* برگزاری اجلاس مقدماتی احزاب اسلامی جهان فقط بنابر تصمیم موتلفه صورت گرفت یا اینکه سایر احزاب اسلامی یا نهادهای دیگر نیز در آن شریک هستند؟
** پس از نامگذاری سال 1386 از سوی مقام معظم رهبری مبنی بر اتحاد ملی و انسجام اسلامی، موتلفه «لبیک حزبی» به این نامگذاری را در جلسات خود مورد بررسی قرار داد و نتیجه آن شد که با موضوع انسجام اسلامی یک اجلاس محدود با حضور احزاب اسلامی برگزار شود. این اجلاس منحصرا مربوط به موتلفه اسلامی است و از ابتدا تا انتها همه امور با مدیریت موتلفه انجام شد.
* چرا به صورت محدود از احزاب اسلامی دعوت شد؟
** اول اینکه، این اجلاس برای اولین بار در ایران برگزار میشد و دوم اینکه احزاب اسلامی هم در نقاط مختلف دنیا متناسب با شرایط ویژه خودشان، سلیقههای گوناگون دارند. لذا به این دلیل که ما میخواستیم در این اجلاس یک نوع انسجام واقعی در میان آنها همنمایان شود، بنا بر مشورتهایی که صورت گرفت، تصمیم گرفته شد فقط از احزاب اسلامی «ترکیه، پاکستان، افغانستان، آذربایجان، عراق، فلسطین، لبنان، کویت و بحرین» دعوت شود.
* کدام یک از احزاب دعوت شما را نپذیرفتند و به اجلاس نیامدند؟ دلیل آن چه بود؟
** سه حزب اسلامی از کشورهای ترکیه، بحرین و پاکستان حضور نیافتند. از حزب «عدالت و توسعه»، حزب حاکم ترکیه دعوت شد که متاسفانه دعوتنامه خیلی دیرتر از موعد مقرر به دستشان رسیده بود؛ دو روز مانده به اجلاس. آنها تماس گرفتند و به رغم اظهار تمایل برای حضور، مدت اندک باقیمانده را برای هماهنگی کوتاه عنوان کردند. بحرینیها ظاهرا به دلیل مسائل داخلی با دولت خودشان نتوانسته بودند، حضور یابند. پاکستان هم به دلیل مسائل حاد سیاسی فعلی در کشورشان در اجلاس شرکت نکردند، اما دیگر احزاب با سطح تشکیلاتی خوبی به دعوت ما پاسخ مثبت دادند.
* آیا همزمانی این اجلاس با اجلاس آناپولیس در آمریکا از قبل طراحی شده و به نوعی پاسخ به آن اجلاس بود؟
** خیر، کاملا تصادفی بود. زمانی که تصمیم بر برگزاری این اجلاس گرفتیم، اصلا قرار بر برگزاری اجلاس آناپولیس نبود. ولی این تصادف، تصادف بسیار خوبی بود. چرا که یکی از بندهای قطعنامه اجلاس که به اتفاق آرا تصویب شود و هیچ مخالفی هم نداشت، محکوم کردن اجلاس صلح پاییزی آمریکا بود.
* اما به هر حال شما در قطعنامه پایانی، اجلاس آناپولیس در آمریکا را محکوم کردید و در نطقهای سخنرانان نیز بارها مخالفت با این اجلاسیه تکرار شد.
** به این دلیل که اجلاس برای انسجام میان احزاب اسلامی برپا شده بود، لذا مسائلی در آن مطرح کردیم که اختلاف در آن یا بسیار اندک باشد یا وجود نداشته باشد. چرا که اگر در همین اجلاس مقدماتی اختلافاتی بروز میکرد، ما در گام اول شکست خورده بودیم. اما در دو موضوع اجلاس؛ یکی چالشهای فعلی جهان اسلام و دیگری نقش احزاب در انسجام اسلامی در جهان اسلام، اختلافی وجود نداشت. حتی سعی کردیم که از طرح مسائل جزئی و اختصاصی خودداری شود. البته موضوع فلسطین در کنار این دو موضوع مطرح بود و محکوم کردن کنفرانس اخیر در آمریکا جزء بندهای قطعنامه قرار گرفت.
* یعنی در مصوبات موضوعات مطرح شده در اجلاس هیچ اختلافی بروز نکرد؟
** زمانی که اجلاسی با احزاب مختلف، حتی داخل کشور برگزار میشود، باید انتظار داشته باشیم که سلیقههای متعدد مطرح باشد. البته در سال گذشته با پیشنهاد موتلفه اجلاس احزاب داخلی برای مسائل لبنان برگزار شد که تمام نیروهای خود را در اختیار افرادی همچون آقای محتشمیپور گذاشتیم تا این نشست برگزار شود. همه احزاب در آن اجلاس حضور یافتند که هیچ اختلاف مبنایی در سخنرانیها وجود نداشت؛ به گونهای که اگر به جای آقای میردامادی، آقای سیدحسن نصرالله هم سخنرانی میکرد، همین گفتههای ایشان را مطرح میکرد. در این اجلاس اخیر هم کاملا برنامهییزی شده بود تا خروجی این اجلاس به انسجام اسلامی یاری رساند. به حمدالله اهداف ما به طور صد در صد تحقق پیدا کرد.
* اگر مبنای گزینش این چند حزب، فقط اسلامی بودن آنان بوده است، پس به چه دلیل از احزاب اسلامی دیگر دعوت نشده است؟
** در ابتدا یکسری مطالعات روی احزاب جهت دعوت انجام دادیم. تعداد احزابی که میتوانستند در این اجلاس شرکت کنند و اهداف ما را هم تامین کنند، بیش از این تعداد بود. منتها امکانات محدود بود و از سوی دیگر دعوت از احزابی که ما روی مواضعشان اشراف داشتیم، میتوانست احتمال رسیدن به هدف نهایی ما را بالا ببرد. البته در برنامهریزی موتلفه جهت دعوت از احزاب مرحلهبندی شده است و هر مرحله تعدادی به احزاب قبلی اضافه میشود تا انشاءالله در قدم پایانی از تمامی احزاب اسلامی دعوت شود. کسانی که روی احزاب اسلامی در جهان اسلام شناخت دارند، میدانند که فاصله برای هماهنگی میان تمامی احزاب بسیار زیاد است و تا به حال هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
* چگونه با وجود اختلاف سلیقه میان احزاب اسلامی، این هماهنگی امکان شکلگیری خواهد داشت؟
** اگر احزاب اسلامی روی امهات جهان اسلام، نظرات مشترک پیدا بکنند، در فعالیتهای حزبی در کشورهای گوناگون کاری مشترک انجام خواهد شد. در نتیجه میتوان با ابزار حزب در جهت هماهنگ کردم افکار عمومی در جهان اسلامی درباره مسائل اساسی تصمیمگیری بهتر و با پشتوانه مردمی بیشتر صورت میگیرد. چرا که گاهی برخی از دولتهای کشورهای اسلامی در جهان اسلام دغدغه اسلام هم ندارند و حتی به اسرائیل هم چراغ سبز نشان میدهند. ولی احزاب اسلامی در مسائل اساسی کارهایی را میتوانند انجام دهند که گاهی دولتهای اسلامی نمیتوانند و گاهی نمیخواهند صورت گیرد.
* پس علت اصلی محدود بودن تعداد احزاب اسلامی در اجلاس مقدماتی احزاب اسلامی جهان عدم بروز اختلافات بود؟
** بله، بنای ما این بود که در قدم اول هیچ چالشی بروز نکند. البته قبول داریم که احزاب اسلامی در دنیای اسلام در برخی سلیقهها با هم کاملا متفاوت هستند. لذا گردهم آوردن چند صد حزب اسلامی با چند صد سلیقه متفاوت برای به دست آوردن یک موضع مشترک، کاملا خواستهای غیرمعقول است. اما مطمئن بودیم که اگر احزاب را از قبل شناسایی و تعداد آنان را محدود کنیم و این حرکت را قدم اول تلقی کنیم، میتوانیم این قدم را محکم برداریم. در غیر این صورت، بحثها و چالش بین احزاب میتوانست اصل هدف را از همان ابتدا مورد خدشه قرار دهد.
* پس شما به این دلیل از احزاب داخلی (اعم از اصلاحطلب و اصولگرا) دعوت نکردید تا اختلافات میان شما و سایر احزاب ایرانی بروز نکند؟
** البته ما هیات رئیسه خانه احزاب را دعوت کردیم که اکثریت قابل توجهی از این هیات رئیسه از جناح رقیب ما هستند. بنده علاوه بر دعوت کتبی، با جناب آقای موسوی تبریزی، رئیس خانه احزاب تماس گرفتم که ایشان به دلیل تدریس در روز شنبه در قم اعلام کردند که نمیتوانند در اجلاس حضور یابند و همچنین با آقای کاشفی، قائم مقام حزب مشارکت و عضو هیات رئیسه خانه احزاب تماس گرفتم و تلفنی از ایشان دعوت کردم. ما مایل بودیم که از احزاب داخلی هم در این اجلاس حضور یابند که البته از حزب اعتماد ملی، نماینده آقای کروبی حضور یافتند و آقای محتشمی هم شرکت کردند. اما قرار نبود که اجلاسی با حضور احزاب داخلی و خارجی برپا شود. بلکه بنا داشتیم با ابتکار حزب موتلفه اسلامی، اجلاسی هماهنگ میان احزاب اسلامی خارجی برگزار شود. این مساله هم حق مسلم ما بود که در گذشته نیز احزابی همچون مشارکت از احزاب خارجی دعوت کرده بودند. در این اجلاس هم به هیچوجه مسائل داخلی کشور ما و حتی کشورهای دیگر مطرح نشد. به عبارتی حزبی اسلامی و مردمی به نام موتلفه اسلامی تصمیم گرفت که از احزاب اسلامی همنظر از خارج کشور دعوت کند.
* آقای حبیبی، واقعا دلیل اصلی دعوت نکردن از احزاب داخلی که آنان نیز اسلامی هستند، چه بوده است؟ آیا دلیل آن نشان دادن یکصدایی داخلی در برابر احزاب خارجی نبود؟
** عدم دعوت از احزاب داخلی، به معنای مخالفت ما با آنان نیست. به طوری که میبینیم احزابی همچون مشارکت، احزاب خارجی را در کنگره خود دعوت میکنند، اما ما را که حزبی داخلی هستیم دعوت نمیکنند. ما میخواستیم هدف واحد موردنظر موتلفه را دنبال کنیم و به نوعی مراوده بین موتلفه و احزاب اسلامی خارجی بود و نمیخواستیم چندنظر را از داخل کشور در این اجلاس مطرح بکنیم. چرا که برخی احزاب ممکن است آن مفهوم از انسجام اسلامی را که موتلفه قبول دارد، قبول نداشته باشند یا اینکه آنان یکباوری داشته باشند که ما قبول نداشته باشیم. حتی ما این مساله را در مورد دعوت از احزاب خارجی نیز مدنظر قرار دادیم که در قدم اول از احزاب همفکر دعوت کردیم.
* کار ویژه اصلی تشکیل اتحادیه احزاب اسلامی چیست؟ در حالی که میدانید هر کدام از احزاب اسلامی از یک نوع نظام سیاسی حتی با پسوند اسلامی دفاع میکنند.
** در نهایت ما به دنبال تشکیل یک اتحادیه احزاب اسلامی در جهان اسلام هستیم که میتوان پیشبینی کردن این اتحادیه قادر به حل تمام مسائل کشورهای اسلامی در جزئیات نیست. اما برخی مشترکات وجود دارد که از سوی تمامی احزاب اسلامی مورد قبول است؛ به عنوان مثال بحث فلسطین و موضعگیری در برابر مخالفان اسلام و اشغالگران. اکنون ما مورد تخاصم مخالفان اسلام همچون آمریکا هستیم؛ در مقولاتی مثل تشکیل حکومت از سوی شیعیان یا از سوی برادران اهل تسنن. از سوی دیگر در جهان اسلام پتانسیل مهم اقتصادی وجود دارد که این اتحادیه میتواند در جهت صیانت از آن تلاش کند. در این باره اختلافی میان کشورهای اسلامی به وجود نمیآید، چرا که منافع مشترک کشورها لحاظ میشود و از دیگر سو میان این منافع ملی کشورهای اسلامی با جهان اسلام پیوند ایجاد میکنیم. البته اختلاف سلیقه هم وجود دارد.
* با تشکیل این اتحادیه، آیا موتلفه حاضر است که در اعلام مواضع جهانی، منطقهای یا مربوط به یک کشور اسلامی از نظر سایر احزاب اسلامی و حتی حزب اسلامی کشور مورد نظر استفاده کند و نسبت به نظر آنان تمکین کند؟
** اگر این اتحادیه شکل بگیرد، خود به خود در مسائل مهم مربوط به جهان اسلام اجلاس فوقالعادهای برگزار میشود و نظرات میان احزاب اسلامی هماهنگ میشود. البته از راه دور نمیتوانیم از مواضع دیگر احزاب اسلامی استفاده کنیم و با آنها هماهنگ شویم. طبیعتا هر حزبی اگر بر نظر خودش اصرار داشته باشد، چیزی به نام اتحاد تحقق پیدا نمیکند.
* نسبت نظرات احزاب اسلامی در مسائل سیاست خارجی با سیاستهای دول اسلامی چیست؟ آیا احزاب اسلامی میخواهند کانال دیگری برای انتقال دیدگاههای مردم یک کشور با واسطه احزاب دیگر با دولتهای اسلامی باشند و از این کانال دیدگاه خود را به دول اسلامی منتقل کنند؟
** گاهی نظرات احزاب اسلامی که ریشه مردمی دارند، در مواردی با نظرات دولتشان متفاوت است. ما به عنوان موتلفه میخواهیم یک ارتباط غیردولتی یا فرادولتی میان احزاب کشورهای اسلامی برقرار کنیم. اگر این ارتباط در جهان اسلام جان بگیرد، برآیند آرای احزاب اسلامی جهان اسلام روی دولتهای اسلامی تاثیر خواهد گذاشت. زمانی که اتحادیه احزاب اسلامی شکل بگیرد و نظر واحدی را مطرح کند، مطمئناً دولتهای اسلامی اگر هم مردمی نباشد، نمیتوانند به این نظرات بیاعتنا باشند. چرا که نظرات احزاب اسلامی برآمده از توده مردم مسلمان است. ما به دنبال آن هستیم تا افکار عمومی مردم مسلمان را با ابزار حزبی به یکدیگر نزدیک کنیم تا احزاب اسلامی وزنهای در معادلات بینالمللی به حساب بیایند.
* زمانی یک حزب اسلامی ارتباط خود را با موتلفه بیشتر خواهد کرد که بداند حزب شما پتانسیل تاثیرگذاری بر دولت جمهوری اسلامی را خواهد داشت. آیا حزب موتلفه توان تاثیرگذاری بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی را دارد؟ و آیا موتلفه کانونی غیررسمی و پنهانی برای لابی و اعلام نظرش به دولت و سایر نهادها علاوه بر اظهارنظرهای رسانهای و رسمی دارد؟
** موتلفه دو نوع ارتباط با دولت و مجلس دارد؛ یکی موضعگیریهای عمومی و رسانهای است که بنده قطعا میدانم این مواضع روی تصمیمگیری دولت و مجلس تاثیر خواهد داشت و دیگری، یک مراوده غیررسانهای میان ما و دولت و مجلس است که در مواردی جمعبندی نظرات را به دولت و مجلس به صورت غیررسانهای اعلام میکنیم، در مواردی هم تاثیر داشته است. بنابراین حزب موتلفه یک حزب تاثیرگذار در دولت و مجلس البته تاثیرگذار نسبی است. البته احزاب مهم کشور چه در گذشته و چه در حال و چه در آینده در دولت و مجلس تاثیرگذار هستند.
* چگونه اظهارات غیررسانهای خود را به نهادها و ارگانهای حکومتی اعلام میکنید؟
** معمولا به صورت یک نامه خصوصی به اطلاع مسئولان میرسانیم. اگر هم جلسهای را لازم بدانیم، برگزاری یک جلسه را درخواست میکنیم که تا به حال کمتر اتفاق افتاده است که با درخواست ما مخالفت شود.
* شما از برخی جلسات و مراودات غیررسانهای سخن گفتید که موثر بوده است و موتلفه توانسته بر برخی مسائل تاثیر بگذارد. آن موارد کدامند؟
** پس از انتخابات شوراهای شهر اخیر، موتلفه تصمیم گرفت با دستگاههای مختلف روحانی، دولتی، تقنینی و مردمی ارتباط برقرار و ضرورت تشکیل اتحادی قوی میان اصولگرایان را گوشزد کند. پس از این اقدام، سهمی که موتلفه در وحدت ایفا کرد، در مجموعه شرایط پیش آمده بسیار موثر بود. در مقولات دیگر هم میتوانیم تاثیر داشته باشیم. البته در فراهم شدن شرایط وحدت فعلی دیگر اصولگرایان نیز نقشهای مهم و اساسی داشتند. حزب موتلفه هم به سهم خودش در این مساله نقش ایفا کرد.
* در اجلاس مقدماتی احزاب اسلامی، تصمیم بر طرد و مقابله با گروه تروریستی القاعده در دنیای اسلام گرفته شد. راهکار عملی شدن این تصمیم چیست؟
** اگر تودههای مردم سنی و شیعه و احزاب اسلامی جهان اسلام موضع مشترک در برابر این گروه تروریستی داشته باشند، آن زمان است که ریشه رشد القاعده خشک خواهد شد. تا زمانی که با یک مبنای فکری اسلامی با القاعده برخورد نشود، زمینه رشد فراهم است.
* زمینه شکلگیری تفکرات رادیکال، در مجامع علمای اهل سنت و شیعه به وجود میآید. احزاب اسلامی چگونه میتوانند روی نظرات عالمان دینی تاثیر بگذارند؟
** اگر یک عالم دینی رجل سیاسی نباشد، اظهاراتش نمیتواند موجب تعالی آن کشور شود. گاهی ضرر یک عالم غیرسیاستمدار از نفع آن بیشتر است. برخی اظهارات برخی عالمان دینی چه سنی و چه شیعه شاید از نظر علمی بیراه نباشد، اما زمان و مکان بیان آن باید در نظر گرفته شود و یک دید سیاسی باید به همراه آن باشد. احزاب به عنوان کانون فکر سیاسی میتوانند جریانات فکری و مذهبی را شکل دهند، هدایت کنند و در برخی مسائل مهم، توده مردم را برای آن مساله بسیج کنند. لذا بنده نقش سیاستمداران معتقد به اسلام را کمتر از علمای دین نمیدانم. اگر کسی دعوای شیعه و سنی و اختلافات فقهی این مذهب را بیش از پیش دامن بزند، نه تنها مشکل جهان اسلام را حل نمیکند، بلکه بر مشکلات هم میافزاید. بنابراین وظیفه احزاب اسلامی این است که مانع اظهارات برخی عالمان بشوند که طرح آن بیجا و بیموقع بوده و شاید اشکال علمی هم نداشته باشد.
* برای تاثیرگذاری احزاب اسلامی بر مواضع عالمان دینی مشکلی وجود دارد و آن این است که تحزب همچنان از سوی برخی از فقها و روحانیون ارشد طرد میشود و از منظر آنان حزب امری منفی است.
** عالم دینی برای اینکه تاثیرگذار باشد، باید عالم آگاه به زمان یعنی از نظر بنده عالم سیاستمدار باشد. ارتباط نزدیک میان سیاسیون و علمای دینی باید به وجود بیاید و حوزههای علمیه باید به سوی پرورش عالمان آگاه به زمان پیش روند. اگر این اتفاق صورت گیرد، مشکل مخالفت با تحزب از سوی عالمان دینی حل خواهد شد. مشکل ما در گذشته هم این نبوده که عالم اسلامی نداشتیم، بلکه مشکل این بوده است که عالمان آگاه به زمان کم داشتیم، شخص امام خمینی(ره) سمبل درجه یک عالم آگاه به زمان است. اگر در آینده جهان اسلام، تعداد عالمان آگاه به زمان ما روز به روز افزایش پیدا نکند، چه بسا اظهارنظر یک عالم دینی غیرآگاه به زمان ضررش بیشتر از نفع آن باشد. بنابراین راه این حزبگریزی، تعامل سیاسیون با علماست و در نهایت تربیت عالمانی که آگاه به زمان باشند.