گستره علوم اسلامی
متفکر شهید استاد مطهری به عرصههای متنوع علمی پرداخته و از فلسفه محض تا فلسفه دین، فلسفه اخلاق، معرفتشناسی، انسانشناسی، فلسفه تاریخ، فلسفه علمالاجتماع، دینپژوهی، عرفان و الهیات در آثار خود مورد کاوش و بررسی قرار داده است و توانسته است در مقام یک متکلم بصیر و مطلع و دانشمند بسیاری از پرسشهای فکری را عالمانه پاسخ دهد و تشنهکامان وادی معرفت را راه بنماید.
استاد مطهری به این موضوع اشاره کرده است:
«نوشتههای این بنده برخی فلسفی، برخی اجتماعی، برخی اخلاقی، برخی فقهی، برخی تاریخی است یا اینکه موضوعات این نوشتهها کاملاً با یکدیگر مغایر است، هدف یکی از همه اینها یک چیز بود و بس. دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است، حقایق این دین تدریجاً در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسی گریز گروهی مردم، تعلیمات غلطی است که به این نام داده میشود.»(1)
حضرت امام خمینی(ره) درباره استاد شهید فرمودند:
«مرحوم آقای، مطهری یک فرد بود، جنبههای مختلف در او جمع شده بود، و خدمتی که به نسل جوان و دیگران مرحوم مطهری کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بیاستثنا همه آثارش خوب است؛ و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم: بیاستثنا آثارش خوب است. ایشان بیاستثنا آثارش خوب است، انسانساز است... مطهری در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کمنظیر بود... آثار قلم و زبان او بیاستثنا آموزنده و روانبخش است، و مواعظ و نصایح او - که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشات میگرفت برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست. من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه میکنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسههای غیراسلامی فراموش شود.»
استاد فرزانه و اندیشمند گرانمایه به عنوان متفکری دردمند و عالم به مقتضیات زمان، در طول حیات فکری خود تلاشهای فراوانی در حوزه احیای دین، آسیبشناسی دینی و آسیبشناسی عقاید دینی و زدودن تحریفات از معارف و مفاهیم دینی نمود. استاد شهید در این خصوص چنین میفرمایند:
«این بنده از حدود بیستسال پیش که قلم به دست گرفته، مقاله یا کتاب نوشتهام تنها چیزی که در همه نوشتههایم آن را هدف قرار دادهام حل مشکلات و پاسخگویی به سؤالاتی است که در زمینه اسلامی در عصر ما مطرح است.»
متفکر شهید بیشترین فعالیت احیاگرانه خویش را در حوزه احیای دین انجام داد و در طول حیات پربرکت خود کوشش نمود تا مفاهیم و معارف دینی را مهندسی فرهنگی کرده و آنها را از شکل مسخ شده درآورده و به شکل درست و معقول به جامعه بخصوص نسل جوان و تحصیلکرده عرضه نماید.
استاد در این خصوص چنین میفرمایند:
«توحید ما مسخ شده است، نبوت ما مسخ شده است، ولایت و امامت ما مسخ شده است، اعتقاد به قیامت کم و بیش مسخ شده است، تمام دستورهای اصلی اسلام در فکر ما همه تغییر شکل داده است. در دین صبر هست، زهد هست، تقوی هست، توکل هست، تمام اینها بدون استثناء به صورت مسخ شده در ذهن ما موجود است.»(2)
«افرادی مانند من که با پرسشهای مردم درباره مسائل مذهبی مواجه هستیم کاملا این حقیقت را درک میکنیم که بسیاری از افراد تحت تأثیر تلقینات پدران و مادران جاهل و مبلغان بیسواد افکار غلطی در زمینه مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ کرده است و همان افکار غلط اثر سوء بخشیده و آنها را درباره حقیقت دین و مذهب دچار تردید و احیانا انکار کرده است. از این رو کوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد که اصول و مبانی مذهبی به صورت صحیح و واقعی خود به افراد تعلیم و القا شود. این بنده شخصاً سالها است که این مطلب را احساس کردهام وظیفه خود دانستهام که فعالیتهای مذهبی خود را تاحدودی که توانایی دارم در راه تعلیم صحیح و معقول مفاهیم دینی و مذهبی متمرکز کنم. تجربه نشان داده که این گونه فعالیتها بسیار ثمربخش است.»(3)
حوزههای فعالیتهای فکری
مجموعه تلاشهای فکری متفکر شهید استاد مطهری در حوزه تفکر دینی را میتوان اینگونه تقریر کرد:
الف- آسیبدانی و تولید تئوریهای دینی مبتنی بر منابع اصیل اسلامی.
ب- آسیبشناسی و کارشناسی عمیق معارف و مفاهیم دینی.
ج- تبیین و آسیبدرمانی از معارف و مفاهیم دینی.
د- تفکیک اندیشههای التقاطی از حوزه معارف و مفاهیم دینی.
ه- مقابله با آراء و اندیشههای متحجرین.
و- تنویر و تعمیق اندیشه اسلامی در محافل خاص و عام.
ز- تعلیم و تربیت و کادرسازی نیروی انسانی کارآمد در عرصه شبکه تفکر دینی.
اندیشمند فرزانه استاد شهید مطهری در سه جبهه فعالیتهای گسترده در راستای اصلاحات و مهندسی تفکر دینی بر پایه مبانی و اصول اسلام ناب محمدی(ص) داشتند:
مبارزه در جبهه اول
«استاد مطهری در جبهه مبارزه با رژیم، سرسختانه و دائمی بود و براساس شرایط، شیوه خود را تغییر میداد چنانچه سازمان اطلاعات و امنیت کشور او را یک روحانی افراطی و بدگو میدانست که مترصد فرصت بود تا به دستگاه ضربه بزند. این فرصتطلبی همان هوشیاری انقلابی و مبارزه منطقی بود؛ در تمامی مراحل زندگی نسبت به رژیم سلطنتی بدبین و معترض بود.
وقتی مطهری توفیق رژیم پهلوی را در ایجاد مراکز فحشا، مبارزه با حجاب، سوق دادن جامعه به سمت زندگی مصرفی غربی و تبلیغات شدید علیه احکام مسلم اسلامی مشاهده کرد، متوجه این واقعیت شد که عوامل و ریشهها در عمق جامعه نهفته است و مبارزه با تمامی این نمادها زمانی موفقیتآمیز خواهد بود که یک مبارزه حساب شده و اصولی با زیربنای فکری و فلسفی علیه فرهنگ مسلط غربی طرحریزی شود؛ باید ریشهها را هدف قرار داد؛ از جایی به دشمن ضربه زد که دارد ضربه میزند. یقینا اسلامزدایی محمدرضا با رضاشاه تفاوتهای آشکار داشت، لذا در مقام مقابله و دفاع نیز شگرد خاصی، آن هم برای زمانی خاص ضرورت داشت. استاد مطهری در یک گفتوگوی دوستانه به آقای هاشمیرفسنجانی گفته بود:
این دفعه مثل گذشته نیست؛ مبارزه بسیار دشوار است؛ اینها رفتهاند در جلد اصلاحات عمیق اجتماعی و شعارهایی را مطرح کردهاند که رد آن کار مشکلی است.»(4)
فصل جدید
«پس از این دوران، فصل جدید در زندگانی و مبارزات استاد مطهری آغاز میشود. از طرفی قیام 15 خرداد سرکوب شده و امام خمینی به خارج از کشور تبعید شدهاند و جمعیت مؤتلفه اسلامی نیز منقرض شده است و از طرف دیگر رعبی از سرکوب آن قیام در دل مردم افتاده است. باید به فکر زمینهچینی برای حرکات بعدی بود: فرضاً قیام 15 خرداد پیروز میشد، ایدئولوژی مدونی برای اداره حکومت مهیا نبود و تعداد کافی افراد متدین و متخصص برای اداره کشور وجود نداشتند، و بعلاوه آگاهی مردم از اسلام راستین در حد مطلوبی نبود؛ پس باید به تدوین ایدئولوژی اسلامی به زبان روز و به طور متقن و به کادرسازی برای نهضت اسلامی پرداخت؛ و این چیزی بود که استاد مطهری بیشتر و بهتر از دیگران از عهده این کار برمیآمد. باید چهره اسلام آن طور که هست برای مردم نمایان شود، آنگاه خود مردم به سائقه حسن زیباییدوستی فطری خود به سوی آن جذب خواهند شد و نهضت با بنیه فکری به انجام خواهد رسید.»(5)
«فعالیت علمی استاد مطهری پس از مهاجرت از قم به تهران ابتدا به تدریس در مدرسه سپهسالار که امروز به نام خود ایشان است –و مدسه مروی میپردازند و تدریس استاد در مدرسه مروی تا سه سال قبل از شهادت ادامه داشته است. مقدمه و پاورقی بر جلد اول اصول فلسفه را در سال 1332 به پایان رساند، و شرح جلد دوم آن را نیز در سال بعد به انجام میرسانند. با اینکه بیش از سیوهفت سال از تألیف این کتاب میگذرد، گردش ایام از طراوت بیان و استحکام منطقی آن، چیزی نکاسته است. جلد سوم این کتاب نیز در سالهای بعد، از چاپ خارج میشود. تأثیر این کتاب در خنثی کردن تبلیغات مارکسیستی حزب توده در آن زمان –که در اوج اقتدار خود بود- و به طور کلی تأثیر آن در نجات مبارزان از افکار مادی تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن، به کسی پوشیده نیست.
احسان طبری، ایدئولوگ حزب توده که در اواخر عمر خود مارکسیسم را مردود اعلام کرد و به اسلام گرایش پیدا نمود، در مصاحبهای این تغییر ایدئولوژی خود را نتیجه مطالعه آثار استاد مطهری خصوصا اصول فلسفه و روش رئالیسم دانست.»(6)
«استاد شهید از سال 1334 فعالیت علمی خود را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی شروع نموده، و کار تعلیم و تدریس را در آنجا علیرغم مشکلاتی که از ناحیه رژیم شاه و برخی استادان وابسته برای ایشان به وجود میآمد به مدت بیستودو سال ادامه میدهد.»
مبارزه در جبهه دوم
«دومین جبهه مبارزه استاد مطهری، سنگر بسیار دشوار و پیچیده متحجرین بود. جنگیدن در این جبهه و کسب پیروزی و موفقیت، به ظرافتهای خاص و هنرمندانه بستگی داشت. از آنجا که این جریان از درون افراد مؤمن به اسلام رشد میکند، مبارزه با آن سخت ظریف و پیچیده است. جبران تهمتی که فرد از این ناحیه متحمل میشود، بسیار زمانبردار است. اسلام اگر صرفاً در ادعیه و عبادات خلاصه شود و فاقد روحی اجتماعی و سیاسی باشد، نمیتواند مدعی دین کامل و جامع خداوند باشد.
استاد مطهری(ره) به هنگام بحث درباره اصلاحات حوزه در کنار امام خمینی(ره) بودند اما نفوذ جریان اسلام سنتی اجازه نداد تا طرح مذکور پیاده شود و با شکست مصلحین، امام خمینی منزوی شد و استاد مطهری(ره) نیز راهی تهران شد. مطهری از همان آغاز به فضل و عنایات خاص الهی، دیدگاهی روشن و ناب نسبت به اسلام داشت. با آنکه خود فردی بسیار عابد و زاهد و ملتزم به احکام اسلامی بود، ولی هیچوقت یک بعدی به مسائل ننگریست و یک بعدی نیاندیشید. از حالات معنوی و عبادی برای تکمیل شخصیت الهی خود بهره میجست. نیت پاک و خالصانه مطهری و دیگر یاران امام، جریان زلالی بود که اجازه نداد این حرکت در جامعه شیعی شکل بگیرد و با پیرایش چهره اسلام از پیرایهها و خرافات مانع دور شدن جوانان و سرخوردگی آنان از اسلام شدند. در عین حال اجازه نداند نسل جوان مؤمن و کارآمد جذب اسلام سنتی شوند و با فعالیتهای منطقی و حسابشده مجموعه آن روز روحانیون و روشنفکران، نسل انقلابی بیمه شدند و در خلال سالهای ستمشاهی هر چه که به زمان انقلاب نزدیکتر میشدیم، جوانههای این بذرافشانی خودنمایی میکرد. ساواک در سال 1353 در یکی از گزارشهای خود، بعد از آنکه مسجد «کرامت» به امامت آیتالله خامنهای بسته شد، از واکنش استاد مطهری چنین گزارش میکند: «یادشده از اینکه نماز جماعت سیدعلی خامنهای را در مشهد تعطیل کردهاند، به شدت ناراحت شده و اظهار داشت همه مراکز حساس را که اثری دارد میبندند و دعای ندبه کافی را رواج میدهند. انسان متحیر میماند چه کند و چه بگوید. وی گفت: سیدعلی خامنهای از نمونههای ارزندهای است که برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت کوتاه در مشهد کارهای پرثمری انجام داده که یکی از آنها جمعکردن جوانان روشنفکر و بیدار بود.»(8)
استاد شهید با قرار گرفتن در برههای خاص از وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران به نقش تاریخی و حساس خود در قبال هجوم فرهنگی غرب از یک سو و افکار التقاطی شرق و متحجرین از سوی دیگر، به خوبی ایفای نقش کرد و چون خود یک فیلسوف بود، با مبانی تفکرات انحرافی –به شیوهای کاملا علمی و نقادانه- برخورد کرد. در یک نگاه کلی استاد مطهری به مسائلی توجه نمود که در جامعه مطرح بودند و غالبا به شکل معما باقی مانده بود و خصوصا نسل جوان را دچار سردرگمی و تخریب میکرد. استاد شهید در این خصوص میفرماید:
«مهمتر از اینکه طرحی برای این نسل تهیه کنیم، این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسئله رهبری و هدایت از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق میکند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم.»(9)
«مسائل رهبری با روان بشر سروکار دارد، جلب همکاری روانها و به حرکت درآوردن آنها به سوی هدفی مقدس و عالی مهارت و ظرافت فوقالعادهای میخواهد. کار هر کس نیست. امروز پس از پیشرفتهای حیرتانگیز روانشناسی و جامعهشناسی و بالاخره انسانشناسی، هنگامی که سیره رهبری اولیاء را مطالعه کنیم، میبینیم بر دقیقترین ملاحظات روانی و به اصول دقیق علمی رهبری منطبق است.»(10)
«حسینیه ارشاد با نام استاد شهید مطهری پیوند خورده است. وی که هدفی جز روشنگری نسل جوان درباره معارف اسلامی نداشت، به دنبال آن بود که مؤسسهای ایجاد کند تا پیام نو و نسل نو را در فضا و محیطی نو با هم آشتی دهد. به این ترتیب، بحث مؤسسه تبلیغاتی و فرهنگ حسینیه ارشاد که مطابق با نیازها و آرمانهای نسل جدید طراحی شده بود، در سال 1344 آغاز شد.»(11)
«هسته اصلی برخی از کتابهای استاد شهید مانند عدل الهی، خدمات متقابل اسلام و ایران و جاذبه و دافعه علی(ع) سخنرانیهایی است که در حسینیه ارشاد ایراد شده است. همچنین بخش اعظم کتاب حماسه حسینی و کتاب گفتارهای معنوی متن سخنرانیهای استاد در این مؤسسه است که بعد از شهادت ایشان به چاپ رسیده است.»(12)
مبارزه در جبهه سوم
«دوره تاریخی 1332-1357 فصل مهمی در تاریخ معاصر ایران است. به دنبال شکست اندیشههای مادی پس از کودتا 28 مرداد، دوره تجدد حیات اسلامی آغاز میشود. در یک چارچوب کلی سه جریان فکری عمده با قالب اسلامی برای حل مشکل جامعه تلاش میکردند: جریان راست اصلاحطلب، جریان چپ التقاطی و جریان اسلام ناب.
جریانهای التقاطی راست که به مراتب در بحثهای علمی قویتر بودند، سعی میکردند با تطبیق علوم تجربی با قرآن و روایات، به دین یک رویکرد اجتماعی بدهند و خود نیز از این موضع در مقام دفاع از دین برآیند.
استاد مطهری به عنوان برجستهترین چهره اسلام ناب در عصری که نیازمند مباحث عقلی و فلسفی بود، با شیوهای بسیار شفاف و رسا، ضمن آنکه در جمع روشنفکران این جریان حضوری دوستانه و وحدتآمیز داشت، به تبیین مسائل پرداخت. در بین اعضای نهضت آزادی، کانون مهندسی، مجالس مذهبی جبهه ملی و به طور کلی، محافلی که در منازل این افراد برپا میشد، استاد مطهری حضور داشت و با احترام و خوشرویی و سعهصدر فراوان که حاکی از تعادل روحی و ایمان بسیار محکم ایشان بود، برخورد میکرد. از آنجا که استاد مطهری به واقع یک شخصیت علمی بود، با اشتیاق فراوان به دنبال سؤالات و شبهات بود و از هر مطلب تازه و جدی استقبال میکرد.»(13)
«باری، در این سالها تلاش بیوقفه استاد مطهری صرف تدوین ایدئولوژی اسلامی به عنوان یک مکتب و دستگاه هماهنگ فکری و صرف آشکار کردن چهره واقعی اسلام و زدودن زنگارهای بدعت و خرافهای میشد که در طول تاریخ بر چهره تابناک آن نشسته بود. در واقع استاد شهید به دنبال آن چیزی بود که در قیام پانزده خرداد کمبود آن احساس شد، یعنی یک ایدئولوژی مدون و یک مکتب جامع به زبان روز و پاسخگو به شبهات جدید که نهضت براساس آن به حرکت خود ادامه دهد و انقلابیون به انحراف کشیده نشوند و پس از پیروزی نیز دارای برنامه باشند.(14)
«کتاب مسئله حجاب که تاثیر شگرفی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی در جامعه ما داشته است، تفصیل و تدوین یافته سخنرانیهای استاد در انجمن اسلامی پزشکان در سال 48 است. کتابهای علل گرایش به مادیگری، امدادهای غیبی در زندگی بشر و سیری در نهجالبلاغه نیز که در اصل سخنرانیهایی بودهاند در مجامع مختلف و بعدا توسط استاد شهید تفصیل و تدوین یافتهاند، در همین سالها منتشر شدهاند.»(15)
«کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم» که مقدمه و پاورقیهای آن به قلم استاد شهید مطهری میباشد، کتابی است در رد ماتریالیسم در ایران و خنثی کردن فعالیتهای گسترده حزب توده که میرفت پایه اعتقادات بسیاری از جوانان این سرزمین را ویران سازد.
کتابهای مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام در مخدوش کردن سیاست شوم رِژیم شاه در دریدن پردههای عفاف و تحقیر قوانین اسلام در باب حقوق زن، نقش بسزایی داشته و بسیاری از بانوان مسلمان را که میخواستند ضمن ادامه تحصیل، دین خود را نیز حفظ کنند از بنبست نجات داد و چه بسیاری میدیدیم که بانوان با حجاب کامل اسلامی در دانشگاه حاضر میشدند و خط بطلانی بر تضاد تحصیل علم و دینداری میکشیدند و با حضور خود جو نامطلوب دانشگاهها را بهبود میبخشیدند.»(16)
«کتاب علل گرایش به مادیگری نیز در زمانی به نگارش درآمد که جوانان که مایه مسلمان ولی پرشور و انقلابی، مگسوار در تار عنکبوت اندیشههای مارکسیستی گرفتار میشدند و استاد برای آنکه راه را از چاه نشان دهند اقدام به نگارش آن کردند و گرچه آثار استاد از سوی رهبران منافقین بایکوت شده بود ولی این کتاب نیز تاثیرات مثبت زیادی داشته و بسیاری از جوانان را از ورطه هولناک ارتداد و گمراهی سیاسی نجات داده است.»(17)