تعریف انقلاب رنگی1
تحلیلگران و صاحبنظران تعریف جامع و یکسانی از انقلاب رنگی ارائه ندادهاند. این اختلاف ناشی از بدیع بودن پدیده انقلاب رنگی برای تغییر در ساختار سیاسی یک کشور و متأثر از ترکیب پیچیدهای از شباهتها و تفاوتها با سایر انقلابهاست. در اینجا به تعدادی از تعاریف اشاره میگردد. انقلاب رنگی عبارت است از تغییر در ساختارهای سیاسی کشورها از طریق تظاهرات مسالمتآمیز یا مقاومتی بدون خشونت در برابر یک حکومت اقتدارگرا که سرانجام منجر به تغییر آن حکومت شود.2
انقلاب رنگی یکی از شیوههای براندازی است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت همراه با مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل میشود.3 از آنجا که در این انقلابها مردم معمولاً از رنگی خاص به عنوان نماد بهره میبرند و گاه قسمتهایی از پوشش خود را از آن رنگ تهیه میکنند به آنها انقلابهای رنگین میگویند.
این انقلابها نوعی جدید از براندازی نرم است که در آن با استفاده از هرگونه اقدام روانی و تبلیغاتی رسانهای، جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار، نظام حاکم را به انفعال و شکست وامیدارد. براندازی در سکوت، براندازی خاموش، براندازی قانونی، انقلاب نارنجی، انقلاب گلسرخ، انقلاب نرم، انقلاب مخملی،4 انقلاب رنگی و انقلاب گلی از دیگر اسامی براندازی نرم میباشد.5
پیشینه انقلابهای رنگی
انقلابهای رنگی در محدودهای اتفاق افتاده که در قلمرو شوروی سابق بودهاند. با فروپاشی شوروی، آمریکا و متحدان اروپایی آن درصدد برآمدند از راه سازمانهای به ظاهر غیردولتی با سازماندهی انقلاب رنگی به حیات خلوت روسیه یعنی آسیای مرکزی و قفقاز نفوذ کنند. در صورت پیروزی نهایی انقلابهای رنگی، این کشورها در اختیار آمریکا و غرب قرار میگرفتند و بین روسیه، چین و ایران فاصله افتاده، از اتحاد نظامی، اقتصادی و امنیتی این کشورها جلوگیری میشد. اینک به تعدادی از انقلابهای رنگین که به پیروزی رسیدهاند، اشاره میگردد.
الف. انقلاب گل رز در گرجستان: نقطه شروع انقلاب گل رز، انتخابات پارلمانی گرجستان در سال 1382 شمسی (2003 م) بود. در این انتخابات «ائتلاف برای گرجستان نو» به رهبری ادوارد شوارد نادزه رئیسجمهور وقت گرجستان و «ائتلاف تروئیکای گرجستان» شامل میخائیل ساکاشویلی رئیس قبلی پارلمان با هم به رقابت پرداختند.
در کوران رقابت انتخاباتی بنیاد سوروس که مسئولیت پشتیبانی از انقلاب رنگی در گرجستان را عهدهدار بود از طریق «مؤسسه جامعه باز» و با استفاده از افکارسنجی، پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام کرد، اما پس از انتخابات، نتایج شمارش آراء، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دلالت میکرد. با اعلام نتایج اولیه، میخائیل ساکاشویلی رهبر مخالفان دولت با هواداران خود با در دست داشتن شاخه گل رز وارد مجلس شدند. آنان پارلمان را به تصرف خود در آوردند و مانع تثبیت قدرت ائتلاف برای گرجستان نو شدند.
سرانجام با موافقت مقامات روسی، شواردنادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب موسوم به گل رز به پیروزی رسید. با پیروزی انقلاب گل رز، وزرای دفاع و امور خارجه آمریکا و همچنین جرج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا به گرجستان سفر کرده و ضمن تجلیل از ساکاشویلی، گرجستان را مشعل آزادی برای منطقه و جهان خواند. وی خطاب به مردم گرجستان گفت: «شما تنها با گل سرخی که در دستتان بود و با قدرت اعتقادتان آزادی را به دست آوردید.»6
فرایند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان عبارت بود از: تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب و حمایت تبلیغاتی وسیع آنها از مخالفان، متهم نمودن نظام حاکم به فساد مالی و سیاسی و ناکارآمدی، افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی، متهم نمودن دولت به تقلب در انتخابات، از پیش برنده اعلام کردن جریان متمایل به آمریکا و غرب، درخواست بازشماری آرا و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان، فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی و تصرف پارلمان و اماکن دولتی و به تعطیلی کشاندن ادارات.
