتب و نظام اقتصادی دیگر جوامع که اخلاق و اصول انسانی را معیار خود ساخته‌اند، قدرت عمل و موفقیت این نظام‌ها را محدود ساخته و سعی در بسط اصول و قواعد اقتصادی خود در جهان دارد.
نظام سرمایه‌ داری با رواج اندیشه و مکاتب فلسفی و مطرح ساختن قواعد و اصول سرمایه‌ داری سعی در توجیه فعالیت و عملکرد اقتصادی خود دارد. بسیاری از مکاتب فلسفی و تفکرات و ایدئولوژی ‌های غربی، سیستمی خودساخته و حمایتی دارند که فقط از سوی قدرت‌ های سرمایه‌ داری و استثماری حمایت گشته و هیچ گونه پشتوانه و ریشه مردمی و دانشگاهی و علمی ندارند. در حالی که اکثر طبقات مردم و اقشار دانشگاهی از وجود نابرابری و بی عدالتی‌ها معترض هستند، ایدئولوگ های نظام سرمایه ‌داری با طرح اندیشه ‌های فلسفی خاص خود سعی در توجیه عملکرد و فعالیت ‌های این نظام دارند.
با این وصف ریشه جدایی اخلاق و ارزش ‌های انسانی از اقتصاد به ظهور مکتب پوزیتیویسم یا اثبات‌ گرایی در علم اقتصاد بر می‌گردد. رویکرد پوزیتیویسم با اعتقاد به جدایی علم و دانش بشری از اصول اخلاقی و ارزش‌ های معنوی باعث جدایی اخلاق از اقتصاد شد. با ورود پوزیتیویسم منطقی در علم و دانش، بسیاری از رویکردها و نگرش‌های پوزیتیویستی وارد علم اقتصاد شد و باعث جدایی اخلاق و اصول انسانی و معنوی از کارکرد و فعالیت‌ های اقتصادی گشت. بدین ترتیب استفاده از هر روش و ابزاری برای نیل به اهداف اقتصادی موجه و منطقی می‌باشد. تاثیر پوزیتیویسم منطقی بر علم اقتصاد با کتب و رساله ‌های لرد رابینز آغاز شد. علاوه بر آن برخی فیلسوفان غرب چون دیوید هیوم با طرح مسائل و مباحث مربوط به جدایی اخلاق از پیکره اجتماع و محدود کردن اخلاق به زندگی شخصی، زمینه و مقدمه جدایی اخلاقیات را از فعالیت‌های اقتصادی فراهم ساختند. با این جدایی بسیاری از مشکلات اجتماعی و نابرابری ‌های اقتصادی گریبانگیر جوامع غربی شده است. فقر و محرومیت‌ طبقات پایین جامعه گسترش یافته و دولت از پاسخ دادن به مسائل و مشکلات آنها سر باز می‌زند. ریشه و راه حل تمامی مشکلات اقتصادی به ارتباط میان اخلاق و اقتصاد و اصلاح این رابطه بر می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات