چگونگی شروع درگیریها و آخرین وضعیت فلسطینیها
عقبنشینی اسرائیلیها از نوار غزه در اواخر سال 2005 و سپرده شدن اداره امور این منطقه به فلسطینیها، نقطه عطفی در نحوه تعامل میان گروههای فلسطینی با تشکیلات خودگردان میباشد زیرا از آن پس شهرکنشینها و نیروهای امنیتی اسرائیل، نوار غزه را تخلیه کرده و به پشت مرزهای آن منتقل شدند. حضور قدرتمند جنبش حماس در نوار غزه موجب شد تا بتدریج میان نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان ـ هواداران توقف مقاومت و انتفاضه ـ با نیروهای جنبش حماس ـ طرفداران تداوم مبارزه علیه اشغالگران ـ درگیریهایی رخ دهد.
این وقایع را میتوان نشأت گرفته از دو جریان متفاوت و متضاد ـ در قبال نحوه تعامل با اسرائیلیها ـ در میان فلسطینیها یعنی جریان سازش و جریان مقاومت تلقی کرد. در پی پیروزی پارلمانی حماس در ژانویه 2006 و تشکیل دولت توسط این جنبش، فضای درگیری داخلی در فلسطین متفاوت شد. زیرا حماس از این پس، نه به عنوان صرفاً یک جنبش مبارز، بلکه در مقام جنبشی که دولت و پارلمان را در اختیار گرفت با جنبش فتح و مؤسسات تشکیلات خودگردان شروع به تعامل کرد. طبیعتاً در این فضا، حماس برتریجویی و رفتار خشن نیروهای امنیتی تشکیلات که تحت امر ابومازن قرار داشتند را تحمل نمیکرد این امر موجب میشد تا به هرگونه حمله نیروهای امنیتی تشکیلات به شدت پاسخ داده و در نتیجه باعث افزایش تعداد تلفات میگردید.
1) درگیریهای اخیر در فلسطین:
درگیریهای داخلی در فلسطین طی یکی دو سال اخیر به دفعات اتفاق افتاد. زمستان سال گذشته (1385) پس از یک درگیری شدید در فلسطین، که حدود 30 کشته بر جای گذاشت. پادشاه عربستان، سران دو جنبش فتح و حماس را فراخواند و توافقنامه مکه میان آنها به امضاء رسید و در نتیجه آن، دولت وحدت ملی تشکیل شد.
با این وجود در اواخر اردیبهشت سال جاری (1386) درگیریهایی میان نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان (تحت امر ابومازن) و نیروهای اجرایی (وابسته به دولت تحت رهبری حماس) و اعضای حماس رخ داد. (این درگیریها 50 فلسطینی را به کام مرگ فرستاد) سرانجام درگیریهای نهایی و حساس در 17 خرداد 1386 (7 ژوئن 2007) شروع و این دور از درگیریها به سرعت و با ابعادی گسترده، توسعه یافته و عنوان بزرگترین درگیری داخلی در فلسطین را به خود اختصاص داد. به زعم اعضای حماس، عدهای کودتاگر و مزدور در جنبش فتح حضور دارند که ناامنی و درگیریها را گسترش میدهند و با اسرائیلیها در هدف قرار دادن اعضای حماس همکاری میکنند. از آنجا که جنبش فتح هیچ تمایلی به اخراج این عده ندارد در نتیجه، اعضای حماس، خود رأساً اقدام به دستگیری آنان کردند.
این درگیریها تا آخرین ساعات 24 خرداد ادامه یافت و منجر به کشته شدن حدود 130 فلسطینی گردید. در پی سیطره اعضای حماس بر نوار غزه، تعدادی از نیروهای امنیتی فلسطین تسلیم شدند، بخشی از آنها مقرهای امنیتی خود را ترک و عدهای نیز با قایق به سمت مصر فرار کردند. جنبش حماس پس از دستگیری 10 تن از فرماندهان ارشد امنیتی تشکیلات، آنان را مورد عفو قرار دادند. قابل ذکر است که طی یک ماه (از 25 اردیبهشت تا 25 خرداد 1386) حدود 170 فلسطینی در درگیریهای داخلی کشته شدند که این رقم 5/1 برابر تعداد شهدای فلسطینی در سال 2005 در نتیجه حملات رژیم صهیونیستی است.
اعلام سیطره حماس بر نوار غزه، واکنشها و نتایج متفاوتی را در عرصههای داخلی، منطقهای و فرامنطقهای به دنبال داشته است. طی حدود دو ماه اخیر (از 25 خرداد تاکنون) هرکدام از دو جناح اصلی در فلسطین (فتح و حماس) به دنبال سیاستها و اقدامات خاص خود بودند.
2) اقدامات اخیر جنبش حماس:
به دنبال سیطره حماس بر نوار غزه، انحلال دولت وحدت ملی توسط ابومازن و قطع ارتباط وی با جنبش حماس، یکسری سیاستها و اقداماتی را در نوار غزه به انجام رساند که عبارتند از:
- امنیتسازی در نوار غزه: وجود امنیت و کاهش شدید درگیریهای داخلی در نوار غزه، یکی از پیامدهای ملموس سیطره حماس بر نوار غزه است. دولت وحدت ملی به رهبری اسماعیل هنیه که در پی خروج وزرای وابسته به فتح و بعضی دیگر از گروهها و سپس دستور ریاستی ابومازن منحل شد با عنوان دولت پیشبرد امور، فعالیتهای خویش را در غزه ادامه میدهد. این فعالیتها در وجوه امنیتی (تأمین امنیت) اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متبلور میباشد. آزادی آلن جانستون خبرنگار بیبیسی توسط اعضای حماس پس از حدود 4 ماه در 13 تیر (4 ژوئیه) یکی از نشانههای تلاش حماس برای تأمین امنیت در غزه میباشد.
- مذاکره، راهکار برونرفت از بحران: سران جنبش حماس، تنها راهکار برونرفت فلسطینیها از بحران جاری را مذاکرات بیقید و شرط میان ابومازن و جنبش حماس میدانند. آنان بر این امر تأکید میکنند که حماس قصد تشکیل دولتی مستقل در نوار غزه را ندارد.
- انتقاد از اقدامات ابومازن: حماس سیاستها و اقدامات ابومازن در تشکیل دولت اضطراری، لغو بعضی از مواد قانون اساسی و... را غیر قانونی دانسته و به تحریم گفتگوها از طرف آنها و انجام گفتگو با اسرائیلیها به شدت انتقاد میکنند.
- اعلام آمادگی برای اقدام متقابل: حماس در برابر افزایش فشارها بر اعضای خویش در کرانه باختری از سوی نیروهای امنیتی تحت امر ابومازن، واکنش نشان داده و اعلام کرد که عدم واکنش حماس به نیروهای ابومازن در کرانه باختری، نشانه ضعف این جنبش نیست. قابل ذکر است که بعد از سیطره حماس بر غزه، حدود 250 عضو این جنبش در کرانه باختری توسط نیروهای امنیتی ابومازن دستگیر و دهها دفتر و سازمان مرتبط با این جنبش تخریب شد.(1)
- تداوم مبارزه با رژیم صهیونیستی: اعضای حماس بعد از سیطره بر غزه، در برابر حملات اسرائیلیها، همچنان واکنش نشان میدهد. به صورتی که طی سه هفته، درگیریهای زیادی بین حماس صورت گرفته است.
3) اقدامات اخیر ابومازن و جنبش فتح:
با وجود اینکه جنبش فتح در نوار غزه، خود را از درگیریهای داخلی اخیر کنار کشیده و این نزاع به جنبش حماس و نیروهای امنیتی ابومازن به فرماندهی محمد دحلان و رشید ابوشباک منحصر شده بود ولی میتوان این ادعا را مطرح کرد که در کرانه باختری، نهاد ریاست تشکیلات خودگردان (ابومازن) و جنبش فتح در سیاستهای خویش از همسویی خاصی برخوردارند. ابومازن طی حدود دو ماه اخیر اقدامات متعددی انجام داد که عبارتند از:
- تثبیت تشکیلات خودگردان: ابومازن بلافاصله پس از اعلام سیطره حماس بر نوار غزه، طی دستوری دولت وحدت ملی را منحل نموده و حالت اضطراری اعلام کرد و سپس سلام فیاض وزیر دارایی دولت وحدت ملی را مأمور تشکیل کابینهای اضطراری نمود. تشکیل کمیته حقیقتیاب حوادث غزه، عزل و نصب تعدادی از سران امنیتی، تشکیل نشست شورای مرکزی ساف در رامالله از دیگر اقدامات وی در راستای تسلط بر اوضاع جدید بوده است.
- تحریم و انزوای حماس: ابومازن برای گفتگو با حماس شروطی را اعلام کرده که عبارتند از: عذرخواهی حماس از اقداماتش در غزه، بازگرداندن اوضاع غزه به وضعیت سابق توسط حماس، مشروع دانستن دستورات ریاستی ابومازن توسط حماس و به رسمیت شناختن دولت فیاض. ابومازن به موازات اعلام شروط فوق و تحریم مذاکره یا حماس، به دفعات متعدد با اولمرت در بیتالمقدس و اریحا به مذاکره پرداخته است. وی در نشست شرمالشیخ (4 تیر) با حضور اولمرت، حسنی مبارک و ملک عبدالله (پادشاه اردن) شرکت نموده و سفرهای خارجی (اروپا، روسیه و...) را با هدف انزوای حماس در پیش گرفت.
- صدور فرامین ریاستی: ابومازن برای هموارسازی و قانونمند کردن اقدامات و فعالیتهای خود دستورات ریاستی متعددی صادر کرده است. وی خواستار برگزاری انتخابات زودرس ریاستی و پارلمانی شد که با مخالفت حماس مواجه گردید.
همچنین ابومازن درصدد اصلاح قانون انتخابات نیز برآمده است. انتخابات پارلمانی فلسطین در حال حاضر براساس دو شیوۀ منطقهای و لیستی است و ابومازن در تلاش است تا انتخابات آینده فقط براساس لیست گروهها و احزاب انجام شود. در انتخابات ژانویه 2006، حماس 29 کرسی و فتح 28 کرسی از 66 کرسی لیستی را کسب نمودند اما از 66 کرسی مناطق، حماس 45 کرسی و فتح 17 کرسی را بدست آورده بود.(2)
سیاست رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینیها
رژیم صهیونیستی در راستای استمرار وضعیت بحرانی کنونی در میان فلسطینیها و تأمین اهداف و منافع خویش، اقدام به سیاستها و اقداماتی خاص در عرصههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی نموده است.
1) عرصه امنیتی: اسرائیلیها در راستای تقویت ابومازن در برابر حماس طی حدود دو ماه اخیر اقدامات متعددی در عرصه امنیتی به انجام رساندهاند که عبارتند از:
- آزادی 255 زندانی وابسته به فتح:
اولمرت در نشست چهار جانبه شرمالشیخ (4 تیر) به ابومازن وعده داد 250 اسیر وابسته به جنبش فتح را به نشانه حسن نیت آزاد خواهد کرد. سرانجام اسرائیلیها 255 فلسطینی وابسته به فتح و جبهه خلق برای آزادی فلسطین را که بخش عمدهای از دوران محکومیت خود را در زندانهای اسرائیل پشت سر گذاشته بودند در 29 تیر جاری آزاد کرد. قابل ذکر است که ابومازن و اطرافیانش هیچ دخالتی در تعیین افراد و یا ارائه یک لیست از این افراد به اسرائیل، نداشتند.
- عدم تعقیب 180 عضو فتح:
اسرائیلیها در اقدامی دیگر برای همراهی با ابومازن اعلام کردند که از هدف قراردادن حدود 180 نفر از اعضای شاخه نظامی جنبش فتح (گردانهای الاقصی) به شرط کنار گذاردن مقاومت و تعهد به عدم مبارزه علیه اسرائیل، صرفنظر خواهند کرد. آنان پس از مدتی، لیست این افراد را منتشر و به ابومازن نیز ارسال نمودند. افراد مذکور میبایستی سلاحهای خود را نیز به تشکیلات خودگردان تحویل داده و تا مدتی استفاده آنها از تلفنهای ماهوارهای ممنوع است.
- گفتگوهای امنیتی: ملاقاتهای متعددی میان باراک وزیر دفاع اسرائیل و سلام فیاض نخستوزیر انتصابی ابومازن و دیگر مقامات طرفین با هدف پیشبرد و هماهنگی امور امنیتی برگزار شد. قول اسرائیلیها به ابومازن در برچیده شدن موانع نظامی و ایستهای بازرسی در اراضی فلسطینینشین، موافقت با انتقال محدود سلاحها و تجهیزات از اردن و دیگر کشورها به تشکیلات خودگردان و همراهی اسرائیل با طرحهای فیاض برای آموزش نیروهای امنیتی وابسته به ابومازن در کشورهای عربی از جمله موارد قابل ذکر در این رابطه میباشد.
- افزایش فشارها بر مبارزین: اسرائیلیها در پی سیطره حماس بر غزه سیاست فشار تدریجی و دائم را در پیش گرفتند. آنان با حملات هوایی و زمینی به غزه طی دو ماه از زمان سیطره حماس بر غزه، حدود 60 فلسطینی مبارز که عمدتاً از اعضای حماس و جهاد اسلامی بودند را به شهادت رساندند. دستگیری گسترده اعضای حماس و جهاد اسلامی در کرانه باختری به بهانه ممانعت از وقوع سناریوی مشابه نوار غزه در کرانه باختری نیز در دستور کار نیروهای امنیتی اسرائیل قرار گرفت. به عنوان مثال آنان فقط طی دو روز (7 و 8 تیر) حدود 130 فلسطینی را بازداشت کردند.
عدم توجه به موضوع شالیت: رژیم صهیونیستی به دلیل ممانعت از تقویت حماس، تاکنون با لیست اسرای پیشنهادی این جنبش برای معامله بر سر شالیت (نظامی اسیر شده اسرائیلی توسط حماس) مخالفت کرده است. حماس در حالی که موفق شده بود حدود دو هفته پس از سیطره بر نوار غزه، جانستون خبرنگار ربوده شده بیبیسی را از غزه آزاد کند و بدین ترتیب شرایط مساعدی برای فشار بر اولمرت در راستای مذاکره با حماس با هدف آزادی شالیت فراهم کند اما اولمرت با طرح موضوع آزادی 255 اسیر وابسته به فتح، عملاً موضوع آزادی شالیت را تحتالشعاع آن قرار داد. این روند طبیعتاً موجب عدم تقویت حماس در برابر ابومازن میشود.
- طرحهای تروریستی: در مطبوعات اسرائیلی هر از چندگاهی طی ماههای اخیر از طرحهای تروریستی علیه سران حماس، گفته شده است. یکی از این اخبار بر احتمال ترور تعدادی از سران سیاسی و نظامی حماس در غزه همچون اسماعیل هنیه، محمود الزهار، سعید صیام و... دلالت داشت. احتمال حمله گسترده به غزه با هدف نابودی زیرساختهای حماس و حتی خروج افراد خارجی (غربی و عربی) از غزه به خاطر احتمال حمله اسرائیل از دیگر طرحهای تروریستی مطروحه میباشد.
2) عرصه سیاسی: اولمرت طی ماههای گذشته تلاش وافری داشته است تا با هدف تضعیف حماس و تعمیق شکاف میان حماس و فتح، اقدامات به ظاهر مثبتی به نفع ابومازن و فتح به انجام برساند. این اقدامات عبارتند از:
- ملاقاتهای متعدد: ابومازن پس از سیطره حماس بر غزه و قطع ارتباط آنان، چندین بار با اولمرت دیدار کرد. این امر با اعتراض حماس مواجه شد که چرا ابومازن با حماس گفتگو نمیکند ولی با اولمرت به کرات ملاقات کرده است. آنان (اولمرت ـ ابومازن) چندین بار در قدس و یکبار نیز در اریحا (پس از 7 سال) مذاکره کردهاند. آنان اعلام کردهاند که در مورد مسائل نهایی فلسطینیها و تشکیل دولت فلسطینی مذاکراتی انجام دادهاند و به آن ادامه میدهند. یکی از نکات جالب در این رابطه، تعهد ابومازن به اسرائیلیها در عدم گفتگو با حماس است. اسرائیلیها به ابومازن اطلاع دادند که در صورت گفتگوی وی با حماس، نه تنها مذاکرات دوجانبه (اولمرت ـ ابومازن) قطع خواهد شد بلکه از شرکت ابومازن در کنفرانس بینالمللی فلسطین در آمریکا (پشینهاد بوش) جلوگیری به عمل میآید.
- همراهی با اقدامات ابومازن: اسرائیلیها به سرعت اقدامات ابومازن در انحلال دولت وحدت ملی، اعلام حالت اضطراری و تشکیل دولت اضطراری فیاض را به رسمیت شناختند و تعامل با دولت فیاض را آغاز کردند. ابومازن به دلیل اقلیت فتح در پارلمان، قادر به اخذ رأی اعتماد از این نهاد برای دولت فیاض و مشروعیت بخشیدن به فرامین خود، نبود در نتیجه برای حل این معضل از ساف کمک گرفت و از آنجایی که بخشی از اعضای ساف در خارج از اراضی فلسطینی بودند طبیعتاً موافقت اسرائیل با ورود آنان مهم بود. موافقت اسرائیل با ورود نایف حواتمه دبیرکل جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین برای شرکت در نشست شورای مرکزی ساف (27 تیرماه) قابل ملاحظه است.
3) عرصه اقتصادی: وابستگی اقتصاد فلسطینیها به اسرائیل همواره به عنوان ابزاری در دست اشغالگران بوده است. کاربرد هدفمند این ابزار طی ماههای گذشته نیز قابل توجه است.
- آزادی اموال بلوکه شده: رژیم صهیونیستی از زمان پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت، عواید گمرکی فلسطینیها را (ماهیانه حدود 50 میلیون دلار) بلوکه کرده بود که این اموال به بیش از 700 میلیون دلار بالغ شده بود. اولمرت در نشست شرمالشیخ به ابومازن تعهد داد تا بخشی از این اموال را آزاد کند. مدتی بعد حدود 120 میلیون دلار به دولت فیاض منتقل شد. همچنین پس از مدتی 100 میلیون دیگر نیز آزاد شده و این روند به تدریج ادامه دارد. طبیعتاً آزادی اموال مذکور که به فلسطینیها تعلق دارد پس از بیش از یک سال و در دورۀ انحلال دولت وحدت ملی، کاملاً هدفمند و برای تضعیف حماس انجام میشود.
- بستن گذرگاههای نوار غزه: منطقه نوار غزه از یکسو به دریای مدیترانه و از سوی دیگر به مصر و اراضی اشغالی 1948 متصل است. رفت و آمدها و واردات و صادرات منحصراً از طریق گذرگاههای خشکی میسر است. گذرگاه رفح به عنوان دالان ارتباطی ساکنین نوار غزه با جهان خارج، از زمان سیطره حماس بر این منطقه به درخواست اسرائیلیها مسدود شده است و گذرگاههای میان نوار غزه و اراضی اشغالی 1948 (مانند کرم شالوم، ایرز، صوفا، ناحال اوز و کارنی) نیز بسیار محدود شده است. این امر احتمال بروز یک فاجعه انسانی در غزه را به پیش کشانده است. دفتر امور انسانی سازمان ملل ضمن هشدار به اسرائیل، در این رابطه اعلام کرد بیشتر صنایع متکی به کالاهای وارداتی در نوار غزه، تعطیل شده و تنها 10% این مراکز فعال هستند و بر این اساس روزانه حدود نیم میلیون دلار به ساکنین نوار غزه خسارت وارد میشود. همچنین در صورت تداوم بسته ماندن گذرگاهها، حدود 120 هزار کارگر فلسطینی مقیم نوار غزه، شغل فعلی خود را از دست خواهند داد.(3)
سیاستهای متغیرهای خارجی
آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و کشورهای خاورمیانه مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر بحران فلسطین میباشند. عمدۀ بازیگران مذکور، به جانبداری از اسرائیل پرداخته و در راستای حمایت از ابومازن در برابر حماس، حرکت کردهاند.
1) دولت آمریکا: به طور طبیعی آمریکا ضمن حمایت از سیاستهای اسرائیل در قبال ابومازن، خود نیز به اقداماتی در این راستا مبادرت نموده است. در نظر گرفتن بودجهای 80 میلیون دلاری برای تشکیلات امنیتی وابسته به ابومازن، اعلام بوش مبنی بر برگزاری یک کنفرانس بینالمللی در پاییز سال جاری با هدف حمایت از روند صلح، فشار آمریکا بر کشورهای عربی برای تداوم تحریم حماس از جمله سیاستها و اقدامات آمریکا در این رابطه به شمار میرود.
2) اتحادیه اروپا: کشورهای اروپایی برخلاف آمریکا سیاستهای ملایمتری در قبال فلسطینیها در پیش گرفتهاند. آنان با تشکیل «مکانیسم موقت کمک به فلسطین» میلیونها دلار طی دو سال اخیر همزمان با تحریم فلسطینیها از سوی اسرائیل به آنها کمک کردهاند. تعدادی از کشورهای اروپایی همانند نروژ، دولت وحدت ملی به رهبری حماس را نیز برخلاف درخواست اسرائیل، به رسمیت شناخته بودند. در حال حاضر نیز آنان با وجود همراهی با ابومازن، تلاش میکنند تا فلسطینیها موضعی واحد و یکپارچه در قبال تحولات فراروی خود اتخاذ کنند. قابل ذکر است که تونیبلر نخستوزیر سابق انگلستان به عنوان نماینده کمیته چهارجانبه در امور فلسطین منصوب شده است.
3) روسیه: دولت روسیه تنها عضو کمیته چهارجانبه است که طی دو سال اخیر روابط خود را با حماس حفظ کرده و پذیرای سفر اعضای حماس به رهبری مشعل در مسکو بوده است. لاوروف وزیر خارجه روسیه، در قبال تحولات اخیر در فلسطین با اعلام اینکه از ابومازن به عنوان رهبر قانونی همه فلسطینیها حمایت میکند سیاست کلی روسیه را بیان نمود در عین حال دولت مذکور آمادگی خود را برای میانجیگری میان فتح و حماس اعلام کرده است.
4) کشورهای عربی: دول مصر، اردن و عربستان با وجود محکوم نمودن اقدامات حماس در نوار غزه از ابومازن میخواهند که گفتگو با حماس را به عنوان تنها گزینه فراروی خود برای حل بحران کنونی در فلسطین در پیش گیرد. آنان از پیشنهاد بوش برای برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح استقبال کردند. قابل ذکر است که اتحادیه عرب طی نشستهای متعدد خود در قاهره از ابومازن و اقداماتش حمایت کرد.
5) ایران و سوریه: دول ایران و سوریه ضمن اعلام بیطرفی در مسایل داخلی فلسطین، خواستار گفتگوی حماس و فتح میباشند. آنان مخالف برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح پیشنهادی بوش در رابطه با فلسطین هستند.
نتیجهگیری:
در حال حاضر اداره اراضی فلسطینینشین در کرانه باختری در اختیار ابومازن و جنبش فتح قرار دارد و اعضای حماس در این منطقه تحت تعقیب نیروهای اسرائیلی و نیروهای امنیتی وابسته به ابومازن هستند. نوار غزه نیز در اختیار دولت پیشبرد امور به رهبری اسماعیل هنیه و جنبش حماس میباشد. آنان با بهرهگیری از امکانات خویش ضمن تأمین امنیت در این منطقه به پیگیری و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنان میپردازند. این وضعیت برای اولین بار در اراضی فلسطیننشین 1967 بوجود آمده است و عملاً اراضی مذکور را به دو پاره تقسیم کرده است.
رژیم صهیونیستی در برابر واقعیت فوقالذکر از یکسو سیاست همراهی محدود در عرصههای سیاسی، نظامی و اقتصادی را با ابومازن در کرانه باختری و از سوی دیگر، سیاست فشار محدود در عرصههای گوناگون بر اعضای حماس و ساکنین نوار غزه را اتخاذ نموده است و بدین ترتیب زمینههای استمرار وضعیت بحرانی کنونی را زنده نگه میدارد.
به بیان دیگر اسرائیلیها با اتخاذ سیاستی ظریف، به دنبال تطویل بحران فعلی در میان فلسطینیها و در پی عدم حل اختلافات میان آنان هستند و برای رسیدن به این هدف از ابزارها و راهکارهای متعددی ـ که در صفحات پیشین به آن اشاره شد بهره میگیرند. در وضعیت کنونی بخش عمدهای از ظرفیتها و تواناییهای هرکدام از طرفین فلسطینی صرف خنثیسازی ابتکار عملهای طرف مقابل میشود و عملاً اهداف اصیل فلسطینیها همچون آزادسازی بیتالمقدس، مقابله با روند رو به توسعه ساخت شهرکها و دیوار حائل، تلاش برای تشکیل دولت فلسطینی و مقاومت علیه اشغالگری به اهداف فرعی تبدیل میشود.