ب. انقلاب نارنجی اوکراین: اوکراین پس از روسیه بزرگترین کشور اروپایی است و از نظر جغرافیای سیاسی از موقعیتی منحصر به فرد برخوردار است. این کشور دارای موقعیت کلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپای شرقی، قفقاز و خاورمیانه است. نفوذ آمریکا در آن از یک سو حلقه محاصره روسیه را تنگتر و از سوی دیگر دستیابی آمریکا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهیل میکند. به همین جهت کاخ سفید تلاش دو چندانی کرد تا انقلاب دلخواه در این کشور رخ دهد.
انقلاب نارنجی اوکراین در سال 1383 بر سر انتخابات ریاست جمهوری این کشور آغاز شد. در این انتخابات رقابت بین «ویکتور یانوکوویچ» طرفدار روسیه و «ویکتور یوشچنکو» طرفدار غرب و آمریکا بود. در مرحله اول و دوم انتخابات، نامزد طرفدار روسیه بر نامزد طرفدار غرب پیشی گرفت و با کسب اکثریت آرا به پیروزی دست یافت، ولی یوشچنکو و طرفداران او صحت انتخابات را مورد تردید قرار داده و با حمایت مالی و تبلیغاتی آمریکا و با حضور در خیابانهای پایتخت اقدام به تحصن و تظاهرات کردند.
تظاهراتکنندگان که بازوبند، کمربند و سربند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچمهای نارنجی حمل میکردند، خواستار اعلام پیروزی یوشچنکو بودند. آنها با تجمع در خیابانها و مقابل ساختمانهای اصلی دولت مانع کار نهادهای رسمی سیاسی شدند. سرانجام با پادرمیانی اروپا و آمریکا، دیوان عالی این کشور، انتخابات را باطل اعلام نمود و انتخابات مجدد با حضور 12000 ناظر بینالمللی برگزار و یوشچنکو با کمک تبلیغاتی آمریکا و اروپا رئیسجمهور اوکراین گردید.
عملیاتی انقلاب نارنجی اوکراین از این فرآیند برخوردار بود: شامل تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب به مخالفان دولت، متهم نمودن دولت به خشونت و ترور مخالفان، و فساد مالی و اداری و سیاسی، القای ناکارآمدی دولت، تصویرسازی مطلوب از نامزد غرب و مخدوش جلوهدادن نامزد مخالفان، جابجایی افکار عمومی از طریق پخش شایعه، القای تقلب در انتخابات، مخالفت با نتایج انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی، پوشش گسترده تحولات اوکراین توسط شبکههای غربی و هدایت افکار عمومی، بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی.7
ج- انقلاب گل لاله قرقیزستان: انقلاب گل لاله قرقیزستان نیز مانند انقلابهای رنگین دیگر از انتخابات شروع شد. پس از حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان به دلیل هممرز بودن با چین و افغانستان مورد توجه آمریکا قرار گرفت و کاخ سفید درصدد جابجایی قدرت و تثبیت موقعیت خود در این کشور برآمد. به همین جهت پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتایج آن، مخالفان عسگر آقایف با یکدیگر متحد شدند و شرایط برای انقلاب رنگین در این کشور فراهم گردید.
در چنین شرایطی جرقههای انقلاب توسط «جنبش مقاومت جوانان کلکل» که تحت حمایت آمریکا بودند، زده شد. آنها میدان اصلی شهر، فرودگاه، اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری در بیشکک را به محاصره در آورده و پس از تصرف آن خواستار برکناری آقایف شدند. سرانجام آقایف متواری و به مسکو پناهنده شد و انقلاب گل لاله در این کشور به پیروزی رسید. علت نهادن این نام برای انقلاب رنگین قرقیزستان فراوانی گلهای لاله در این کشور بود.
در وقوع انقلاب لالهای در قرقیزستان، بنیاد سوروس و پژوهشکده دمکراسی آمریکا به رهبری «لینکن میچل» و پنجاه سازمان غیردولتی غربی ـ که آمریکا با کمکهای مالی از آنها حمایت میکرد ـ شرکت داشتند. برنامه انقلاب توسط سفیر آمریکا در قرقیزستان «استفن یانگ» تدوین، و نقشه آن نیز در شبکه جهانی اینترنت منتشر شده بود. جالب است که این انقلاب طبق زمانبندی تعیین شده در این نقشه به اجرا درآمد.8
وجوه مشترک انقلابهای رنگین
انقلابهای رنگین در سه کشور پیش گفته مشترکات فراوانی دارند که در اینجا به اهم آنها اشاره میشود:
1. در هر سه کشور انتخابات نقطه آغاز انقلابهای رنگی بود که بعد از برگزاری انتخابات، دولت حاکم و مجریان انتخابات، متهم به تقلب در آرای مردم گردیدند.
2. در هر سه کشور، آمریکا و غرب حامی معنوی، تبلیغاتی و پشتیبانی کننده انقلابهای رنگین بودند و تحرکات انقلابی زیر نظر آنها انجام میشد.
3. در هر سه مورد سفارتخانههای کشورهای غربی بویژه آمریکا نقش مهمی در وقوع تحولات بر عهده داشتند.
4. سازمانهای مردمنهاد "N.G.O" و دانشجویان وظیفه بسیج و سازماندهی نیروها را عهدهدار بودند.
5. رهبران جنبشهای تودهای در این کشورها با بنیادها و مؤسسات طراح خارجی در ارتباط، و توسط آنها آموزش دیده بودند.
6. رهبران مخالفان در هرسه کشور به شدت طرفدار غرب و آمریکا بودند.
7. رهبران اصلی انقلابهای رنگین پیش از تحول دارای سمتهای بالای حکومتی بودهاند.
8. در هر سه کشور رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی بیگانه، رهبران انقلابهای رنگین را ناجی کشور معرفی میکردند.
9. وسایل ارتباط جمعی بویژه رسانههای غربی نقش اساسی در شکلدهی افکار عمومی به عهده داشتند.
10. بنیادهای غیردولتی آمریکایی ـ اسرائیلی مانند بنیاد سوروس حمایتهای مختلف مالی ـ تبلیغاتی، آموزشی و تدارکاتی این انقلابها را به عهده داشتند.
11. در همه موارد بهرهگیری از نماد یا رنگ خاص به چشم میخورد.
12. هر سه انقلاب مسالمتجویانه بودند و از نیروهای نظامی و انتظامی استفاده چندانی نگردید و با راهپیمایی خیابانی پیروز شدند.
13. محاصره و تصرف مراکز دولتی و نقاط حساس کشور نیز از اقدامات مشترکی بود که در هر سه کشور برای فشار به دولت حاکم صورت پذیرفت.9
شیوهها و ابزارهای انقلاب رنگی
انقلابهای رنگی با شیوهها و ابزارهای مختلفی صورت میگیرد. از مهمترین ابزارها و یا اقدامات مختلف برای ایجاد انقلاب رنگی به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
الف. عملیات روانی: در عملیات روانی برای براندازی حکومتها از کاراترین روشها و کمترین خشونت استفاده میشود. از مهمترین شیوههای مورد استفاده در این روش میتوان به تفرقهافکنی و تشدید اختلافات داخلی، ایجاد گسست میان حکومت و مردم، تشکیک در مشروعیت نظام و نافرمانی مدنی اشاره کرد که بهرهگیری از آنها میتواند در موفقیت انقلاب رنگی مفید واقع شود.
دشمن از طریق عملیات روانی و با حربه تبلیغات، ضعفها و کمبودهای موجود در جامعه را بزرگ نشان داده و در همین حال موفقیتها و پیشرفت کشور را نادیده میگیرد و به شایعهپراکنی و اخلال در نظام میپردازد. نتیجه عملیات روانی، نارضایتی مردم و اثبات ناکارآمدی نظام و عدم کفایت مسئولین میباشد.
ب. رسانهها: رسانهها و ابزارهای رسانهای به عنوان یکی از ابزارهای مهم و تأثیرگذار انقلابهای رنگی هستند، تا جایی که این انقلابها را انقلابهای رسانهای نیز میگویند. رسانهها در راهاندازی انقلاب رنگی از چنان اهمیتی برخوردارند که میتوان گفت بدون حضور رسانهها وقوع چنین انقلابهایی امکانپذیر نیست. رسانهها از طریق نظرسازی، نظرسنجی، تولید خوراک و دو قطبی کردن جامعه به این صورت که جریان حاکم، سنتی، متحجر و ناکارآمد و جریان غربگرا، مدرن، کارآمد، دمکراتیک و اصلاحطلب است، زمینه را برای براندازی آماده میکنند.10
ج. نافرمانی مدنی: نافرمانی مدنی عبارت است از هر اقدام قانونشکنانه آشکار و عمدی که با هدف جلب نظر همگان به نامشروع بودن برخی قوانین یا نادرستی اخلاقی و عقلانی آنها صورت میگیرد.11 در ادبیات سیاسی از نافرمانی مدنی با تعابیر دیگری مانند مبارزه منفی، مبارزه بدون خشونت، مقاومت ملایم، نافرمانی عمومی و عدم اطاعت از حکومت نیز یاد شده است.
یکی از ابزارهای انقلاب رنگی نافرمانی مدنی است که از سوی گروهها و احزاب سازمان یافته علیه نظام موجود صورت میگیرد. از جمله مصادیق نافرمانی مدنی، تنظیم نامههای سرگشاده به مقامات بلندپایه نظام، برگزاری تجمع اعتراضآمیز، طرح خروج از حاکمیت، تحصن، تحریم انتخابات و... است که در نهایت به آشوبهای خیابانی منجر میگردد و در نهایت با حمایت شدید غربیها، دولت حاکم را وادار به عقبنشینی میکند.12
د. ایجاد ناامنی و ناآرامی: از دیگر ابزارهای انقلاب رنگی، ایجاد ناآرامی و ناامنی در جامعه است. قتل، انفجار، سرقت، راهبندان و مانند آن علاوه بر اینکه فضایی ناامن برای طرفداران نظام فراهم میکند، برای نشان دادن بیثباتی در کشور هدف، مورد بهرهبرداری خبرگزاریها در ایجاد جنگ رسانهای قرار میگیرد. بر همین پایه مجریان انقلاب رنگی فضای ناامنی را فراهم میکنند تا با تبلیغات پیرامون آن، بیشترین استفاده را ببرند.13
هـ. تمرکز بر مسئله انتخابات و توجه به آن: جریان معتقد به انقلاب رنگین، همیشه قبل از انتخابات خود را پیروز انتخابات معرفی و تأکید میکند چنانچه این اتفاق نیفتد حتماً تقلب صورت گرفته است. رسانههای غربی نیز با حمایت از جریان یادشده، نظریه فوق را به منزله واقعیت به مردم القا میکنند. پس از آن اگر جریان مدعی رأی نیاورد آنها به تجمعات غیرقانونی و نافرمانی مدنی دست میزنند و با کشاندن مردم به خیابانها تلاش میکنند کودتای انتخاباتی را القا و درباره آن خبرسازی نمایند و چانهزنی برای ابطال انتخابات را آغاز میکنند.
ویژگیها و مشخصههای انقلابهای رنگی
تمامی دگرگونیهای سیاسی که از آنها با نام انقلابهای رنگین یاد میشود در علل و شکل تحولات از ویژگیهای پیوسته و همگونی برخوردارند که به برخی از آنها اشاره میگردد:
1. این انقلابها بدون ابزارهای خشونتآمیز و با راهپیماییهای خیابانی صورت میگیرند.
2. شعار همه تظاهرکنندگان، دموکراسیخواهی و لیبرالیسم است.
3. نقش دانشجویان و نهادهای غیردولتی در آنها پررنگ است.
4. همه آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم از حمایت آمریکا و غرب برخوردارند.
