آرش شیران
پس از انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی رئیسجمهور و سپس عزل وی در اولین گام از تشکیل کابینه دهم به نظر میرسد داستانهای دنبالهدار دولت قبلی در دولت جدید هم روایت خواهد شد.
محمود احمدینژاد خودش راوی اولین قصه بود، وقتی که اعلام کرد مشایی به عنوان معاون اول در کابینه فعالیت خواهد کرد. چندان طول نکشید تا جریان اصولگرایی، کارتهای هشدار خود را به رئیسجمهور نشان دهد و از در و دیوار مجلس گرفته تا بیوت آیات عظام و از تشکلهای دانشجویی حامی دولت گرفته تا روزنامه کیهان همگی یک صدا خواستار توقف ماشین دولت و پیاده شدن اولین مسافر کابینه شدند.
اگر چه تصور میشد احمدینژاد سرانجام ترمز دولت را برای پیاده شدن مشایی بکشد، اما این کار نهایتا با دستور مقام معظم رهبری ممکن شد. البته کنار رفتن مشایی آخر داستان نبود. احمدینژاد، وی را به سمت رئیس دفتر و مشاور خود منصوب کرد تا در آینده همه شاهد عکسهای فراوانی از حضور توامان دو چهرهای باشیم که یکی از محو اسرائیل میگوید و دیگری از دوستی با مردم اسرائیل دفاع میکند.
قصه از اینجا شروع شد که انتخاب معاونان رئیسجمهور در اولین سفر استانی احمدینژاد پس از انتخابات به مشهد مقدس اعلام شد.حتی بدبینترین اصولگرایان به احمدینژاد هم تصور نمیکردند که در پایان جلسه هیات دولت نام اسفندیار رحیممشایی به عنوان معاون اول رئیسجمهور به اصحاب رسانه اعلام شود.
اما در میان تعجب همه، این اتفاق افتاد و شخصی که بسیاری از اصولگرایان خواهان حذف او از کابینه قبلی بودند و حتی حمایت انتخاباتی خود از احمدینژاد را مشروط به نبودن او در کابینه جدید کرده بودند با یک جهش از ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به معاون اولی ارتقا پیدا کرد.
طبق پیشبینیها، اعتراضها از دو محور داخل و خارج مجلس آغاز شد. باهنر، حسن ابوترابیفرد، علی مطهری و حتی حامیان احمدینژاد در مجلس مانند رسایی و کوچکزاده علم انتقاد از دولت را در مجلس برافراشتند. ابتدا فراکسیون روحانیون مجلس تنور انتقادها را داغ کرد. حجتالاسلام محمدتقی رهبر، رئیس این فراکسیون تقریبا تمام تلفنهای اصحاب رسانه را برای مصاحبه با موضوع انتقاد از رحیم مشایی پاسخ داد و کار را به آنجایی رساند که گفت در صورتی که احمدینژاد، مشایی را برکنار نکند اعضای فراکسیون روحانیون برای عزل مشایی به دیدار مقام معظم رهبری خواهند رفت.
همزمان با بلند شدن موج انتقادهای بدنه جریان اصولگرایی از این انتصاب، سایت الف وابسته به احمد توکلی، نماینده تهران خبر برکناری مشایی را به دلیل مخالفت رهبری با این انتصاب اعلام کرد. این خبر خیلی سریع در سایتهای دیگر هم آمد تا به گوش اسفندیار رحیممشایی رسید، اما وبسایت شخصی مشایی این خبر را دروغ و ساخته و پرداخته چند سایت کجاندیش دانست که دشمن ولایت و دولت کریمه هستند.
اگر چه برخی از نمایندگان اصولگرا معاونت اولی مشایی را موقتی و تنها تا زمان تنفیذ ریاست جمهوری معتبر میدانستند، اما رئیسجمهور در پاسخ به شایعات برکناری یا استعفای آقای مشایی از سمت معاون اولی تاکید کرد آقای مشایی از مدیران مومن، دلسوز، ولایی، پاک و خلاق ایران هستند و به چه دلیل باید استعفا بدهند.
وی با تاکید بر این که «آقای مشایی چهار سال به عنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در خدمت دولت بوده و خدمات فراوانی داشته است». تصریح کرد: «آقای مشایی امروز در سمت معاون اول رئیسجمهور به خدمات خود به انقلاب اسلامی، ملت و کشور ایران ادامه میدهد.» مجتبی ثمره هاشمی نیز که در کابینه جدید پست جدیدی با عنوان دستیار ارشدی برایش تدارک دیده شده است، آب سردی بر پیکره اصولگرایان منتقد انتصاب مشایی ریخت و گفت که به دلیل منطبق نبودن انتقادها با حجت و دلیل، در انتصاب مشایی تجدیدنظر نخواهد شد. ثمره هاشمی نیز خبر برکناری مشایی را تکذیب کرد.
