یکصدمین شماره عصر ما در حالی منتشر میشود که جامعه ما با خلق حماسه دوم خرداد عزم خود را برای پیمودن مسیر طولانی و پرفراز و نشیب تحقق آرمانهای انقلاب جزم کرده است.
یکصد شماره عصر ما در دورهای انتشار یافت که عظیمترین تحولات تاریخ انقلاب را با خود همراه داشته است. تحولات مبارکی که بیش از هر چیز بیانگر ظرفیتهای نامکشوف انقلاب اسلامی است. چهار سال پیش عصر ما در شرایطی منتشر شد که عرصه سیاست جولانگاه باندهای پنهان و سیاستبازان پردهنشین بود. جناح راست علاوه بر قوه مقننه و قضائیه بخشهایی از قوه مجریه را نیز تحت نفوذ خود داشت و برای حاکمیت انحصاری خود بر کشور امیدوارانه برنامهریزی میکرد. الگوی توسعه تعدیل و نسخههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول مقدرات اقتصاد کشور را رقم میزد.
روند سیاستزدایی از جامعه به عنوان لازمه محتوم سیاست تعدیل در عرصه سیاست دنبال میشد. تبلیغات رسمی چهرهای خشن بیمنطق و ماجراجو از جریان چپ تصویر میکرد. ائتلاف راست مدرن با راست سنتی که از خدمات بیمزد چپ جدید نیز بهرهمند بود جبهه گستردهای از نیروهای سیاسی را علیه جریان خط امام سازمان میداد. فضای یأسآلود آن زمان جریان چپ را نیز با ریزش شدید نیرو بسوی راست مدرن و یا حتی بیتفاوتی مواجه ساخته بود.
عدهای بلحاظ تئوریک به راست میغلطیدند و دنبال زندگی میرفتند برخی تحتتأثیر گرایشات صوفیمآبانه عارف مسلکی پیشه کرده بودند. برخی نیز بریده از همه جا به کشاورزی روی میآوردند. و مدرنترها وامدار محیط زیست میشدند. آن زمان کسی از ثروتهای بادآورده سخن نمیگفت و سنگ عدالت بر سینه نمیزد. مخالفت با برقراری رابطه با آمریکا از مد افتاده بود. نامه آقای رجایی خراسانی به رهبری مبنی بر هشدار نسبت به اشغال جایگاه ایران توسط ترکیه در سیاست منطقهای آمریکا و ضرورت برقراری رابطه با آمریکا با حساسیت و عکسالعمل جدی مواجه نمیشد.
خاتمی خانهنشین بود. و بعضی دانشجویان خط امام در زندان. روزنامه سلام که تنها چراغ روشن نیروهای خط امام محسوب میشد در معرض تهدید و تعطیل در چنین شرایطی عصر ما فعالیت خود را آغاز کرد. در اولین شماره عصر ما نوشتیم: «در وضعی که پایههای نظام قوام یافته و سازندگی و توسعه، مشارکت مستمر، سازمانیافته، آگاهانه و فعال سیاسی کلیه نیروهای جامعه را میطلبد، حضور نهادهای سیاسی که تنها ضامن مشارکت مردم هستند ضروری است...
ما معتقدیم خروج از مرحله احزب بدون نام و تلاش برای شفاف ساختن افکار و دیدگاههای سیاسی و فراهم آوردن شرایط مناسب تضارب آراء برای نظام و کشور ضرورتی حیاتی و در عین حال مبارک است... ما امیدواریم جامعه سیاسی ما به چنان رشد و بلوغ سیاسی برسد که تنوع افکار و اندیشههای سیاسی و به تبع آن حضور و فعالیت احزاب و نشریات سیاسی را در چارچوب منافع و مصالح ملی و واقعیتی مطلوب و ضروری و سازنده تلقی کند و بدان به عنوان امری مشکوک و تردیدبرانگیز ننگرد... هدف ما کمک به تعمیق دانش و بینش مردم و سالم و موزون ساختن رفتار سیاسی در جامعه و... است.»
هدف ما از ذکرکرد آن شرایط و مقایسه آن با وضعیت کنونی به هیچوجه خودستایی و مبالغهگویی و مصادره خدمات و زحمات دیگران به نفع خود نیست بلکه بیان نقش و خدمت متواضعانهای است که در کنار دلسوختگان دردمند و انقلابیون و مومنان به نظام و انقلاب اسلامی برای نجات نظام از انحصار و حاکمیت دیدگاههای استبدادی و زنده نگاه داشتن اصیلترین شعارهای انقلاب اسلامی یعنی آزادی، جمهوریت و اسلامیت داشتهایم.
عصر ما در خدمت توسعه سیاسی
الف- تبیین و تثبیت قواعد بازی سیاست
آن زمان که عصر ما منتشر شد جامعه سیاسی ما هنوز با شرایط و قواعد فعالیت سالم سیاسی آشنایی کافی نداشت تا آن زمان جامعه ما دو تجربه موفق را پشتسر گذارده بود. ما بخوبی میدانستیم با رژیمی که فاقد هرگونه مشروعیتی است چگونه باید رفتار کرد. این شیوه را در دوران مبارزه با رژیم نامشروع پهلوی آموخته و صحت و کارآمدی آنرا با انقلاب اسلامی محک زده بودیم. همچنین ده سال تلاش و کوشش و ایثار و حماسه در مقابله با ضدانقلاب و نیز در جبهههای جنگ نحوه رفتار با نظامی مشروع و مردمی و دارای جهتگیریها و سیاستهای مقبول را به همه ما آموخته بود.
اما جوانان و فعالان عرصه سیاست هنوز فعالیت در نظامی که از خود میدانستند و در استقرار و تحکیم پایههای آن از چیز خود گذشته بودند، اما با برخی مشیها و سیاستهای آن نمیتوانستند موافق باشند تجربه نکرده بودند. فقدان تربیت و تجربه سیاسی لازم برای مبارزه سیاسی در این فضای جدید موجب شده بود که بعضی افراد صادق مرتکب اشتباهات بزرگی شوند و برای اصلاح از همان شیوههای مألوف گذشته بهره جویند. و بعضی نیز ناامید از اصلاح امور کنج عزلت و انزوا برگزینند. معمولاً چنین تصور میشد برای مبارزه یا باید روش انتحاری را برگزید و یا باید دفاع و تعریف و تمجید کرد. بعضی چنین میپنداشتند یا باید در دفاع و تأیید، روزنامه منتشر کرد و یا در مخالفت و تقبیح، شبنامه پخش کرد.
لیکن در چنین شرایطی عصرما در کنار روزنامه سلام با ارائه روش اتحاد و انتقاد و عمل در چارچوب آن تجربه موفقی از راه سوم ارائه داد و در تربیت سیاسی و تبیین لوازم عمل فعالیت سیاسی در قبال نظامی مشروع و مردمی اما دارای نارساییها و سیاستهای بعضاً خطا نقش موثری ایفا کرد.
ب- انضباط ذهن سیاسی
داشتن الگوی تحلیلی مناسب آنگونه که وضعیت سیاسی و آرایش نیروهای موجود در عرصه سیاست را تبیین کند و در تحلیل فعل و انفعالات عرصه سیاست توانمند باشد لازمه عمل سیاسی است. چنین الگویی بیش از هرچیز ذهن تحلیلگر سیاسی را در مواجهه با رخدادهای سیاسی منضبط و او را قادر به پیشبینی میکند.
