تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۴۳۸۴۸

ملی‌گرایی در تقابل با اسلام‌گرایی


ـ من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی‌رود، گرچه در آن موقع هم من شخصا مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تائید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند، امروز هیچ تاسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند.
انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر.
ـ در نظر دنیاگرایان و ملت پرستان آنچه از این اولیای معظم الهی صادر شده برخلاف عقل و شرع است. قیام بدون تجهیزات کافی را عقل آنان نمی‌پسندد و شرع آنان اجازه نمی‌دهد و نیز به عقیده آنان حرکت از کشوری به کشوری دیگر که دارای حکومت وتشکیلاتی می‌باشد، مخالف با عقل و ملیت بوده و بالاخره مخالف با موازین شرعی و الهی است و همچنین صلح با نمرودیان و فرعونیان و ملحدان و ستمگران و سازش با ظالمان به صورت مسلمان و با زهد فروشان داغ برپیشانی، طریق صواب و عقل و شرع بوده و هست. و با این انگیزه، تسلیم و سازش با آمریکای جهانخوار و وابستگان به او لزوم عقلی و شرعی دارد و تخلف از آن مخالف شرع و عقل است.ودفاع از ملت مظلوم عراق که زیر چگمه دژخیمان به جان آمده‌اند و فوج فوج علمای عظام وابرار بی‌پناه آنان را به شهادت می‌رسند و زنان و کودکان آنان زیر لگدهای ستمگران می‌سوزند و می‌میرند و فریاد "یا للمسلمین" می‌کشند، برخلاف عقل و شرع می‌باشد! این انگیزه ملی گرایی و خلود در ارض است که مصالح مسلمانان را فراموش کرده و دفاع از مصالح مسلمین را در حصار ملت خاص قرار داده و قلم سرخ بر قرآن کریم و احادیث رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام و سیره مستمره انبیای عظام و اولیای معظم علیهم السلام در طول تاریخ کشیده است.
اگر مهلت داده بود خدا به اینها(لیبرالها)، خدا می‌داند که با اسلام می‌خواستند چه بکنند. اسم اسلام، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند، اسلامی که با مشروبات مخالف نیست، اسلامی که با حدود شرعیه هم سرو کار ندارد، نباید جاری بشود، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر، اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود ما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما فحش به اسلام می‌دادند، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آن وقت نگفت چرا، زمان رضاشاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود. اینها شیطان‌تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها، خدا می‌داند که این ملت را به کجا می‌رساندند.
اگر شما دیدی که جمعیت‌هایی که الان مشغول فعالیت هستند، جمهوری که می‌گویند، یا جمهوری می‌گویند یا جمهوری دمکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی، اگر اینها جمهوری گفتند، این همان معنایی است که دشمنان ما می‌خواهند. دشمنان ما از جمهوری نمی‌ترسند از اسلام می‌ترسند. از جمهوری صدمه ندیدند ازاسلام صدمه دیدند. آن که تو دهنی به آنها زد جمهوری نبود، جمهوری دموکراتیک هم نبود، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم نبود، جمهوری اسلامی بود. علامت اینکه شما بفهمید که مسیر این جمعیت، هر که می‌خواهد باشد، اگرچنانچه جمعیتی باشد که در پیشانی او از نماز خواندن پینه بسته نظیر خوارج که پینه بسته بود پیشانی شان از شدت طول سجده لکن حق را کشتند، اگر اشخاصی باشند که صد درصد ملی به خیال شما یا به خیال خودشان هستند، اگر اشخاصی باشند که دم از آزادی می‌زنند، دم از استقلال می‌زنند لکن در نوشته هاشان ازخدا خبری نیست، از اسلام خبری نیست، از جمهوری اسلامی خبری نیست، اینها همانطوری که شیطان از بسم‌الله می‌ترسد اینها از اسلام می‌ترسند. علامت اینکه شما بشناسید اشخاصی که از مسیر شما خارج است،از مسیر این ملتی که خونش را داد در راه اسلام، اینهایی که خون دادند، جوانهای ماکه به خیابان ریختند، بانوان ما که به خیابان ریختند و تظاهر کنند و با مشت گره کرده این دشمن بزرگ را از بین بردند، باید دید که اینها اشخاصی بودند که دموکراتیک بودند؟ مذاقشان و مسلکشان دموکراتیک بود؟ اینها جمهوری می‌خواستند مثل جمهوری که شوروی می‌خواهد؟! شوروی هم جمهوری است مثل جمهوری که سایر ممالک دشمن ما می‌خواهد، آمریکا هم جمهوری است.
ملت ما که خون خودش را ریخت و فریاد کرد‌الله اکبر و فریاد کرد جمهوری اسلام، اسلام اینها را وادار کرد به یک همچو جانبازی وخونریزی و فدایی دادن، یا آن معنایی که شوروی ها می خواهند؟ یا آن معنایی که آمریکایی ها می خواهند؟ یا آن معنایی که اسرائیل می‌خواهند؟ آنها هم جمهوری‌اند. اینهایی که می‌گویند جمهوری. اسلامی را دنبال آن نمی‌گذارند و فقط این دو کلمه که من از اول فریاد زدم که ما همین دو کلمه را می‌خواهیم جمهوری اسلامی، اگر دیدید یک کلمه‌ای اضافه شد، بدانید مسیرشان با شما مختلف است. اگر کلمه اسلام هم پهلویش گذاشتند می‌خواهند شما را بازی بدهند، اگر دیدید که یک کلمه از آن افتاد و گفتند جمهوری، بدانید مسیرشان با شما مختلف است.
ـ جمهوری اسلامی دموکراتیک، ملت ما این را قبول نکرد، ما اسلام را می‌دانیم چی هست یعنی می‌دانیم که رژیم عدل است، البته نه اینکه می‌دانیم، خوب ما که اسلام را نمی‌دانیم واقعا، رژیم عدل است می‌دانیم، این عدالت است در آن از احکامی که در صدر اسلام بودند، مثل علی ابن ابی طالب فهمیدیم چه کاره است، چه می‌کند، و جمهوری هم معنایش را می‌فهمیم که باید ملت رای بدهند، اینها را قبول داریم، اما آن دموکراتیکش راحتی پهلوی اسلامش بگذارید، ما قبول نداریم، علاوه من این را در یکی ازحرف‌هایم گفتم که اینکه ما قبول نداریم برای اینکه این اهانت به اسلام است، شما این را پهلویش می‌گذارید، اسلام دموکراتیک نیست و حال آنکه از همه دموکراسی‌ها بالاتر است اسلام. ما از این جهت ما این را قبول نمی‌کنیم، اصلا شما پهلوی این را بگذارید، مثل این است که بگوید که جمهوری اسلامی عدالتی، این توهین به اسلام است برای اینکه عدالت متن اسلام است، از این جهت این را هم ملت ما قبول نکردند و اصحاب قلم و روشنفکرها بعضی از آنها را، اینها جدیت داشتند به اینکه این کلمه اسلام نباشد و ما این طور فهمیدیم که چون از اسلام ضربه دیدند می‌خواهند این نباشد، خوب همه قدرت‌ها دیدند که این نفت اینجا، حالا از دستشان گرفته شده عجالتا و این را چه کسی گرفته است؟ این را این ملتی که داد می‌زند اسلام، پس این اسلامش را حذف بکنید هرچه که باشد این دعوا هم دیگر ندارد، دیگر پشتوانه ملت ندارد، می‌خواستند پشتوانه را از این جمهوری بگیرند. پشتوانه یک حکومتی ملت است، اگر یک ملتی پشتوانه حکومتی نباشد این حکومتی نمی‌تواند درست بشود این نمی‌تواند برقرار باشد، آنها می‌خواهند این مطلب را بگیرند از دست، از این جهت اصرار به این داشتند.
