* میخواهیم شما را به سالهای دور ببریم. همه میدانیم تحصیلات شما فیزیک هستهای است و سالها در خارج از کشور، مشغول تحصیل و تحقیق بودهاید. در سالهای آخر قدرت «شاه»، زمانی که بحث راهاندازی نیروگاه هستهای جدی شد، شما به عنوان یکی از تحصیلکردههای علوم هستهای، به برنامههای حکومت اعتراض کردید اما چند سال بعد، به عنوان مدیر نیروگاه هستهای بوشهر که از حکومت قبل به ارث رسیده بود، انتخاب شدید. در مورد این تضاد سخن میگویید؟
** همان طور که اشاره کردید، فعالیتهای هستهای در ایران، ریشهای قدیمی دارد و به سالها قبل برمیگردد. تحقیق و تفحص در این مورد را اساتید معروفی همچون دکتر عباس اولیا، دکتر علیاصغر آزاد، دکتر خمسوی و دکتر محمود حسابی و دیگران آغاز کردند. این بزرگان معتقد بودند، انرژی اتمی میتواند در تامین رفاه و سلامت مردم و به خصوص اقتصاد کشور موثر باشد. چندی پیش مقالهای از دکتر آزاد میخواندم که ایشان در دهه 1340، رئیس مرکز اتمی ایران بود و در دانشگاه هم تدریس میکرد. ایشان در این مقاله که 45 سال پیش نوشته شده است سعی داشت این نکته را گوشزد کند که منابع نفتی رو به پایان است و باید به فکر جایگزینی برای آن بود.
دکتر آزاد این موضوع را در سال 1339، به شورای عالی اقتصاد گزارش داده بود و تاکید داشت که باید نفت را به جای سوختن، به محصولات مختلف پتروشیمی تبدیل کرد و حیف است که این محصول حیاتی را دود کرد. در همین مقاله خواندم که وزارت اقتصاد وقت، با همکاری دانشگاهیها و کارشناسانی از آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نقاطی از کشور، معادن اورانیوم کشف کرده است. به نوشته دکتر آزاد که آن روزها رئیس مرکز اتمی کشور بود، برنامههایی برای استفاده از انرژی هستهای تدوین شده بود که براساس آن، ایران باید به فناوری انرژی هستهای دست پیدا میکرد. امروز که 45 سال از نوشته شدن آن مقاله میگذرد، میبینیم که پیشبینیهای آن استاد دانشگاه محقق شده است. اکنون که آن مقاله را میخوانیم، میگوییم خدا رحمتشان کند که به فکر مصرف انرژی نسلهای بعد از خودشان بودهاند.
با مثالی که از دکتر آزاد آوردم، نیازی نمیبینم که در مورد حق مردم ایران توضیح بیشتری بدهم. اما در مورد انتقادی که گفتید من هم آن را مطرح کردهام، باید یادآوری کنم که انتقاد تحصیلکردههای فیزیک هستهای، به بلندپروازیهای حکومت شاه بود. شاه از سال 1350 به بعد، بر ضرورت دستیابی ایران به انرژی هستهای تاکید کرد و این موضوع، به برنامههای مختلف تزریق شد. حکومت، در سال 1353، اعلام کرد که قصد دارد ظرف مدت 20 سال، یعنی تا سال 1373، 23 هزار مگاوات برق هستهای تولید کند. آن روزها، ظرفیت تولید برق در ایران 6 هزار مگاوات بود که در سال 1373 به 12 هزار مگاوات رسید. انتقاد ما این بود که کشور به چنین ظرفیتی نیاز ندارد و گذشته از آن، چنین ظرفیتی هم وجود ندارد.
* چگونه به تشکیلات سازمان انرژی اتمی راه یافتید؟
** ساخت نیروگاه بوشهر، پیش از انقلاب آغاز شده بود و قرار بر این بود که شرکت «زیمنس» آلمان، از سال 1356 این پروژه را، سه ساله به اتمام برساند. با پیروزی انقلاب در بهمن ماه سال 1357، آلمانها ایران را ترک کردند. بعد از مدتی با فرانسویها مذاکره شد و آنها قبول کردند که عهدهدار مسئولیت راهاندازی نیروگاههای مورد نیاز ایران شوند. فرانسویها در شرایطی که جنگ آغاز شده بود، با اکراه به ایران آمدند. از روزهای اولیه پیروزی انقلاب و شکلگیری دولت موقت، دکتر سحابی مسئولیت امور هستهای را عهدهدار شد و من هم با ایشان همکاری داشتم.
در ابتدا موضوع توقف کامل فعالیتهای هستهای ایران مطرح شد و مخالفان و موافقاتی هم داشت اما با استدلالهایی که ما داشتیم، پروژه توقف فعالیتها منتفی شد. بعد از مدتی «مهندس حسن غفوریفرد» به عنوان وزیر نیرو انتخاب شد و من هم با تخصصی که داشتم به عنوان معاون ایشان و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران انتخاب شدم. مدتی بعد که «مهندس میرحسین موسوی» به عنوان نخستوزیر انتخاب شد، من پست معاونت ایشان و همچنین ریاست سازمان انرژی اتمی را عهدهدار شدم و با کمک ایشان توانستیم، از انحلال سازمان که بحث آن خیلی جدی شده بود، جلوگیری کنیم.
* چه کسانی یا چه جریانهایی موافق و مخالف راهاندازی نیروگاه بوشهر بودند؟
** آن روزها که فضای داغی بر کشور حاکم بود، افراد اظهارنظرهای متفاوتی داشتند. از مخالفان یاد نمیکنم اما جا دارد از تلاشهای «شهید بهشتی» و «آیتالله هاشمی رفسنجانی» و «شهید رجایی» و «شهید باهنر» یاد کنم.
زمانی که مسئولیت کارها را بر عهده گرفتم، گزارشی از وضع موجود نیروگاه بوشهر تهیه کردم و برای مدیران ارشد نظام فرستادم و به نوعی برای ادامه فعالیتها، کسب تکلیف کردم. شهید بهشتی که نگاه خاصی به فناوری هستهای داشت، به شدت از ادامه فعالیتها و تکمیل نیروگاه حمایت کرد. یک بار هم شهید رجایی نشست هیات دولت را در بوشهر برگزار کرد و در جلسه رسمی هیات دولت، از ما خواست که برای تکمیل نیروگاه بوشهر تمام توان مهندسان داخلی را بسیج کنیم. آقای هاشمی رفسنجانی که آن روزها ریاست مجلس را عهدهدار بود، امور نیروگاه بوشهر را با جدیت پیگیری میکرد و بعدها مهندس موسوی هم در ملاقاتی که با ایشان داشتم، تاکید کرد که باید نیروگاه بوشهر تکمیل شود.
* آغاز جنگ چه تاثیری بر فعالیتهای هستهای ایران به خصوص تکمیل نیروگاه بوشهر داشت؟
** ما اراده داشتیم که نیروگاه بوشهر را تکمیل کنیم بنابراین مذاکرات گستردهای با کشورهای صاحب تکنولوژی از جمله آلمان و فرانسه، داشتیم. آلمانها قبول نکردند فرانسویها از قبل پذیرفته بودند که گروهی از کارشناسان خود را روانه ایران کنند. هنوز جنگ آغاز نشده بود و فرانسویها به ایران آمده بودند. مدتی به تحقیق و مطالعه، وقت گذراندند تا اینکه تحت فشارهای سیاسی، یک روز کار را تعطیل کردند. من به یاد دارم که آنها بدون اینکه از قبل چیزی مطرح کرده باشند، یک روز جعبه کلیدهای نیروگاه کارون را خاموش و ایران را ترک کردند. آلمانها که در ابتدای پیروزی انقلاب، ایران را ترک کرده بودند و ما امیدوار بودیم که از فرانسویها بتوانیم برای تکمیل نیروگاه بوشهر هم استفاده کنیم اما آنها کار خودشان را نیمه تمام گذاشتند و رفتند.
* ظاهرا دولت ایران از آلمانها شکایت کردند. اینطور نیست؟
** دادگاه ما و آلمانها شرح مفصلی دارد. آنها یک بار کار را رها کرده بودند و چون قسمتی از پروژه را ساخته بودند و حق و حقوقی هم دریافت کرده بودند، ما با آنها وارد مذاکره شدیم تا مجددا از آنها دعوت به همکاری کنیم اما متوجه شدیم که از ایران، به دادگاهی در سوئیس شکایت کردهاند. وقتی پای میز دادگاه نشستیم، دیدیم که از دولت ایران درخواست غرامت کردهاند. دادگاه تا مدتها ادامه پیدا کرد تا اینکه ما آنها (آلمانها) را محکوم کردیم تا به ایران برگردند و کارشان را ادامه دهند. در هر صورت به این دلیل که تمایل داشتیم، کار را به سرانجام برسانیم، با آلمانها تفاهم کردیم که ساخت نیروگاه بوشهر توسط آنها ادامه پیدا کند. مهندسان آلمانی در حالی که جنگ تحمیلی آغاز شده بود، به ایران آمدند و کار را با بیمیلی آغاز کردند.
تجهیزات هستهای بوشهر، به شدت مورد توجه عراقیها بود و با وجود دفاع سرسختانهای که از نیروگاه داشتیم، بارها مورد حملات هوایی قرار گرفت. در یکی از بمبارانهای هوایی عراق، 15 مهندس هستهای در نیروگاه بوشهر جانشان را از دست دادند که یکی از آنها آلمانی بود. همین موضوع باعث شد که بهانهای دست آلمان بیفتد تا خاک ایران را مجددا ترک کنند. ما خواستار مذاکرات دیپلماتیک برای ادامه همکاریها شدیم و مقامات دولتهای ایران و آلمان بارها سر میز مذاکره نشستند تا در مورد تکمیل نیروگاه بوشهر به نقطهنظر مشترکی برسند. هر چه این نشستها ادامه پیدا میکرد، ما مطمئنتر میشدیم که آلمانیها تحت فشار آمریکا، قادر به ادامه همکاری نیستند و باز موضوع به دادگاه کشیده شد.
* با شکایت ایران؟
** نه. با شکایت دوباره آلمانها. با وجود اینکه ایران در مجموعه پنج میلیارد مارک به آلمانها پرداخت کرده بود آنها حاضر به تکمیل نیروگاه بوشهر نشدند و جالب این است که در دادگاه دوم، باز هم محکوم به ادامه همکاری یا بازگرداندن حقوق طرف ایرانی شدند اما تمکین نکردند و ما مجبور شدیم برای همیشه پرونده همکاری با آلمانها را ببندیم.
* کشمکشهای دیپلماتیک با آلمانها تا چه زمانی ادامه پیدا کرد؟
** تا اواخر دولت اول آقای هاشمی و در میانههای دوران سازندگی. در این مدت آقای هاشمی که تاکید زیادی بر تکمیل نیروگاه بوشهر داشت، توصیه کرد که دنبال کشور دیگری برای ادامه همکاریها باشیم.
* و شما سراغ کدام کشور رفتید؟
** با آرژانتین وارد مذاکره شدیم.
* چرا آرژانتین؟
** در آرژانتین، نیروگاهی ساخته شده بود که مشخصات فنی و تکنیکی نیروگاه بوشهر را داشت. ما مذاکرات خوبی با آرژانتینیها داشتیم اما در میانههای راه، آمریکاییها متوجه شدند و با فشار به کشور آرژانتین آنها را از ادامه همکاری با ایران منع کردند. طرف آرژانتینی در یکی از دیدارها به صراحت اعتراف کرد که فشارهای آمریکا بسیار زیاد است و ما نمیتوانیم ادامه دهیم. بعد از آرژانتین وارد مذاکره با اسپانیا شدیم و توانستیم آنها را برای همکاری با ایران ترغیب کنیم. اسپانیاییها به ایران آمدند. از نیروگاه بوشهر بازدید کردند و پس از مدتی برای تکمیل نیروگاه اعلام آمادگی کردند. کار با مهندسان اسپانیایی تا حدودی ادامه یافت اما همتای آن روزهای من در سازمان انرژی هستهای اسپانیا پیام فرستاد که با وجود فضای مثبتی که برای ادامه همکاری وجود دارد، تحت فشار آمریکاییها، اسپانیا نمیتواند با ایران همکاری کند.
* به این ترتیب با روسها وارد مذاکره شدید؟
** هنوز وارد مذاکره با روسها نشده بودیم. با چند کشور دیگر از جمله چین مذاکره کردیم اما به تفاهم و توافق نرسیدیم. اتفاقا چینیها ابراز ناتوانی کردند. آنها گفتند تکمیل نیروگاه بوشهر در توان ما نیست و نمیتوانیم از عهده کار برآییم. البته آنها پیشنهادهای دیگری داشتند که ما قبول نکردیم.
* با روسیه در چه سالی وارد مذاکره شدید؟
** روسیه در سالهای پس از فروپاشی شوروی قرار داشت و خیلی قدرتمند نبود. ما با آنها زیاد مذاکره کرده بودیم اما در اواخر دولت آقای هاشمی، روسها پذیرفته بودند که با ایران همکاری کنند تا اینکه بیستم نوامبر سال 1994، قراردادی با روسیه نهایی شد که 780 میلیون دلار ارزش داشت. این قرارداد در 8 ژانویه سال 1995 به امضا رسید اما رقم آن به 850 میلیون دلار افزایش یافت. براساس این قرارداد روسها متعهد شدند که یکی از راکتورهای نیروگاه بوشهر را تکمیل کنند.
* پیش از آنکه بپرسم چرا فقط یک راکتور باید تکمیل میشد لطفا بگویید رقم قرارداد ایران با آلمانها در سالهای آخر حکومت شاه چقدر بود؟
** آلمانها در مقابل دریافت 6 میلیارد دلار پذیرفته بودند که دو راکتور هستهای در نیروگاه بوشهر نصب کنند. اما در مورد اینها با روسها تفاهم کردیم که فقط یک راکتور را تکمیل کنند. کاملا مشخص است روسها هنوز نتوانستهاند یک راکتور را تکمیل کنند باید بگویم؛ در حالی که زمان عقد قرارداد اصرار داشتند که تکمیل هر دو راکتور را بر عهده بگیرند. ما بر خلاف تمایل روسها، تکمیل راکتور دوم را مشروط به تکمیل راکتور اول کردهایم. شاید اگر در جریان تنظیم قرارداد 13 سال پیش، زیر بار درخواست روسها رفته بودیم، در حال حاضر باید دو برابر سرمایهگذاری میکردیم بدون اینکه نیروگاه ما فعال شده باشد.
* به قراردادی که سالها پیش، میان ایران و روسیه منعقد شده است و خود شما در آن نقش مستقیم داشتهاید، انتقاد دارید؟
** در مورد نوع قرارداد نه اما در مورد تاخیر روسها این انتقاد را وارد میدانم. زمانی که قرارداد بسته شد، روسیه شرایط فعلی را نداشت. روسیه آن روزها تجزیه شده از شوروی بود و از نظر اقتصادی در شرایط خاصی به سر میبرد. من معتقدم قراردادی که ما با آنها بستیم محکم و اصولی بود اما به مرور زمان شرایط روسها بهتر شد و در حالی که میتوانستند کار نیروگاه را تمام کنند، بازی سیاسی را شروع کردند.
* چه نوع بازی؟
** مسلم است که روسیه در طول سالهای گذشته در راستای کمرنگ کردن نقش متخصصان ایرانی در نیروگاه بوشهر گام برداشته است. در طول سالهای گذشته شاهد اقداماتی از سوی روسها بودهایم که بر خلاف تعهدات اولیه بوده است. از جمله اینکه ایران را مجبور کردهاند که سوخت مصرف شده را به روسیه برگرداند. ما نباید زیر بار این خواسته روسها میرفتیم. به این دلیل که سوخت مصرف شده، مزیت اقتصادی دارد.
* قراردادی که ایران در سال 1995 با روسیه امضا کرد، تا چه اندازه مورد تایید رئیسجمهور وقت، یعنی آقای هاشمی رفسنجانی بود؟
** اگر مورد تایید ایشان نبود که آن را امضا نمیکرد. این قرارداد به امضای آقای هاشمی و بوریس یلتسین، رئیسجمهور وقت روسیه رسید و سر و صدای زیادی به پا کرد. به این دلیل که با وجود فشارهای آمریکا، روسیه برای ساخت نیروگاه، حاضر به همکاری شده بود.
* شما به پیگیری امور نیروگاه بوشهر بعد از دوران مدیریت خود، انتقاد دارید؟
** من منکر تلاشهای صورت گرفته نیستم اما در وهله اول معتقدم نباید اجازه میدادیم، کار در فضایی سیاسی دنبال شود. متاسفانه بعد از من، تعدادی از کارشناسان فنی از سازمان حذف شدند و این موضوع باعث افت تحلیل فنی ایران از گزارشهای کارشناسی روسها شده است.
* مدیریت بعد از شما اعتقاد دارد که قرارداد تکمیل نیروگاه بوشهر نباید هرگز امضا میشد و بهتر بود ایران قرارداد ساخت نیروگاههای جدید را امضا میکرد. شما این را قبول دارید؟
** ما در زمان امضای قرارداد تعصب خاصی داشتیم که در کنار مهندسان روسی، از مهندسان ایرانی هم استفاده شود تا انتقال تکنولوژی هم صورت گیرد و در کنار آن، در مورد ساخت یک راکتور با روسیه قرارداد بستیم تا بعدها با توان خودمان بتوانیم نیروگاه بسازیم. اگر دوستان ما معتقدند فشارهای سیاسی باعث تکمیل نشدن نیروگاه بوشهر شده است، باید گفت که همین فشارها باعث میشد که نیروگاه جدید هم ساخته نشود. بنابراین فکر میکنم انتقاد درستی نیست که بگوییم نباید نیروگاهی که با سرمایههای کشورمان به جایی رسیده است، را رها کنیم و نیروگاه دیگری بسازیم. از نظر من هنوز هم تکمیل نیروگاه بوشهر امکانپذیر است. اگر معادلات سیاسی این اجازه را به روسها بدهد.
موضوع این است که ریش و قیچی مسایل هستهای ایران دست روسهاست و در اثر فشارهای آمریکا، ما نتوانستهایم شریک دیگری پیدا کنیم. ما از ابتدای انقلاب با نوسانهای زیادی در پیشبرد برنامههایمان مواجه بودهایم. زمانی همه وقت ما صرف دفاع از نیروگاه بوشهر در برابر حملات هوایی عراق بود. در همان روزها مدام به دادگاههای بینالمللی رفت و آمد میکردیم. با کشورهای مختلف وارد مذاکره شدیم تا اینکه با روسها توافق کردیم. راه دیگری وجود نداشت وگرنه نباید ریش و قیچی را به طور کامل به روسها میدادیم. در مورد روسها من معتقدم کار به مراحل نهایی رسیده است و در صورت متعادل نشدن فضای سیاسی، امکان بهرهبرداری از نیروگاه بوشهر در زمانهای نزدیک وجود دارد.
* ارزیابی شما از سفر آقای پوتین به ایران چیست و فکر میکنید این سفر تا چه اندازه میتواند در تکمیل نیروگاه بوشهر موثر باشد؟
** روسها شطرنجبازان خوبی هستند و ما در طول سالهای گذشته سعی کردهایم بازی برابری با آنها داشته باشیم. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور زیرکی است اما من معتقدم سفر او به ایران که بعد از توافق ما با آژانس انرژی هستهای صورت گرفته است، فضای خوبی برای ما ایجاد کرده و احتمالا در آینده نیروگاه بوشهر هم تاثیر مثبت خواهد داشت. در صورتی که مقامات فعلی هستهای ایران توانسته باشند مذاکرات سازندهای با رئیسجمهور روسیه داشته باشند، احتمالا شاهد بهبود اوضاع برای تکمیل نیروگاه بوشهر خواهیم بود.
* اما روسها وعده مشخصی برای تکمیل نیروگاه ندادهاند.
** آنها اگر وعده هم دادهاند، به آن عمل نکردهاند بنابراین بهتر این است که اصلا وعدهای ندهند. البته به نظر میرسد تکمیل نیروگاه بوشهر برای آقای پوتین اهمیت ویژهای دارد چون چیزی تا زمان پایان دوران ریاست جمهوری ایشان باقی نمانده است.
* فکر میکنید توافق ایران با آژانس تا چه اندازه میتواند بر روند تکمیل نیروگاه بوشهر تاثیرگذار باشد؟
** خیلی زیاد. به نظر من همراهی آژانس زمینهساز توافق احتمالی ایران و روسیه در سفر آقای پوتین به تهران بوده است.