تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۴۳۹۵۵

ابومازن و مسئله فلسطین


سرانجام در انتخاباتی که یکشنبه گذشته در اراضی اشغالی فلسطین یعنی ساحل غربی رود. اردن و نوار غزه، برگزار شد، محمود عباس، (ابومازن) توانست با اکثریت آراء (حدود 62 درصد) به ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین انتخاب شود. جنبش فتح این پیروزی را در اراضی اشغالی جشن گرفت. آمریکا، اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی و اروپایی از این تحول استقبال کردند و آن را به فال نیک گرفتند.
اما به‌رغم فضای خوشبینانه کنونی سئوالات بسیاری مطرح است که اندیشیدن به پاسخ این سئوالات با توجه به حقایق موجود در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی جای زیادی برای خوشبینی نمی‌گذارد. چه تفاوتی بین عرفات و ابومازن وجود دارد و آیا ابومازن با تکیه بر آرایی که کسب کرده می‌تواند بیشتر از عرفات به اسرائیل امتیاز بدهد و اصولاًً آمریکا و اسرائیل از ابومازن چه می‌خواهند؟ برنامه ابومازن چیست و چه اولویت‌هایی را مدنظر دارد و تا چه حد می‌تواند به قول‌هایی که در تبلیغات انتخاباتی خود به فلسطینی‌ها داده است وفادار بماند و بالاخره در شرایط کنونی تا چه حد امکان از سرگیری روند صلح وجود دارد و بطور کلی چه دورنمایی را می‌توان برای مسئله فلسطین ترسیم کرد؟
میزان مشروعیت
شک نیست که ابومازن فاقد شخصیت کاریزماتیک یاسر عرفات است و اگر عرفات ادعای رهبری ملت فلسطین را داشت، انتخابات انجام گرفته در ساحل غربی و نوار غزه در حدی نیست که اجازه چنین ادعایی را به محمود عباس بدهد.
اولاً انتخابات منحصراً در مناطق اشغالی صورت گرفت و حدود چهار تا پنج میلیون فلسطینی آواره در اردن، سوریه، لبنان و دیگر کشورهای عربی و غیرعربی اجازه شرکت در این انتخابات را نداشته‌اند.
ثانیا، به‌رغم تبلیغاتی که صورت گرفته نگاهی به ارقام منتشر شده درباره این انتخابات نشان می‌دهد که محمود عباس نمی‌تواند به پشتیبانی گسترده مردمی متکی باشد. از مجموع یک میلیون و هشتصد هزار نفر واجدین شرایط رأی‌دهندگی تنها اندکی بیش از هفتصد هزار نفر در انتخابات شرکت کرده‌اند که برابر با تقریباً 26 درصد است. از این تعداد 62 درصد به محمود عباس رأی داده‌اند که می‌شود حدود 440 هزار نفر، برخی نسبت مشارکت مردمی را 44 درصد ذکر کرده‌اند که مبالغه‌آمیز می‌نماید.
به هر حال عدم اقبال عمومی به شرکت در این انتخابات باعث شد که زمان رأی‌گیری دو ساعت تمدید شود. از این گذشته در آخرین ساعات به عده زیادی از کسانی که برای رأی دادن ثبت‌نام نکرده بودند، با موافقت رئیس مجلس قانون‌گذاری، اجازه داده شد که تنها با ارائه شناسنامه رأی بدهند. اما به‌رغم همه این اقدامات نتایج به دست آمده به گونه‌ای نیست که بتوان گفت محمود عباس در برنامه‌های آینده خود از پشتیبانی گسترده مردمی برخوردار است.
در تحلیل این وضعیت می‌توان گفت که فلسطینی‌ها ساکن اراضی اشغالی با توجه به جنایات و مواضع اسرائیل و حمایت بی‌دریغ آمریکا از این موضع و نیز بی‌تفاوتی کشورهای عربی در حمایت از مبارزه فلسطینیان و سرانجام افکار و مواضع شخصی محمود عباس امید چندانی به اینکه این انتخابات و نتایج حاصله از آن بتواند به گشوده شدن راه نجات منجر شود ندارند.
علاوه بر این تحریم انتخابات از سوی اسلامگرایان یعنی جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی خود عامل مهمی در عدم مشارکت عمومی بوده است. حماس و جهاد بدان جهت انتخابات را تحریم کرده‌اند که زیر سقف موافقتنامه اسلو انجام می‌گیرد و آنها هرگز این موافقتنامه را به رسمیت نشناخته‌اند.
همچنین حماس استدلال می‌کند که عمر قانونی مجلس قانون‌گذاری به سر آمده و در حالیکه مجلس کنونی مشروعیت خود را از دست داده این انتخابات و نتایج آن نمی‌تواند مشروعیت داشته باشد. (البته این مشکل مانع از همکاری حماس با رئیس منتخب نمی‌شود). از دیدگاه حماس و جهاد، با توجه به حساسیت اوضاع بویژه پس از مرگ یاسر عرفات، اولویت این بود که یک شورای مرجع با شرکت همه جنبش‌ها و سازمان‌های فلسطینی تشکیل شود و این شورا استراتژی مبارزه ملت فلسطین در چارچوب‌های مختلف سیاسی و غیرسیاسی را ترسیم نماید، بطوری که همه نیروها و گروه‌های فلسطینی خود را ملزم به حرکت در مسیر این استراتژی بدانند و کسی از آن تخطی نکند تا هم وحدت ملی فلسطین حفظ شود و هم راه در برابر رخنه‌گری‌های اسرائیل و دخالت دیگران مسدود گردد و بطور کلی مردم و نیروها تکلیف خود را بدانند.
حتی پس از آنکه این پیشنهاد حماس با بی‌توجهی سازمان فتح و تشکیلات خودگردان مواجه شد، حماس پیشنهاد کرد که انتخابات شهرداری‌ها و انتخابات مربوط به مجلس قانون‌گذاری و انتخاب رئیس تشکیلات خودگردان در یک زمان برگزار شود تا هر یک از نیروهای موجود در صحنه فلسطین با برخورداری از حجم تأیید مردمی خود در صحنه حضور داشته باشد. اما با این پیشنهاد حماس نیز مخالفت شد.
آنها انتخابات شهرداری‌ها را به چهار مرحله تجزیه کردند و نخستین مرحله را در بخشی از مناطق روستایی ساحل غربی برگزار نمودند که البته فتح و حماس بیشترین کرسی‌ها را به دست آوردند . قرار شد مراحل بعدی سه ماهه انجام شود. همچنین قرار شد که انتخابات مربوط به مجلس قانونگذاری در 16 ژوییه آینده (26 تیرماه) برگزار شود، واضح است که رقابتی بین جنبش فتح و جنبش حماس به وجود آمده به طوری که هر یک می‌کوشد پایگاه مردمی خود را به اثبات برساند. یکی از مسئولان حماس در توضیح علت عدم مشارکت این جنبش در انتخابات اخیر می‌گوید: فرض کنید ما کسی را نامزد کردیم و او اکثریت آراء را کسب کرد.
چنین کسی چطور می‌تواند با مجلسی که همه اعضای آن وابسته به جنبش فتح هستند کار کند؟
آیا محمود عباس مرد مورد نیاز و شخصیت موردنظر آمریکا و اسرائیل است؟ البته وی به داشتن مواضع بسیار معتدل معروف است. عباس شدیداً از همزیستی با اسرائیل سخن می‌گوید و با مقاومت مسلحانه به شدت مخالف است. وی اعتقاد دارد که عملیات نظامی انتفاضه هیچ کمکی به پیشبرد آرمان فلسطین نکرده بلکه بیشتر باعث کشتار و تخریب خانه‌های فلسطینیان شده و این عملیات باید متوقف شود.
وی در یکی از روزهای اخیر قبل از انتخابات در یک سخنرانی تبلیغاتی از اسرائیل با عنوان «دشمن صهیونیستی» نام برد که بلافاصله با اعتراض اسرائیل روبه‌رو شد و مجبور شد حرف خود را پس بگیرد و آن را لغزش زبان بخواند. با این حال وی در بیان اهداف خود نتوانسته به کمتر از آنچه یاسر عرفات درخواست می‌کرد قانع شود: تشکیل دولت مستقل فلسطینی در اراضی اشغالی سال 1967 یعنی در کرانه باختری و نوار غزه، به پایتختی قدس و دادن حق بازگشت به آوارگان فلسطینی. این حداقل چیزی است که عرفات و فتح و تشکیلات خودگردان و نیز کشورهای عربی بدان قانع شده‌اند تا صلحی پایدار محقق شود. اما این چیزی نیست که آمریکا و اسرائیل با آن موافق باشند.
اسرائیل بارها اعلام کرده که هرگز به مرزهای قبل از جنگ ژوئن 67 برنمی‌گردد و قدس پایتخت ابدی دولت اسرائیل است و خبری به نام حق بازگشت آوارگان وجود ندارد زیرا اعطای چنین حقی به نابودی اسرائیل می‌انجامد. بنابراین ابومازن به دنبال چه چیزی باید باشد و در شرایطی که منطقه در اشغال آمریکا و اسرائیل است و کشورهای عربی یکی پس از دیگری صحنه را خالی کرده و در فکر حل مشکلات شخصی خود هستند، وی تا چه حد می‌تواند به شعارهای خود در مورد دولت مستقل در کرانه باختری و نوار غزه و باز پس گرفتن قدس و حق بازگشت آوارگان وفادار بماند.
به گمان نگارنده، محمود عباس در مسیر حرکت خویش به نقطه‌ای نخواهد رسید که مجبور به اثبات وفاداری به این اصول یا عقب‌نشینی از آن شود، زیرا دستور کاری که آمریکا و اسرائیل در شرایط کنونی از آن سخن می‌گویند ربطی به تحقق این اهداف ندارد. آنها از مبارزه با تروریسم و فساد و ایجاد نهادهای دموکراتیک و گسترش آزادیها و توجه به حقوق زنان و بهبود اقتصاد فلسطین و بهبود وضعیت معیشتی ساکنان ساحل غربی و نوار غزه سخن می‌گویند و حاضرند در این زمینه‌ها هر نوع کمکی را به ابومازن بدهند.
به عبارت دیگر تشکیل دولت مستقل و عقب‌نشینی اسرائیل و استرداد قدس و حق بازگشت اصلا موضوعیت ندارد. اینها مربوط به خاورمیانه قدیم است اما در خاورمیانه جدید که بزرگتر از خاورمیانه قدیم هم هست، مسائل اصلی که همه باید برای تحقق آن تلاش کنند عبارتند از مبارزه با تروریسم، ایجاد دموکراسی و نهادینه کردن آن به اضافه توجه به آزادی‌های فردی و حقوق زنان و بالاخره تغییر کتب درسی و جایگزین کردن فرهنگ صلح و آرامش به جای فرهنگ کینه‌توزی و خشونت!
ملاحظه می‌شود که در این دیدگاه، مشکل اصلی یعنی حضور نیروهای اشغالگر نادیده گرفته می‌شود. لذا راه رسیدن به صلح، خروج اشغالگر و باز پس گرفتن سرزمین نیست، بلکه صلح از طریق مبارزه با تروریسم و تلاش برای تحکیم پایه‌های دموکراسی محقق می‌شود چرا که رژیم‌های دموکراتیک با یکدیگر نمی‌جنگند و خود به خود به سمت صلح و آرامش می‌روند. عرفات از دیدگاه آمریکا و اسرائیل مانع راه صلح بود چون با تروریسم مبارزه نمی‌کرد و به دموکراسی اهمیتی نمی‌داد بلکه با روحیه‌ای خودکامه همه امور را در قبضه خود گرفته بود. ابومازن نباید چنین باشد وگرنه تبدیل به یک عرفات دیگر می‌شود که باید از صحنه حذف شود.
نگاهی به اظهارنظرهای مسئولان آمریکایی و اسرائیلی این را ثابت می‌کند. جورج بوش، رئیس‌جمهوری آمریکا از انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطینی به شدت استقبال کرد و این انتخابات را «تاریخی، آزاد و عاری از شائبه» دانست. در بیانیه کاخ سفید آمده است که «رئیس‌ جدید فلسطینی و کابینه‌اش مأموریت‌های سختی را در زمینه مبارزه با تروریسم و ایجاد نهادهای دموکراتیک و بهبود اقتصاد فلسطینی در پیش‌ رو دارند».
بوش تأکید کرد که «حاضر است برای بهبود وضعیت معیشتی و اقتصاد فلسطینیها در ساحل غربی و نوار غزه کمک کند.» وی از کشورهای عربی خواست که «به طور جدی از رسیدن کمک به گروههای تروریستی که به اسرائیل حمله می‌کنند ممانعت نمائید.»
سیلوان شالوم، وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در سخنانی گفت: انتظار داریم رهبری جدید تصمیمی جدی برای از بین بردن زیربنای سازمانهای تروریستی اتخاذ کند. آریل شارون نخست‌وزیر اسرائیل نیز ضمن تماس تلفنی با محمود عباس گفت که آماده است در مورد مسائل امنیتی با وی گفت‌وگو کند. برخی از نزدیکان شارون تأکید کردند که ابومازن تنها یک روز بعد از انتخابش باید خود را نشان دهد و ثابت کند که با تروریسم مبارزه می‌کند. روزنامه معاریو به نقل از برخی دیگر از نزدیکان شارون نوشته است که اسرائیل حاضر است «چند هفته» به ابومازن مهلت بدهد تا از طریق مبارزه با تروریسم زمینه از سرگیری مذاکرات با اسرائیل را فراهم نماید.
در میان کشورهای عربی اظهارنظر حسنی مبارک، رئیس‌جمهوری مصر از همه مهمتر است و با توجه به نقشی که مصر بازی می‌کند، این اظهارات می‌تواند نمایشگر رفتار آینده محمود عباس باشد. مبارک گفته است: رهبری جدید فلسطینی باید با حکمت و درایت عمل کند و به جای عملیات مسلحانه که چیزی جز رنج و ویرانی برای فلسطینیها به بار نیاورده، به سوی میز مذاکره برود و در مورد باز پس گرفتن اراضی به طور مرحله‌ای و تدریجی عمل کند همچنان که ما در مورد صحرای سینا عمل کردیم.
اسرائیل نیز آماده مذاکره است اما نه مذاکرات سیاسی بلکه مذاکرات امنیتی و اگر در مادرید مذاکرات سیاسی براساس اصل «زمین در برابر صلح» بود و به نتیجه هم نرسید اینک مذاکرات براساس اصل «امنیت در برابر امنیت» یا به قول سیلوان شالوم «آرامش در برابر آرامش» است.
همه نشانه‌ها حاکی از آن است که اسرائیل با ابومازن همان رفتاری را می‌کند که با عرفات می‌کرد. اسرائیل به سیاست ترور و تخریب خانه‌ها ادامه خواهد داد. درست یک روز پس از انتخاب ابومازن، یگان ویژه ارتش اسرائیلی یکی از سران گردانهای اقصی یعنی شاخه مقاومت جنبش فتح را در شهر طولکرم در کرانه باختری ترور کرد. همچنین به نوشته روزنامه معاریو، اسرائیل قصد دارد در آینده حدود سه هزار خانه فلسطینی در منطقه رفح در جنوب نوار غزه را ویران کند تا با ایجاد یک کانال آبی پهن و عمیق در این منطقه مانع از رسیدن اسلحه و مهمات به فلسطینی‌ها از طریق تونلهای زیرزمینی شود.
از سوی دیگر، درخواست مبارزه با تروریسم با از بین بردن زیربنای سازمانهای تروریستی یعنی درگیر شدن با جنبشهای حماس و جهاد اسلامی و گردانهای اقصی وابسته به فتح و دیگر تشکیلات مقاومت، یعنی جنگ داخلی که محمود عباس از آن اجتناب می‌کند و امکانات و ادوات ورود به آن را نیز ندارد. در عین حال بیم آن می‌رود که اسرائیل از طریق عوامل خود در سرزمین‌های اشغالی چنین وضعیتی را به ابومازن تحمیل کند.
اسرائیل با سوءاستفاده از شرایط بعد از 11 سپتامبر در حال اجرای آخرین مرحله از طرح صهیونیسم و سلطه‌جویی بر کل منطقه است و خود را صاحب و مالک اراضی فلسطین می‌داند.
از نظر اسرائیل مشکل فقط در وضعیت ساکنان این اراضی است و اسرائیل کسی را می‌خواهد که امور ساکنان را اداره کند. بنابراین هرگونه دولتی فلسطینی در آینده دارای حاکمیت و استقلال نخواهد بود. راز آمادگی آمریکا برای دادن کمک اقتصادی به فلسطینیها در همین نهفته است که نومحافظه‌کاران حاکم بر کاخ سفید که همپیمانان آمریکایی گروه لیکود در اسرائیل هستند نه فقط اعتراضی به اسرائیل ندارند بلکه گاه افراطی‌تر از شارون و دار و دسته‌اش عمل می‌کنند.
آنها اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که چهار سال کشتار و ترور فلسطینیها همراه با تخریب خانه‌ها و کشتزارها ساکنان ساحل غربی و نوار غزه را به این نتیجه رسانیده که از درخواست دولت مستقل صرفنظر کنند و زندگی توأم با آرامش را درخواست نمایند. به همین دلیل است که ابومازن دو یا سه هفته دیگر، پس از تشکیل کابینه‌اش با شارون و بوش ملاقات خواهد کرد. بوش احتمالاً سخاوتمندانه صد یا دویست میلیون دلار به دولت جدید کمک خواهد داد تا به زندگی فلسطینیها سر و سامان بدهد.
اما آیا ملت فلسطین این را خواهد پذیرفت؟ به قول عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه قدس عربی در لندن، فلسطینی‌ها با انتخاب محمود عباس توپ را در زمین اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی انداخته‌اند، انگار می‌گویند: شما محمود عباس را می‌خواستید،‌ ما هم به او رأی دادیم. حالا نوبت شماست که نشان دهید چه کاره هستید و چه چیزی به محمود عباس و به ما می‌دهید.
تصور نمی‌شود آنها آماده باشند جز پول برای سرکوبی انتفاضه چیزی به محمود عباس بدهند. دورنمای روشن و دلچسبی به چشم نمی‌خورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات