سیروس محمودیان: دمدماى غروب 27 اسفند 90 با وجود سرماى هوا ناچار شدم براى خرید دلار سرى به صرافیهاى شهر بزنم. کاملا روشن است نوسانات ارز نقش مهمى در یک سفر خارجى دارد و تهیه ارز از مقدمات اصلى هر سفر خارجى است. طى چند روز اخیر بانک مرکزى مکررا بیانیه صادر کرده که نرخ هر دلار در صرافیها 1280 تومان است و هیچ صرافى حق ندارد بیشتر از آن مبلغ، دلارها را بفروشد. سر زدن به چند صرافى مجاز معلوم میکند که آن بیانیهها قصهاى بیش نیست و صرافیها در سایه نوسانات شدید کاذب دلار را بالاى 1950 تومان به خریداران مشتاق - به هر میزان که آنان دوست دارند - عرضه میکنند.
من که آماده تدارک مقدمات سفرم هستم با دیدن افزایش ناگهانى قیمت دلار متوجه میشوم با وجود تامین هزینه سفر 2 میلیون تومانى در طول سفر با مشکلات زیادى روبهرو خواهم شد. شنیدن خبر پرداخت 400 دلار 1200 تومانى لبمرز به مسافران زمینى کمى امیدوارم میکند اما حقیقت این است که من باید با یکهزار دلار سفرى 10 روزه به اقصى نقاط ترکیه انجام بدهم. با خود فکر میکنم اگر این 10 شب را فقط در هتل بسر ببرم دلارهاى مبارک آمریکایى براى سفرم کفایت نخواهد کرد. تازه دوست دارم سرى هم به گرجستان - زادگاه اصلى رجب طیب اردوغان - بزنم. به هر حال کارى نمیتوان کرد. سفرى است ضرورى که باید تحت هر شرایطى انجام پذیرد. میگویند در ایام قدیم مردى مدعى براى خالکوبى عکس شیرى روى شانه راستش نزد دلاکى رفت. سومین سوزن دلاک که بر شانه مرد فرود میآید او با ناراحتى از دلاک میپرسد: کجاى کاری؟ دلاک با حوصله میگوید: تازه دارم یال سرشیر را خال میزنم. مرد که طاقت نیش سوزنهاى دلاک را نداشت فریاد میزند: اخوى! از خیر سر و یالش بگذر.
دلاک سوزن پنجم را که میزند مرد باز فریاد میکشد: کجاى کارى؟ دلاک میگوید: دم شیر را میزنم. مرد که دیگر طاقتش تمام شده بود با فریاد دردآلودى میگوید: حمامى تا اینجاى کار بس است. شیرى که من میخواستم نه سر داشت نه دم. نمیدانم شاید بیدلارى سبب شود شیر من هم نه سر داشته باشد نه دم. به هر حال نمیدانم آقازادههاى فرارى چگونه همراه فرزندان سالیان سال در لندن و... اقامت دارند اما شیرشان هم سر دارد و هم دم. بگذاریم و بگذریم که در هر حالت طرح آن قصه غمبارى است. با یک حساب سرانگشتى از همین الان خود را براى شرایط سخت سفر آماده کردهام. پسردایى محمد با اشتیاق پیگیر کارهایم است.
میخواهم فردا 28 اسفند ساعت 5 صبح با نام و یاد «حاجاحمد متوسلیان» بزرگ دلاورمرد عرصه بیدارى اسلامى در منطقه، با مختصر بار و بندیل سفر که در یک کولهپشتى چینى جا گرفته است راهى سفر شده و تا ظهر خود را به مرز زمینى بازرگان در ماکو برسانم. میگویند در ایام عید ازدحام ایرانیان در مرز به قدرى زیاد است که 54 - ساعتی براى خروجى باید معطلى کشید. فکر میکنم صف انتظار خروج از کشور مکان مناسبى باشد که بتوانم از علل اصلى سفر هموطنانم به کشور لائیک ترکیه در ایام تعطیلات نوروز اطلاع پیدا کنم. اگرچه امسال برخلاف تصور همه خروجى مرز ترکیه به دلیل گرانى غیرمنتظره دلار بسیار خلوت بود و تنها 20 – 30 خانواده که قصد مسافرت با ماشینهاى شخصى به ترکیه را داشتند به چشم میخورد. صداى بهار بیدارى اسلامى همه دوستداران و سربازان حقیقى انقلاب اسلامى را سرمست کرده است. عموما مردم ترکیه بویژه پا به سن گذشتهها به خوبى با نام امام خمینى(ره) آشنا و بهطور کلى احترام زیادى براى ایشان قائل هستند.
امسال در سفر به شهر ارزروم با پیرمردى مواجه شدم که در اوایل دهه 1360 مدتى براى کارگرى به ایران آمده بود. ظاهرا وى در اواخر دوران اشغال افغانستان وسط شوروى سابق به شکل قاچاق سفرى هم به شهر مزارشریف داشت. وى که یک فصل در شالیزارهاى شمال ایران به کارگرى مشغول بوده سعى داشت با بیان خاطراتى از آن ایام میزان ارادت خود را به حضرت امام(ره) و ملت ایران نشان بدهد. او با بیان موضوع اعزام پرشور بسیجیان کم سن و سال آن دوران به جبهههاى نبرد از رشادتهاى مردم ایران در طول دفاع مقدس 8 ساله و مبارزه با آمریکاییها به نیکى یاد میکرد. تقریبا در کشور ترکیه نام بردن از ایران با نام فلسطین قرین است. وقتى بحث من با پیرمرد به شکلى ناخواسته به موضوع فلسطین ختم شد، وى با حرارت جالب توجهى استفاده از تجربه بسیج را براى حل قطعى و آبرومندانه مساله فلسطین یک ضرورت میدانست. در عین حال ایشان در اثر تبلیغات و حرکات نمایشى امثال رجب طیب اردوغان عمیقا معتقد بود کشور ترکیه مدافع منافع فلسطینیان مظلوم است. یادآورى نام شمال ایران و کیفیت برنج و چاى منطقه براى او بسیار شیرین بود، در عین حال از نظر وى میزان بالاى مصرف برنج توسط ایرانیان بسیار عجیب بود. در کشور ترکیه مصرف روزانه برنج که به «پلو» معروف است بسیار کم است. معمولا در رژیم غذایى مردم ترکیه استفاده از برنج از چند قاشق بیشتر تجاوز نمیکند. عموما دوستدار غذاى آبکى هستند.
خرداد سال پیش همراه دوستان سفرى دستهجمعى به ترکیه داشتیم. روز اول که در رستوران هتل خواستیم ناهار بخوریم کارگران رستوران چند بارى سینى برنج را پر کردند که هر بار در عرض چند دقیقه سینى توسط مسافران تازه از راه رسیده خالى میشد و کارگران دوباره مجبور به پر کردن سینى میشدند. با دیدن این وضع از فردا مدیر رستوران دستور داده بود موقع ناهار مسافران ایرانى چند سینى بزرگ برنج روى میز قرار بگیرد. به هر حال وقتى بحث من با پیرمرد ارزرومى به مسائل داخلى ترکیه کشیده شد با نگاه معنادارى ترجیح داد با سکوت از ادامه بحث خوددارى کرده و سپس با خداحافظى عجولانه، خود را از مهلکه خطرناک بحث سیاسى! برهاند. کشور ترکیه در همه وجوه اجتماعى از 2 رویه کاملا متضاد برخوردار است و بالطبع واژه آزادى نیز در جامعه سکولار ترکیه 2 تعریف متفاوت دارد.
عاملان ابتذال و مفاسد اجتماعى از یک امنیت تعریف شده معینى برخوردار هستند و هر آنچه مخل امنیت و آزادى آنان باشد با قوه قهریه پلیس روبهرو خواهد شد اما افراد در هر سطح سیاسى و دینى که باشند مطلقا مجاز به اظهارنظر درباره نظام لائیک و نقد عملکرد ژنرالها نیستند. نقد نظام سکولار خط قرمزى محسوب م ىشود که با شدیدترین عکسالعملهاى نیروهاى امنیتى ترکیه مواجه میشود. نیمهعریان شدن یا انجام اعمال شنیع در معابر عمومى و سواحل ترکیه آزاد است اما بر سر کردن یک روسرى کوچک در مراکز دولتى– دانشگاهى با یک ممنوعیت راهبردى مواجه است. انجام هر عمل زشت غیراخلاقى حرام در سواحل ترکیه کاملا آزاد است و عامل آن از یک مصونیت سیستماتیک برخوردار است اما یک اندیشمند دینى مطلقا اجازه ندارد درباره ذات دین یا نقش کلیدى رهنمودها و تعالیم دینى در اصلاح کجرویهاى اجتماعى سخنى به میان آورده یا نگاه تفسیرى نسبت به آیات قرآن کریم داشته باشد و درباره انواع ظلمهاى اجتماعى– سیاسى کلامى ولو در لفافه به میان بکشد.
تنها بیان تفسیرى از آیات قرآن مجید در جلسات دینى مجاز است که قبلا متن آن توسط سازمان دیانت ترکیه به تایید دقیق رسیده باشد. در کشور مسلمان ترکیه و بر اساس دستورالعمل محرمانه لائیکها، کتاب آسمانى قرآن و آیات روحبخش آن باید صرفا در سوره یاسین آن هم مختص به مجالس ترحیم خلاصه شود. مراکز پرشمار آموزش قرآن و تربیت حفاظ اصلا اجازه ندارند نگاه عمقى نسبت به آیات داشته باشند. ورود علماى سنى به حوزه سیاست جزو اعمال حرامى است که اصلا نمیتواند آخر و عاقبت خوشى در پى داشته باشد. هیچ فرد نظامى حق ندارد در محل کار به انجام فرایض واجب دینى از قبیل نماز و روزهدارى مبادرت کرده یا همسر و فرزند محجبه داشته باشد. پایبندى علنى به هریک از این رفتارها پاسخ شخص اخراج از ارتش و پلیس را در پى دارد. نگاهى گذرا به آمار ارتشیهاى اخراجى که به واسطه دیندارى محکوم به اخراج از کار شدند گویاى حقایق تلخ جامعه ترکیه است. احزاب اسلامگراى ترکیه نیز عمیقا حامى تئورى سکولاریزه کردن جامعه و عمل به نسخه استعمارى «جدایى دین از سیاست » هستند.
نماز جمعه تقریبا در همه 75 هزار مسجد ترکیه با حضور خوب مردم مسلمان و به امامت علماى منصوبى سازمان دیانت ترکیه در کمال سکوت و سکون غیرمسئولانه برگزار میشود و هیچیک از خطباى نماز جمعه مساجد ترکیه اجازه ندارند در خطبههاى هفتگى نماز جمعه که تقریبا حالت تشریفاتى دارد جملهاى خارج از نوشتار ارسالى از سوى «سازمان دیانت» که مستقیما همه امورات دینى را در کنترل نظارتى خویش دارد ایراد کنند. عموما توریستهاى خارجى که اوقات چند روزه خویش را در مراکز تفریحى– تاریخى یا بازارهاى رنگارنگ شهرهاى ترکیه میگذرانند هیچگاه فرصت آن را نمییابند که با حقایق اصلى جامعه لائیک ترکیه که استبداد سیاسى- نظامى از مشخصههاى اصلى آن به حساب میآید مواجه شوند. مثلا سرکوب خشن و خونین مخالفان و معترضان مورد اتفاقنظر احزاب لائیک دستراستى و احزاب اسلامگراست.