عصر ما با ارائه سلسله مقالات طیفبندی جریانهای فکری سیاسی توانست تصویر روشنی از آرایش نیروهای سیاسی موجود در درون نظام را به علاقمندان عمل سیاسی عرضه کند. این سلسله مقالات زمانی منتشر شد که تشکلهای سیاسی که جریانهای راست مدرن و چپ جدید را نمایندگی میکردند هنوز در کُمون بودند. پیدایش بعدی این تشکلها خود محک مناسبی برای صحت الگوی تحلیلی عصر ما بود. انتخابات مجلس پنجم و ریاست جمهوری هفتم نشان داد که آن الگو حتی توانسته است در زایش و نیز خودیابی و مرزبندیهای فکری سیاسی تشکلهای سیاسی جدید مؤثر باشد.
ج- شفافسازی سیاسی
ادبیات سیاسی هر جامعه بیانگر میزان رشد و بلوغ سیاسی آن جامعه است. میان رقابت سالم سیاسی و جنجالآفرینی و خشونتگستری فاصلهای به اندازه دوری توسعهیافتگی از توسعهیافتگی است.
در افتادن به ژورنالیسم جنجالی و غوغاسالاری و پیروی از منطق تیراژ و تبعیت غیرمسئولانه از سطحیترین و احساسیترین خواستههای جامعه هرچند در ظاهر مردمگرایی و خدمت به جامعه تلقی شود اما این گذر زمان است که نشان میدهد کدام روش و بینش سیاسی توانسته است به نحوی ریشهدار به تربیت سیاسی جامعه بینجامد و امر سیاستورزی را به همراه امید به اصلاح آیندهای برتر در جامعه نهادینه کند. در طول انتشار چهار ساله عصر ما بودند نشریاتی که با تمسک به تیترهای جنجالی و با ظاهر حمایت از حقوق مردم به تیراژهایی باورنکردنی دست یافتند اما اکنون در محیط سیاسی نه اثری مثبت و نهادینه شده از آن سابقه مییابیم و نه حضور مؤثر آن را مشاهده میکنیم.
عصرما به عنوان یک نشریه سیاسی از همان آغاز کوشید با احتراز از روشهای جنجالی به سیاست نقد اصولی ملتزم بماند و ضمن حفظ حریم اشخاص، افکار و اندیشهها و سیاستها را مورد نقد قاطعانه و اصولی و مبتنی بر پایههای تئوریک قرار دهد.
عصر ما کوشید ضمن اجتناب از جرح و هتاکی علیه اشخاص به تبیین پایههای تئوریک افکار آنها بپردازد و در خلال نقد نگاهی ترویجی و آموزشی نسبت به مسائل سیاسی جاری داشته باشد شاید یکی از دلایل ماندگاری عصرما نیز وجود همین ویژگی است. زیرا آنچه در اذهان میماند نه جنجال و هیاهو بلکه مطالب آموزشی و ترویجی است. به یمن اتخاذ چنین روشی عصرما توانسته است علیرغم پرداختن به حادترین مسائل و چالش با جریان حاکم رقیبی که هیچ مخالفتی را برنمیتابد بکار خود ادامه دهد و (به استثنای یک مورد) هیچ دعوایی علیه وی در دادگاه اقامه نشود.
د- مبارزه با حاکمیت انحصار
طرح استراتژی مقابله با حاکمیت انحصاری جناح راست سنتی پس از ارائه طیفبندی جریانهای فکری ـ سیاسی توسط عصرما بسیاری از نیروهای سیاسی را متوجه خطر عاجل جناح راست کرد. براساس همین استراتژی عصر ما شرکت فعال در انتخابات دور پنجم مجلس را به عنوان یک ضرورت مطرح کرد. سیاست برخاسته از این استراتژی تشویق احزاب و تشکلهای وابسته به هر یک از جریانهای سیاسی به شرکت مستقل در انتخابات دور پنجم مجلس و محروم ساختن جناح راست سنتی از ائتلاف با هر یک از آنها بود. نتیجه انتخابات مجلس پنجم نقطه عطفی در روند فعال شدن عرصه سیاست کشور شد. و نور امید در دلها دمید. روندی که با همکاری همه جریانهای ضدانحصار حضور حماسهآفرین مردم در انتخابات دوم خرداد را به همراه داشت.
هـ- هویتیابی خط امام
پس از ارائه طیفبندی جریانهای فکری سیاسی در جامعه، هویتیابی خط امام یکی از دو محور فعالیت عصرما به عنوان یک نشریه سیاسی و ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بود. عصرما در طول این مدت با چالش فکری سیاسی با دیگر جریانهای سیاسی موجود و نیز تشریح مواضع گروههای خط امام به سهم خود در تبیین مرزهای هویتی خط امام نقش ایفا کرد.
ناکامیها و نارساییهای عصر ما
آنچه تاکنون گفتیم توفیقهایی بود که عصر ما در کنار سلام و بعدها نشریات دیگر در تحقق آنها سهمی متواضعانه ایفا کرد. اما آن توفیقها طی یکصد شماره گذشته با ناکامیها و نارساییهایی نیز قرین بود. از جمله میتوان موارد زیر را بر شمرد:
1- چهار سال گذشته یکی از تحولخیزترین و پرحادثهترین مقاطع تاریخ انقلاب از نظر تحولات سیاسی بود. سرعت این رخدادها و حوادث ریز و درشت عصر ما را از پرداختن به مسائل اساسی و زیربنایی آنگونه که شایسته بود بازداشت است. به عبارت بهتر پراکندهکاری و روزمرگی ناشی از اقتضائات مختلف سیاسی بخشی از توان و ظرفیت عصر ما را که میتوانست صرف مسائل اساسی و اصولی شود به تحلیل برد.
2- عصر ما به عنوان ارگان یک سازمان سیاسی فراگیر میبایست از شمول و جامعیت برخوردار میبود. اما متأسفانه عصر ما بیشتر اهتمامات خود را مصروف عرصه سیاست کرد و عرصههایی از امور اجتماعی فرهنگی نظیر مسائل کارگری، زنان و جوانان و نیز مباحث عقیدتی و تئوریک در عصر ما مغفول ماند.
3- بعد از دوم خرداد بخشی از اعضا و دوستانی که با عصر ما همکاری میکردند بنا به ضرورت جذب امور اجرایی شدند. بسیاری از کسانی نیز که میتوانستند نیروهای جایگزین این افراد باشند به آنها پیوستند. تأثیر خلاء ناشی از فقدان این همکاران به ویژه در برخی شمارههای عصر ما تأثیرهای آشکاری برجای گذاشت. و این نکتهای است که بعضاً خوانندگان عصرما به مناسبتهای مختلف به ما گوشزد کردهاند.
4- یکی از وظایف و مسئولیتهای ارگان یک سازمان انعکاس مسائل، رخدادها و اخبار مربوط به آن سازمان است متأسفانه عصرما طی این مدت در این زمینه نتوانسته است انتظارات را برآورده سازد. و نقش یک ارگان را ایفا کند. بطور کلی عصرما نتوانسته است تصویر روشن و شفافی از سازمان به علاقمندان سازمان عرضه کند.
5- وظیفه یک ارگان حزبی تبلیغ و ترویج و سازماندهی است به عبارت دیگر ارگان یک حزب با تبلیغ و ترویج در خدمت سازماندهی حزبی قرار دارد. اما عصر ما به تبلیغ و ترویج و آگاهی بخشی اکتفا کرد و عملاً سازماندهی را به نیروهای سیاسی دیگر سپرد.
کثرت اغلاط چاپی، ظاهر یکنواخت و خشک، مهمترین نارساییها و کاستیهای عصرما بوده است. لذا بخاطر همه این قصورها و تقصیرها از خوانندگان فهیم و آگاه خود که همواره ما را به این نقایص متذکر شدهاند پوزش میخواهیم و در جبران آنها چشم به توفیق الهی و یاری کلیه دوستان داریم. امیدواریم با مقدماتی که در حال فراهم آمدن است بخشی از نارساییهای سابقالذکر مرتفع و انتظارات بحق خوانندگان محترم تا حدودی برآورده گردد.
سردبیر