نسترن علویراد
منظور از مکتب نیهیلیسم «nihilismus» نوعی از نحوه فکر و اندیشه است که هر نوع شناخت، ارزش و یا وجود را انکار می نماید. نیهیل به معنای هیچ و نفی فعل می باشد. هواداران این نوع نگرش، کسب شناخت و معرفت از جهان را ناممکن می دانند و بر این باورند که هر نوع عقیده و ایمان نسبت به مسائل مربوط به هستی، پوچ می باشد. این افراد تمامی مقررات و سنتها را به دیده تحقیر می نگرند و به این دلیل به پوچ گرایی یا واهی انگاری معروف شدهاند.
این رویکرد در قرن نوزدهم در روسیه تزاری ایجاد گشت که هدف اصلی آن، نابودی تمامی سازمان های اجتماعی و دولتی بود. مفهوم نیهیلیسم در دهه شصت قرن نوزدهم در روسیه درباره آنارشیست های این کشور همزمان به کار برده شد. از معروف ترین آنارشیست های روسیه که به نیهیلیسم معروف گشته است، می توان به میخائیل باکونین اشاره کرد. او از آنارشیست های عمل گرا بود. مهم ترین عمل از دید او، تبلیغ بیدینی «atheism»، انهدام دولت و انقلاب و طغیان به جای عمل سیاسی بود.
واژه نیهیلیسم برای اولین بار، توسط ایوان تورگینف در کتاب «پدران و پسران» به معنای روشی انتقادی ـ منفی درباره قراردادها و سنتهای اجتماعی به کار رفت. تورگینف در این کتاب که به صورت رمان نوشته بود، انسان و تصورات او را به تصویر کشید. او نتیجه می گیرد که تمامی رسوم و سنتها، عادات، عقاید، دولت و حکومت به ابزار اجبار و ناخرسندی انسان منتهی می گردد.
نهیلیسم به پوچ گرایی معروف است، از این رو بنیانگذاران و هواداران این مکتب، خود را به عنوان نظریه پردازان نیهیلیسم معرفی نمی کنند و خود را توجیهگر این رویکردها و تاییدگر نیهیلیسم می دانند. نیهیلیسم پدیده و دیدگاهی نو و جدید نمی باشد، بلکه عقاید و اندیشه های مربوط به قرن پنجم قبل از میلاد و در فلسفه کلبیون، نمایانگر نوعی پوچگرایی است که تمام پدیدهها و واقعیات هستی را رد و انکار می کردند.
یکی از معروف ترین فیلسوفانی که نظریات او در قالب فلسفه پوچ گرایی بیان شده، نیچه اندیشمند و فیلسوف قرن نوزدهم اروپا می باشد. خانوادهای که نیچه در آن بزرگ شد، خانوادهای روحانی و پیرو عقاید لوتر بود. بعد از مرگ پدر، نیچه در ناراحتی عصبی و سردردهای مزمن به سر می برد و مادرش سرپرست خانواده بود.وی در دوران تحصیلات دانشگاهی خود، شیفته افکار و نوشته های شوپنهاور شد. آشنایی او با شوپنهاور فیلسوف معروف آلمانی که فلسفه بدبینی را بیان کرده بود، تاثیر زیادی در اندیشه نیچه گذاشت. این تاثیر موجب گشت تا نیچه تعدیل در انگاره و اندیشه را مقدم بر اراده بداند و از اخلاق سنتی انتقاد نماید.
نیچه بر خلاف دیگر مفسران نیهیلیستی، یک فیلسوف، زبانشناس و مردم شناس و از همه مهمتر یک استاد دانشگاه بود، از این جهت نوشتهها و آثار او در باب پوچگرایی از ابعاد و محتوای پیچیدهای برخوردار است. او آزادی فکر و عمل را در کانون مطالعات خود قرار داده بود. او نیک و شر را به عنوان دو نیروی محرکه در تاریخ و نهایتاً شر را مقدم بر نیک می داند. از دیدگاه نیچه، نیهیلیسم یک کاتالیزاتور یا تجزیه کننده و یک حادثه تاریخی است که بیارزش شدن تمامی ارزشها را در پی دارد. فلسفه و ادبیات نیچه در قرن بیستم، تاثیر زیادی از خود به جا گذاشت.
امروزه نیچه به عنوان یکی از مهم ترین کاوشگران انسان مدرن محسوب می شود.هایدگر نیز نیهیلیسم غربی را از گسترش و توسعه خود فراموشی در فلسفه، از زمان سقراط می داند که اوج رشد خود را در فلسفه نیچه متجلی نموده است. هایدگر با تحلیل مسئله مرگ و ناتوانی انسان در مقابله با رویارویی با مسئله مرگ، به نوعی پوچ گرایی و ناامیدی معتقد گشته است. ژان پل سارتر اندیشمند وجودشناس فرانسوی نیز از توسعه دهندگان نوعی نیهیلیسم حماسی می باشد. علاوه بر فیلسوفان، در عرصه ادبیات و هنر نیز پوچ گرایی، مفسران و هوادارانی چون فرانتس کافکا دارد.