این اظهارات احمدینژاد و ثمره هاشمی آتش انتقادها را شعلهورتر کرد. احمد توکلی و حجتالاسلام ابوترابی فرد، عضو هیات رئیسه مجلس مجددا خبر حکم برکناری مشایی به دستور رهبر معظم را موثق اعلام کردند. توکلی نیز در طعنهای آشکار به ثمره هاشمی یادآور شد که تکذیب برکناری مشایی با حکم رهبر معظم همانند اظهارنظر دولتمردان درباره مساله انفکاک غیرقانونی سازمان حج و زیارت از سازمان اوقاف و الحاق آن به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است که ابتدا توسط ثمره هاشمی غیرقانونی بودن آن تکذیب شد اما پس از مصاحبه ریشهری، نماینده رهبر معظم انقلاب در سازمان حج و زیارت غیرقانونی بودن آن انفکاک بر همگان روشن شد. از اینجای داستان به بعد با خبر دستور مقام معظم رهبری برای برکناری مشایی به مانند دستور ایشان در حوادث مربوط به سازمان حج و زیارت، درخواستها برای برکناری مشایی تحت عنوان ولایتپذیری دولت و احمدینژاد دنبال شد.
بیرون از مجلس نیز انتقادها به انتصاب مشایی با یادداشتهای حسین شریعتمداری از روزنامه کیهان و بیانیهها و تحصنهای اعتراضی تشکلهای دانشجویی حامی دولت آغاز شد و آخرالامر کار به فتوای صریح آیتالله مکارم شیرازی رسید.
شریعتمداری دو روز پیاپی با یادداشتهای خود انتصاب مشایی را زیر رگبار انتقاد قرارداد. مدیر مسئول کیهان در یکی از نوشتههای خود نسبت به رئیسجمهور درباره انتصاب مشایی آورد که از مواضع آنچنانی آقای مشایی که حداقل در دو مورد مشخص با ذوقزدگی دشمنان از یکسو و نهیب و ملامت شدید رهبر معظم انقلاب از سوی دیگر روبهرو شد، انتظار آن بود که آقای احمدینژاد بلافاصله و بدون کمترین تاخیر و درنگ نامبرده را از معاونت خویش و ریاست سازمان گردشگری عزل کند، ولی متاسفانه آقای رئیسجمهور نه فقط ایشان را عزل نکرد بلکه امروزه پست خطیر و با اهمیتتر معاون اولی ریاست جمهوری را به وی سپرده است و سوال این است که جناب احمدینژاد در شخصیت آقای رحیممشایی چه ویژگیها و امتیازاتی میبینند که هیچ کس دیگر قادر به دین آن نیست؟ البته این نوشته صلاحیت آقای مشایی برای برخی از مدیریتهای میانی و کماهمیت را نفی نمیکند، ولی آقای رحیم مشایی و معاونت اول رئیسجمهور؟
در کنار آتشبازی سنگین کیهان برخی تشکلهای دانشجویی نیز با پیشروی و تحصن در برابر برخی اماکن دولتی و میادین شهر تهران و صدور بیانیه اعتراضات خود را اعلام کردند.
کدهای کیهان و یادآوری مجدد ملامت سخنان مشایی درباره دوستی مردم ایران و اسرائیل توسط رهبر معظم انقلاب در سال گذشته فضای انتقاد از انتصاب مشایی توسط احمدینژاد را بیش از گذشته تقویت کرد. از منظر اصولگرایان، دولت در آزمون ولایتمداری قرار داشت و برکنار نشدن مشایی حکم شکست در این آزمون را داشت.
آیتالله سیداحمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان در مصاحبهای به بهترین شکل ممکن انتظارات اصولگرایان از احمدینژاد و آزمون ولایتپذیری دولت را تشریح کرد: «انسان پیوسته در حال امتحان است، سنت امتحان از سنتهای قطعی قرآن کریم است که در همین راستا ریاست هم از امتحانات الهی است، اینکه دکتر احمدینژاد با حمایت بیدریغ متدینین و ارزشمداران توفیق کسب بیش از 24 میلیون رای را داشتهاند امیدواریم بتوانند در امتحانات الهی سربلند بیرون بیایند. آقای احمدینژاد دوباره موافق به کسب آرای اکثریت ملت شد، پس امیدواریم که در امتحان ولایتمداری هم نمره قبولی را کسب کند.»
در حالی که جریان اصولگرا در انتظار نتیجه آزمون ولایتپذیری دولت و احمدینژاد بود تاخیر در پاسخ و برخی اظهارنظرهای فضای اصولگرا را بیش از گذشته علیه دولت شوراند. ابتدا رئیسجمهور بیآنکه گوشه چشمی به درخواستهای اصولگرایان داشته باشد، در مراسم تودیع مشایی از سازمان میراث فرهنگی اظهارات محبتآمیزی را درباره وی به زبان راند. وی گفت که آشنایی با مشایی یکی از افتخارات و نعمتهایی است که خداوند به وی در زندگی عطا کرده، چرا که مشایی مثل چشمه زلال است ویک ذره غش ندارد. وی اضافه کرد: «برخی از بنده میپرسند چرا به وی علاقه دارید و من در پاسخ میگویم به هزار دلیل، یکی اینکه وقتی آدم با ایشان مینشیند انگار با خودش نشسته است و هیچ فاصلهای وجود ندارد و مثل یک آیینه شفاف است، البته متاسفم که برخی او را نمیشناسند.»
سایت شخصی اسفندیار رحیم مشایی نیز در مطلبی غیرمنتظره و تامل برانگیز در واکنش به انتقادهای فزاینده از انتخاب او به عنوان معاون اول رئیسجمهوری، مخالفان این انتصاب را سهمخواه، حسود یا نادان خواند و وی را به گل سرسبد اصولگرایان تشبیه و تاکید کرد که نظرات وی در مورد دوستی با مردم اسرائیل موضع رسمی دولت بوده است. در بخش دیگری از متن منتشره در سایت مشایی آمده بود: «بحث اینجاست که چرا افراد سینه چاک احمدینژاد و روزنامههای ستایشگر وی نه تنها در دوران انتخابات که در پیش و پس از آن اینک با این انتصاب عصبانی شدهاند و خواستار لغو حکم وی هستند. ما بر این باوریم که این موضعگیری برخلاف ادعای مطرح، از سر دلسوزی نیست، بلکه یا از سر حسادت است یا سهمخواهی؟ چرا؟»
با فتوای صریح آیتالله مکارم شیرازی درباره مشروعیت نداشتن تصدی مشایی، گویی کاسه صبر اصولگرایان و مراجع لبریز شد. آیتالله مکارم شیرازی در پاسخ استفتاء جمعی از مقلدان خود در خصوص تصدی معاون اولی رئیسجمهور مرقوم فتوا دادند که تصدی چنین کسی مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور صورت گرفته هرچه سریعتر باید اصلاح شود.
در این شرایط سومین جبهه انتقاد از انتصاب مشایی درون دولت گشوده شد. پس از آنکه در جلسه هیات دولت اکثریت وزیران به انتقاد از احمدینژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشایی پرداختند، رئیسجمهور اعلام کرد که به این شبههها پاسخ خواهد داد. به دلیل بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشایی و فضای متشنج هیات دولت، احمدینژاد تنفسی چند دقیقهای برای ادامه جلسه هیات دولت به وزرا اعلام کرد، اما پس از بازگشت از تنفس در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفافسازی احمدینژاد و شنیدن پاسخ از چرایی تعلل وی در برکناری مشایی بودند، در کمال تعجب مشاهده کردند که احمدینژاد جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشایی به عنوان معاون اول خود سپرده است. برخی از وزرای کابینه مانند محمد جهرمی وزیر کار، محسنی اژهای وزیر اطلاعات و صفارهرندی وزیر ارشاد که در چند روز اخیر از حضور در کابینه محروم شدند، با مشاهده چنین اقدامی تصمیم به ترک اعتراضی جلسه هیات وزیران گرفتند. البته در این میان نهاد ریاست جمهوری به تکذیب اتفاقات درون جلسه هیات دولت پرداخت.
دو روز بعد از مراسم تودیع مشایی پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثاز رهبر معظم انقلاب صفحه نخست خود را به موضوع نظر رهبر معظم انقلاب برای کنار گذاشتن مشایی اختصاص داد. این دفتر با انتشار اخبار و اظهارنظر چهرههای مختلف از جمله ابوترابی فرد و احمد توکلی درباره ابلاغ کتبی نظر رهبر معظم انقلاب به محمود احمدینژاد و همچنین چهرههای برجسته حوزه و خبرگان از جمله سیداحمد خاتمی مبنی بر لزوم اثبات ولایتپذیری احمدینژاد با عمل به دستورات رهبر معظم انقلاب کفه را به نفع اصولگرایان منتقد انتصاب مشایی کاملا سنگین کرد.
