محسن جندقی
بریتانیا یا انگلستان؟ اصلا چرا حتی در بنگاه خبرپراکنی انگلستان بعضی وقتها نام انگلیس و اوقاتی دیگر از نام بریتانیا استفاده میشود؟ اصلا بریتانیای کبیر چیست؟ چرا در برخی خبرها برای نشان دادن انگلیس از England (انگلستان) برخی دیگر از Great Britain (بریتانیا)، برخی دیگر از United Kingdom (پادشاهی متحد) و بعضی وقتها هم از United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland (پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی) استفاده میشود؟ اصلا چرا وقتی میخواهند پرچم انگلستان را نشان دهند یک بار از پرچم سفید با صلیب قرمز و یکبار هم پرچم آبی با صلیب و خطوط ضربدری قرمز استفاده میکنند؟ مگر این کشور چند اسم و پرچم دارد؟ چند رنگ و زبان دارد؟ این سوال بسیاری از ایرانیهاست که به راحتی هم از کنار آن رد میشوند بدون اینکه پاسخی برای آن داشته باشند. آنطور که خود انگلیسیها میگویند بریتانیای کبیر شامل 4 کشور اسکاتلند، انگلستان، ولز و ایرلند شمالی است که از سال 1707 میلادی با هم متحد شده و از پول و زبان واحد برخوردارند، جدای از اینکه اسکاتلندیها و ایرلندشمالیها جداییطلبان بسیاری دارند، بریتانیای کبیر دارای وسعت 820/244 کیلومترمربع است یعنی این کشور که صفت کبیر را یدک میکشد فقط به اندازه مجموع مساحت استانهای سیستان و بلوچستان و قم وسعت دارد.
اگر بخواهیم وسعت اسکاتلند، ایرلند شمالی و ولز که هر کدام کشورهای خودمختار محسوب میشوند را از بریتانیا کم کنیم، با انگلستانی مواجه میشویم که مساحت آن تقریبا با مساحت استان یزد (سومین استان بزرگ ایران) برابری میکند. 395/130 کیلومترمربع، مساحت انگلستانی است که حداقل 57 هزار کیلومترمربع از استان سیستان و بلوچستان ایران کوچکتر است. البته آن بحث آفتاب در انگلستان هرگز غروب نمیکند به پایان رسیده و بسیاری از کشورهای همسود این کشور با حذف پرچم بریتانیا از گوشه پرچم خود ندای استقلال سر دادند و غیر از استرالیا و چند کشور کوچک و ایالتهای معدود کانادا و آمریکا، پرچم بریتانیا جایی دیگر ندارد. در این میان اسکاتلند فریاد استقلال سر میدهد و دولت این کشور قصد دارد تا 2 سال آینده همهپرسی استقلال اسکاتلند را برگزار کند. بدین ترتیب 78 هزار و 702 کیلومترمکعب از بریتانیا که حداقل از نظر وسعت نمیتوان به آن کبیر گفت، کاسته خواهد شد و این بریتانیا با ولز و ایرلند شمالی 166هزار و 48 کیلومتری میشود یعنی کل بریتانیا از استان کرمان هم کوچکتر میشود! و دوران بریتانیای صغیر آغاز خواهد شد.
انقلاب اسکاتلندی
شاید انگلیسیها هیچگاه باور نمیکردند موضوع تجزیهشدن دامنشان را بگیرد و با بحران اعلام استقلال از سوی یکی از بزرگترین تکه سرزمینشان مواجه شوند.
در سال 1999 و با گشایش پارلمان اسکاتلند، این کشور بیش از پیش مستقل شد اما با این وجود بحث استقلال کامل اسکاتلند از انگلستان همواره مطرح است.
همین چند روز پیش بود که رهبر حزب ملیگرای اسکاتلند و سروزیر این کشور (انگلستان به اسکاتلند اجازه داشتن نخستوزیر یا رئیسجمهور نداده است) اعلام کرد کمپین بزرگ استقلال تشکیل خواهد داد. شعار اصلی این کارزار «بله به استقلال اسکاتلند» است. دولت محلی اسکاتلند و دولت مرکزی انگلیس در حال حاضر درگیر مذاکراتی درباره زمان و نحوه برگزاری همهپرسی استقلال اسکاتلند هستند ولی این همهپرسی به احتمال قریب به یقین در پاییز سال 2014 میلادی برگزار خواهد شد.
حامیان استقلال اسکاتلند معتقدند این کشور از ظرفیتها و قابلیتهای بسیار زیادی برخوردار است و در صورت استقلال کامل از انگلیس، وضعیت بهتری در قاره اروپا و عرصه بینالمللی خواهد داشت. آنان همچنین تاکید میکنند اسکاتلند باید توسط کسانی اداره شود که دغدغه این منطقه را دارند و نگران وضعیت زندگی مردم هستند. دولت مرکزی انگلیس و مخالفان استقلال اسکاتلند متقابلا استدلال میکنند، اسکاتلند در اتحاد با انگلیس از موقعیت بسیار بهتری برخوردار است و مردم آن منطقه باید به همهپرسی رای منفی بدهند. در مراسم آغاز به کار رسمی کارزار حمایت از استقلال اسکاتلند که در یک سینما در مرکز شهر ادینبرو برگزار شد، علاوه بر شخصیتهای سیاسی تعدادی از چهرههای فرهنگی- هنری مشهور اسکاتلند نیز که از استقلال این منطقه حمایت میکنند، حضور داشتند. حامیان استقلال اسکاتلند میگویند با توجه به اینکه بیش از 2 سال تا زمان برگزاری همهپرسی باقی مانده است، کارزار حمایت از استقلال میتواند برخی نگرانیهای مردم را درباره آینده اسکاتلند برطرف کند و در فرصت باقیمانده به سوالات و دغدغههای آنان پاسخ دهد.
مقامات حزب ملیگرای اسکاتلند که در حال حاضر کنترل دولت و پارلمان محلی را در اختیار دارند، به پیروزی در همهپرسی بسیار امیدوارند و میگویند مردمی که در اسکاتلند زندگی میکنند باید خودشان سرنوشتشان را تعیین کنند نه اینکه از لندن به آنها دیکته شود. آلکس سالموند، سروزیر منطقه اسکاتلند اواخر سال گذشته و در اجلاس سالانه حزب ملیگرای اسکاتلند (SNP) در شهر گلاسکو گفت: مردم اسکاتلند باید از فرصتی که برای اعلام نظر درباره آینده کشورشان فراهم میشود، نهایت استفاده را بکنند و به طرح استقلال رای مثبت بدهند. وی افزود: با استقلال اسکاتلند و حاکم شدن قوانین ملی، حاکمیت حزب محافظهکار حاکم بر لندن بر سرنوشت مردم اسکاتلند پایان مییابد. به گفته کارشناسان، مقامات محلی و ملیگرای اسکاتلند قصد دارند نهایت استفاده را از حاکمیت حزب محافظهکار بر دولت مرکزی انگلیس بکنند چرا که حزب محافظهکار از کمترین محبوبیت در منطقه اسکاتلند برخوردار است. سالموند گفت: مردم اسکاتلند باید در همهپرسی بین 2 گزینه ادامه حکمرانی توسط حزب محافظهکار از لندن یا استقلال کامل انتخاب بکنند. وی خطاب به دیوید کامرون نخستوزیر، نیک کلگ معاون نخستوزیر و اد میلیبند رهبر حزب کارگر گفت: آن دورهای که سیاستمداران در لندن بنشینند و به اسکاتلندیها بگویند چه کاری را باید انجام دهید یا درباره چه چیزی باید فکر کنید، دیگر سپری شده است.
نیکلا استروژن، معاون حزب ملیگرای اسکاتلند نیز تاکید کرد: مطمئنم که ما در همهپرسی استقلال پیروز میشویم ولی شرط آن این است که در زمان باقیمانده تا برگزاری همهپرسی به سختی تلاش کنیم و به مردم توضیح بدهیم که چرا اسکاتلند باید مستقل شود. مردمی که در اسکاتلند زندگی و کار میکنند، بهترین افرادی هستند که میتوانند تصمیمات بزرگ را درباره آینده کشورشان اتخاذ کنند. حزب ملیگرای اسکاتلند در انتخابات سال 2011 میلادی اکثریت کرسیهای پارلمان محلی را به دست آورد و به تنهایی کنترل دولت محلی را در اختیار گرفت. دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس در ماههای اخیر که بحث استقلال اسکاتلند بالا گرفته بارها بر مخالفت خود با این موضوع تاکید کرده است.
وی سال گذشته طی سفری به شهر ادینبرو در جمع رهبران و اعضای حزب محافظهکار در اسکاتلند سخنرانی کرد و بار دیگر از مردم خواست که در چارچوب نظام سیاسی فعلی موسوم به «پادشاهی متحده بریتانیا» باقی بمانند. نخستوزیر انگلیس که نگران جدایی اسکاتلند است، تلاش کرد در سخنان خود وعدههایی به مردم اسکاتلند بدهد تا آنان را به مخالفت با طرح استقلال تشویق کند. وی گفت: من عمیقا معتقدم مناطق مختلف انگلیس در کنار یکدیگر قویتر، امنتر، ثروتمندتر و مرفهتر هستند.
چرا انگلیس نگران است؟
سایت شبکه تلویزیونی بیبیسی که زیر نظر وزارت خارجه این کشور فعالیت میکند از تبعات منفی این جدایی گزارش داده است. این سایت در گزارش خود مینویسد: نگرانی عمده دولت مرکزی بریتانیا از دست دادن تسلط بر نظام مالیاتی است. اگر در صورت افزایش حداکثری اختیارات محلی دولت اسکاتلند، نظام مالیاتی رقیب در اسکاتلند عادلانهتر از نظام مالیاتی دولت مرکزی باشد، شرکتهای بسیاری مرکز عملیات خود را به اسکاتلند تغییر خواهند داد تا از مالیات عادلانهتر و امتیازات دیگر اقتصادی بهرهمند شوند. نتیجه چنین کاری، رونق اقتصادی و کاهش بیکاری در اسکاتلند به قیمت رکود و افزایش بیکاری در دیگر مناطق بریتانیا خواهد بود. از سوی دیگر، دولت محلی اسکاتلند نظام بهداری و درمانی عمومی را همچنان رایگان نگه داشته و دانشجویان اسکاتلندی نیز از پرداخت شهریههای دانشگاهی معاف هستند. دولت مرکزی بریتانیا که قادر نیست شرایط مشابهی برای کل کشور ایجاد کند و به مردم انگلستان هزینههای سنگینی برای آموزش عالی و حتی تهیه دارو تحمیل میکند، از این لحاظ هم نگران عادلانهتر یا «رقابتیتر» تلقی شدن شرایط اسکاتلند است.
یک مشکل عمده دیگر دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا این است که حزب او (حزب محافظهکار) در میان مردم اسکاتلند محبوبیت و پایگاه عمدهای ندارد. از میان 59 نماینده حوزههای انتخابیه اسکاتلند در پارلمان بریتانیا (در لندن)، تنها یک نماینده از حزب محافظهکار وجود دارد، آن هم از یک حوزه انتخابیه هممرز با انگلستان. بدین ترتیب آقای کامرون در مقابله با طرح استقلال اسکاتلند بشدت به حمایت حزب ائتلافی لیبرال - دموکرات و حزب مخالف کارگر نیازمند است. اسکاتلند دارای جمعیت کمی نسبت به کل جمعیت بریتانیاست اما از منابع غنی نفت و گاز در دریای شمال برخوردار است. دولت محلی اسکاتلند معتقد است با حفظ برنامههای عدالت اجتماعی در حوزههای آموزشی و بهداشتی، ایجاد شرایط رقابتی برای تجارت و صنعت و همچنین دسترسی به درآمد ناشی از نفت و گاز دریای شمال که در حال حاضر به خزانهداری دولت مرکزی ریخته میشود، قادر خواهد بود در صورت رای موافق مردم در رفراندوم، کشور مستقل اسکاتلند را- پس از 307 سال یکپارچگی با انگلستان- بار دیگر تاسیس کند. همچنین به گزارش شبکه تلویزیونی راشاتودی، انگلیس سالها یک کشور ترکیبی بوده اما با مطرح شدن موضوع استقلال اسکاتلند، این کشور در آستانه جداشدنی پرهرج و مرج قرار گرفته است؛ به این معنا که اسکاتلند از انگلیس جدا میشود.
آلکس سالموند، رئیس حزب ملیگرای اسکاتلند خواهان استقلال اسکاتلند از انگلیس است. وی تاکید دارد استقلال اسکاتلند به نفع مردم این منطقه تمام خواهد شد اما لندن با این امر مخالف است. دولت انگلیس نگران آن است که با استقلال اسکاتلند منابع غنی در دریای شمال را از دست بدهد. انتقادهایی که مقامات انگلیسی از این طرح مطرح میکنند به روشنی موید همین مساله است. دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس با برپایی هرگونه همهپرسی درباره استقلال اسکاتلند مخالف است و بر ضرورت حفظ یکپارچگی انگلیس تاکید دارد. لندن تاکید دارد اگر اسکاتلند بخواهد مستقل شود باید میلیاردها پوند به لندن بدهد زیرا در گذشته از پول مالیاتدهندگان انگلیسی برای سرپا نگه داشتن بانکهای اسکاتلند هزینه کرده است. فشارهای انگلیس به این حد محدود نمیشود. مقامات لندن اعلام کردهاند در صورت استقلال اسکاتلند، باید این منطقه واحد پولی مستقلی برای خودش تعریف کند و این کار سبب بیکار شدن هزاران اسکاتلندی خواهد شد. اما مردم اسکاتلند از این وضع خسته شدهاند و میگویند کشورشان از سالها قبل در چنگال انگلیس خفه شده است.
استقلال اسکاتلند آری یا نه؟
دکتر حیدر لطفی، استاد ژئوپلتیک دانشگاه معتقد است استقلال اسکاتلند در درازمدت به نفع این کشور و به زیان انگلستان خواهد بود. وی در این باره به «وطن امروز» میگوید: معمولا کشورها و ملتها به سمت استقلال حرکت میکنند تا حاکمیت را به دست خودشان بگیرند این در حالی است که جهان به سمت جهانی شدن حرکت میکند تا مرزهای جغرافیایی کمرنگ شود اما در عین حال مرزهای قومیتی پررنگ خواهد شد. دکتر لطفی با اشاره به استقلال اسکاتلند و تضاد آن با منافع انگلستان تصریح میکند: پس از اتمام جنگ دوم جهانی، انگلستان یکی از کشورهایی بود که نقشه جهان را با توجه به منافع خود ترسیم کرد و قطعا با جدایی اسکاتلند از بریتانیا این نقشه سیاسی دستخوش تغییرات فراوانی خواهد شد. اسکاتلند با توجه به منابع مالی قابل توجه و اقتصاد رو به رشد عنصر موثری برای انگلستان به شمار میرفت اما این کشور در صورت رای آوردن همهپرسی استقلال اسکاتلند، در بلندمدت زیان فراوانی خواهد دید. استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار میافزاید: انگلستان در دیگر نقاط جهان موجبات تجزیه بسیاری از کشورها را فراهم آورده بود تا منافع خودش را تامین کند. به عنوان مثال منافع انگلستان ایجاب میکرد تایوان و هنگکنگ از چین جدا شوند تا بتواند از آنها به راحتی بهرهبرداری کند.
مشخص است که با جدایی اسکاتلند هم منافع کشور منفعتطلبی مثل انگلستان به خطر میافتد. وی با اشاره به ژست اجرای دموکراسی انگلستان در قبال استقلال اسکاتلند میگوید: دموکراسیای که انگلیسیها و غرب میگویند با دموکراسیای که عمل میکنند بسیار متفاوت است. منافع غرب با دموکراسی حقیقی کاملا در تضاد است و آنها دموکراسیای را میپذیرند که به آنها اجازه کشتار در کشورهایی چون افغانستان و عراق را میدهد تا به وسیله این دموکراسی از لولههای نفت رایگان بهرهمند شوند. هر روز تعداد بسیاری از انسانهای بیگناه در افغانستان، پاکستان و عراق کشته میشوند؛ آیا کسی میپرسد که مسؤول این کشتهها چه کسی است؟ آنها هزینه جنگ و نه هزینه دموکراسی را به وسیله این سیاست به دست میآورند و با کشورهایی مثل ایران که دارای دموکراسی حقیقی هستند و دموکراسی مد نظر آنها را اعمال نمیکنند، دشمنی میکنند.
دکتر لطفی به پایان یافتن بریتانیای کبیر همزمان با استقلال رسمی اسکاتلند اشاره میکند و میگوید: بریتانیا آرام آرام مرزهای حقیقی خود را از دست میدهد و مرزهای قومیتی این جزیره در آینده پررنگ خواهد شد و اسکاتلند میتواند از این فرصت به نحو احسن استفاده کند و با در اختیار داشتن منابع فراوان انرژی و مالی در آیندهای نهچندان دور منافع ملت خود را تامین کند نه منافع انگلستان را.