موازنه قدرت
ساختار سیاسی آمریکا براساس "الگوی کنترل و موازنه" (chek and Balance Model) سازماندهی شده است. براساس چنین الگویی هر یک از نهادهای سیاسی و مجموعههای اجرایی در آمریکا نمیتوانند از قدرت مطلق و موثر برخوردار شوند. ساختار سیاسی آمریکا وظیفه دارد تا ارکان و نهادهای مختلف قدرت سیاسی را با یکدیگر متوازن و هماهنگ نماید. این الگو در ارتباط با حوزههای مختلف قدرت سیاسی در کنگره، ساختار اداری، مجموعههای بوروکراتیک و نهادهای امنیتی ـ استراتژیک اعمال میشود. بر این اساس، هیچیک از ارکان قدرت سیاسی آمریکا دارای توانمندی فائقه نیستند. هر یک از این نهادها دارای سطح مشخصی از قدرت سیاسی بوده و در نهایت اینکه تصمیمگیری از طریق تبادل و توازن قدرت بین چنین مجموعههایی انجام میگیرد. اجراییسازی قدرت، توسط احزاب انجام میگیرد.
اگرچه ساختار حزبی آمریکا ماهیت متنوع و متکثر دارد؛ اما شواهد نشان میدهد که صرفا دو حزب جمهوریخواه و دموکرات از قدرت اساسی و تعیینکننده بهرهمند خواهند بود. سایر احزاب در رقابتها شرکت میکنند؛ اما جایگاه چندانی در ساختار قدرت به دست نمیآورند. از سوی دیگر میتوان تاکید داشت که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صرفا کاندیداهای احزاب مسلط از شانس اصلی برخوردارند. سایر کاندیداها نمیتوانند جایگاه و مطلوبیت موثری را به دست آورند. بنابراین قاعده بازی در نظام انتخاباتی آمریکا مورد توجه احزاب مسلط قرار خواهد گرفت. اگر هر یک از بازیگران حزبی درصدد تقلب برآیند، طبیعی است که ساختار سیاسی آمریکا نسبت به آن واکنش نشان میدهد. چنین روندی را میتوان در ارتباط با انتخابات 1972 آمریکا ملاحظه نمود.
نماد هویت آمریکایی
رئیسجمهور آمریکا از قدرت ویژه سیاسی و ساختاری برخوردار است. سنتهای سیاسی آمریکا نشان میدهد که رئیسجمهور به عنوان نماد هویت و قدرت ملی آمریکا محسوب میشود. به همین دلیل است که انتخاب وی تحتتاثیر عوامل و مولفههای متنوعی سازماندهی میشود. به هر میزان قدرت سیاسی رهبران افزایش یابد؛ طبیعی است که مراحل انتخاب و گزینش آنان نیز پیچیدهتر خواهد شد. ضرورتهای سیاسی و انتخاباتی آمریکا به گونهای است که رئیسجمهور از موقعیت و مطلوبیت ویژهای برخوردار بوده و به همین دلیل است که باید با چالشهای مختلفی برای نیل به قدرت روبهرو شود. روند رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا متنوع بوده و در هر دوران کاندیدای ریاست جمهوری با آزمون جدیدی روبهرو خواهد شد.
این امر نشان میدهد که پیروزی در انتخابات کار دشواری بوده و هر کاندیدا ناچار خواهد بود تا موقعیت خود را در داخل حزب و همچنین در رقابت با کاندیدای سایر احزاب تثبیت نماید. در چنین شرایطی روند انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا در حدود 15 ماه خواهد بود. طی این مدت سه مرحله کاملا متمایز از یکدیگر وجود دارد. در هر مرحله، کاندیدا باید شکل خاصی از رقابت را به انجام رساند. طبعا کسانی در مرحله نهایی به پیروزی میرسند که قادر باشند؛ در مراحل گذشته بر رقبای خود پیروز شوند. صرفا از طریق پیروزیهای مرحلهای است که کاندیداهای ریاست جمهوری میتوانند به مراحل بعدی دست یابند. برای رسیدن به مرحله نهایی و رقابتهایی که در اکتبر سال انتخابی انجام میشود؛ کاندیداهای ریاست جمهوری باید در مراحل انتخاباتی ذیل به رقابت مبادرت نمایند:
رقابت در کنوانسیونهای ایالتی
اینگونه رقابتها از دسامبر سال قبل از برگزاری انتخابات آغاز میشود. در کنوانسیونهای ایالتی هر کاندیدا مواضع خود را اعلام نموده و تلاش میکند تا از طریق مشارکت در کلوبهای حزبی و مجتمعهای انتخاباتی موقعیت خود را تثبیت کند. در کنوانسیونهای ایالتی زمینه برای تبیین مواضع انتخاباتی کاندیدا فراهم میشود. از سوی دیگر، هر حزب تلاش میکند تا زمینههای رقابت برای داوطلبان را فراهم سازد. به عبارت دیگر، در کنوانسیونهای حزبی ایالتها کاندیدای هر حزب در صدد بر میآید تا موقعیت خود را برای پیروزی بر سایر کاندیداها تثبیت نموده و از این طریق به مراحل بعدی ارتقاء یابد. در کنوانسیونهای ایالتی، زمینه برای انتخاب اعضا فراهم میشود که کنوانسیون ملی حزب را شکل میدهند. به عبارت دیگر در هر ایالت افرادی انتخاب میشوند که کاندیدای حزب برای رقابتهای نهایی را انتخاب خواهند کرد.
به همین دلیل است که رقابت در کنوانسیونهای ایالتی ماهیت درون ساختاری و مرحلهای داشته و در نتیجه کاندیدا میتواند موقعیت خود را در درون حزب تثبیت نماید. در کنوانسیونهای ایالتی هر کاندیدا تلاش میکند تا به گونهای رفتار نماید که مطلوبیتهای خود را در مقایسه با سایر کاندیداها به اثبات رساند. طبیعی است که در این شرایط علیه سایر کاندیداها به ضد تبلیغ مبادرت میورزد. این امر شرایطی را ایجاد میکند که رقبای انتخاباتی با یکدیگر در شرایط جدال و ستیز قرار میگیرند. رقبایی که میتوانند موقعیت خود را ارتقاء داده و از این طریق علاوه بر تبیین مواضع، به جایگاه موثرتری در قالب ساختار سیاسی و نظام انتخاباتی نایل شوند. به این ترتیب، کنوانسیون ایالتی را میتوان گامی موثر در جهت انتخاب افرادی دانست که آنان قادر خواهند شد تا کاندیدای حزب را تعیین نمایند.
رقابت در کنوانسیون ملی احزاب
حزب دموکرات و جمهوریخواه در جولای سال انتخاباتی مبادرت به برگزاری کنوانسیون ملی حزب مینماید. به عبارت دیگر، این احزاب تلاش میکنند تا موقعیت هر یک از کاندیداها را مورد بررسی قرار داده و به این ترتیب نماینده اصلی حزب را تعیین نمایند. در کنوانسیون ملی هر حزب زمینه برای انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری و همچنین معاون رئیسجمهور فراهم میشود.
به عبارت دیگر، کنوانسیون ملی حزب تلاش میکند تا دو نفر را به عنوان برگزیدگان حزبی معرفی کند. کاندیدای ریاست جمهوری و معاونت رئیسجمهور توسط کنوانسیون ملی حزب تعیین میشود. لازم به توضیح است که معاون رئیسجمهور به عنوان رئیسجمهور بالقوه تلقی شده و از موقعیت ویژهای در ساختار سیاسی و حکومتی آمریکا برخوردار است. زیرا اگر رئیسجمهور در شرایط ترور، استیضاح یا حوادث دیگری قرار گیرد؛ معاون رئیسجمهور به عنوان رئیس جدید کشور معرفی میشود.
رقابت سرنوشتساز
بعد از برگزاری کنوانسیون ایالتی و ملی هر حزب زمینه برای انتخاب کاندیدای اصلی حزب فراهم شده و در نتیجه تمامی بدنه حزبی تلاش میکند تا زمینه پیروزی کاندیدای موردنظر خود را فراهم سازد. این انتخابات در اولین سهشنبه نوامبر سال انتخاباتی انجام خواهد شد. بنابراین گروههای اجتماعی از طریق آرای مستقیم به کاندیدای مورد نظر خود رأی میدهند. در انتخابات نوامبر، کاندیداهایی که در روندهای گذشته جایگاه سیاسی و حزبی مناسبی را به دست آوردهاند، قادر خواهند شد تا از طریق رقابت به کسب آرای جامعه نایل شوند.
سنجش آرای انتخاباتی در هر ایالت به گونهای جداگانه انجام میپذیرد. برای محاسبه آرای کاندیدای ریاست جمهوری 538 کارت الکترال وجود دارد. هر ایالت دارای تعداد مشخصی از کارت الکترال برای هر ایالت براساس تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلس سنا و همچنین مجلس نمایندگان انجام میگیرد. هر کاندیدایی که در انتخابات نوامبر اکثریت آرای هر ایالت را به دست آورد به گونهای اجتنابناپذیر به تمامی کارتهای الکترال آن ایالت دست مییابد.
یعنی اینکه توزیع کارت الکترال براساس "نسبت آراء"، نیست، بلکه هر کاندیدایی که اکثریت نسبی هر ایالت را به دست آورد، تمامی کارتهای الکترال آن ایالت را از آن خود خواهد کرد. به همین دلیل ممکن است؛ برخی از کاندیداها در یک ایالت با اختلاف محدودی شکست بخورند؛ اما این امر منجر به اعطای تمامی کارتهای الکترال به طرف رقیب میشود. به این ترتیب، اگر هر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 269 کارت الکترال به دست آورد؛ در آن شرایط به پیروزی انتخاباتی نایل میشود.
در تاریخ رقابتهای انتخاباتی آمریکا موارد بسیاری وجود داشته است که برخی از کاندیداها آرای کمتری به دست آورده اما به دلیل کسب کارت الکترال بیشتر به موقعیت مطلوبتری در رقابتها نایل شدهاند. این امر نشان میدهد که علاوه بر آرای شهروندان، لازم است تا سیستمهای تبلیغاتی به گونهای تنظیم شود که پیروزی در شهرهای بزرگتر ایجاد کند، زیرا در ایالتهای بزرگ تعداد کارتهای الکترال بیشتر بوده و در چنین شرایطی شانس کاندیداها برای نیل به موفقیت افزایش خواهد یافت.