سرانجام عصر همان روز با انتشار نامه رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیسجمهور با موضوع درخواست لغو حکم معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی، دوران کوتاه معاونت اولی مردی که حامیانش او را گل سرسبد اصولگرایان مینامیدند به سر آمد. در نامه حضرت آیتالله خامنهای خطاب به احمدینژاد آمده بود که انتصاب رحیممشایی به معاونت رئیسجمهوری خلاف مصلحت رئیسجمهور و دولت است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کانلمیکن اعلام شود.
تاریخ نامه رهبر معظم انقلاب نشان میداد که این نامه هفتروز قبل از انتشار نوشته شده و رئیسجمهور نیز از آن مطلع بوده است، اما به دلایلی نامعلوم اجابت درخواست آیتالله خامنهای یک هفته به تعویق افتاده است. اما از همه مهمتر این سئوال پیش آمده بود که چگونه رئیسجمهور سه روز پس از دریافت حکم رهبر معظم انقلاب مبنی بر ضرورت برکناری مشایی، در پاسخ به سوالی درباره استعفای مشایی، وی را از مدیران مومن، دلسوز، ولایی، پاک و خلاق ایران خوانده و گفته بود ایشان به چه دلیل باید استعفا بدهند؟
سرلشکر فیروزآبادی، رئیسستاد کل نیروهای مسلح نیز به نفع منتقدان وارد گود شد و با استناد به اصل 105 قانون اساسی که همه را ملزم به اطاعت از ولایتمطلقه میکند، خطاب به احمدینژاد گفت که «ملت ایران انتظار ندارد جوهر این ابلاغ رهبری خشک شود و به آن عمل نشده باشد.»
البته آخرین گامهای احمدینژاد برای کنار گذاشتن مشایی پس از دستور صریح رهبر معظم انقلاب نیز با حاشیه همراه بود. روز بعد از انتشار نامه رهبر انقلاب، رحیم مشایی با نوشتن نامهای به رئیسجمهور از سمت خود اعلام کنارهگیری کرد و این به آن معنا بود که مشایی به جای برکنار شدن، استعفا داده است. جواب رئیسجمهور به نامه مشایی، پیش از آنکه به نامه رهبر معظم انقلاب پاسخ دهد باز همه واکنشساز شد.
احمدینژاد در پاسخ به نامه مشایی ضمن قبول استعفای وی نوشت: «با تقدیر فراوان از بزرگواری و پذیرش مسئولیت معاونت اولی که به رغم میل شخصی جنابعالی و با اصرار اینجانب انجام شد، مجددا تاکید کنم که شما را انسانی خود ساخته، مومن و دلباخته حضرت ولیعصر(عج) و با تعهدی عمیق و آگاهانه به خط نورانی ولایت و مبانی جدی اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم. طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازیهای بعضی رسانهها و جریانهای سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند.»
اما احمد توکلی در انتقاد از این رویه به پاسخ ندادن رئیسجمهور به نامه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم لغو حکم اسفندیار رحیم مشایی در سمت معاون اولی را یک نوع بدرفتاری سیاسی خواند و آن را غیرقابل پذیرش دانست. توکلی گفت که دنبال این نامه این رئیسجمهور بود که وظیفه داشت طبق قانون و احکام اسلامی پس از ابلاغ در همان تاریخ یعنی 27 تیرماه دستور را اطاعت کرده و حکم را کان لمیکن اعلام کند. توکلی همچنین از نحوه کنار رفتن مشایی انتقاد کرد و گفت که نتیجه حکم رهبری باید اعلام کنار گذاشتن مشایی توسط رئیسجمهور باشد، نه اینکه مشایی خود اعلام کنارهگیری کند.
سرانجام احمدینژاد به نامه رهبر معظم انقلاب پاسخی کوتاه داد. در این پاسخ آمده بود که مرقومه رهبر معظم انقلاب به استناد اصل 57 قانون اساسی اجرا شد. تعلل یک هفتهای احمدینژاد در واقع خود محلی برای چالش حامیان او با وی بود.
احمدینژاد کمتر از یک روز بعد از کنارهگیری مشایی وی را به سمت «مشاور و رئیس دفتر رئیسجمهوری» منصوب کرد تا نتیجه تمام تنشهای بین او و منتقدانش تنها جابهجایی مشایی از پشت یک میز به میز دیگر باشد، میزهایی که این روزها تعریف گستره وظایف و اختیاراتشان برخلاف گذشته تنها تابع نظر رئیسجمهور است و از این منظر چندان تفاوتی نمیکند که مشایی معاون اول باشد یا رئیسدفتر.