انتساب حرفهای در گوشی آن هم به رکن رکین انقلاب اسلامی - رهبری فرزانه انقلاب اسلامی - پدیده ناپسند و غیر قابل توجیهی است که معالاسف طی سالیان اخیر در میان سیاسیون رواج یافته و آنان برای آنکه به اثبات نظریات خود بپردازند، بدون ارائه سند و مدرک و بیآنکه واهمهای از عواقب بس جبرانناپذیر آن داشته باشند اقدام به انتشار آن در میان فضای عمومی و رسانهای و یا تریبونهای رسمی میکنند.
این نقل قولها و انتسابها حتی اکثرا کاملا متضاد یا متناقض با یکدیگر نیز بوده و خود نشان میدهد که راوی یا سلسله رواة آن با جعل و دستکاری در نقل اخبار، شاید در صدد بهرهبرداری سیاسی از منزلت رفیع رهبری برای مقاصد خاص مقطعیاند و اساسا با نگاهی خوشبینانه میتوان گفت که منتشر کنندگان آن، نگاهی به اثرات تخریبی این انتسابات در اذهان جامعه و مخدوش سازی شان والای رهبری در میان جامعه نداشته و بیشتر به فکر به منزل رساندن بار خود هستند.
9 دی اما در مدت انتشار خود طی قریب دو ساله اخیر اما بارها نسبت به عواقب خطرناک این نقل قولها هشدارهایی داده و البته هزینههای آن را نیز به جان خریده است.
یادداشتهایی از قبیل «لاریجانی از چه میهراسد؟» یا «مشعل مصباح هدف کینه توزی دروغپردازان» و ... نمونههایی از این است که بر حسب وظیفه شرعی نسبت به اصلاح این رویه نادرست رواج یافته میان سیاسیون، نگاشته شده و البته مورد استقبال جامعه رسانهای و انقلابی نیز قرار گرفته است.
اما معالاسف علیرغم این استقبال جامعه متعهد و انقلابی و ارزشی رسانهای، متاسفانه این شیوههای منسوخ توسط برخی از سیاسیون و با اهداف کاملا مشخص سیاسی در حال تکرار شدن بوده و بیم آن میرود که با تبدیل این بیماری به اپیدمی مزمن سیاسی، علاج آن در جامعه سخت و غیر قابل بازگشت شود.
در این مجال اما ضمن تذکر این نکته که وظیفه دستگاههای مسئول در این مقطع و نیز سایر رسانههای انقلابی مقابله با این پدیده زشت و حراست از کیان رهبری است و بایستی از طرق خاص خود، نظیر ارائه به موقع تکذیبیهها و نقدهای به موقع و موشکافانه با آن برخورد شود، مسئله را از زاویهای دیگر پی میگیریم.
رییس مجلس هشتم در آخرین کنفرانس خبری خود در کسوت ریاست مجلس هشتم بار دیگر نامزدیاش برای مجلس نهم را بنابر توصیه رهبری معظم انقلاب اسلامی دانست. او البته سندی از این توصیه به خبرنگاران ارائه نداد . گو آنکه سؤالاتی در این میان وجود دارد از قبیل آنکه آیا این توصیه - به فرض صحّت آن - میتواند به معنای توجیه عملکرد وی در مجلس هشتم و یا سرپوشی برای انتقادات وارده به وی در فتنه 88 یا نحوه مدیریت بر چالش مجلس هشتم تلقی شود؟ و یا حتی آنکه آیا وی مجاز به نقل یا انتساب توصیه خصوصی رهبری در افکار عمومی و میان رسانهها بوده؟ یا آنکه این توصیه تا چه حد میتواند نفی ماعدا نماید و نشان دهنده عدم توصیه رهبری به دیگران باشد؟ و یا آنکه انتساب این توصیههای رهبری تا چه حد برای رقابتی برگزار کردن فضای انتخابات بوده و آیا به معنای تطهیر سوابق افراد است یا خیر؟ و تا چه حد این نقل قول ها برای کسب کرسی نمایندگی یا ریاست و جبران برخی خلائ های موجود بیان می شود و...
اما آنگونه که رسانه ها از این نشست خبری گزارش دادند آقای لاریجانی در این بخش از سخنان خود گفته است که خیلی پیگیر رئیس مجلس شدن نیست ؛ رهبری مسئولیت ها را به وی توصیه می کنند. و او همه مسئولیتهایش را با توصیه رهبر معظم انقلاب پذیرفته است.
او ادامه داده است: در زمانی که من در سپاه جانشین بودم، با نظر رهبری این مسئولیت را پذیرفتم و بعد از آن هم که بعد از آقای خاتمی به وزارت ارشاد دولت آقای هاشمی رفسنجانی رفتم، باز هم نظر رهبری بود و بعد هم با نظر رهبری معظم در صدا و سیما مشغول شدم و در شورای عالی امنیت ملی دولت آقای احمدینژاد هم با توصیه رهبری کار کردم؛ حتی برای نمایندگی مجلس هشتم هم توصیه ایشان بود که من به مجلس آمدم و حتی در مجلس نهم هم من نظر ایشان را کسب کردم البته نه در مورد ریاست چراکه ریاست یک مسئله درونی در مجلس است.
برای روشنتر شدن بحث اما شاید بهتر باشد که نظری به فرموده های صریح رهبری و اعلام مواضع قاطع ایشان در زمینه نقل اخبار در گوشی و انتساب آن به ایشان افکنده تا شاید بدین وسیله موضع رهبری معظم انقلاب اسلامی در این زمینه را در یابیم.
بر اساس آنچه نگارنده از میان بیانات مقام معظم رهبری یافته است ایشان از سال ۷۶ تاکنون نسبت به اینگونه نقل قول های غیر مستند به صورت علنی موضعگیری نموده و آن را نکوهش کرده اند.
معظم له در تاریخ هفتم خردادماه سال 76 در دیدار با نمایندگان مجلس بیان فرمودند: «از ماهها قبل، بعضى از بزرگان و عزیزان و برجستگان کشور، مکرّر به من مىگفتند که اگر شما به شخص خاصى براى ریاست جمهورى نظر دارید، آن را به ما بگویید تا ما اوضاع و احوال را هموار کنیم و مردم را هدایت نماییم که همان انجام گیرد. من به آنها گفتم آنچه من از خدا خواستهام، سى میلیون رأى است. در طول این چند ماه قبل از انتخابات، هر چه اصرار شد، آقایان محترم مسؤولان برجسته کشور و دیگران، غیر از همین حرف، چیزى از من نشنیدند. گفتم در این انتخابات، من آراءِ مردم را از خداى متعال خواستهام؛ آن براى ما و کشور مهمّ است. بالاخره هر کس که در رأس دولت و قوّه مجریّه قرار گیرد، کارى مىکند، پیشرفتهایى دارد، مشکلاتى دارد. هیچ کس مطلق نیست، هیچ کس کامل نیست؛ تفاضلها هم خیلى زیاد نیست. آنچه براى من مهمّ است، این قضیه است که همه ملت احساس کنند که در این آزمایش شریکند. بحمداللَّه خداوند متعال این دعا را مستجاب کرد، این آرزو را برآورده نمود و این هدیه را به ملت ایران داد».
معظم له همچنین در تاریخ22 اریبهشت 77 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چگونه مىتوان از خطّ فکرىِ ناب ولایت در مسائل روزمرّه و جارى به صورت واضح مطّلع شد تا افراد نتوانند نظرات حضرتعالى را مثلاً خلاف وانمود کنند؟ فرمودند: «من آنچه که در سخنرانیها بیان مىکنم، لبّ نظراتم است. اساسیترین نظراتم همانهایى است که شما در سخنرانیها از من مىشنوید. هیچ نظرى درباره مسائل جارى کشور و مسائل اسلام و مسلمین و مسائل اجتماعى وجود ندارد که من آن را درِگوشى به کسى بگویم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتى شفّاف و روشن است که در خطبه نماز جمعه و در سخنرانى با گروههاى مختلف، شما اینها را مىشنوید».
امام خامنه ای اما پس از آن در تاریخ سوم تیر سال 84 و در پای صندوق آرای انتخابات ریاست جمهوری نیز بیان داشتند:
«راجع به رأى این حقیر هم حرف و گپ وجود دارد. اول از آن سوى مرزها حرفهایى گفته مىشود، اینجا هم یک عده همانها را تکرار مىکنند. رأى من را جز خدا هیچ کس نمىداند. رأى هفتهى گذشتهى من را هیچ کس، حتى نزدیکان من بالاخره ندانستند که من به کى رأى دادم. امروز هم همینطور خواهد بود. وظیفهى این حقیر این است که با مردم راجع به معیارها و اصل انتخابات صحبت کنم؛ و این کار را هم در طول چند ماه اخیر مکرراً انجام دادهام. انشاءاللَّه خداى متعال به تلاش مردم، مسؤولان، مخلصان و دلسوزان برکت دهد و آنچه را که خیر مردم است، براى آنها رقم بزند. امروز هر کس رئیس جمهور شد، رئیس جمهور همهى ماست و ما همه موظف هستیم او را احترام کنیم و در پیشبرد برنامههایى که براى کشور دارد، انشاءاللَّه او را یارى کنیم».
اما با بی توجهی برخی از رسانه ها و سیاسیون به این تذکرات رهبری ،دفتر مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی در تاریخ 16 مردادماه سال 87 توضیحی درباره نقل قول رئیسجمهور ارائه دادکه حاوی تایید سخنان احمدی نژاد در مجلس بود. بر این اساس در توضیحات دفتر مقام معظم رهبری در رابطه با بعضی از اعضای پیشنهادی مربوط به کابینه آمده بود:
«....از همه دوستان و سروران خصوصاً فعالان در عرصه افکار عمومی و مطبوعات تقاضامندیم از هرگونه نقل قول و استناد به رهبر معظم انقلاب اسلامی قبل از تأیید رسمی و مجوز روابط عمومی این دفتر، به طور جدی خودداری کنند».
این توصیه چند باره رهبری انقلاب و دفتر معظم له به سیاسیون اما باز هم از سوی برخی سیاسیون جدی گرفته نشد تا آنکه امام خامنه ای با بیانی صریح تر در جمع دانشجویان ادامه دادن چنین رفتارهایی را منجر به ارتکاب گناه کبیره دانستند و در تاریخ 31 مردادماه سال 89 فرمودند:
«یک سؤالى هم در خلال صحبت بود، من این را گاهى بیرون هم شنفتهام. میگویند آیا ما هم باید مثل رهبرى موضع بگیریم یا نه؟ خوب، رهبرى یک تکلیفى دارد، ما یک تکلیف دیگر داریم. ببینید، نبادا کسى تصور کند که رهبرى یک نظرى دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمى مطرح میشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل میکند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزى نیست. اگر کسى چنین تصور کند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیرهاى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همینى است که صریحاً اعلام میشود؛ همینى است که من صریحاً اعلام میکنم.
چند سال قبل که یک قتلى اتفاق افتاده بود و دشمنان جنجال کردند، تبلیغات کردند و گفتند اینها فتوا داشتند، دستور داشتند، و میخواستند یک جورى پاى رهبرى را میان بکشند، توى نماز جمعه گفتم: اگر من یک وقتى اعتقاد پیدا کنم که یک نفرى واجبالقتل است، این را توى نماز جمعه علنى خواهم گفت. نه جایز است، نه شایسته است که مواضع دیگرى غیر از آنچه که رهبرى به صورت علنى و صریح به عنوان مواضع خودش اعلام میکند، وجود داشته باشد؛ نه، همینى است که دارم میگویم».
سوگمندانه بایستی گفت که این رویه غلط اما علیرغم اینهمه هشدار جدی رهبری متوقف نشد تا جاییکه بار دیگر دفتر معظم له در تاریخ 31 خردادماه سال 90 بیانیه ای صادر کرده و برخی انتسابات به رهبری را چنین تکذیب نمود:
«دفتر مقام معظّم رهبری با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد: بیانات، اخبار و مطالب موثق و قابل اعتماد در خصوص رهبر معظّم انقلاب فقط از طریق مجاری رسمی منتشر می شود؛ لذا از رسانهها انتظار میرود از نقل اخبار غیرموثق و غیرمستند جداً خودداری کنند. متن این اطلاعیه به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
با توجه به برخی اظهارات درخصوص تدابیر و بیانات و مواضع مقام معظّم رهبری مدظلّهالعالی که حاوی مطالب خلاف واقع بوده و از راههای غیرموثق و غیرمستند در اختیار گویندگان آنها قرار گرفته است، ضمن تحذیر آقایان محترم از نقل این قبیل مطالب بیاساس، مؤکداً یادآوری میشود که اخبار مربوط به معظّمله صرفاً از مجاری رسمی انتشار مییابد و از رسانهها (خبرگزاریها، مطبوعات و سایتها و …) انتظار میرود از درج مطالبی که به شیوههای دیگر منتشر میشود، جداً خودداری کنند».
با این وجود آیا ادامه یافتن نقل قول های نامشخص و بدون سند به رهبری توجیه شرعی و قانونی دارد؟ آیا این رفتارها حسن عاقبت برای منتشرکنندگان آن به بار خواهد آورد ؟ و آیا مسئولانی که با نقل چنین سخنانی در صدد افزایش محبوبیت خود در جامعه اند تاکنون بدین فکر افتاده اند که با انجام چنین رفتارهایی تا چه حد سبب نارضایتی ولایت امر و به تبع آن نارضایتی خداوند و مردم را فراهم می آورند؟ و آیا....