اینها می‌خواهند شما را بکشانند به آن مطالبی که برخلاف اسلام است. بر فرض اینکه مخالف با رژیم سابق هم باشند و بسیاریشان هستند لکن ما فقط مطلبمان این نبود که رژیم خارج سابق از بین برود، مقدمه بود آن، مطلب مسلما این نیست که فلان طایفه از بین بروند. از باب اینکه رژیم مانع بود ازاینکه اسلام در خارج تحقق پیدا بکند، احکام اسلام تحقق پیدا بکند، به قرآن عمل بشود، از این جهت ما با رژیم مخالفت کردیم. اگر رژیم هم احکام اسلام را به آن عمل می‌کرد همانی که ما می‌گفتیم او هم می‌گفت که با او دعوا نداشتیم. اگر بنا باشد که این خون‌ها که ریخته شده است نه برای اینکه رژیم از بین برود برای اینکه اسلام تحقق پیدا کند، مقصود از رفتن رژیم‌های فاسد، مقصوداز قطع ایادی دشمن‌ها این است که ایران بشود یک مملکت اسلامی، حکومت اسلامی باشد، برنامه‌ها، برنامه‌های اسلامی باشند. اگر بنا باشد که حکومت ورژیم سابق از بین رفت لکن یک رژیم غیراسلامی دیگری آمد، خون‌های بچه‌ها و جوان‌های ما هدر رفت. ما زحمت کشیدیم و این سد را از بین بردیم ودیگران آمدند و همان مطالب سابق و همان حرف‌های غیر اسلامی را در خارج تحقق دادند به آن. برنامه ملت ما آنهم برنامه قلیل المدت این است که دشمن را شناختند و از میدان رد کردند. حالا هم بشناسند دشمن را و از میدان ردش کنند. دشمن ما فقط محمدرضا خان نبود، ما هر کس که مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم می‌خواهد باشد. هرکس جمهوری را بخواهد دشمن ماست برای اینکه دشمن اسلام است. هر کس پهلوی جمهوری اسلامی، دموکراتیک بگذارد این دشمن ماست، هر کس جمهوری دموکراتیک بگوید، این دشمن ماست برای اینکه اسلام را نمی‌خواهد.
اینهایی که فریاد می‌زدند که باید دموکراتی باشد، اینهامسیرشان غیر از ماست. اینهایی که اسمی ازاسلام نمی‌آورند و اجتناب می‌کنند از اینکه اسمی از اسلام بیاورند،در عمرشان بسم‌الله الرحمن الرحیم را نمی‌خواهند بگویند، اینهایی که نوشته‌هاشان را بخوانید ببینید که از جمهوری اسلامی اصلش صحبتی نیست، اینهایی که ازاین فداکاری که روحانیین کردند و قدم اول را روحانیین برداشتند، پانزده خرداد، پانزده خرداد روحانی است و باید تعطیل بشود برای روحانی، نهضت روحانیت، اینهایی که می‌بینید که اجتناب از این دارند و حتما باید اسم دیگری روی آن باشد، اسلام نباشد هرچه می‌خواهد باشد، اینهاسرپوش می‌خواهند بگذارند روی مقاصد خودشان، آن مقاصدی که برخلاف مسیر ماست، با اسم یک نفری که ملی است. مسیر ما مسیر نفت نیست، نفت پیش ما مطرح نیست، ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست، این اشتباه است.
ما اسلام را می‌خواهیم، اسلام که آمد نفت هم مال خودمان می‌شود. مقصد ما اسلام است، مقصد ما نفت نیست تا اگر یک نفر نفت را ملی کرده اسلام را کنار بگذاریم، برای او سینه بزنیم. هر کس را دیدید با هر اسمی، هر هیاتی را دیدید با هراسمی، هر جمعیتی را دیدید با هر اسمی، هر نویسنده‌ای را دیدید با هر اسمی، هر کسی که دعوی می‌کند که ما حقوقدان هستیم، دعوی هرچه می‌کند، ببینید مقالاتشان چه جوری است.در روزنامه‌ها مقالاتشان را می‌نویسند، ببینید وقتی که اجتماع می‌کنند (که کردند) ببینید که با اسلام چطور مخالفت می‌کنند. ببینید این اجتماعات از چه، از چه جور جمعیتی مجتمع می‌شود، ببینید چه مردمی در این اجتماعات جمع می‌شوند و خودشان را متصل می‌کنند و بعد از اسلام هیچ خبری نیست. ببینید چه جمعیت‌هایی هستند که روحانیین را می‌خواهند کنار بگذارند.همانطوری که در صدر مشروطه باروحانی این کار را کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات