تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۴۳۸۳۳
رامین مهمانپرست در گفت‌وگو با «ملت ما»:

در حوزه بیداری اسلامی فقط تدارکاتچی نیستیم

سودابه رخش اشاره: بیداری اسلامی یا به گفته برخی بهار عربی قریب به دوسال است که تعدادی از کشورهای منطقه را دگرگون کرده است و به زمستان خودکامگی و استبداد پایان داده است و می‌رود تا نظام‌هایی اسلامگرا و مردمی را در راس قدرت بنشاند. این تحولات در حالی در پیرامون ما رخ داه است که حضور نظامی امریکا و ناتو در کشورهای همسایه ایران ازجمله افغانستان و عراق همواره محل بحث و نگرانی بوده است. یکی از دستگاه‌هایی که در گیرو‌دار تحولات اخیر خاورمیانه همواره عملکردش مورد رصد رسانه‌ها و ارگان‌های مختلف قرار گرفته است، وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران بوده است. از این رو «ملت ما» در مصاحبه پیش رو با رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه، دستیار ویژه وزیر خارجه و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای بر آن است تا با بررسی عملکرد وزارت خارجه در بحث بیداری اسلامی تا حدودی به پرسش‌های بی‌شمار در این حوزه پاسخ دهد. پرسش‌هایی که بسیاری از آنها به دلیل ضیق وقت و مسائلی دیگربی جواب ماند....

 * بیش از یک سال از آغاز تغییر و تحولات در منطقه سپری می‌شود. ایران از همان ابتدا این تحولات را با عنوان بیداری اسلامی نام برد و در گفتمان رسمی تاکید کرد که بیداری اسلامی الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی ایران است. با این حال این بحث همواره مطرح بوده که در این مورد وزارت خارجه نسبت به مجموعه‌های بیرون از وزارت خارجه ضعیف‌تر عمل کرده است. نظر شما چیست؟
** ما این نظر را قبول نداریم. اگر منظور این است که ما باید روابط رسمی را با این کشورها شروع کنیم؛ این روابط زمانی شکل خواهد گرفت که حرکت بیداری اسلامی به نتیجه برسد، نهادهای مردمی شکل بگیرد، انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری برگزار شود و یک دولت مردمی تشکیل شود. پس از آن می‌شود به توسعه روابط با این دولت‌های جدید مردمی که جایگزین دولت‌های قبلی شدند بپردازیم و رفت‌وآمد‌ها را دنبال کنیم. پس تا موقعی که این حرکت‌ها کامل نشده‌اند انتظار این‌که روابط رسمی دوجانبه گسترش پیدا کند، انتظار دقیقی نیست.
اما ممکن است منظور این باشد که وزارت خارجه از ابزار و امکاناتی که در اختیار دارد برای ارتباط با این حرکت‌های بیداری اسلامی استفاده کند؛ به‌طور مثال از شخصیت‌هایی که موثر هستند و ویژگی‌هایی که این حرکت‌ها دارند بتوانیم ارتباط موثری را برقرار کنیم تا در آینده شاهد یک روابط رسمی با دو دولت مستقل باشیم. خب این ارتباطات به صورت طبیعی صورت می‌گیرد. یعنی فعالیت‌هایی که بخش‌های مختلف در داخل کشور انجام می‌دهند بدون همکاری با وزارت امور خارجه امکان‌پذیر نیست.
خیلی از نشست‌ها و دعوت‌هایی که صورت می‌گیرد با همکاری وزارت خارجه از طریق سفارتخانه‌ها، دفاتر حفاظت منافع یا از طریق معاونت‌های مختلفی که در داخل وزارت خارجه هست دنبال می‌شود. من فکر می‌کنم موضوع بیداری اسلامی را قبل از این‌که روابط رسمی دوجانبه را بخواهیم دنبال کنیم باید در فضای دیپلماسی عمومی تحرک داشته باشیم؛ فضای دیپلماسی عمومی همان‌طور که از اسم آن معلوم است ارتباط مردمی را معنی می‌دهد.
یعنی اقشار مختلف مردم با همدیگر مرتبط باشند، روزنامه‌نگاران، اساتید دانشگاه، چهره‌های فرهیخته، هنرمندان، جوانان، بانوان با یکدیگر ارتباط داشته باشند و دیدگاه‌هایشان را با هم مبادله کنند. این درفضای دیپلماسی عمومی امکان‌پذیر است. ارگان‌های مختلف در این زمینه باید نقش داشته باشند و وزارت خارجه هم خودش را در کنار همه این ارگان‌ها می‌داند و با همکاری وزارت خارجه این کار شکل می‌گیرد.
* همان‌طور که خودتان فرمودید دولت‌ها هنوز در این کشورها به صورت کامل شکل نگرفته‌اند و توقع و خواست عمومی این است که دیپلماسی عمومی فعال شود تا با تاثیر بر مردم این کشورها در روند شکل‌گیری دولت‌های آینده تاثیرگذار باشیم. اما به نظر می‌رسد که کنفرانس‌ها و تحرکاتی که در زمینه دیپلماسی عمومی در ایران صورت گرفته است بیش‌تر از سوی زیرمجموعه آقای ولایتی بوده است و وزارت خارجه در این میان نقش پررنگی نداشته است؟
** معنای دیپلماسی عمومی را اگر کسی خوب متوجه بشود به این نتیجه می‌رسد که نقش سازمان‌های غیر دولتی در فعالیت‌های دیپلماسی عمومی خیلی پررنگ خواهد بود و کار اصلی بر عهده آنها است. نقش سازمان‌های رسمی و دولتی بیش‌تر تسهیل‌کننده و حمایت‌کننده است. ممکن است که برخی چنین تحلیلی داشته باشند اما تحلیل آنها خیلی دقیق نیست. مسلما وزارت خارجه نباید در بحث دیپلماسی عمومی همه کار‌ها را خودش انجام دهد.
این تصور درستی نیست. وزارت امور خارجه وظیفه داردکه شرایط را طوری فراهم کند تا همه سازمان‌های غیر دولتی و موسساتی که علاقه‌مند هستند در عرصه دیپلماسی عمومی فعالیت کنند با تسهیلات و حمایتی که از وزارت خارجه و سایر دستگاه‌های رسمی کشورمان صورت می‌گیرد بتوانند ارتباط را برقرار کنند. حتما پیگیری مسائل بیداری اسلامی توسط مجموعه غیر دولتی مختص آن راحت‌تر دنبال می‌شود این کارها باید به همین شکل ادامه داشته باشد و وزارت خارجه هم در زمینه برگزاری نشست‌ها نهایت همکاری را، انجام می‌دهد.
* این همکاری‌هایی که می‌فرمایید بیش‌تر در چه زمینه‌هایی صورت می‌گیرد؟
** برای برگزاری نشستی کارآمد طی کردن مراحل مختلف لازم است. شناسایی کارشناسان ، ایجاد ارتباط با آنها، انجام ملاقات‌های اولیه و بحث درباره موضوعات مورد علاقه طرفین و نهایتا دعوت کردن از آنها توسط وزارت خارجه و سفارتخانه‌های ما صورت می‌گیرد. پس از طی این مراحل آنها در یک مجموعه دیگر در ایران گردهم می‌آیند. اگر وزارت خارجه نشست رسمی برگزار کند به معنای فعالیت از طریق دیپلماسی عمومی نیست و از سوی دیگر برای افراد شرکت‌کننده نیز محدودیت‌های جدی ایجاد می‌شود. از این رو آنها به دعوت یک سازمان غیر دولتی وارد ایران می‌شوند ولی ما کمک می‌کنیم که این ارتباط برقرار شود.
* یعنی شما در حد یک تدارکاتچی عمل می‌کنید؟
** من توضیح دادم اما به نظر می‌رسد شما دقت نکردید. شناسایی افراد مختلف ، ایجاد ارتباط با آنها، مطرح کردن موضوعات مورد علاقه طرفین توسط وزارت خارجه انجام می‌شود. در همه کنفرانس‌ها وزارت خارجه در کنار سازمان‌هایی برگزار‌کننده نشست بوده است. همه مراحل با هماهنگی وزارت خارجه انجام می‌گرفته است. ممکن است که انتظار شما این باشد که فعالیت‌های دیپلماسی عمومی در کشور گسترده‌تر شود. برای تحقق این امر به سازمان‌های فعال‌تری نیاز داریم. با یک مثال این بحث را باز می‌کنم. به‌طور مثال دیپلماسی عمومی در مقابل دیپلماسی رسمی همانند فعالیت اقتصادی بخش خصوصی است در برابر بخش دولتی.
همه ما فعالیت‌های گسترده‌تر بخش خصوصی را خواستاریم و معتقدیم که حجم کار باید از روی دوش دولت کمتر شود تا انگیزه ایجاد شود و اثرگذاری بهتری داشته باشد. اما این موضوع با همه برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگذاری‌ها به زمان نیاز دارد. در بخش دیپلماسی عمومی هم باید در کشور فرهنگسازی شود و مجموعه‌های غیر دولتی، انجمن‌های دوستی و مراکز مطالعاتی تحقیقاتی فعال شوند. ما هم معتقدیم که ظرفیت‌های بسیار بالایی در این زمینه وجود دارد که باید از حالت قوه به فعل درآید.
* شما به عنوان رئیس اداره دیپلماسی عمومی برای رسیدن به این هدف چه برنامه‌ریزی‌های دارید؟
** ما اکنون جلسات زیادی با بخش‌های مختلف مردمی از جمله دانشگاه‌ها و مراکز مطالعاتی – تحقیقاتی داریم. با هنرمندان نیز جلسات مختلفی داریم تا بتوانند تولیدات هنری خود را در جهت منافع ملی ما نزدیک کنند. حتی با بخش‌هایی که فعالیت‌های تبلیغی و دینی دارند در حال همکاری هستیم تا بتوانند با همتایان خود در کشور‌های مختلف ارتباط داشته باشند.
در همین حال یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که در بحث دیپلماسی عمومی به دنبال آن هستیم همکاری با رسانه‌ها است. به نظر ما رسانه‌ها ظرفیت بسیار بالایی در این زمینه دارند و باید حضور آنها در فعالیت‌های خارج از کشور بیش‌تر شود. رسانه‌ها در صورت توانایی مالی و امکانات لازم باید دفاتری را در خارج از کشور ایجاد کنند و اگر توانایی آنها کمتر است افرادی را به عنوان خبرنگار در اختیار بگیرند. ما در این زمینه‌ها در حال برنامه‌ریزی هستیم.
* به هر حال سازمان‌ها و ان جی او‌ها باید آمادگی‌های اقتصادی و فرهنگی را برای گسترش فعالیتشان داشته باشند. تا رسیدن به این آمادگی چرا اداره دیپلماسی عمومی آغاز‌کننده این روند نمی‌شود؟
** همان‌طور که گفتم قرار نیست وزارت خارجه خودش نقش سازمان‌ها را بازی کنند. الان مهم‌ترین وظیفه ما کمک کردن به به سایر نهاد‌ها است. ما دوره آموزشی می‌گذاریم. مدیران رسانه‌ها در سفرها ما را همراهی می‌کنند.
* متوجه این نکته شدم اما اجازه دهید به صورت مصداقی بگویم. به‌طور مثال در حوزه بحرین خیلی‌ها معتقد بودند که ما می‌توانستیم اجلاسی مانند اجلاس دوستان سوریه برگزار کنیم. آقای دکتر صالحی قبلا گفتند که اگر دعوت هم می‌کردیم هیچ کشوری نمی‌آمد. خب به فرض این‌که کشورها هم نمی‌آمدند اما فکر نمی‌کنید می‌توانستیم کنفرانسی برگزار کنیم و در آن مردم کشورهای دیگر را دعوت می‌کردیم و اسم آن را می‌گذاشتیم کنفرانس مردمی دوستان بحرین؟
** اتفاقا نقطه دقیق آن همینجاست. ترکیه اجلاس دوستان سوریه رابه عنوان یک کار رسمی برگزار می‌کند. دولت ترکیه برگزار‌کننده این نشست و حاکمان کشورهای دیگر شرکت‌کننده هستند. اما همان‌طور که آقای دکتر صالحی هم مطرح کردند انتظار از دولت‌های فعلی منطقه برای حمایت از جریان مردمی بحرین انتظار بجایی نیست. همان‌طور که شما اشاره کردید باید این امر در فضای مردمی انجام شود. این یعنی اگر یک نهاد غیر دولتی در داخل کشورمان درصدد طراحی چنین برنامه‌ای باشد ما به آنها کمک می‌کنیم.
همان‌طور که گفتم فعالیت‌های دیپلماسی عمومی ما مانند انتقال بخش اقتصادی دولتی به‌ ‌خصوصی است. اما با تمام تلاش‌ها سرعت آن کم است. این به این معناست که باید تلاش کنیم تا مجموعه‌های غیر دولتی شکل بگیرند. حالا ممکن است شما انتظار داشته باشید که تا شکل‌گیری آنها ما فعالیت‌های این بخش را انجام دهیم. این انتظار درستی نیست. مادامی که تصور کنیم این ظرفیت در بخش‌های غیردولتی ما وجود ندارد و خود دولت باید ایفا‌کننده این نقش باشد، به هدفمان نمی‌رسیم. باید سازمان‌های غیر دولتی ما فعال شوند و این موضوع ممکن است به زمان زیادی نیاز داشته باشد.
* یعنی در بخش بیداری اسلامی هم بخش دولتی و هم بخش دیپلماسی عمومی ما باید غیر فعال باشد تا زمان بگذرد و NGO‌ها آمادگی لازم برای فعالیت را پیدا کنند؟
** نه، ما می‌گوییم باید این بخش‌ها فعال شوند تا به آنجا برسیم. شما می‌گویید نقش دیپلماسی عمومی وزارت خارجه چیست؟ می‌گوییم ارتباط برقرار کردن با اقشار مختلف و ایجاد انگیزه بین آنها و تهیه بانک‌های اقتصادی. ما در حالت فعالیت در این زمینه‌ها هستیم. ما جلسات زیادی با هنرمندان داشته‌ایم . کاری که ما می‌توانیم بکنیم این است که هنرمندان را جمع کرده و به آنها ایده دهیم تاثیر‌گذاری آنها در بخش دیپلماسی عمومی را به آنها متذکر شویم.
* نتیجه کار چه بوده است؟
** نتیجه موقعی است که این دوستان فعالیتی را شروع کنند. باز هم همان مثال اقتصادی را می‌زنم
* ببینید درباره همان مثال اقتصادی هم به هر حال اکنون اقتصاد دولتی فعال است و قرار است این اقتصاد به بخش‌های خصوصی منتقل شود اما اکنون اداره دیپلماسی عمومی خودش برگزار‌کننده و بانی مراسم و نشستی نیست.
** فرق دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسمی چیست؟
* من که این‌جا در مقام پاسخگویی نیستم. شما که رئیس اداره دیپلماسی عمومی هستید آن را تعریف کنید.
** من توضیح دادم. ما اگر شروع‌کننده باشیم اقدامی رسمی محسوب می‌شود.
* وقتی بخش دیپلماسی عمومی ما اقدام به امری کند فعالیتی رسمی نیست.
** ما به وجود آمدیم تا سازمان غیر دولتی را فعال کنیم. اگر ما مقامات کشورهای دیگر را دعوت کنیم یک کار رسمی است.
* من عرض نکردم که اداره دیپلماسی عمومی مقامات دیگر کشورها را دعوت کند. شما می‌توانید ارتباط مردمی ایجاد کرده و اجلاس‌ها و نشست‌هایی را برگزار کنید.
** وقتی ما دعوت کنیم یعنی بخش رسمی وزارت خارجه دعوت کرده است دیگر
* الان شما می‌فرمایید در بحث بیداری اسلامی نه در بخش دولتی شما می‌توانید کاری از پیش ببرید و نه در بخش عمومی؟
** چرا در هر دو مورد فعالیت‌ها صورت می‌گیرد، اما سرعت فعالیت‌ها بستگی به میزان مشارکت بخش‌های مختلف دارد.
* اما بخش دولتی که کاری انجام نداده است.
** بخش دولتی ما کارهای زیادی داشته است اما این بخش که نباید نگاه تبلیغاتی به فعالیت‌های خود داشته باشد بلکه باید نقش حمایت‌کننده از نهاد‌های غیر دولتی داشته باشد.
* این جزو فعالیت‌های بخش عمومی است، بخش رسمی چه کارهایی انجام داده است؟
** من از شما می‌پرسم چه فعالیت‌های کلا انجام شده است. شما نام ببرید تا من بگویم چه بوده است.
*  من می‌گویم به نظر می‌رسد در بخش رسمی اقداماتی صورت نگرفته است. شما می‌فرمایید انجام شده است من هم می‌خواهم مصداق‌های آن را بدانم؟
** همه اقداماتی که نهاد‌های غیر دولتی انجام می‌دهند با حمایت و فعالیت و کمک‌های دستگاه‌های رسمی است. شما فعالیت‌های نهاد‌های جناب آقای ولایتی را به عنوان یک مصداق قبول دارید؟
* مصداق فعالیت‌های بخش رسمی وزارت خارجه نیست.
** مصداق ما این است که به شما روزنامه‌نگاران بگوییم دور هم جمع شوید و تشکیلاتی ایجاد کنید...
* خب این به بخش عمومی مربوط می‌شود.
** اجازه بدهید، شما گوش بدید تا یک چیزی یاد بگیرید.... خطوط سیاسی را کنار بگذارید، افرادی را از کشور‌های دیگر جمع کنید وارتباطات بین‌المللی ایجاد کنید. هر کاری که وزارت خارجه خودش بانی آن باشد اقدامی رسمی به حساب می‌آید اما اگر غیر مستقیم از نهاد‌های دیگر حمایت کند اقدامی غیر رسمی محسوب می‌شود. اقدامات رسمی را زمانی می‌توانیم دنبال کنیم که طرف مقابل دسترسی به یک جایگاه حقوقی پیدا کرده باشد.
به‌طور مثال در تونس که پس از انقلاب، انتخابات برگزار شده است ما ارتباطاتی را با مجموعه جدید برقرار کرده‌ایم. سفیر ما در این کشور ملاقات‌هایی را با مقامات تونس داشته است. مجموعه این ارتباطات باعث شده آقای صالحی به عنوان وزیر خارجه به صورت رسمی به تونس سفر کند. این یک فعالیت رسمی است. ما بارها اعلام آمادگی کردیم که با مصر روابط دو جانبه داشته باشیم. اما در مصر هنوز انقلاب کامل نشده است و باید صبر کنیم تا دولت جدید تشکیل شود.
* ظرفیت‌های انقلاب اسلامی برای تاثیر‌گذاری در بیداری اسلامی زیاد است. ناظرین بر این باورند که دستگاه سیاست خارجی ما نتوانسته از این ظرفیت‌ها استفاده درستی کند.
** من منظور شما را متوجه نشدم. یعنی شما می‌گویید در امور داخلی آنها دخالت کنیم؟
* به‌طور مثال در تونس آقای راشد الغنوشی با وجود آن‌که پیش از این کتابی درباره امام خمینی نوشته بود اما اعلام کرد که با حزب عدالت و توسعه ترکیه بیش‌تر همسویی دارد. چرا تاثیر‌گذاری ترکیه بر این انقلاب‌ها نسبت به ایران بیش‌تر بوده است؟ مگر جز این است که انقلاب اسلامی ایران به عنوان پیشروی حرکت ضد استبدادی و انقلابی در منطقه مطرح بوده است.
** شما فکر می‌کنید مدلی که در تونس پیاده شده است مدل ترکیه است؟
* من فکر نمی‌کنم. رهبر اسلام‌گراهای تونس می‌گوید که بدنبال مدل ترکیه است.
** کدام ویژگی آنها به ترکیه شباهت دارد؟ مثلا حزب حاکم ترکیه عضو ناتو است باید دولت تونس هم عضو ناتو باشد؟
* عضویت در ناتو به عنوان ویژگی حزبی به شمار نمی‌رود، ترکیه از پنجاه سال پیش عضو ناتو بوده است در حالی که حزب عدالت و توسعه 10 سال است که در ترکیه روی کار آمده است.
** مدلی که الان در ترکیه روی کار است ترکیه را عضو ناتو کرده است و رژیم صهیونیستی را به رسمیت می‌شناسد.
* داریم از سوال دور می‌شویم. اما آقای مهمانپرست عضویت در ناتو در هیچ کشوری به عنوان ویژگی حزب حاکم آن کشور به شمار نمی‌رود.
** چه فرقی می‌کند؟
* فرقی نمی‌کند!؟
** نه اگر دولت کنونی بگوید که من افکار 50 سال پیش را قبول ندارم و نمی‌خواهم عضو ناتو باشم آن وقت می‌گوییم که این ویژگی حزب جدید است. ولی اگر بگویید که ما عضو ناتو بودیم و هستیم می‌شود ویژگی حزب جدید. دولت ترکیه به هر حال عضو ناتواست از طرف دیگر رابطه نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد اما آیا تونسی‌ها به دنبال این هستند که رابطه رسمی با رژیم صهیونیستی داشته باشند؟ این طور به نظر نمی‌رسد. اگر دولت تونس رابطه با رژیم صهیونیستی را خوب نمی‌داند به ما نزدیک‌تر است یا به ترکیه؟
* ما نمی‌توانیم فقط با یک مثال مقیاس نزدیکی را برآورد کنیم.
** خب مثال دیگری می‌زنم این‌که عضویت در ناتو یک کار خوب یا بد است.
* من این امر را ویژگی حزبی نمی‌دانم.
** پس شما مطالعاتتان را بیش‌تر کنید! ببینید بعد از این‌که مردم مصر یک سری پیروزی‌ها را به دست آوردند و مجلس اولیه را تشکیل دادند آقای اردوغان سفری به مصر داشت که خب همه گفتند ترکیه فعال شده و چرا جمهوری اسلامی ایران فعال نیست؟در آن سفر اردوغان توصیه کرد که از مدل حکومت سکولاردر مصر استفاده شود. اما مردم مصر نپذیرفتند. شما باید ببینید که جهت‌گیری‌ها در حال حاضر به کدام سمت می‌رود. خیلی از کشورهایی که در منطقه بودند حرف‌های مختلفی زدند و ایده‌های خود را مطرح و تلاش کردند تا بیداری اسلامی را به آن سمتی که می‌خواهند هدایت کنند.
در واقع مدیریت تحولات منطقه مهم‌ترین بحث است که یک طرف آن امریکا و اسرائیل و طرف دیگر آن کشورهای منطقه قرار دارند و یک طرف آن بالاخره انقلاب اسلامی است. شما باید ارزیابی‌تان دقیق باشد. برخی از این کشورها خواسته‌هایشان را گفتند اما مردم منطقه نپذیرفتند. ما معتقدیم که نباید در امور داخلی این کشور‌ها دخالت کرد، مردم قدرت تشخیص راه بهتر را دارند. اما اگر منظورتان این است که ویژگی‌های انقلاب را بازگو کنیم تا مردم قضاوت کنند، بله ما تلاش خود را کرده‌ایم. همه بخش‌های مختلف در کشور به دنبال این امر هستند.
این به معنی مداخله در امور داخلی این کشور‌ها نیست. فعالیت‌هایی که در حال حاضر انجام می‌شود اثر گذار است و شرایط داخل این کشورها اجازه فعالیت گسترده‌تر ما را نمی‌دهد. مثلا دستگاه‌های امنیتی در این کشورها همچنان وابسته به ساختار قبلی هستند. یعنی هنوز جدالی در داخل آنها وجود دارد. این جدال تا شکل‌گیری دولت‌های مردمی ادامه دارد. آن زمان رفت وآمد‌های سیاسی و همکاری بیش‌تر می‌شود.
اکنون ممکن است یک سری از جوانان را دعوت کنیم اما آنها در زمان برگشت امنیتشان به خطر می‌افتد.
* اما پیش از شکل‌گیری دولت‌ها ما باید بر مردم تاثیر بگذاریم تا بتوانیم بر شکل‌گیری نظام‌های آینده نیز تاثیر داشته باشیم.
** درست است اما باید بدانیم که این کشورها هنوز محدودیت‌های خاص خود را دارند یعنی هنوز یک دولت مردمی انقلابی بر سر کار نیست. مثلا درباره بحرین نیز شما علاقه‌مندید که رفت وآمد‌هایی داشته باشید، اقشار مختلف مردم فعالیت داشته باشند. اما آیا امکانش هست، یعنی دولت حاکم بر بحرین چنین اجازه‌ای می‌دهد؟اما به هر حال در تلاشیم تا با اقشار مردمی روابطی را برقرار کنیم ولی باز هم برای آنها محدودیت‌هایی وجود دارد.
* پس چرا در کنفرانس‌هایی که در ایران صورت گرفته است شرکت‌کنندگان زیادی از کشورهای مختلف حضور داشته‌اند؟
** خب چند تا کنفرانس برگزار شده است؟ ما در حدی که این فضا اجازه می‌دهد فعالیت می‌کنیم. به‌طور مثال اگر دانشگاهیان ما بخواهند بروند مصر به این راحتی‌ها به آنها ویزا نمی‌دهند. به هر میزانی که وضع داخلی این کشور‌ها اجازه دهد ما آمادگی همکاری داریم. اما باید انتظاراتمان را متناسب با واقعیت‌ها تنظیم کنیم.
* اصولا در سیاست خارجی اصل بر این است که هر کجا که کشورها به بن‌بست می‌خورند دیپلماسی عمومی خود را وارد عمل می‌کنند.
** نه فقط زمانی که به بن بست می‌خورند. الان دیپلماسی عمومی نقش مکمل برای دیپلماسی رسمی کشور‌ها دارد. به نظر من قدرت دیپلماسی رسمی کشورها چیزی حدود 20 تا 30 درصد بیش‌تر نیست در حالی که دیپلماسی عمومی زمینه دیپلماسی رسمی بهتری را ایجاد می‌کند.
* برخی معتقدند در حال حاضر که کشور ما در روابط با عربستان سعودی و آذربایجان به مشکل برخورده است بخش دیپلماسی عمومی باید فعال شود.
** مشکلی که الان به‌طور مثال در رابطه با عربستان سعودی وجود دارد این است که مقامات رسمی این کشور اتهاماتی را علیه ایران وارد می‌کنند. به‌طور مثال مقامات سعودی ادعا کردند که ایران درصدد ترور سفیر عربستان در واشنگتن بوده است. ما توضیح کامل دادیم و گفتیم که این یک سناریویی است که امریکایی‌ها طراحی کردند و آنها در تلاش هستند تا بین کشورهای اسلامی اختلاف ایجاد کنند.
با وجود توضیحات واضح ما اگر باز این ادعا‌ها تکرار شود نشان‌دهنده این است که هیچ قصد و اراده‌ای برای ابهام زدایی وجود ندارد. یک وقت ممکن است که قصد دو کشور واقعا توسعه و گسترش همکاری‌ها باشد. در این صورت باید ابهامات را برطرف کرد. مثلا یکی از بحث‌هایی که مسئولان عربستان همیشه مطرح می‌کنند این است که چرا رسانه‌ها در ایران علیه سیاست‌های عربستان موضع می‌گیرند. خب ما وقتی این مسئله را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که رسانه‌های عربستانی نیز علیه جمهوری اسلامی ایران موضع می‌گیرند.
درست است که رسانه‌ها واقعیت‌ها را می‌گویند اما آنها باید واقعیت‌ها را در چارچوب مشخصی دنبال کنند. طرف سعودی می‌گوید که رسانه‌ها به ما وابستگی ندارند. خب رسانه‌های ایران هم آزادند و نظرات شخصی خود را می‌گویند. دیپلماسی عمومی می‌گوید که ما بیاییم در بین دانشگاه‌های دو کشور فعالیت گسترده‌ای را برقرار کنیم. اما وقتی ما می‌خواهیم از آنها دعوت کنیم با مشکلاتی روبه‌رو هستیم و اجازه آمدن آنها به ایران داده نمی‌شود. اگر هیئت ما هم بخواهند بروند ممکن است سختگیری‌هایی بشود.
ما برای فعال کردن دیپلماسی عمومی در رابطه با کشورهای مختلف از جمله عربستان آمادگی کامل داریم ولی تا وقتی دولت آنجا قصد ایجاد یک فضای مناسب را برای همکاری نداشته باشد از توانایی دولتی خودش استفاده می‌کند برای محدود کردن این ارتباطات. البته در کنارش می‌بینیم در فضای حج همکاری‌های مناسبی می‌شود. سال گذشته یکی از بهترین سال‌ها برای حجاج ما بود. ما هم از عربستان تشکر کردیم. یعنی با این‌که در سیاست‌ها اختلاف نظرات زیادی بود ولی حدود یک صد هزار حجاج ما رفتند به عربستان و برخورد با آنها نسبت به سابق خیلی بهتر بود.
همکاری‌های خوبی بین دو کشور صورت گرفته است. سفرهایی که مردم ما به حج عمره داشتند نشان‌دهنده این است که مردم با هم تماس دارند. مشکل در جایی است که یک انگیزه و هدف کاملا مشخص در سیاست خارجی این کشورها وجود دارد. ما نمی‌توانیم با دیپلماسی عمومی این سیاست را دور کنیم. در دیپلماسی عمومی می‌توانیم پیوند بین مردم را افزایش دهیم.
* به هر حال شاید با تاثیر بر مردم عربستان بتوانیم مواضع خصمانه دولتمردان سعودی را هم تا حدودی کاهش دهیم؟
** فضا در کشورهای مختلف فرق می‌کند. در کشورهای اروپایی اگر حوزه فعالیت دیپلماسی عمومی تقویت شود، بهتر اثر می‌گذارد چرا که تاثیر‌گذاری افکار عمومی در غرب روی دولتمردانش بیش‌تر است. به‌خاطر این‌که در آنجا زمینه و پایگاهی برای افکار عمومی وجود دارد. آنها اگر مشکلات زیادی هم داشته باشند ادعا می‌کنند که دموکراسی و توجه به آرای مردم را در نظر دارند. ولی در کشوری مثل عربستان که انتخاباتی برگزار نمی‌شود اگر حتی همه مردم نسبت به مسئله ای واقف باشند از چه ابزاری می‌توانند برای تاثیر‌گذاری استفاده کنند؟
* از ابزاری که بقیه کشورهایی که در بهار عربی متحول شدند استفاده می‌کنند. آیا تغییر و تحولات در مصر و لیبی قابل پیش‌بینی بود؟
** این‌که شما می‌گوئید به معنای اعتراض به سیاست‌های دولت‌هایشان است که بحث دیگری دارد. خود به خود وقتی پیشرفت کشورمان و آزادی اقشار مختلف مردم را معرفی می‌کنیم در حال تاثیر‌گذاری هستیم. یکی از علل تحولاتی که در بیداری اسلامی اتفاق افتاد انقلاب اسلامی ایران بود. تاثیر‌گذاری با الگو بودن دو مسئله است. ما معتقدیم که یکی از علل اصلی حرکت مردم در منطقه، جمهوری اسلامی و انقلاب ما بوده است.
مردم می‌دیدند که در کشور ما انقلابی صورت گرفته و استقلالی به وجود آمده است و ما رشد و پیشرفت جدی درسایه این استقلال داشتیم. هزینه‌های سنگینی را قدرت‌های بزرگ برای ملت ما ایجاد کردند، هزینه‌ها را پرداخت کردیم و راه خود را رفته‌ایم و در نهایت به پیشرفت رسیده‌ایم. پس این تاثیر جدی بر کشورهای منطقه داشته است وبه همه کشورهای منطقه دیر یا زود مو ج بیداری اسلامی منتقل می‌شود.
* خب درباره عربستان توضیح دادید، درباره آذربایجان چطور؟
** وضع آذربایجان با وضع عربستان متفاوت است. زمینه‌ها و انگیزه‌ها در آذربایجان متفاوت است. ما با آذربایجان زمینه‌های مشترک زیادی داریم. خیلی از کشورها منافع خود را در ایجاد اختلاف بین ما و کشورهای همسایه می‌بینند و تلاش می‌کنند تا نارضایتی را بین ما و کشورهای منطقه به وجود بیاورند و به اختلافات دامن بزنند. این به هوشیاری و تدبیر مسئولان این کشورها نیاز دارد تا وارد این بازی‌های سیاسی نشوند وگرنه مردم ما با مردم آذربایجان روابط خیلی خوبی دارند. حتی در سطح دولتی ما همواره برای داشتن بهترین روابط اعلام آمادگی کردیم. اما ببینید به‌طور مثال موجی ایجاد می‌شود که امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها می‌خواهند منافقین را که از عراق خارج شده‌اند به کشورهای همسایه منتقل کنند.
این موضوع یا واقعیت دارد یا ندارد. اگر ندارد پس کشورها باید به صورت جدی برخورد کنند و اجازه ندهند این بحث باز شود اما اگر بخواهد واقعیت پیدا کند اقدام بسیار معنا داری است. بنابراین ما حتما عکس العمل نشان می‌دهیم. در کل اینها همه برنامه‌ریزی‌های امریکایی- صهیونیستی است. آنها می‌خواهند بین ایران و کشورهای منطقه اختلاف ایجاد کنند و دو هدف را دنبال می‌کنند. اهدافی که هر دو در یک مسیر قرار دارد.
آنها می‌خواهند بگویند درگیری بین ایران و اعراب اجتناب‌ناپذیر است و از طرف دیگر در تلاشند تا بگویند که درگیری بین شیعه و تسنن حتما اتفاق می‌افتد. پس این دو فتنه بزرگ است و ما باید از آن جلوگیری کنیم. همه کشورهای منطقه باید تلاش کنند تا وارد این فتنه نشوند، ما هم تمام تلاش خود را در این زمینه می‌کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات