فائزه حسنی
چندی پیش اعضای فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی با محمد خاتمی رئیسجمهور اسبق کشورمان ملاقات کردند. نمایندگان فراکسیون، تحلیل خود را از شرایط کنونی و چشمانداز آینده بیان کردند و خاتمی نیز راهحلهایی را به منظور برونرفت از مشکلات مطرح کرد.
فراکسیون از درخواست ملاقات با رهبری و بزرگان دیگری خبر داد. به گفته یک عضو فراکسیون تصور آنها این است که گزارشی از فعالیتهای خود را در مجلس در راستای تعدیل جهتگیریها، به مقام رهبری اراده دهند. همچنین یکی از اهداف این فراکسیون برای دیدار بزرگانی چون آیتالله مهدویکنی و آیتالله ناطق نوری این است که از آنها بخواهند نقش بیشتری را برای ایجاد تعادل و میانهروی امور ایفا کنند.
علی مطهری نماینده مجلس این کار را خوب و در جهت رهنمود رهبری توصیف کرده و به اصولگرایان توصیه کرد آنها هم با خاتمی ملاقات کرده و مسائلشان را مطرح کنند و افزود البته آقای خاتمی هم نظر خود را درباره رفتار آقای موسوی در بحران اخیر بیان کند تا روشن شود که راه ایشان غیر از راه موسوی است. مطهری گفت آقای خاتمی به رفتار خشونتآمیز پس از انتخابات با معترضان انتقاد داشتند که رهبری هم به برخی موارد آن اشاره کردند و خواستار رسیدگی و اصلاح فوری شدند، از این رو اتهامی متوجه ایشان نیست. مطهری افزود شروط ایشان هم شروط عادلانهای است.
تعیین تکلیف سریعتر زندانیان سیاسی، اجرای کامل قانون اساسی و انتخابات آزاد همیشه مورد توجه نظام جمهوری اسلامی بوده است. در این دیدار رئیسجمهور اسبق کشورمان تأکید بر برگزاری انتخابات سالم و آزاد را در راستای تشکیل مجلسی نیرومند و برآمده از تمام سلایق و تفکرات ارزیابی کرد؛ مجلسی که در رأس امور بوده و بر تمامی دستگاهها نظارت داشته باشد، وی به مجلس ششم هم اشاره کرد که موضوع تحقیق و تفحص از نهادههای تحت نظارت رهبری مطرح شد و مقام رهبری گفتند مجلس میتواند در این امور وارد شود، یعنی حوزه تحقیق و تفحص و نظارت مجلس بر همه ارکان اعم از نظامی، امنیتی و سیاسی و حقوقی میباشد.
برگزاری انتخابات سالم در تمامی مراحل آن، اهانت به اشخاص و مراجع، نقد و اصلاح روشها و این که نباید با کجاندیشی و اشتباه، فضای نقد و اعتراض را بست و همچنین هدفمندی یارانهها، موضوع این دیدار سه ساعته بود. خاتمی در مورد آزادی زندانیان و رفع محدودیتهای نابجا، پایبندی همگان و مسئولان به قانون اساسی و اجرای کامل آن بخصوص اهتمام به روح قانون اساسی، فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد تأکید کرد.
این ملاقات پروژه آینده روزنامه کیهان قرار گرفت. روزنامه کیهان که معمولاً سرمقالهها و یادداشتهایی در رابطه با «فتنه سال 88» دارد به سمت خاتمی سوگیری کرد و با نقل قول از «محافل ضدانقلاب» و برخی پایگاههای اینترنتی «هجو خاتمی» را روشن کرد. روز دیگر از قول برخی نمایندگان مجلس توهینهایی را متوجه رئیسجمهور سابق کرد و با این تیتر از قول فعالان سیاسی نوشت: محاکمه تنها پیشنهادی است که میتوان به خاتمی داد.
آنها خاتمی را به عدم دفاع از قانون اساسی، فاقد صلاحیت و منفور ملت و دلالی برای دریافت کمکهای مالی علیه نظام و حضور در عرصه براندازی متهم کردند و بعضی از نمایندگان گفتند که این نظام و مردم هستند که باید برای خاتمی شرط بگذارند، زیرا نمیشود که هم با جریان فتنه بود و هم به عرصه سیاسی کشور بازگشت، بلکه پاسخگویی در یک محکمه شفاف میتواند زمینههای بازگشت افراد را به صحنه کشور فراهم کند.
یدالله جوانی، معاون سیاسی نمایندگی ولیفقیه در سپاه، حرکت خاتمی را مرحله جدیدی از ادامه پیادهسازی فرمول جنگ نرم دانست و افزود زمانی که حرکتهای ساختارشکنانه فتنهسازان با شکست روبهرو شد به سراغ فرمول براندازیهای خاموش رفته که براساس آن مهرههایی با شعارهای فریبنده به سمت عملکرد منافقانه میروند. محمدحسن قدیری کارشناس سیاسی نیز گفته است خاتمی به ولایت فقیه اعتقادی نداشته و نظرات امام(ره) را قبول ندارد و راهی برای بازگشت به صحنه انتخابات حتی به عنوان نماینده مجلس ندارد. (کیهان، 18 دی 1389)
حجتالاسلام پناهیان در مورد نمایندگان ملاقاتکننده گفت: نمایندگانی که میخواهند افراد مرده را نبش قبر کنند نباید در مقابل آنها سکوت کرد و افزود نباید نقل محافل ما اختلافنظر درباره منافقان شود، بلکه موضعگیریهای ما باید یکپارچه باشد. همچنین یادداشت روز کیهان به نام «پایان بازی دوجانبه» با این پرسش شروع میشود که درباره اصلاحطلبان چگونه باید قضاوت کرد و در آن دوران ریاست جمهوری خاتمی و خروجی جبهه اصلاحات در شش ساله بعد آن را تحلیل کرده است.
در این یادداشت طرح این مسئله که آیا خاتمی و امثال وی حق دارند در انتخابات آینده به صحنه بیایند یا نه خلاف منطق و نوعی مغالطه دانسته شده و این عبارت را در آخر یادداشت افزوده که امثال خاتمی مهرههایی سوخته و خرج شده محسوب میشوند. (کیهان، 19 دی 1389)
تیتر «مهرههای سوخته جایگاهی در نظام ندارند» عنوانی بود که کیهان از اظهارنظرهای چند نماینده مجلس انتخاب کرده بود، در آن اظهارنظرها خاتمی به خیانت متهم شده بود و این که نظام نیازی به خاتمی ندارد و وی را به توهم و تخیل متهم کرده بودند. (کیهان، 20 دی 1389) روزنامه کیهان همچنین در خبر ویژه 25 دی 1389، خاتمی را مهره نشان شده محافل آمریکایی و اسراییلی و بازیخورده محافل غربی، وطنفروش و ستون پنجم نامیده است و در خبر ویژه دیگری خاتمی را یکی از متهمان ردیف اول فتنه پس از انتخابات نامیده که در سالهای اخیر با سفرهای متعدد به کشورهای عربی، از آنها میلیونها دلار کمک مالی دریافت کرده است.
از این دستنوشتهها در روزنامه کیهان زیاد است. همانطور که خاتمی خود گفته بود متأسفانه برخی برخوردهای نهادهای رسمی قضایی و امنیتی مبتنی بر همین دروغها و تهمتهاست و این مسئله خطرناکی است که دودش به چشم نظام میرود. خاتمی در این رابطه یادآوری کرده که خیال نکنند این روشهای برخلاف موازین قانونی و شرعی به نفع نظام تمام میشود... بلکه با این کارها بخشهای مهمی از جامعه زده میشود.
از سوی دیگر آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان گفت که اصلاً نیازی به حضور اصلاحطلبان در انتخابات نیست و آنها خوابهای بیتعبیری دیدهاند، مردم و مسئولان آنها را به هیچوجه قبول ندارند. این موضعگیری گرچه با واکنش اصلاحطلبان روبهرو شد مبنی بر این که نباید برخلاف قانون سخنی گفته شود و باید همه در چارچوب قانون حرکت کنند، تا آن که کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در توضیح گفت این مطلب خطاب به گروههای سیاسی و جناحهای موجود مطرح نشده، بلکه صحبت آقای جنتی نسبت به مطالبی بوده که یکی از شخصیتها مطرح کرده است که در حوادث انتخابات گذشته نقش داشته و اکنون به جای آن که پاسخگوی رفتار خود باشد در مقام مدعی و طلبکاری به میدان آمده است.
کدخدایی در ادامه با بیان این که آقای جنتی اشاره کرده نیازی به ورود کسانی که باید مقابل افکار عمومی پاسخگو باشند نیست و این که آنها چه کسانی هستند و مشخص بوده که در فتنه سال گذشته به هر دلیلی نقش داشتند و انتظار نداشته باشند که شورای نگهبان بر ایشان فرش قرمز پهن کند، در توضیح افزود به نظر میرسد وجود اختلاف سلیقهها و جناحهای مختلف برای کشور نه تنها بد نیست، بلکه مطلوب است و شورای نگهبان از اختلاف سلیقهها در جامعه استقبال میکند.
لازم به ذکر است تلاش خبرنگار امور مجلس کیهان که سعی داشت فهرستی از نمایندگان ملاقاتکننده با خاتمی به دست آورد، ناموفق ماند و تیتر «فرار اقلیتیها از روشنگری کیهان» را در این رابطه برگزید. شاید این فهرست برای عدم جواز عبور از فرش قرمز لازم بود.
سرانجام سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان «اباحهگری زیر نقاب دین» به بررسی عملکرد بخش رسمی و غیررسمی پرداخته و با این پرسش که آیا آنچه امروز در جامعه ما میگذرد همان است که قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر داشته، یادآوری میکند که بخش غیررسمی جامعه آشکارا به انحرافات خطرناکی دچار شده که اگر ادامه یابد نتیجهای جز هرج و مرج و حاکمیت زور و قلدری نخواهد داشت.
این مقاله میافزاید: چرا بعضی محافل سخنرانی و مداحی به محکمه قضایی تبدیل و در آنها اشخاص گوناگون به فساد، وابستگی، خیانت، براندازی و... محکوم میشوند و حکم صادره توسط سخنران یا مداح، لازمالاجرا قلمداد میگردد و عجیبتر این که این صحنهها بارها از رسانه ملی پخش میشوند! در ادامه آمده است: بعضی افراد به خود اجازه میدهند در همه زمینهها تعیین تکلیف کنند برای دستگاه قضایی، برای مراجع تقلید، برای نمایندگان مجلس، برای مسئولان ردههای مختلف، برای مردم و برای هر کس که برخلاف نظر و اراده و خواست آنها حرفی بزند یا کاری انجام بدهد. بعضی رسانهها هم که گویی از نظارت معافند و مجوز دارند به هر کس که مایلند تهمت بزنند، اهانت کنند، نسبت دروغ بدهند و...
در ادامه این سرمقاله میخوانیم: «محاکمههای خیابانی و صادر کردن حکم و حتی اعلام این که این جماعت صلاحیت ندارند و به آن جماعت نیاز نداریم یا این حکم قاضی را قبول داریم و آن یکی را قبول نداریم به جای آن که به حفظ نظام و معرفی اسلام و امنیت جامعه منجر شود، امنیت و نظام را تضعیف و چهره اسلام را مخدوش میکند. در پایان این نوشته به کلام معصوم اشاره شده که «المؤمن ملجم» یعنی مؤمن بر دهان و قلم خود لجام میزند تا هر چیزی را نگوید و ننویسد.
طبیعی است که اگر کسی به جای آن که ملجم باشد ابنملجم شود، نه با زبانش و نه با قلمش برای هیچ کس حرمتداری نمیکند و آبرو، حیثیت و اعتبار افراد را برای خود مباح میداند و این کارها را تحت حمایت از دین و نظام دینی انجام میدهد. جامعه ما امروز از این اباحیگری زیر نقاب دین رنج میبرد. این جریان افراطی اگر مهار نشود، اسلام و نظام جمهوری اسلامی را برای تحقق امیال خود هزینه خواهد کرد.»
سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی، این پرسش را مطرح کرده که اگر از کنار مسائل قانونی و بیتوجهی مسئولان به این انحرافات و پیامدهای خطرناک این عملکردها برای اجرائیات کشور بگذریم در برابر ضایعات جبرانناپذیری که این روشها به اعتقادات مردم بویژه نسل جوان وارد میکند چه کنیم؟ و خسران بزرگی را که به بزرگترین سرمایه جامعه، یعنی نیروی انسانی وارد میشود چگونه میتوان جبران کرد؟!