تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۴۴۰۴۷

مافیا و انهدام قدرت سیاسی


علیرضا رجایی
مفهوم مافیا با هر تعریفی که از آن داشته باشیم با نوعی از «دولت‌ناپذیری» همخوانی دارد. مافیا به معنای حوزه‌هایی از قدرت سیاسی و اقتصادی که تن به قواعد «دستگاه انحصاری زور» یعنی دولت نمی‌دهد، در رابطه‌ای معکوس، دولت را عملا مطیع اراده خود می‌سازد. این جزیره یا جزیره‌های خودمختار، روابط خود را با سایر حوزه‌های اجتماعی، براساس قواعد و قوانین انحصاری خود تنظیم می‌کند و همین امر باعث می‌شود که یک سرزمین یا ملت به معنای دقیق کلمه «دولت‌پذیر» نباشد. دولت‌پذیر نبودن در تحلیل نهایی به معنای تحمیل اراده خصوصی به اراده عمومی و تحمیل منافع اقلیت به منافع اکثریت است.
دولت‌پذیر نبودن به معنای از ریخت افتادن نهادها و قوانینی است که به انگیزه تنظیم روابط عمومی وضع شده‌اند و اکنون با حفظ ظاهر و پوسته‌ای بی‌محتوا، موید روابط خصوصی و محدود هستند. دولت‌پذیر نبودن البته به معنای گسترش فساد و ارتشا نیز هست. دولت‌پذیر نبودن به معنای جایگزینی خشونت به جای اقتدار است؛ و دولت‌پذیر نبودن در معنای کلی آن به معنای وجود گونه‌هایی از مافیاست که به طور متعارف کارکرد دستگاه دولت را از خاصیت می‌اندازد و در لحظاتی که این مافیا احساس خطر سقوط نماید نیز با اتکا به نوعی پوپولیسم محافظه‌کاروار موضعی چه‌بسا چپگرایانه، از دمکراتیک شدن ساخت سیاسی ممانعت می‌کند.
بنابراین مافیا اصولا پدیده‌ای واپسگرا و ارتجاعی است زیرا مسیر موسوم مناسبات عمومی را در هم می‌ریزد و با استفاده از ابزار قدرت و ثروت، نهادهای عمومی را به استخدام خود در می‌آورد. این همان چیزی است که غالبا از آن به عنوان فساد سیاسی و اقتصادی نام می‌بریم. بنابراین گستردگی فساد از نشانه‌های مهم وجود مافیاست. مافیا با تزریق فساد، کارمندان بخش عمومی را به طور غیررسمی، با استخدام بخش خصوصی در می‌آورد و کار به آنجا می‌رسد که برای همکاری با آن از یکدیگر سبقت می‌گیرند.
در عین حال همیشه کانون‌های مقاومت نیز وجود دارند که در برابر مافیا و فساد آنها مقاومت می‌کنند. در تقابل با این مقاومت، مافیا به شکل اعمال و اظهار خشونت سیاسی و اجتماعی عکس‌العمل نشان می‌دهد. به کارگیری خشونت حاکی از آن است که مافیا دستگاه انحصاری زوری مستقل از دولت دارد. خشونت ضمن آنکه نوعی محافظه‌کاری اخلاقی و نیز فرهنگی ـ سیاسی را به ویژه به دانشگاه‌ها و حوزه سیاسی تحمیل می‌کند، اساس اقتدار و مشروعیت را نیز زیر سوال می‌برد. آنچنانکه هاناآرنت در تفکیک میان قدرت و خشونت می‌گوید «قدرت همیشه نیازمند «تعداد» است حال آنکه خشونت لااقل تا حدی می‌تواند بدون آن به کار خود ادامه دهد چون متکی به اساب و ادوات است».
آرنت یادآور می‌شود وقتی اکثریت، حضور خود را در زندگی سیاسی منحصر به کوتاه و بلند کردن انگشت و حضور بی‌رمق در انتخابات، آن هم برای حفظ وضع موجود می‌کند، عملا از به کار بردن قدرت خود برای غلبه بر اخلالگران خودداری می‌ورزد و در نتیجه بازی را به خشونت پنهان و آشکار اقلیت متکی به ادوات و ابزار اعمال زور واگذار می‌کند. بنابراین آرنت خشونت و قدرت را متعارض یکدیگر می‌داند زیرا با ظهور خشونت، قدرت نابود می‌شود و بلعکس در صورت حذف قدرت، خشونت جای آن را پر می‌کند. وی می‌افزاید: «موثرترین فرمان از لوله تفنگ بیرون می‌آید و آناً به کاملترین اطاعت می‌انجامد. چیزی که هرگز ممکن نیست از لوله تفن بیرون آید، اقتدار است.»
