* نزدیک به 12 سال پیش مجلس ششم کار خود را آغاز کرد؛ آیا پیش از شروع به کار مجلس، برای شکلگیری فراکسیون اکثریت جلسات هماهنگی برگزار شد؟
** کاندیداهای حزب مشارکت مانند همه احزاب در کشورهای پیشرفته، پیش از آغاز به کار مجلس نشستهایی را به منظور هماهنگی در حوزههای مختلف، برگزار کرده بودند. این نشستها حول محور مسائل مورد علاقه و اهداف حزب تشکیل میشد. در این نشستها، برنامههای موردنظر که در چارچوب قانون اساسی قابلیت اجرا داشت، مورد بررسی قرار میگرفت. برای این منظور نشستها و جلسات متعددی برگزار شد. با تشکیل مجلس، افراد با حضور در کمیسیونهای مختلف، برنامه جامع و اهداف ذکر شده در مرامنامه حزب را دنبال میکردند البته نمایندگان حزب مشارکت بخشی از فراکسیون دوم خرداد و گروههای اصلاح طلب مجلس ششم بودند. مجموع گروههای اصلاح طلب، رایزنی گسترده ای را انجام میدادند. نمایندگان با حضور در این نشستها، پیش از تشکیل مجلس ششم با هم هماهنگیهایی را ایجاد کردند. آشنایی با دیدگاههای نمایندگان سبب شد بهتر بتوانند هدفهای تعیین شده حزب به منظور اصلاح همه جانبه شرایط کشور و تحقق آرمانهای انقلاب اسلامیرا ترسیم کنند. قابل یادآوری است که بیش از نیمی از نمایندگان از خانوادههای شهدا، جانبازان و ایثارگران انقلاب اسلامی بودند و در پی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و پیشبرد مردم سالاری بودند.
* نمایندگان برای عینیت بخشیدن به اهدف خود فراکسیونها را تشکیل دادند. در این راستا چه شاخصهایی مورد توجه نمایندگان قرار گرفت؟
** نمایندگان عضو فراکسیون دوم خرداد از تخصصها و مهارتهای گوناگونی برخوردار بودند. این فراکسیونها با توجه به تحصیلات، تجربه و ظرفیتهای این افراد تشکیل شد. این نمایندگان به همین دلیل در کمیسیونهای مختلف مشغول فعالیت شدند. در مجلس ششم بحثهای فراوانی صورت گرفت تا مشخص شود که چه فردی در چه کمیسیونی بهتر میتواند موثر باشد.
* آیا نمایندگانی که به مجلس راه یافتند برنامه جامع و کاملی داشتند؟
** نمایندگانی که به عنوان اصلاح طلب وارد مجلس ششم شدند از یک برنامه واحد برای اجرایی کردن اهداف گوناگون خود برخوردار نبودند. این نمایندگان بر اساس یک سری کلیات و اهداف کلی که در فصول مختلف قانون اساسی تحت عنوان حقوق ملت به عنوان آزادیهای مشروع مورد توجه قرار گرفته بود، کار خود را شروع کردند. این نمایندگان برنامه منسجمی که از پیش طراحی شده باشد، نداشتند. به عبارت دیگر هرکسی از ظن خود اصلاحات و برنامه اجرای آن را در نظر داشت. ضعف نهادهای مدنی از عوامل مهم این تشتت بود.
* شما در سخنان خود به حضور نمایندگان در فراکسیونهای مختلف با توجه به تخصص و تحصیلات اشاره کردید اما در همین کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم ما شاهد حضور آقای تاجرنیا و خانم حقیقت جو بودیم در حالیکه خانم حقیقت جو از تحصیلات در رشته مشاوره و آقای تاجرنیا یک دندانپزشک بود، حضور این افراد تا چه حد با این سخنان حضرتعالی هماهنگی داشت؟ چون نه از تحصیلات مرتبط و نه تجربه کافی در این حوزه برخوردار نبودند؟
** خانم حقیقت جو در کمیسیون آموزش عالی بودند ولی آقای دکتر تاجرنیا در این کمیسیون فعالیت میکردند. با اینکه انتظار میرفت افراد در حوزههای تخصصی خود فعالیت کنند، ولی فعالیت مجلس هم مانند جامعه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی شکل میگرفت. بر این اساس بسیاری از نمایندگان در جایگاه تخصصی خود نبودند، زیرا وزن عنصر سیاست در کشور ما همواره دیگر وجوه را به سایه برده است. مجلس هم مانند جامعه بود.
* به جز فراکسیون مشارکت چه فراکسیونهای دیگری تشکیل شدند؟
** با توجه به فضای کشور در سال 78، شمار قابل توجهی از افراد این لیست در دور اول انتخابات رای آوردند(8-27 نفر). بیشتر نامزدهای تعیین شده از فراکسیون دوم خرداد در انتخابات مجلس ششم رای آورده بودند. در این میان ،مشارکت تنها بخشی از این فراکسیون دوم خرداد بود. در کنار فراکسیون حزب مشارکت، فراکسیون همبستگی و مجمع روحانیون مبارز نیز حضور داشت. در فراکسیون دوم خرداد اعضای موثر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامیو مجمع روحانیون عضو بودند. هریک از این احزاب، جلسات حزبی خود را برگزار میکردند، اما در داخل مجلس، این افراد در درون فراکسیون دوم خرداد تعریف میشدند. این اعضا با توجه به یک سری قواعد نانوشته، با هم همکاری نزدیکی داشتند.
این جریان نوپا تلاش داشت تا اهداف کلی جنبش اصلاحات، مطالبات مردم در جهت رشد و توسعه کشور، اعتمادسازی در سیاست خارجی را محقق کند. با آغاز مجلس ششم، برای نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی، فراکسیون زنان نیز تشکیل شد، پیش از آن فراکسیون زنان وجود نداشت. به دنبال تشکیل این فراکسیون، فراکسیون محیط زیست، فراکسیون ایثارگران و فراکسیونهای متعدد دیگری که برخی از نمایندگان را دور هم جمع میکرد، تشکیل شد. فراکسیون زنان، یکی از فعالترین کمیسیونهای مجلس ششم بود که توانست مطالبات زنان را مطرح و پیگیری کند و علاوه بر این اهداف کلی جنبش اصلاحات را دنبال میکرد.
* الان برخی از نمایندگان اقلیت مجلس ششم در مصاحبههای خود به این مساله تاکید میکنند که فراکسیون مشارکت به سایر فراکسیونها بخصوص فراکسیون اقلیت اجازه عرض اندام نمیداد. شما نظراتی از این دست را با توجه به اینکه حضور فعالی در مجلس داشتید قبول دارید؟
** فراکسیون مشارکت با حدود 120 نماینده توانسته بود که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس را گردهم جمع کند. این فراکسیون در مقایسه با فراکسیون احزاب دیگر از وزن قابل توجهی برخوردار بود. به همین دلیل، طبیعی به نظر میرسد که این فراکسیون بخواهد برای پیشبرد دیدگاهها و اهداف از ظرفیت خود نهایت استفاده را بکند. اما باید به این نکته توجه داشت که رای اکثریت نمایندگان، تعیین کننده است. فراکسیون دوم خرداد، فراکسیونی بود که در نهایت در آن تصمیم گیریهای کلان صورت میگرفت، بنابراین فراکسیون اقلیت نمیتوانست تاثیری در تصمیم گیریهای مهم داشته باشد، بلکه تلاش داشت تا اهداف خود را ضمن ائتلاف با احزاب دیگر پیش ببرد. این امری بسیار طبیعی است که اکثریت به دنبال پیشبرد دیدگاههای خود باشد. البته این نکته را باید مورد توجه قرار داد که در کشور ما ساز و کار فراکسیونی به عنوان یک تجربه جدید هنوز نهادینه نشده و ما این تجربه را به عنوان تجربه پایدار نداریم. بنابراین قواعد حاکم بر احزاب در درون فراکسیون یک قواعد نامشخص است که همواره بی ثبات بوده است. زیرا دوره مجلس چهار ساله بوده و در این فرصت اندک این امکان فراهم نمیشود که قواعدی تعریف شود. مشکل اساسی از آنجا نشات میگیرد که مجلس در کشور، پشتوانه حزبی ندارد. در کشورهای پیشرفته، مجلس با پشتوانه احزاب شروع به کار میکند و در مجلس رفتارهای فراکسیونی نمود مییابد. اما در کشور ما رفتار حزبی یک رفتار مقطعی و زودگذر است.
* آیا در مجلس ششم اقلیت میتوانست حرف بزند؟
** نمایندگان اقلیت هم به عنوان بخشی از نمایندگان فعالیت داشتند، زیرا اقلیت با وجود برخورداری از تعداد کم، ازسوی نهادهای دیگر قدرت در خارج از مجلس، بسیار مورد حمایت قرار میگرفتند. اقلیت به اشکال مختلف فعالیت کرده و از حمایتهای خارج از پارلمان برخوردار بود و سعی میکرد که دیدگاههای خود را به اشکال مختلف پی گیری کند. این نکته را به خاطر داشته باشید که جریانهای افراطی در کشور، از راست و چپ در تمام مقطعهای زمانی در جریان تحولات سیاسی اثرگذار بوده اند. این ربطی به اقلیت و اکثریت در مجلس ندارد و این قاعده در بسیاری از موارد مصداق داشته است.
* آقای حدادعادل در دوران مجلس ششم نماینده فعالی بود؟
** در حدی که میتوانست فعال بود. اقلیت در مجلس ششم سعی میکرد که تاثیر گذار باشد. ایشان نمیتوانست به عنوان لیدر اکثریت تلاش کند اما به عنوان لیدر اقلیت تلاشهایی را انجام داد، اما در کل فرد فعالی نبود.
* بعضی از صاحبنظران بر این باورند که آقای حدادعادل به عنوان عضو اقلیت بهتر میتوانست با اصلاحطلبان تعامل داشته باشد و با آنها بر روی موضوعات مشترک توافق کند در حالیکه آقایان قربانی و امامی از کوهدشت فاقد این پتانسیل بودند و اصلا امکان نداشت که اصلاح طلبان بتوانند با آنها رایزنی کنند این ارزیابی را چقدر قبول دارید؟
** در اصل راه ارتباط از ابتدا بسته بود. متاسفانه راه تعامل در درون برعکس توفیقها در سیاست خارجی بسته ماند. این غفلتی بسیار پرهزینه بود که با وجود برخی پیگیریهای عناصر میانه رو، به نتیجه نرسید و لطمات سنگینی بر جنبش اصلاح طلبی وارد کرد.
برخی از منتقدان مجلس ششم تصریح دارند که مجلس ششم نگاهی به آینده نداشت و بیشتر تلاش داشت تا اهداف دولت اصلاحات را پیش ببرد. به طور مثال مجلس ششم طرحها و لوایحی را مطرح میکرد که موجب حساسیت و مقاومت میشد کما اینکه طرح اصلاح قانون مطبوعات میتوانست در یک بازه زمانی طولانی تر مطرح شود اما اصرار در طرح آن موجب شد تا حساسیتهای زیادی ایجاد شود و در نهایت این طرح مسکوت گذاشته شد. به همین دلیل بسیاری مجلس ششم را سیاست زده میدانند.
