تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۴۳۲۸۴
مبانی اقتصاد در نظام علوی

اقتصاد لیبرال و فطرت انسان


انسان‌شناسی
نوع نگاه انسان، ابعاد وجودی او، نیازها و اهدافش در زندگی، بسیار تاثیرگذار در تنظیم روابط اقتصادی و در نتیجه در نظام اقتصادی است. از دیدگاه مکتب لیبرالیسم، آدمی ویژگی‏هایی دارد که تاثیر بسزایی بر رفتار اقتصادی انسان و سامان‏یابی نظام اقتصاد سرمایه‏داری لیبرال می‏گذارد.
خویش‌مالکی: از دیدگاه فلسفه لیبرالیسم، انسان مالک مطلق خود، کار و اموال خویش است و هیچ‌گونه تعلقی به جامعه، دولت و خداوند ندارد و مالش را هرگونه که خواسته باشد می‏تواند مصرف کند. این دیدگاه یکی از مبانی اعتقاد به آزادی فردی در عرصه اقتصادی و مالکیت خصوصی مطلق در نظام اقتصاد سرمایه‏داری لیبرال است. (1)‏
اصالت ارضای امیال و تمنیات نفسانی: تلاش انسان در عرصه اقتصادی، برای ارضای امیال و تمنیات نفسانی او است، بنابراین هر انسانی هر چیزی را که به نفع خویش می‏پندارد و هر روشی را که برای به‌دست آوردن آن مفیدتر می‏داند، برمی‏گزیند. این تفسیر از انسان، سبب شده تا نظام اقتصاد سرمایه‏داری لیبرال، حداکثر کردن منفعت مادی شخصی را یگانه هدف فعالیت اقتصادی افراد معرفی کند.‏
نگرش ابزاری به عقل: در مکتب لیبرالیسم، عقل انسان خدمتگزار او در برآوردن اهداف و امیال شخصی او است و چنین انسانی عاقل است.وقتی حداکثر کردن سود شخصی، هدف فعالیتهای اقتصادی افراد باشد و این هدف از امیال نفسانی انسان سرچشمه بگیرد و عقل هم خدمتگزار انسان در برآوردن هدفش باشد، باید بپذیریم که تمام الگوهای علمی، مانند الگوی مصرف، سرمایه‏گذاری، تولید، هزینه و بازار از امور فوق متاثر است". (2)، (3)
هستی‌شناسی انسان از دیدگاه علی(ع)‏
در نقطه مقابل، انسانی را که امیر مومنان علی علیه السلام معرفی می‏کند، تفاوتهای اساسی با انسان از دیدگاه لیبرالیسم دارد. ویژگی‏های انسان الهی، هدف از خلقت او و برخی خصوصیات دیگر انسان که از دیدگاه امیر مومنان علی علیه السلام می‏تواند در رفتارهای اقتصادی موثر باشد از این قرار است:
1- فلسفه آفرینش انسان و اقتصاد مبتنی بر آن‏ خداوند انسان و جهان را بیهوده نیافریده است. هرچند این انسان در این دنیا زندگی می‏کند، اما برای این دنیا آفریده نشده است تا هدف خودش را از زندگی، فقط بهره‏برداری از امکانات مادی دنیا قرار دهد؛ بلکه انسان برای جهان آخرت آفریده شده است: "تو برای آخرت خلق شده‏ای نه برای دنیا". (نهج البلاغه، نامه 31) خداوند، عبادت و اطاعت را وظیفه بندگانش و کیفر و پاداش آخرتی را نتیجه آن قرار داد تا مومن، در هر فعلی، بلکه در هر نیتی این هدف غایی را در نظر داشته باشد. در ساحت فعالیتهای اقتصادی، هیچ‌گاه هدف از تلاش اقتصادی را رفاه مادی را که خلاف دستورهای خداوند باشد، قرار نمی‏دهد. نظام اقتصادی اسلام باید به‌گونه‏ای سامان یابد که انسان را به هدف غایی آفرینش (بندگی خدا) نزدیک سازد.
در اتخاذ سیاستهای کلی اقتصادی جامعه، حتما باید هدف کلی و غایی مورد هدف جدی قرار گیرد. در نظام اقتصادی اسلام، عدالت اقتصادی، هدف است که در همه حال می‏تواند ابزاری برای هدف غایی پیش گفته باشد؛ بنابراین، پیگیری هدف خلقت انسان در فعالیتهای اقتصادی در ابعاد خرد و کلان باعث تفاوتهای بسیاری در رفتارهای اقتصادی افراد و نظام اقتصادی از دیدگاه لیبرالیسم و امیر مومنان، علی علیه السلام خواهد شد.‏
دو بعدی بودن انسان
حضرت امیر المومنین، همصدا با سخن خداوند در پاره‌ای از سخنانش، به چگونگی آفرینش انسان اشاره دارد و تصریح می‌نمایند که انسان از دو بعد مادی و روحی آفریده شده است: "پس خداوند خاک را نمناکش ساخت تا چسبیده شد، و از آن پیکری ساخت دارای اندامها و اعضاء و مفاصل و خشکش نمود تا خود را بگرفت چون سفالینه، و تا مدتی معین و زمانی مشخص سختش گردانید؛ آن‌گاه از روح خود در آن بدمید: "و نُفِخَ فیها مِن روحِهِ". آن پیکر گلین که جان یافته بود از جای برخاست که انسان شده بود با ذهنی که در کارها به جولانش درآورد و با اندیشه‌ای که به آن در کارها تصرف کند و عضوهایی که چون ابزارهایی به کارشان گیرد و نیروی شناختی که میان حق و باطل فرق نهد و طعم‌ها و بوی ‌ها و رنگ‌ها و چیزها را دریابد". (4)
زمانی‌که به همه گفتار آن گرامی درباره ابعاد وجودی انسان مراجعه شود، روشن می‌شود که گویا بیان حضرت، تفسیر آیه ذیل است: "و إذ قال ربُّکَ للملائکه إنّی خالقٌ بشراً من صلصال من حمإٍ مَّسنون فإذا سوَّیتُهُ و نَفَختُ فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛ و [ای پیامبر به‌خاطر بیاور!] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من از گَلی خشکیده که از گَل بدبویی گرفته شده، بشری می‌آفرینم. هنگامی که کار آن‌را به پایان رساندم و از روح خود در او دمیدم، همگی بر او سجده کنید". (سوره حجر، آیات 28 و 29)
حضرت امیر المومنین(ع) برای جسم مادی و روح انسان حالات متفاوتی را مطرح می‌نماید: "برای جسم انسان شش حالت و وضعیت به‌وجود می‌آید: صحت، مرض، مرگ، حیات، خواب و بیداری. روح انسان نیز شش حالت دارد: حیاتش که علم است؛ مرگ روح که نادانی‌اش؛ مرض روح، شکّش؛ صحت روح، یقینش؛ خواب روح، غفلتش؛ و بیداری روح، هوشیاری اوست."
حقیقت انسان همان روح او و و بدن انسان ابزاری در اختیار روح برای تکامل آن است. روح انسان دو ویژگی عقلانی و غریزی دارد. انسان با ویژگی عقلانی، امور محسوس را درک می‌کند و به معارف گوناگون دست می‌یابد؛ معارف الهی، رازهای نهفته در طبیعت و بایدها و نبایدهای زندگی را می‌یابد و اهداف و مسیر زندگی را تعیین می‌کند. ویژگی غریزی روح انسا ن را به امور مادی می‌خواند که قدر مشترک میان انسان و حیوان است. مانند میل به خوردن و خوابیدن و نیاز جنسی.
جایگاه عقل و غریزه در نگرش الهی و لیبرال
آنچه تاکنون درباره ابعاد وجودی انسان و ویژگی‌های او برشمردیم، به دیدگاه حضرت امیر المومنین(ع) اختصاص ندارد بلکه فلاسفه لیبرال نیز ممکن است چنین امری را پذیرا باشند؛ اما آنچه در این بحث اهمیت دارد و نقطه تمایز بین دو دیدگاه است، پاسخ به این سئوال است که جایگاه عقل و غریزه در این دو دیدگاه چیست؟
از دیدگاه اسلام، تمایلات نفسانی و غرایز، اموری هستند که برای تکامل انسان در جهان مادی نهاده شده‌اند؛ اما نباید آنها را سرکوب کرد و نیز نباید زمینه سرکشی آنها را فراهم آورد؛ بلکه انسان باید آنها را تعدیل کرده در اختیار عقل قرار دهد و عقل را بر آنها حاکم کند و بدین ترتیب، راه سعادت را در دنیا و آخرت درپیش گیرد. امام علی(ع) در بیانی، جایگاه این‌دو را چنین ترسیم می‌کند: "عقل انسان همراه لشکر خدای رحمان است و شهوات و خواسته‌های نفسانی، رهبر لشکر شیطان شمرده می‌شود. نفس انسان میان این‌دو، قرار دارد. هریک از این‌دو، نفس را به‌سوی خود می‌کشد. هریک از آن‌دو لشکر پیروز شود، نفس انسان تحت فرمانش خواهد بود".(5)
امام علی(ع) در سخنان فراوانی، بر لزوم حاکمیت عقل و پرهیز از حاکمیت شهوات تاکید دارد: "هرکس عقلش بر شهواتش غالب گردد، پیروز می‌شود.". (6) در کلامی دیگر می‌فرمایند: "هرکس شهواتش بر عقلش غالب گردد، رسوایی‌های او ظاهر گردد". (7)
لیبرالیسم با تفسیری که از عقل و تمایلات نفسانی دارد، عقل را خدمتگزار تمایلات نفسانی می‌داند و آن را ابزاری در خدمت تمایلات نفسانی و مادی می‌شمارد. به یقین، این دو نگاه، باعث تفاوت های روشنی در اهداف اقتصادی حاضر در فعالیت های فرد خواهد شد. درخور ذکر است که دیدگاه لیبرالیسم درباره انسان می‌تواند مبنای ایدئولوژیک آزادی و رقابت کامل افراد در بخش تولید، توزیع و مصرف و عدم دخالت در اقتصاد باشد؛ اما دیدگاه امیر المومنین علی علیه السلام درباره انسان، چنین الزامی را القا نمی‌کند.
مالکیت خدا و مسئولیت انسان
جهان و همه موجودات آن، ملک طِلق خدای متعالی است. هستی انسان و تمامی نیروهای روحی و جسمی او و همه موجودات از آنِ خدا است: "له ما فی الارضین و السّماوات؛ آنچه در آسمانها و زمینها قرار دارد از آنِ خدای متعالی است". (8)‏
گفتنی است که این مالکیت از سنخ مالکیت اعتباری، همانند مالکیت انسان بر اشیاء نیست؛ بلکه از نوع مالکیت تکوینی شمرده می‌شود. خدا انسان را آفرید و بار مسئولیت سنگینی را بر عهده او قرار داد.
حضرت در این‌باره می‌فرمایند: "هنگامی‌که خداوند زمینش را بگسترد و فرمان خود را روان ساخت، آدم(ع) را از میان آفریدگان خود برگزیند و او نخستین آدمیان بود. او را در بهشت خود جای داد و عیش او را مهیا گردانید و او آموخت که از چه کارهایی پرهیز کند و اگر از او چنان کارهایی سر زند، مرتکب معصیت شده است و مقام و منزلتش به خطر می‌افتد ولی آدم به کاری که خداوند از آن نهی کرده بود، دست یازید؛ زیرا علم خدا از پیش بدان تعلق گرفته بود. هنگامی که آدم توبه کرد، خداوند او را به زمین فرستاد تا زمینش را با فرزندان خود آباد سازد و از سوی خدا بر بندگانش حجت و راهنما باشد".(9)
در این گفتار، حضرت، هم به مقام والای انسان که از میان همه آفریدگان الهی برگزیده شده است، و هم به وظایف سنگین آدم و فرزندانش در اطاعت از خدای سبحان اشاره می کند. این همان مسئولیت جانشینی انسان است که در قرآن می‏فرماید: "هو الذی جعلککم خلائف الارض؛ او خدایی است که شما را جانشین خود در زمین قرار داد".(سوره انعام، آیه 165)
هم تمام چیزها از آنِ خدا است و هم انسان، جانشین خدا در زمین و در قبال او مسئول است. خدا حق دارد از همه تصرفات ما در دارایی، و در فکر و خیال بپرسد و به تناسب تصرفات هر کسی، به او کیفر یا پاداش دهد؛ یعنی دو ویژگی مالکیت خدا بر جهان و انسان، و خلیفه و منتخب بودن انسان، به‌طور منطقی نتایج ذیل را در بر دارد:
1. انسان، در تصرف در مال و جان و فکر خود، محدود به حدودی است که خداوند تعیین می‏کند؛
2. چون انسان در برابر خداوند مسئول است، اگر از حدود الهی تجاوز کند مواخذه خواهد شد.
این درحالی است که مکتب لیبرالیسم، انسان را مالک مطلق جان و فکر و مال خود می‏داند و در تحصیل منافع فردی هیچ‌گونه مسئولیتی در برابر خدا، جامعه و دولت قائل نیست.
‏ پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات