جاوید قرباناوغلی
1. فلسطین شرایط دردناکی را میگذراند سلاحهایی که باید به سوی دشمن نشانه رود سینه جوانان فلسطینی را میشکافد و آنان را چون برگ خزان بر زمین میریزد. اشغالگران صهیونیست سرزمینی را که 58 سال پیش اشغال و همکیشان خود را از دورترین نقاط جهان جمع کرده و در منازل فلسطینیهای از وطن رانده جای دادند اکنون با خیالی آسوده نظارهگر جنگ فلسطینی ـ فلسطینی هستند. جنبش مقاومت اسلامی (حماس) که جوانههای امید برای آزادی سرزمینهای اشغالی و قدس شریف در دل مادران داغدار فلسطینی که با چهرهای خندان جوانان خود را قربانی وطن میکنند شکوفا کرده بود اینک گرفتار توطئهای شده که اشغالگران صهیونیست و آمریکا طراح آن و فتح و سیاستبازان این سازمان مجریانش هستند. اشتباه محاسباتی حماس این سازمان را در این دام کشاند دامی که قربانی آن آرمان فلسطین است. سرزمین مقدسی که پس از چند دهه مبارزه بخش کوچکی از آن آزاد شده و مأمن و ماوای جوانانی بود که جان میدهند تا سرزمین خود را از چنگال اشغالگران آزاد کنند اینک دو تکه شده است حماس در غزه حاکم است و فتح در کرانه باختری هر دو دو فاکتور. تانکهای اسرائیلی هر زمان که بخواهند به خانههای مردم در هر دو بخش یورش میبرند و خانههای مردم را بر سرشان آوار میکنند. هیچ جای فلسطین نقطه امنی برای مبارزان فلسطینی نیست. پس چگونه میتوان پذیرفت فتح و حماس بر سر چیزی بجنگند که همه آن هیچ است. نباید تردید کرد که اسرائیل برنده این وضعیت اسفناک است و فتح و حماس و فلسطین و همه مسلمانان بازندگان اصلی آن.
2. از زمانی که جنبش مقاومت اسلامی (حماس) با آرای ملت خسته از سیاستبازان سازمانهای عریض و طویل فلسطینی به قدرت رسید و دولت مقاومت را تشکیل داد و به حق از شناسایی اسرائیل سرباز زد میدانست که آمریکا و اسرائیل و سیاستبازان حرفهای فتح برای حذف آن از صحنه به هر کاری دست خواهند زد. تا پیش از ظهور حماس و جهاد و حزبالله سازش جریان مسلط خاورمیانه بود. آمریکا و اسرائیل هزینه سنگینی را برای آن پرداخته و حکام عرب نیز سالیان درازی بود که دستهای خود را به حالت تسلیم بالا برده بودند. این جریان حتی عناصر میانهروی چون عرفات را نیز بر نمیتابید و دیدیم که او را هم به خاطر مقاومت در برابر برپایی جنگ فلسطینی. فلسطینی از سر راه برداشتند. ابومازن محصول و میوه فلسطینی جریان سازشی است که برای از میان برداشتن عناصر مقاومت همراه آمریکا و اسرائیل است. طبیعی بود که فصل مشترک بین محمود عباس و اسماعیل هنیه نباشد. ابومازن سیاستمدار مکاری است که میتوان با هر کارتی به بازی ادامه دهد. او نتیجه توافق سیاستبازان حرفهای فتح و مورد حمایت همه سازشکاران است. او مردانی چون محمد دحلان را در آستین دارد که حتی برای قتل عرفات و از میان برداشتن او مجری طرحهای اسرائیل میشود. مروان برغوثی که از زندانهای اسرائیل برای جلوگیری از پیروزی حماس در انتخابات تبلیغ میکند و دهها مثل اینها. نقطه مقابل او حماس و اسماعیل هنیه و مظهر مقاومت ایستادگی و سازشناپذیری است. روشن است که این دو جریان در هیچ جا به هم نمیرسند. این در پی احیای روح مقاومت و آزادی سرزمینهای اشغالی و خدمت به مردم آواره فلسطینی و آن در اندیشه سازش از بین بردن مقاومت و پر کردن حسابهای بانکی عناصر فاسدی است که آرمان فلسطین را برای گرفتن قدرت قربانی میکنند. اشتباه حماس در این بود که در دام سیاستبازان حرفهای فلسطین افتاد. آنان حماس را به صحنهای کشاندند که خود طراح آن بوده و حرکتهای پس از آن را نیز میدانستند. حماس میتوانست در این دام نیفتد. این درگیری اجتنابناپذیر نبود.
3. غزه تحت حاکمیت حماس در محاصره است. حماس توانست عناصر وفادار به ابومازن را از غزه بیرون رانده و بر آن مسلط شود ولی این یک روی سکه است. از سوی دیگر ابومازن تحت حمایت اسرائیل کرانه باختری را مرکز حکومتی کرده که مشروعیتی در فلسطین ندارد ولی همه دنیا از او حمایت میکنند. حکومت نیمبند فلسطین دو تکه شده است و اسرائیل به عنوان بازیگر اصلی این میدان در کنار ابومازن قرار دارد. ایهود اولمرت نیز اعلام کرده است: اسرائیل شریکی واقعی برای دولت جدید فلسطین خواهد بود. او تعهد کرده است صدها میلیون دلار عواید مالیاتی بلوکه شده فلسطینیان را آزاد کند. سخنگوی ریاست جمهوری آمریکا نیز از حمایت فعال از دولت محمود عباس سخن گفته و اروپاییها اعلام کردهاند در پی خارج شدن حماس از ترکیب دولت فلسطینی فرستادن کمکها به دولت منتخب عباس را از سر خواهند گرفت. از زمان روی کار آمدن دولت حماس در ژانویه 2006 کمکها قطع شد و دولت هنیه در تحریم قرار گرفت که به این ترتیب ادامه این وضع غزه را با یک فاجعه انسانی روبهرو خواهد کرد سرزمین کوچکی که یکی از بیشترین تراکم جمعیتی در جهان را داراست بنابراین روشن است که ابومازن این بازی را با کمک متحدان خود تا گرفتن امتیازات مورد خواست اسرائیل و آمریکا اداره خواهد کرد. حال حماس دو گزینه پیش رو دارد: کنترل غزه و استفاده از آن برای چانهزنی در مذاکرات احتمالی که نتیجه آن تشدید فشارها حتی از سوی اعراب و افزایش رنج و محنت مردم است. با توافق با محمود عباس بنا بر وضعیت موجود و امید بستن به پیروزی احتمالی دوباره در انتخابات آن هم در صورتی که به او اجازه شرکت در آن داده شود. به تعبیر دیگر در وضعیت کنونی حماس مجبور است بین بد و بدتر یکی را برگزیند و به نظر نمیرسد هیچ یک از این دو گزینه به نفع حماس باشد البته راه سومی هم هست: بازگشت به مقاومت خارج از حکومت که به معنای عدول از استراتژی گذشته و دست کشیدن از دولت است. این انتخابی است که نه اسرائیل خواهان آن است و نه اعراب میانهرو. در این صورت ابومازن هیچ راه برون رفتی از بحران پیش روی خود نخواهد داشت. او میتواند با تمسک به اختیارات خود در منشور فلسطین دولت حماس را منحل کند ولی خود بهتر میداند که نخواهند توانست علیه مقاومتی که ضد اسرائیل میجنگد کاری انجام دهد. ملت فلسطین این اجازه را به او نخواهد داد. برای اسرائیل نیز این گزینه حماس خطرناکترین است. اولمرت در وضعیتی نیست که دست به ریسکی بزند که میتواند آغازگر آن باشد ولی ادامه و نتیجه آن خارج از ارادهاش خواهد بود.
4. هنر سیاستمداران، درک درست شرایط موجود و پیشبینی تحولات آینده است. کسی که در ارزیابی هر یک از این دو دچار اشتباه محاسباتی شود، هر دو را از دست خواهد داد. دنیای سیاست از جنس معادله یک مجهولی نیست و بازیگران هر میدان هر روز به پیچیدگیهای این معامله میافزاید. کوچکترین اشتباه محاسباتی، میتواند بزرگترین دستاوردها را بر باد دهد. اگر اشتباه از مردم عادی در زمره مکروهات باشد اشتباه رهبران از گناهان کبیره است اشتباه رهبران بازی با سرنوشت ملت و آرمان آنان است. هیچ کس نمیتواند منکر این واقعیت باشد که یک سال پیش آمریکا شکست خورده اصلی در منطقه بود و حماس در انتخابات پیروز شده و دولت مقاومت را تشکیل داده بود. در لبنان همه گروهها بر حقانیت حزبالله مهر تایید زده و از او حمایت میکردند. اسرائیل جنگ 33 روزه را با هدف بر هم زدن معادله آغاز کرد که با شکست روبهرو شد. در عراق نیز آمریکا گرفتار شده بود. کمیته بیکر- همیلتون طبیب درد آمریکا بود که دیدیم نسخهای هم برایش پیچیده اما شرایط به سرعت در حال تغییر است و فرصتها یکی پس از دیگری از دست میرود. در صحنه فلسطین حماس وضعیت خوبی ندارد. در لبنان وضعیت در حالی «پات» قرار دارد و ممکن است کارت سوریه بتواند بازی را به نفع آمریکا تغییر دهد. در عراق نیز نباید انتظار روزهای بهتری را کشید. در جهان امروز هر کس بهتر برنامهریزی کند بیشتر خواهد برد. باید برای برد در این میدان برنامهریزی کرد اما نخستین گام جلوگیری از بدتر شدن اوضاع در فلسطین است.