نمایش تلویزیونى اتفاقات اخیر درباره سرکوب جوانان طرفدار تیم فنرباغچه در خیابانهاى استانبول با انواع ابزارآلات مدرن پلیسى نمونه کوچکى از برخوردهاى رایج پلیس با هر معترض موجه و غیرموجهى است. سرکوب خشن هر اعتراضى یک اصل راهبردى در ترکیه است و در این میان هیچ اختلافنظرى میان احزاب اسلامگرا و لائیک وجود ندارد. مثلا در داستان دنبالهدار برخورد سیستم لائیک ترکیه با مخالفان مناطق شرقى ترکیه مابین لائیکها و اسلامگراها یک اتفاقنظر غیرقابل هضمى وجود دارد و آنها تنها درباره تعیین محدوده مجازات مخالفان با هم اختلافنظر دارند. در حال حاضر اگرچه نخستوزیر اسلامگراى ترکیه با ژنرالها درباره چگونگى و محدوده سرکوب معترضان مناطق شرق ترکیه اختلافات اساسى دارد اما باید گفت این اختلاف تنها در مکانیسم اجرایى سرکوب مخالفان است. ژنرالها بهطو ر سنتى اصرار دارند با انجام عملیات گسترده نظامى تا اعماق داخل خاک کشور عراق در منطقه کردستان نسبت به قلع و قمع مخالفان اقدام کنند اما رجب طیب اردوغان به تأسى از نظامیان اشغالگر آمریکایى مستقر در عراق که برقرارى امنیت در کردستان عراق را یک اولویت استراتژیک میدانند مخالف این نفوذ نظامى در خاک عراق است.
در دهه 70 که اربکان اسلامگرا معاون وقت نخستوزیر دولت لائیک بلند اجویت بود، وى شخصا دستور تهاجم نظامى به مناطقى از قبرس را صادر کرده و آتش جنگ را در این منطقه برافروخت. در حقیقت در اینباره هیچ تفاوتى در میان اسلامگراهاى اسمى ترکیه و احزاب لائیک وجود ندارد. شاید نیمى از حدود 60 هزار کشته مناطق شرق ترکیه محصول عملکرد اسلامگراهاى شبهلائیک ترکیه است. طبیعى است که مردم مسلمان ترکیه که در سال 1343 چند ماهى پذیراى حضرت امام(ره) بودند در سال 1357 با شنیدن خبر پیروزى انقلاب اسلامى ایران دچار شور و شعف دینى شده و متعاقبا بر میزان نگرانیهاى روزافزون سیاستمداران سیستم لائیک و نظامیان مقتدر ترکیه افزوده شد. همزمانى پیروزى انقلاب اسلامى با افزایش فعالیتهاى شبهاسلامى نجمالدین اربکان این هراس را نزد لائیکهاى ترکیه پدیدار کرد که مبادا در میانه فعالیتهاى حساب شده اربکان عنان امور از دست اینان خارج شده و مردم 98 درصد مسلمان ترکیه با تأسى از انقلاب اسلامى و آرمانهاى رهاییبخش آن علیه ظلم و بیعدالتیهاى ژنرالهاى ماسونى برآشوبند.
در حقیقت با وجود آنکه شخص نجمالدین اربکان در آن مقطع هیچگاه از الهام گرفتن و اثرپذیرى از انقلاب اسلامى ایران و دنبالهروى از همسایه شرقى خویش سخنى به میان نیاورد اما جریان صهیونیستى حاکم بر ترکیه با حساسیت روزافزونى نظامیان و سیاستمداران محافظهکار ترکیه را به عکسالعمل واداشته و ناچار آنان در یک اقدام مصلحتى در تابستان 1980 میلادى نجمالدین اربکان را به جرم فعالیتهاى بنیادگرایانه اسلامى ضدرژیم غاصب اسرائیل! بازداشت کرده و وى را به مدت 10 ماه در بندر ازمیر تحت نظر گرفتند و براى محکمکارى حزب اسلامگراى سلامت ملى! را نیز رسما غیرقانونى اعلام کرده و شخص نجمالدین اربکان را به مدت 10 سال از انجام هرگونه فعالیت سیاسى منع کردند.
3 سال گذشت زمان لازم بود تا لائیکها با اطمینان از شرایط پیش آمده دوباره امکان فعالیت کنترل شده پرچمداران اسلام سکولار را در ترکیه فراهم کنند. بدین ترتیب بود که 3 سال بعد همفکران نجمالدین اربکان با چراغ سبز لائیکها حزب جدیدى را به نام «حزب رفاه» تاسیس کردند که رجب طیب اردوغان بار دیگر به این حزب پیوست. از اواخر دهه 1980 اردوغان با وجود آنکه اصلیت گرجستانى داشته و والدین وى از مهاجران گرجى به حساب میآیند چندین بار در انتخابات پارلمانى مجلس ترکیه نامزد شد که در هیچیک از انتخابات یادشده آراى کافى را به دست نیاورد. بالاخره در سال 1991 وى به عنوان کاندیداى حزب رفاه از منطقه استانبول به مجلس راه یافته و 3 سال بعد نیز در سایه حمایتهاى ویژه عوامل پشتپرده صهیونیستى پلههاى ترقى را با شتاب عجیبى طى کرد.
انتصاب اردوغان به سمت شهردارى استانبول و حل معضل ترافیکى آن شهر به تنهایى کافى بود تا به واسطه حمایتهاى بیسابقه و همزمان رسانههاى چپ و راستى ترکیه بر میزان محبوبیت وى بیش از پیش بیفزاید. به هر حال همزمان با افزوده شدن بر میزان محبوبیت اردوغان زمان آن فرارسیده بود که وى رگههایى از پیوستگى معنایى خویش به سکولارها را به نمایش بگذارد. دیگر وقت آن شده بود که اردوغان و اطرافیانش رسما بر وجود اختلافات اساسى با اسلامگرایان وابسته به طیف اربکان دامن زده و برخلاف عرف رایج در مناسبات بینحزبى این اختلافات را اعلام رسانهاى کرده و در حرکت مکمله بعدى که در 14 مارس 2003 اتفاق میافتاد رجب طیب اردوغان که دیگر رهبر حزب عدالت و توسعه ترکیه شده بود در پوشش یک چهره اسلامگرا! به عنوان بیست و هفتمین نخس توزیر ترکیه انتخاب شده و در پوشش یک اسلامگرا به پیشبرد طرح خاورمیانه جدید آمریکاییها همت گمارد.
در طول این سالها شکلگیرى چند انشقاق سریع حزبى در بدنه حزبى اسلامگرایان موجب شکلگیرى تغییرات مدیریت شدهاى در جامعه ترکیه شد که نتیجه نهایى تحولات یادشده تنها به سود رجب طیب اردوغان و داوود اوغلو بود. با فوت اربکان هم که دیگر جنگ قدرت میان اسلامگراها بار معنایى خود را از دست داد و زمینه براى عملى شدن نیات صهیونیستى در ترکیه و منطقه فراهم شد. دوستى بردهوار با غرب و اجرایى کردن دستورات دقیق صهیونیسم بینالمللى و عملیاتى شدن طرح خاورمیانه بزرگ یگانه دغدغه رجب طیب اردوغان و طیف سیاسى وابسته به وى است. طبیعى است با استمرار خوشخدمتیهاى اردوغان به آمریکاییها مسئولیت راضیسازى جهان اسلام به حاکمیت مطلق آمریکاییها و ایجاد موانع جدى در برابر صدور انقلاب اسلامى و مبدلسازى اصل غربستیزى میان مسلمانان به غربپرستى مشمئزکننده از عمده وظایف راهبردى میتواند باشد.