*جناب آقای جعفری؛ اجازه دهید بحث را از مهمترین مسأله امروز عراق یعنی موج ناامنیها شروع کنیم. شما که دورهای ریاست دولت را هم در اختیار داشتید چه برآوردی از موج ناامنی امروز دارید و منشأ این همه حوادث تروریستی را در چه میدانید؟
**در وهله نخست، ریشههای تروریسم امروز به بافت نظام دیکتاتوری از هم پاشیده صدام حسین و آنچه اکنون بقایای آن انجام میدهند باز میگردد. نظام پیشین عراق یک نظام تروریستی بود و از تفکر ترور و حذف فیزیکی دفاع میکرد. نظام سابق عراق فرزندان این ملت را به قتل میرساند و مردم را زنده به گور میکرد. رژیم بعث به نظریه حکومتی «یا حکومت کن یا نابود کن»به شدت معتقد بود و براساس همین ایدئولوژی هم به کار خود ادامه میدهد. با این حال همه دیدند هنگامی که صدام خود را در معرض سقوط دید چگونه قافیه را باخت. تروریستهای امروز هم این تفکر حذف و ترور را دنبال میکنند. اغلب آنها کسانی هستند که در دوران صدام با سازمانهای اطلاعاتی وی در ارتباط بودند و امروز انفجارها و ترورهای بزرگ به دست همین طیف انجام میشود. البته هماکنون ما شاهد نوعی اتحاد شوم از سوی طیفی که اشاره کردم با تروریستهای خارج از عراق هستیم. برای آنها شیعه و سنی تفاوتی ندارد و هر کسی را که نظرشان را قبول نکند تکفیر میکنند. چنانکه میبینید مساجد و حسینیهها و کنیسهها را هم تخریب میکنند و کار را به جایی میرسانند که حرم شریف امامین عسگریین(ع) در سامرا را نیز منفجر میکنند. اندیشه حذف و ترور این جریانها، حد و مرز ندارد. از این رو آنها به دانشگاهها و دانشجویان هم حمله میکنند؛ نمونه این اقدام را در دانشگاه المستنصریه دیدیم که چگونه عدهای دانشجو بیگناه به خاک و خون کشیده شدند. آنها حتی از قتل کودکان نیز دریغ نمیکنند. مثالها و شواهد بسیاری برای درک ابعاد اندیشه سیاه این جریانها در دست است. در یک واقعه آنها 36 کودک 2 تا 11 ساله شیعه و سنی را در یک روز و آن هم در بغداد به قتل رساندند.
در مجموع با توجه به آنچه بیان کردم در صحنه امروز جریان تروریسم به شکل یک مثلث است و پدیده تروریسم عراق را سه طیف بقایای حزب بعث و صدام، القاعده و تکفیریها پیش میبرند.
*حال با ابعادی که این پدیده پیدا کرده است چه راهکاری را برای رویارویی با شبکه ترور در ذهن دارید. و به چه تحلیلی از ناکام ماندن روشهای پیشین مبارزه با ترور رسیدهاید؟
**تلاش فراوانی برای استقرار امنیت انجام میدهیم چنانکه گفتم ما در عراق با تروریسم لجامگسیخته روبهرو هستیم حجم عملیات ترویستی که اکنون میبینید تنها به این دلیل است که گروههای تروریستی حد و مرزی را برای عملیات خود تعیین نکرده و همه ابزارها و اسباب و عوامل را در این مسیر به کار گرفتهاند. از طرفی پدیده ترور عراق جا و مکان مشخصی ندارد، فرقی نمیکند که مدرسه را هدف قرار دهند یا دانشگاه را. همه و همه چیز هدف آنها است. وقتی با شکل پیچیدهای از تروریسم روبهرو باشید طبیعی است که مهار و کنترل آن نیز دشوار باشد. ما نمیتوانیم برای هر شهروند عراقی یک گروه امنیتی تعیین کنیم. برقراری امنیت در عراق مشکلات خاص خود را دارد. هماکنون تلاش ما بر اجرای یک راهبرد چند بعدی برای کنترل ناامنیها و تروریسم در بغداد متمرکز است. از سویی باید تلاش کنیم ساختار فکری پدیده تروریسم در عراق را بشناسانیم و راه و روشها و ابزارهایی که به کار میگیرند را افشا سازیم که از جمله آنها ورود و ترانزیت تروریستها از مرزها است، بررسی فرهنگ تروریسم و شناسایی و معرفی ابزار تبلیغاتی این جریان است. همه این مواردی که اشاره کردم جزو عوامل ساختاری تروریسم است و ما میکوشیم با این بخش از عوامل به صورت ریشهای برخورد کنیم تا در نهایت بنیانهای ساختار تروریسم در عراق متلاشی شود.
معتقدم برخورد ریشهای با تروریسم در عراق تنها از راه امنیت امکانپذیر نیست و استفاده از ابزار فرهنگ، تبلیغات و سیاست نیز در این باره لازم و ضروری است. در همین راستا طرح آشتی ملی از مهمترین ابزار ماست. با اجرای این طرح بسیاری از گروههایی که اکنون در ساختار قدرت و سیاست عراق حضور ندارند و بالطبع در آستانه خطر جذب شبکه تروریستها هستند به روند فعالیت سیاسی برمیگردند و از اردوی تروریستها دور میشوند. نکتهای که در اینجا لازم میدانم یادآور شوم نقش اقتصاد در حل بحران تروریسم است. هماکنون بیکاری یکی از عوامل حرکتدهنده طیفهایی از افراد به سوی تروریسم است. طراحان و گردانندگان جریان ترور از عامل فقر فراوان در مسیر اهدافشان بهره میگیرند. با حل و بهبود اقتصاد میتوانیم بسیاری از افراد را پیش از آن که در دام تروریسم بیفتند جذب کنیم. از طرفی تروریسم یک پدیده و معضل جهانی است و مختص عراق نیست. ما هماکنون درگیر جنگ جهانی تروریسم هستیم. چهره تروریسم نوین را ما پس از حملههای 11 سپتامبر مشاهده میکنیم. این نوع تروریسم با نفوذ در آمریکا، انگلیس، اسپانیا، فرانسه و جهان اسلام وارد عمل شده است و فعالیتهای خود را در قالب شبکهای از ارتباط پنهانی پیش میبرد.
*در مورد منابع تغذیه جریان تروریسم عراق نظرات زیادی مطرح شده است. برخی اظهار داشتهاند که سرچشمههای عمده این جریان در کشورهای عربی همسایه عراق قرار دارد و برخی دیگر پیوندهای آنان را با نحلههای فرقهگرای سلفی مطرح میکنند در این باره شما به چه جمعبندی رسیدهاید؟
**شرایط سیاسی عراق در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. حضور نیروهای خارجی در عراق باعث نگرانیهایی برای همسایگان این کشور شده است. آنها معتقدند وجود نیروهای خارجی تهدیدی درازمدت برای امنیت و استقلالشان است. این بخشی از نگرانیهاست.
نکته دیگری که باید مورد تأکید قرار دهم وجود نواقص و اشکالاتی در ساختار نیروهای امنیتی عراق است. این نواقص در بخش کمی و هم در بحث کیفی حوزه امنیت وجود دارد. شاید به همین دلیل هم هست که عراق به مرتعی برای تروریستها تبدیل شده است. در این میان متأسفانه برخی کشورها نیز منافع خویش را در تداوم نزاع فرقهای میجویند و در پی فتنهانگیزی مذهبی هستند. این گروه از دولتها نمیتوانند ببینند شیعیان با دموکراسی به مراتب بالای حکومت رسیدهاند و به همین دلیل امنیت عراق را اماج کینه و غضب خود قرار دادهاند. آنها هماکنون بخشی از طرح حمایت از تروریسم در عراق هستند. جالب اینجاست که تروریستها از اعضای این دولتها که به قتل بیگناهان فتوا میدهند خط میگیرند. چنانکه در خبرها نیز شنیدهاید، برخی از اشخاص و چهرهها در نماز جمعه این کشور به «وعاظ تروریسم» معروفند و آشکارا در فتاوای خود از تروریسم در عراق حمایت میکنند.
از سوی دیگر متأسفانه شاهد طیف رسانهای حمایت از تروریسم نیز هستیم بخشی از تریبونهای خبری منطقه در رفتاری سازمانیافته به پوشش خبری گسترده تروریسم مبادرت میکنند. با آنکه تروریستها در برخی کشورهای عربی آموزش تروریسم دیده و سپس به عراق اعزام میشوند. آبشخور و سرچشمه تروریسم در عراق مجموعهای از این عوامل با این حال باز هم تأکید میکنم همه دنیا از تروریسم رنج میبرند. اما ما ملت عراق نصیب افزونتری از این مصیبت را بردهایم.
*به عنوان تصمیمگیران بغداد شما چه گامهایی در این راستا برداشتهاید؟
**آمریکاییها پس از 11 سپتامبر یک وزارتخانه جدید با عنوان وزارت امنیت تشکیل دادند، اما ما تا همین الآن چنین چیزی نداریم و تنها نهادی به نام «مسائل امنیتی» داریم که آن هم با همان مشکلاتی که اشاره شد دست به گریبان است.
*درباره طرحهای ارتش آمریکا در برابر جریان ترور نیز سؤالهای زیادی وجود دارد بویژه راهبردی که آنان پس از انفجار پارلمان عراق پیش گرفتند مانند ایجاد دیوار حایل در اعظمیه عراق آمریکاییها مدعی هستند که این طرحها مانع چالش میان شیعه و سنی میشود. شما در این باره چه فکر میکنید؟
**در این باره باید بگویم که طرحهایی مانند دیوار حایل منطقه اعظمیه دائمی نیست و تنها یک عملیات تاکتیکی است که هدف آن کنترل ورود و خروج به اعظمیه است. این امر به این دلیل صورت گرفت که ما شاهد نفوذ گسترده تروریستها به اعظمیه بودیم. مردم اعظمیه مردمی بااصالت و صلحطلب هستند اما بر اثر نفوذ تروریستها وضع اعظمیه به صورت وخیم درآمده است. پیش از آمریکاییها همه ما نگران جان مردم اعظمیه شدیم تصور میکنم این دیوار به نفع مردم اعظمیه باشد. این دیوار مانند دیوار برلین نیست بلکه با بهتر شدن شرایط امنیتی اقدام به برچیدن آن میکنیم. هدف تنها کنترل وضع امنیتی است.
اگر ببینیم این قبیل طرحها نیز اثری در کاهش تروریسم ندارد آن را برخواهیم چید. نکته تأسفانگیز این است که امروز در برابر هر گام امنیتی دولت علیه تروریسم یک کارشکنی جدید رخ میدهد. چنانکه پس از طرح دیوار حائل، حرف غلط محاصره یک فرقه مطرح شد البته مردم نیز اعتراضاتی به این دیوار داشتند، اما برخی نیز آن را مفید دانستند.
ما هماکنون در حال گذراندن یک مرحله دموکراتیک برای تصمیمهای راهبردی برای امنیت هستیم و نمیتوانیم نظر مردم عراق را نادیده بگیریم. اگر مردم بخواهند این دیوار میماند و اگر نخواهند آن را جمع خواهیم کرد.
*اگر موافق باشید به مناسبات بغداد با طرفهای بینالمللی بپردازیم سؤالی که هم برای مردم عراق و هم برای همسایگان این کشور مطرح است، چشمانداز خروج نیروهای خارجی از عراق است. در این باره چگونه میاندیشید؟
**معتقدم خروج نیروهای خارجی از عراق بیش از آن که به نفع هر کشوری باشد، به سود ملت عراق است. هیچ کشور مستقلی در دنیا را نمیتوانید پیدا کنید که از حضور و فعالیت اشغالگران در کشورشان راضی باشند. همینطور هیچ کشور اشغال شدهای تا ابد در دست اشغالگران باقی نمیماند. بنابراین ما در تلاشیم تا نیروهای آمریکایی هر چه زودتر عراق را ترک کنند. چنانکه بارها اعلام کردهایم خواهان خروج نیروهای خارجی براساس یک جدول برنامهریزی شده هستیم و همزمان نیز باید نیروهای امنیتی عراق ساختار خود را تکمیل کنند تا تروریستها از خلأ حضور نیروهای خارجی برای پیشبرد اهداف خود استفاده نکنند. البته در بحث خروج نیروهای خارجی نیز ما سازوکاری روشن ارائه کردهایم گفتهایم که براساس یک جدول عراقی یعنی هماهنگ با عراقیها خواهانیم و نه براساس یک جدول بینالمللی. به همین دلیل باید از همین حالا نیروهای عراقی خود را آماده جایگزینی نیروهای آمریکایی کنند.
*آیا در سال جدید فکر میکنید تصمیم جدی برای تعیین تکلیف نیروهای خارجی گرفته میشود و چشمانداز سیاسی عراق را از این زاویه چطور ارزیابی میکنید؟
**در ابتدا ما تلاش بر بهبود وضع امنیتی داریم و میکوشیم با تلاشهای دیپلماتیک، کشورهای گوناگون را متقاعد به مشارکت در طرح رفع تروریسم از عراق کنیم.
نکته دیگر این که ما اکنون وارد یک تجربه دموکراتیک شدهایم و صاحب پارلمان و قانون اساسی هستیم. تاکنون چند انتخابات داشتهایم و همه تلاشمان بر محور ادامه این روند دموکراتیک است. البته در عین حال میکوشیم از تجربه دموکراسی در سراسر دنیا استفاده کنیم.
*زمان اندک است. اجازه دهید سراغ یکی از مهمترین پرسشهای مردم ایران برویم و آن تنشهای تازه آمریکا با ایران در صحنه عراق است. این تنشها که حالت سازمانیافته دارد به واقعهای تلخ از نگاه ایرانیها منجر شد و آن بازداشت دیپلماتها است. اغلب ایرانیها معتقدند دولت عراق برخلاف آنچه انتظار میرفت همکاری چندانی در آزادی دیپلماتهای بازداشت شده در اربیل انجام نداده است و این در حالی است که وزارت خارجه عراق به دیپلمات بودن آنها معترف است. به راستی چرا؟
**در مورد بازداشت دیپلماتهای شما باید بگویم من معتقدم این کار حتی در صورت لزوم باید از سوی عراقیها انجام میشد و آمریکاییها حق نداشتند که این اقدام را انجام دهند. ایران کشوری دوست و همسایه ماست و این دیپلماتها نیز طبق عرف بینالمللی دارای مصونیت سیاسی بودند. این نخستین خطای اشغالگران بود که بدون هماهنگی با دولت عراق انجام شد. تنها آنچه را که من میتوانم در این باره بگویم این که وزارت خارجه و نخستوزیری تلاش فراوانی برای حل مسالمتآمیز این موضوع و آزادی دیپلماتهای شما انجام دادهاند.
*اما افکار عمومی ما در ایران رفتار امروز بغداد را با مواضع دیروز شما در حادثه ملوانان میسنجند و به نتیجهگیری منفی میرسند.
**در مورد 15 ملوان انگلیسی باید بگویم که ابهاماتی همچنان وجود دارد. ایران معتقد به حضور آنها در آبهای خود است و وزارت خارجه عراق نیز نظر دیگری دارد. اجازه بدهید به این موضوع نپردازیم. این قضیه هماکنون دیگر بخشی از تاریخ است. این موضوعها بین همه کشورها اتفاق میافتد. با این حال عکسالعمل ایران پیام روشنی ارسال کرد که کسی نمیتواند به حریم و مرزهای او تجاوز کند. هماکنون تصور من این است که این پرونده به بهترین نحو ممکن و بدون تأثیرگذاری سوء بر روابط تهران ـ بغداد به پایان رسید. ما دیپلماسی خود را از مشکلات کشورهای مختلف با هم جدا کردهایم و سعی میکنیم در بحرانهای بینالمللی نقشی آرامکننده داشته باشیم و اگر هم اینگونه نشد سعی میکنیم خود را از این دست ماجرا بیرون بکشیم.
*در روزهای گذشته شاهد برگزاری نشست شرمالشیخ در مصر بودیم که البته بیانیهای هم در پایان آن صادر شد و وعدههایی هم برای بخشش بدهیهای عراق داده شد. نکتهای که جالب بود این که مقامهای دولت عراق تلاش فراوانی کردند تا ایران و آمریکا را بر سر میز مذاکره در مورد عراق بنشانند که البته به دلایلی که حتماً میدانید این امر صورت نگرفت. این همه تلاش برای چه بود؟
**اجازه دهید پاسخ سؤال صریح شما را من هم صریح بدهم. عراق مانند یک ماهی در حوض منطقه در حال شنا است. عراق با ایران و دیگر کشورهای منطقه روابطی تؤام با سیاست بدون دخالت در امور یکدیگر دارد. ما همچنین تلاش میکنیم همزمان، روابط خوبی را نیز با آمریکا داشته باشیم. با این حال شاهد بحران در روابط ایران و آمریکا هستیم که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر تحولات عراق تأثیر دارد. گزارش بیکر ـ همیلتون نیز تأییدی بر این ادعاست.
این گزارش همانطور که میدانید بر لزوم ایفای نقش مثبت ایران و سوریه در عراق تأکید میکند. برای همین باید گفتوگوی مناسبی میان ایران و آمریکا برقرار شود. فکر میکنم کاهش تنش میان ایران و آمریکا نقش مثبتی در عراق خواهد داشت. شاید اگر دیدار خانم رایس و آقای متکی در شرمالشیخ صورت میگرفت روابط دو کشور وارد فصل جدیدی میشد. آرزو میکنیم مشکلات و موانع روابط این دو کشور به نحو احسن رفع شود. ما شب و روز تلاش میکنیم که دوستی و روابطمان با هر یک از این دو کشور، از مسائل فیمابین آنها تأثیر نگیرد. یقین دارم که روابط خوب ایران و آمریکا به سود ماست. شرمالشیخ امتحان بزرگی بود و توانمندیهای لازم برای ساخت آینده عراق را نشان داد.