مجلس ششم در شرایطی شروع به کار کرد که فضای کشور سیاست زده بود و این ربطی به مجلس ششم ندارد. مجلس ششم نماد مردم بود و در یک فضای سیاست زده شروع به کار کرد بنابراین من کاملا با شما موافق هستم. به عبارت بهتر نوع فعالیت سیاسی مجلس، در چشم بود اما مجلس ششم به هیچ وجه مجلسی نبود که فقط به سیاست بپردازد. اگر شما عملکرد کمیسیونهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را مورد بررسی قرار دهید، متوجه میشوید که مجلس ششم چه دستاوردهایی داشته است. حجم فعالیتهای مجلس ششم نشان میدهد که بخشی از فعالیت این مجلس، به امور سیاسی اختصاص پیدا میکرد. در حالیکه مجلس تلاش داشت، خواستههای مردم را محقق کند اما نکته مهم این است که جامعه ما بسیار سیاست زده بود. به خاطر دارم که خبرنگاران زیادی با من به عنوان مخبر کمیسیون امنیت ملی بسیار تماس میگرفتند، من به آنها میگفتم که چرا با مخبر سایر کمیسیونها هم تماس نمیگیرید. علت این رویکرد را باید در شرایط حاکم جستجو کرد زیرا شرایط جامعه و افکار عمومی تمرکز زیادی بر روی مسائل سیاسی داشت. بسیاری از نمایندگان نیز راه حل مشکلات موجود را در حل مسائل سیاسی میدیدند در حالیکه تمام مشکلات کشور در حوزه سیاست خلاصه نمیشود.
* شما بر این باورید که برخی از نمایندگان مجلس ششم یک نگاه آرمانی و غیر واقع گرایانه به امور کشور داشتند؟
** این نکته که شما اشاره کردید فقط به مجلس محدود نمیشد، زیرا در جامعه نیز این نگاه حاکم بوده است. مردم بارها کلمه اصلاحات را تکرار میکردند اما از این نکته غافل بوده اند که اصلاحات یک روند تدریجی است.
بنابراین این فرایند یک شبه محقق نمیشود. این فضا به تبعیت از جامعه، در مجلس نیز وجود داشت. برخی این تصور را داشتند که میتوان به سرعت شرایط را متحول کرد و یک شبه تغییراتی را ایجاد کرد. در حالیکه این سرعت با ذات تغییرات اجتماعی همخوانی نداشته است. این نکته را مورد توجه قرار دهید که عملکرد کمیسیون امنیت ملی بیشتر در رسانهها نمود پیدا میکرد اما به کمیسیونهای دیگر توجه کافی نمیشد. این ضعف به جامعه برمیگشت که بیشتر عملکرد این کمیسیون را مورد توجه قرار میداد که بنا بر وظایف خود باید به مسائل سیاسی و دیپلماسی پرداخت و از توجه به سایر کمیسیونها غفلت میکرد و در حالی که تلاشهای زیادی در سایر کمیسیونها برای تحقق اهداف جامعه صورت میگرفت.
* ما در مجلس ششم شاهد این بودیم که برخی از طرحها از دستور کار خارج میشد یا اینکه مسکوت گذاشته میشد. فکر میکنید این مشکل به نوع نگاه نمایندگان ربط پیدا میکرد یا اینکه مشکل به ساختار حقوقی کشور ارتباط پیدا میکرد؟
** باید ظرفیتهای واقعی جامعه با ظرفیت واقعی همه ساختارهای اجتماعی امکان سازگاری پیدا کند. به نکات و طرحهایی اشاره میشود که مدتها در شورای نگهبان ماند و تصویب نشد در حالیکه میتوانید به انبوهی از مصوبات، طرحها و لوایحی اشاره کنید که بسیار هم اثر گذار بود و زمینه را برای تحولات بعدی فراهم کردند. منتها متاسفانه در ارزیابی عملکرد مجلس ششم بیشتر به کارهای انجام نشده اشاره میشود در حالیکه کارهای بزرگی در مجلس ششم صورت گرفت. در حوزه مسائل زنان اقدامات مجلس ششم بسیار درخشان بود، اصلاحات مهمیدر حوزه خانواده انجام شد. همچنین اقداماتی در مورد تقویت نهادهای اجتماعی صورت گرفت. فعالیتهای که در این دوره انجام شد در کنار فعالیتهای نظارتی این مجلس، توانست سهم به سزایی را در بهبود شرایط کشور ایفا کند.
* شما از اقدامات و دستاوردهای مجلس ششم دفاع میکنید اما منتقدان سخنانی مطرح میکنند که این مجلس دستاوردی برای حل مشکلات مردم نداشته است کما اینکه قانون ساماندهی تشکلها در مجلس هفتم به سرانجام رسید.
** این دستاوردها به دلیل فضای تبلیغاتی، سیاست زدگی، محور قرار گرفتن رقابتهای شدید سیاسی دیده نشده است، زیرا بسیاری به جای تامین منافع ملی به منافع شخصی توجه دارند. البته این مجلس نیز همانند تمام نهادهای انسانی مشابه، اشتباهاتی را مرتکب شد، اما در مجموع دستاوردهای بسیار خوبی را بدست آورد. به طور مثال قانون حضانت اطفال در مجلس ششم اصلاح شد که گام بسیار بزرگی محسوب میشود و توانست بسیاری از مصائب خانوادهها، مادران و کودکان را برطرف کند. متاسفانه به این مسائل توجه کافی نمیشود و بیشتر به آنچه که انجام نشده است، پرداخته میشود. به هرحال در تمام شرایط میتوان گامهایی را برای حل معضلات برداشت، هرچند با توقعات ما فاصله داشته باشد.
* شما میزان سیاست زدگی مجلس ششم نسبت به اجتماع را بیشتر میدانید یا کمتر؟
** مجلس هم مثل جامعه سیاست زده بود. نمایندگان در حوزههای مختلف فعالیت میکردند اما تنها بخش سیاسی فعالیت نمایندگان بازتاب پیدا میکرد. جامعه ما به مسائل سیاسی بیش از مسائل دیگر توجه نشان میدهد.
* آقای احمد ناطق نوری در مصاحبه ای اعلام کرد که مجلس ششم موجب شد که مجلس هفتم وهشتم شکل بگیرد.
** تحولات رخ داده در جامعه بستر ساز شکل گیری وقایع آینده است. در واقع شدت و حدت حرکتهای اجتماعی مقاومتهای خاص خود را ایجاد میکند. طبیعی است که در جامعه ای مانند ایران حرکتهای رفت و برگشتی از این دست صورت بگیرد. این مساله پدیده جدیدی نیست اما میزان مخالفتی که با مجلس ششم وجود داشت و در نهایت اتفاقهای پایانی مجلس ششم را رقم زد و منجر به تحصن و استعفای نمایندگان شد که در ترکیب مجلس هفتم موثر بود. استعفا حتما بر ترکیب مجلس هفتم تاثیر داشته است، تردیدی در این ارزیابی وجود ندارد. سرعت تغییر و تحول منجر به واکنشهایی شد که نمونه آن را در مجلس هفتم میتوان مشاهده کرد. مجلس هفتم در اولین اقدام خود تثبیت قیمتها را در یک حرکت نمایشی به تصویب رساند و روند افزایش تدریجی قیمتها متوقف شد.
در حالیکه در ارزیابیها مشخص شد که این اقدام صرفا یک حرکت سیاسی بوده است. رقابت سیاسی چنین رفتارهایی را شکل داد، در حالیکه باید رفتارها بر اساس منافع ملی و نه گروهی وشخصی تنظیم شود. اگر مجلس هفتم نسبت به این مصوبه با هدف تامین منافع ملی مینگریست، آیا امکان داشت باز طرح تثبیت قیمت را مصوب کند؟ این واکنشها به این دلیل انجام شد که صرفا از چارچوب ملاحظات سیاسی مسائل مورد بررسی قرار میگیرد و کمتر به تاثیر این تصمیم گیریها به منافع مردم توجه میشود. در نهایت بار دیگر باید به این مساله اشاره کرد که برنامه منسجمی هنگام ورود به مجلس وجود نداشت و در عین حال افراط و تفریطهایی هم به وجود آمد.
* این کنشها و مخالفتها به این دلیل نبود که مجلس ششم دقیقا بر نکاتی دست میگذاشت که پاشنه آشیل محسوب میشد؟
** مجلس ششم وظیفه ای را برعهده گرفته بود که با وضعیت و ظرفیت پارلمان در ایران تطبیق نداشت. نمایندگان به عنوان بخشی از نهاد قانوگذاری در کنار شورای نگهبان میتوانستند قوانین را اصلاح کنند. در واقع شما مجموعهای از نمایندگان را دارید که میخواهند به سرعت مطالبات مردم را محقق کند. در کنار آن نهادی به نام شورای نگهبان وجود دارد که اندیشههای محافظه کارانه را نمایندگی میکند و در برابر سرعت تحولات مقاومت میکند. این سرعت باید به گونه ای تنظیم میشد که دو طرف به یک تعادل برسند.
فشارهای اجتماعی بر نمایندگان بسیار سنگین بود و به همان اندازه هم مقاومت شدید بود. این تعادل در جامعه ما هیچگاه وجود نداشته است. این جدال همواره در جامعه وجود داشته است. جامعه ایرانی همواره با این تناقض بزرگ مواجه بوده است. بسیاری از اقشار جامعه خواستار تحول سریع هستند و زودتر میخواهند مسیر رشد و توسعه را طی کرده و به سطح جهانی برسند، اما بخشهایی از جامعه به شدت در برابر این تحول خواهی مقاومت میکنند. مجلس ششم عرصه این تقابل بود.
در همین مجلس طیفهای گوناگونی وجود دارد از امامی نماینده کوهدشت تا فاطمه حقیقت جو وجود دارد.
بله، اینها واقعیتهای جامعه ما بود که مجلس تمام طیفها را در خود جای داده بود. این فقط وظیفه مجلس نیست بلکه همه نهادهایی درون حاکمیت باید تلاش کنند تا تناقضهای موجود را حل کنند.
جمعیت کشور ما بسیار جوان است که در واقع میراث انقلاب اسلامی محسوب میشود. این جمعیت جوان در حال حاضر وارد بازار کار شدند و مجلس ششم نیز با کورانی از تقاضاهای این جمعیت مواجه شد که به دلیل تن دادن به درخواست تغییرات سریع از سوی جوانان با مخالفتهای شدید از درون نهادهای دیگر روبرو شد. مجلس هفتم و هشتم نیز بی تردید نتوانستند این تعادل را ایجاد کنند. نیاز جامعه ما فعالیت مجالس در کنار سایر قوا و نه جداگانه است تا بتوانند تقاضاهای جامعه را پیگیری کنند و بر اساس واقعیات اجتماعی این تغییرات را پیش ببرند. مجلس ششم تلاشی بود برای پیدا کردن راهکارهایی که این مشکلات حل شود.
* آیا مجلس ششم موفق بود؟
** اگر به طور کامل موفق بود،ما شاهد شکل گیری مجالس هفتم و هشتم نبودیم. اما بی تردید تلاشهای گسترده آن سبب شد تا در تاریخ پارلمان در ایران جایگاهی برتر پیدا کند. به هر حال ما همواره دچار افراط و تفریط هستیم و به قول آقای خاتمی جو زده میشویم.
* آیا امکان داشت که شما جلساتی با فراکسیون اقلیت داشته باشید؟
** خیر! حداقل من به خاطر ندارم. البته در این زمینه تلاشهایی شد که بی نتیجه ماند. مثل دعوت فراکسیون زنان در ماههای پایانی، از زنان نماینده مجلس هفتم، که بی جواب ماند. این عیبی است که ما از آن رنج میبریم. ما همواره عادت داریم که خودمان حرف بزنیم اما عادت به شنیدن نداریم. این مساله فقط اختصاص به نمایندگان اقلیت مجلس ششم نداشت، اصولا ما عادت به شنیدن نداریم و رابطه ما سلسله مراتبی و عمودی میباشد. البته ما تازه داشتیم این روش را یاد میگرفتیم و تمرین میکردیم اما این فرصت گرفته شد.
* مجلس ششم نتوانست جرم سیاسی با توجه به اینکه نسبت به آن دغدغه خاطر داشت را تعریف کند در این مورد چه ارزیابی دارید.
** در این زمینه تلاش زیادی شد تا جرم سیاسی تعریف شود. اما واقعیت این است که تعریف جرم سیاسی به مناسبات قدرت برمیگردد. اینگونه نیست که با تعریف جرم سیاسی، مجرمان سیاسی از مجازات مناسب برخوردار شوند. این تقلیل دادن قانون به عاملی است که نمیتواند جامعه را در عالم واقع دگرگون کند. قانون از چنین توانی برخوردار نیست. میتوان قانون حمایت از مجرمان سیاسی را داشت اما در جامعه ای زندگی کرد که مجرمان سیاسی به شدت تحت فشار قرار بگیرند. به صراحت میتوان گفت که مشکل ما تعریف جرم سیاسی نیست. ما به کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق کودک پیوسته ایم، اما در همین جامعه کودکان به شدت مورد کودک آزاری قرار میگیرند. تصوری که ما در مورد قوانین داریم با واقعیت موجود همخوانی ندارد. مجلس ششم برای تصویب جرم سیاسی تلاش بسیاری کرد اما این تصور که در صورت تصویب جرم سیاسی، مجرمان سیاسی از حمایت لازم برخوردار میشوند، درست نیست.
مشکل ما قانون نیست همچنانکه بسته شدن مطبوعات در بهار 1379 به استناد قانون مطبوعات نبود، بلکه با استناد قانون برخورد با اشرار مصوب سال 1339 صورت گرفت. مشکل ما فقط قانون نیست، بلکه مشکل مجری قانون است که روح حاکم بر قانون را باور ندارد. در برخی از موارد قانون به چماقی تبدیل میشود که علیه مردم به کار گرفته میشود. به نظر من مسائل بسیار ساده میشود و تصور میکنیم که مشکل ما نداشتن قانون است در حالیکه بسترهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی مناسب اگر وجود نداشته باشد آن قانون امکان اجرا پیدا نمیکند. قانون اساسی مشروطه هم نتوانست اجرا شود، در حالیکه قانون اساسی مشروطه، ظرفیتهای خوبی به نفع مردم داشت یا اینکه بسیاری از مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی، با توجه به پتانسیلهای خوب محقق نشده است. باید تلاش کنیم که این آرمانها را محقق کنیم. البته قانون بسیار مهم است ولی نباید از نقش عوامل دیگر غفلت شود.
* تحصن نمایندگان مجلس ششم در بهمن سال 82 صورت گرفت آیا این امکان وجود نداشت که از طریق دیگری رایزنی صورت میگرفت؟
** تلاشهایی شد، ولی نتیجه بخش نبود. ما در اصل توان و مهارت لازم برای گفت و گو و چانه زنی را نداریم و بیشتر سیاه و سفید به مسایل نگاه میکنیم. البته اینها ویژگیهایی است که عوامل پایدار تاریخی به آن شکل و تداوم داده است.
* در مجلس ششم مدیریت آقای کروبی را چگونه ارزیابی میکردید کما اینکه ایشان همواره به تندروی برخی از دوستان اصلاح طلب انتقاد داشتند؟
** ایشان در تعادل بخشیدن به مجلس بسیار کوشیدند، ولی در مجموع شرایط اجتماعی ایشان را یاری نکرد.