5. در این انقلابها برچسبهایی ناروا چون دزدی، قتل، دروغگویی و... به حریف نسبت داده میشود.
6. در انقلابهای رنگین با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوههای جنگ روانی از جمله کلیگویی، پارهای از حقیقت را گفتن، اهریمنسازی و... وضع موجود را بسیار مصیبتبار نشان داده تا نارضایتی مردم را نسبت به آن افزایش دهند.
7. بهرهگیری از جاذبههای جنسی برای جذب مخاطبان خویش، به گونهای که در همه برنامههای رسانههای غربی از این جاذبه بیشترین استفاده به عمل میآید.
8. ایجاد تفرقه در جامعه و در جبهه رقیب که باعث عدم انسجام و یکپارچگی میشود و رقیب را دچار مشکل میسازد.
9. با ترور شخصیت به جای ترور فیزیکی و با استفاده از نظام رسانهای و تبلیغاتی باعث افزایش بیزاری عمومی و کاهش محبوبیت رقیب میشوند.
10. سرپیچی از قانون رسمی مورد حمایت همگان در کشور و پیروی از قوانین و قواعد بینالمللی مانند حقوق بشر و ترجیح آن بر قوانین بومی.
11. انقلابهای رنگی ریشه در توده مردم ندارند، بلکه کمشمار و به طبقات بالادست جامعه مرتبط هستند.
12. رهبری در انقلابهای رنگی واحد نیست و چند سر است که هر یک به دلیل نفوذ نسبی میتوانند بخشی از مردم را به میدان بیاورند.
13. انقلابهای رنگی بیشتر حرکتی هستند برای تأمین منافع بیگانگان، لذا پایداری آنها منوط و مشروط به کسب اجازه از اربابان غیربومی است.14
اهداف انقلابهای رنگی
در انقلابهای رنگی، هدف نهایی سرنگونی حاکمان سیاسی آن جامعه و جایگزین کردن حاکمان سیاسی مورد تأیید غرب است. برای تحقق این هدف، سران انقلابهای رنگی در یک فرآیند سه هدف دیگر را نیز دنبال میکنند تا بتوانند به نتیجه مطلوب دست یابند.
اولین هدف انقلابهای رنگی، ایجاد تغییر در باورهای جامعه هدف است. هر انسانی با باور و اعتقاد خود به زندگیاش جهت میدهد. لذا چنانچه کسانی بخواهند مسیر حرکت جامعهای را تغییر دهند ابتدا به سراغ تغییر باورهای آنها میروند. دومین هدف، تغییر در گرایشها و احساسات یک جامعه است که پس از تغییر در باورها به وجود میآید. سومین هدف ایجاد تغییر در رفتارهاست. با تغییرات اساسی در باورها و گرایشها، الگوهای رفتاری نیز تغییر میکند و رفتارهای جدید جایگزین آن میگردد.
پس از تحقق این اهداف، نظام سیاسی موجود مقبولیت خود را از دست میدهد و مردم دیگر آن را مشروع نمیدانند. در چنین شرایطی کارگزاران انقلابهای رنگی با ایجاد بحران و بیثباتی در جامعه زمینه لازم برای سرنگونی حکومت را فراهم میکنند.15
دلایل ناکامی انقلاب رنگی در ایران
جمهوری اسلامی ایران طی دهه گذشته دو بار، یکی در حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 و دیگری در تحصن نمایندگان مجلس ششم در بهمن 1382 انقلاب رنگی به شکل ناقص را تجربه کرد، ولی انقلاب رنگی به شکل گستردهتر در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری اتفاق افتاد. این جریان با بحث تقلب و تشکیل کمیته صیانت از آرا و انتخاب رنگ سبز به عنوان نماد تبلیغات آغاز و با اعلام پیروزی زودهنگام و نمایش قدرت مخالفان در سطح خیابانها آن هم با حمایت کامل غربیها ادامه یافت. اما همه این تحرکات و حمایتها به شکست انجامید. از مهمترین دلایل شکست انقلاب رنگی در ایران میتوان به موارد ز یر اشاره نمود:
الف. ولایت فقیه: در نظام اسلامی رهبری حرکت ملت به دست ولی فقیه است و مردم هرگاه ببیند فرد یا گروهی راهی غیر از راه ولایت میرود سریع راه خود را از او جدا میکنند. مردم ایران همواره این جمله حضرت امام را که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» آویزه گوش خود قرار داده، به آن عمل میکنند.
رهبری الهی ولی فقیه که از هوشیاری، تدبیر، اقتدار و محبوبیت فوقالعاده برخوردار، و برای مردم ایران فصلالخطاب است، مانع از بروز هرگونه انقلاب رنگی میشود؛ انقلابی که از شیوههای بیگانگان الگوبرداری شده است.
ب. نگرش منفی مردم ایران به غرب: حضور طولانی غربیها و خیانتها و جنایتهای آنها در جوامع اسلامی و جامعه ایران باعث گردیده تصویری از دشمنی، فریبکاری، غارت و قتل و جنگ و کشتار از غربیها و بخصوص آمریکا و انگلیس در ذهن مردم ایران نقش ببندد. به همین جهت همه اقدامات و تلاشهای بیگانگان گرچه با شعار آزادی و دموکراسی باشد به دیده شک و بدبینی دیده میشود و این ذهنیت برای مردم پدید میآید که غرب به دنبال نفوذ در ایران است.
بنابراین انقلاب رنگین در جوامعی رخ میدهد که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، به غرب نزدیک، و به آنها نگاه خوشبینانه داشتهاند. اما این ویژگی در نظام جمهوری اسلامی نیست و انقلاب رنگی در ایران محکوم به شکست است، هرچند انجام این پروژه میتواند مشکلات فراوانی را به وجود آورد.
ج. برخورداری نظام اسلامی از پایگاه قوی مردمی: انقلاب رنگی در کشورهایی رخ میدهد که حاکمان آن کشورها از مشروعیت و مقبولیت مردمی لازم برخوردار نیستند و بین حاکمان و مردم شکاف جدی وجود دارد، در حالی که نظام اسلامی از یک پشتوانه اجتماعی فوقالعاده برخوردار است و آن وجود میلیونها انسان فداکار است که حاضرند در راه دفاع از انقلاب و آرمانهای اسلامی خود را فدا نمایند.
مردم ایران چنانچه مشاهده نمایند یک نیروی خارجی به دنبال دخالت در امور آنهاست با یکدیگر متحد و منسجم شده، او را کنار میزنند؛ چنان که در جنگ تحمیلی با اهدای صدها هزار شهید و جانباز همینگونه عمل کردند. مقام معظم رهبری در اینباره میفرماید:
همه سران کشورهای استکباری بدانند هنگامی که پای دشمنان به میان بیاید ملت ایران با وجود برخی اختلاف سلیقهها، در مقابل دشمنان، متحد و مشتی واحد علیه آنها میشوند.16
بنابراین الگوی انقلاب رنگی در ایران اجراشدنی نیست. علاوه بر موارد فوق دلایل دیگری نیز مانند استقبال مردم ایران، ناقص بودن الگوی انقلاب رنگی، نبود وحدت میان گروههای مخالف و معاند نظام اسلامی وجود دارد که سبب میگردد انقلاب رنگی در ایران شکل نگیرد.
نتیجهگیری
دگرگونی بدون خونریزی و براندازی به روش غیر خشونتآمیز را انقلاب رنگی میگویند. انقلابهای رنگین با حمایت آمریکا و بنیادهای تحت پوشش آن در کشورهایی که الگوی آمریکا و غرب را برای کشورداری قبول ندارند به اجرا در میآید. موفقیت انقلابهای رنگی در چند کشور جداشده از شوروی، این شائبه را برای غرب به وجود آورد که این مدل را با همکاری اپوزیسیون داخلی و خارجی در مورد ایران انجام دهد.
اما با هوشیاری رهبری این طرح ناکام ماند. تجربه سه دهه انقلاب نشان داده است که هرگاه خطری این کشور را تهدید کرده است ولی فقیه توانسته است با آوردن مردم به صحنه توطئهها را خنثی کند و اگر چنانچه ما بخواهیم انقلاب و کشورمان همچنان پایدار باشند باید همچنان پشتیبان ولایت فقیه باشیم که به فرموده حضرت امام(ره) «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور شما آسیبی نرسد».