محتوای ضد دمکراتیک مافیا، چنانکه عنوان شد، سیاست را از عرضه عمومی دور می‌کند و آن را به لایه‌های پنهان و غیرقابل رویت انتقال می‌دهد؛ این امر افزون بر تزریق خشونت، منجر به بروز و گسترش فساد در مناسبات سیاسی و اجتماعی نیز می‌شود. منظور از فساد سیاسی، فعالیت‌های فسادآلودی است که در درون حوزه عمومی روی می‌دهد و این متفاوت از فساد مالی و حرفه‌ای است که در بخش خصوصی به وقوع می‌پیوندد. فساد در حوزه عمومی نیز اصولا هر نوع استفاده خصوصی از منابع عمومی را دربرمی‌گیرد. بدین‌معنا می‌توانیم چنین نتیجه بگیرم که اساسا مافیا به معنای دقیق کلمه، ضدسیاست، ضدعرصه عمومی، ضدمنابع عمومی و مبتنی بر تحمیل حوزه خصوصی به حوزه عمومی است.
همچنین، مافیا، ساحت سیاست را به طور یکجانبه و از بالا به پایین شکل می‌بخشد و به جهت وضع ذاتی خود منجر به اتلاف منابع ملی می‌شود. از این روی مجبور است برای حفظ مشروعیت خود، به نوعی پوپولیسم محافظه‌کارانه گرایش نشان دهد و توده‌ها را به سوی دشمن یا دشمنی‌های فرضی سوق دهد و آن را مسئول عقب‌ماندگی و به طور کلی نارسایی‌های زندگی عمومی نشان دهد. بدین لحاظ نظام مافیایی، با طبقه‌بندی ناگزیر مردم به خودی و غیرخودی، دولت و دشمن، و چیزهایی از این دست، زمینه مساعدی برای فاشیسم ایجاد می‌کند.
در ایران از سال‌ها پیش، در حوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی و سیاسی، از گروه‌های هم‌بسته مافیایی سخن گفته می‌شود. اطلاق چنین عنوانی به پهنه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، صرفا از سوی گروه‌های مخالف یا اپوزیسیون صورت نمی‌گیرد. به کارگیری این ادبیات، هر روز گسترده‌تر می‌شود و اکنون تا بالاترین لایه‌های قدرت سیاسی نیز تسری یافته است.
رخداد دوم خرداد از یک‌سو و ماشین سرکوب مخالف آن، به وضوح نشان داد که در ایران مبارزه‌ای گسترده و وسیع در زمینه رهایی‌بخشی حوزه سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ از تسلط و نفوذ عرصه و منافع خصوصی در جریان است. ابزار سلطه ایدئولوژیک گرایش‌هایی که عنوان مافیا را در عرصه‌های مختلف یدک می‌کشند، در جریان این مبارزه به شدت کند شده و در مقابل ابزارهای زور و سرکوب آن فربه‌تر و غنی‌تر شده‌اند.
آنچنانکه هانا آرنت می‌گفت، تا زمانی که اکثریت نتوانند با حضور فعال در زندگی سیاسی، موضع اکثریتی خود را تبدیل به قدرت سیاسی کنند، گرایش‌های متعددی از مافیاهای قدرت، با اتکا به ابزارهای خشونت‌آمیز، خواهند توانست، حوزه‌های خصوصی را به حریم حوزه عمومی تسری دهند. در عین حال، گاه گرایش‌های متفاوتی از مافیای قدرت بر سر تصاحب زمینه‌های وسیع‌تر با یکدیگر به رقابت‌های عمیق می‌پردازند.
در چنین لحظاتی، بازار ایدئولوژیک بیش از پیش فعال می‌شود، تا گروه‌های اجتماعی وسیع‌تری را به توهم عدالت‌گستری و برابری کاذب، علیه یک گروه دیگر بسیج نماید. درست در همین لحظات است که نطفه‌های پوپولیسم بسته می‌شود تا پیاده‌نظام‌های بی‌جیره و مواجب، خود را در قامت سربازان جهانی عدالت ببینند. در چنین مقاطع پیچیده‌ای از تاریخ یک ملت، تنها شجاعت و تلاش در جهت تاسیس قدرت سیاسی ـ در ضدیت با خشونت سیاسی ـ راه صعب‌العبور انهدام مافیاهای قدرت را تا حدودی هموار می‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات