هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو در برنامه تلویزیونی نحوه همکاری خود را با بیگانگان تشریح کردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس ، فیلم اعترافات هاله اسفندیاری، یحیی کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو سه تن از عناصر مرتبط با بیگانگان، چهارشنبه و پنچشنبه شب 28 و 29 تیر در برنامه "به اسم دموکراسی " از شبکه یک سیما پخش شد و این افراد به تشریح اقدامات خود در ایران پرداختند.
در ابتدای این برنامه، هاله اسفندیاری گفت: هاله اسفندیاری متولد ایران و 67 ساله هستم. در شهر واشنگتن آمریکا زندگی میکنم 44 سال پیش از دانشگاه وین در رشته روزنامهنگاری و تاریخ هنر فارغ التحصیل شدم. پس از اتمام تحصیلاتم به بنیاد فرح رفته و در آنجا مسئول مرکز فرهنگی باغ فردوس شدم. دو ماه قبل از انقلاب از ایران خارج شده و به لندن رفتم و یک سال و نیم در لندن بودم. در سال 1980 به شهر پرینستون رفته و در دانشگاه آنجا به مدت 14 سال زبان فارسی را تدریس کردم.
اسفندیاری افزود: در سال 1996 یک بورس مطالعاتی در ارتباط با تمام کردن یک کتاب درباره زنان ایران که از قبل شروع کرده بودم از مرکز ویلسون در واشنگتن گرفتم. در اواخر سال 1997 بود که مسئول برنامه بینالملل مرکز ویلسون با من تماس گرفت و پیشنهاد کرد که به صورت پاره وقت بیایم آنجا و یک برنامه درباره خاورمیانه درست کنم.
در ادامه این برنامه یحیی کیان تاجبخش در معرفی خود اظهار داشت: متولد 1340 تهران هستم و در سن حدود هفت یا هشت سالگی به مدرسه شبانهروزی در انگلیس رفتم. در آن زمان پدر من در دفتر فرح پهلوی به عنوان مسئول روابط عمومی کار میکرد. در سال 1975 به سوئیس رفته و با عنوان کارمند اداری سازمان ملل شروع به کار کرد.
وی اضافه کرد: من ادامه تحصیلاتم را در انگلیس تا فوق لیسانس ادامه داده و در سال 1984 با فوق لیسانس مدیریت شهری از انگلیس به نیویورک که مادرم در آنجا اقامت داشت، رفتم. در آمریکا تا حدود سال 1997 من هیچ توجهی به مسائل ایران نداشتم. زبان فارسی بلد نبودم و تا آن زمان تقریبا هیچ علاقهای به مسائل ایران نداشتم.
رامین جهانبگلو نیز در این برنامه تصریح کرد: رامین جهانبگلو، فرزند امیرحسین و خجسته کیا هستم و در 7 دی 1335 در تهران متولد شدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطهام را تا سال 53 در تهران به پایان برده و از سال 53 تا سال 72 در فرانسه مشغول تحصیل فلسفه، علوم سیاسی و تاریخ بودم.
یحیی کیان تاجبخش در ادامه بیان داشت: در نیویورک با بیژن خواجهپور برای بار اول آشنا شدم. وی به من توصیه کرد زمانی که به ایران سفر کردم با مجله گفتگو همکاری کنم و مجله گفتگو را مجلهای معرفی کرد که در آن به اصطلاح، مفاهیم جدید مربوط به دموکراسی و جامعه مدنی مورد بحث واقع میشد.
وی ادامه داد: در همان سفری که خواجهپور به نیویورک داشت من در یک محل دیگری با ایشان ملاقات کردم و وی در یکی از دفاتر متعلق به بنیاد سوروس در مورد انتخابات و تاسیس شوراهای شهر در ایران سخنرانی داشت. این یکی از اولین دفعاتی بود که من در مورد این مقوله چیزی میشنیدم.
در ادامه رامین جهانبگلو در تشریح چگونگی آغاز همکاری وی به عنوان یک جاسوس خاطرنشان کرد: با افرادی آشنا شدم که یکی از آنها «دیوید کمران» من را با مجله دموکراسی آشنا کرد. در آن مجله مقالهای در مورد موضوع تحقیقم در مورد روشنفکران نوشتم که چاپ شد و سپس از طریق «کمران» با «مارک پلتنر» که رئیس مجله دموکراسی و از عناصر مهم «ned» صندوق مالی دموکراسی در آمریکا بود.
جهانبگلو یادآور شد: «پلتنر» با من تماس گرفته و گفت ما یکسری بورسهایی داریم که واگذاری آنها از امسال آغاز میشود و اگر برای شما جالب است ما در این مورد با شما تماس بگیریم و من اظهار تمایل کردم. در آن دوره کار من در دانشگاه تورنتو تمام شده بود و فعالیت خاصی نداشتم.
وی اظهار داشت: «پلتنر» با من تماس گرفته و گفت که این بورس هست و اگر بخواهید میتوانید از اکتبر 2001 به آمریکا آمده و کارتان را شروع کنید. از آنجا ارتباط من با نهادهای سیاسی آمریکا شروع شد.
هاله اسفندیاری در ادامه با طرح این سوال که هدف از طراحی و اجرای برنامه ایران چه بود؟ گفت: علاوه بر برنامه کشورهای خاورمیانه هدف از برنامه ایران این بود که وقتی یک سخنران از ایران میآید و در یک مرکزی به اهمیت مرکز ویلسون صحبت میکند یک عدهای میآیند و حرفهای آنها را گوش میکنند. این افراد سیاست سازان هستند.
وی در واکنش به این سوال که سیاستسازان در آمریکا یعنی چه؟ اظهار داشت: سیاست سازان در واشنگتن کسانیاند که در نهادهای دولتی، کنگره آمریکا، نهادهای اطلاعاتی، رسانههای گروهی، بنیادها، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی فعالیت میکنند. اینها طیف خیلی وسیعی را در بر میگیرند.
همچنین یحیی کیان تاجبخش بیان داشت: دیدیم که یک بعد پروژه برنامههای آشکار است و یک بعد دیگر نهادسازی، فرهنگسازی و شبکه سازی ولی بعد سوم در واقع اهداف دراز مدت بنیاد سوروس هست که محتوای آن پیاده کردن فلسفه جامعه باز است.
هاله اسفندیاری در توضیحاتی درباره نقش خود در برنامه ایران خاطرنشان کرد: نقش من یکی این بود که سخنرانها را شناسایی کنم و چون سالها از ایران دور بودم در این مورد واقعا با متخصصین ایرانی که در واشنگتن بودند مشورت میکردم و از متخصصین ایرانی که در سراسر آمریکا در دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و غیره کار میکردند، اسم میخواستم. نحوه دیگر کار این بود که من بعضی وقتها که به ایران سفر میکردم اگر اسمی داشتم با این شخص تماس میگرفتم و یک آشنایی برقرار میکردم.
وی افزود: من همچنین ریاست جلسات را به عهده داشتم. معمولا اگر یک سخنران داشتیم، 35 دقیقه سخنران صحبت میکرد، 25 دقیقه هم صرف سوال و جواب میشد. در طی این سالها این نتیجه حاصل شد که خواهی نخواهی یک شبکه ارتباطی بین سخنرانان و افرادی که از بنیادها، مراکز تحقیقاتی، نهادهای دولتی و متخصصین مسائل ایران و همچنین سخنرانان دیگری که از ایران میآمدند برقرار میشد.
در ابتدا کیان تاجبخش اظهار داشت: سرمایه اجتماعی کتابی بود که من تالیف کردم، این کتاب قبلا توسط دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور به فارسی ترجمه شده بود و کتابی مهم در علوم سیاسی در آمریکا و متعلق به "پاتلان " بود چند سال بعد من کتاب دیگری درمورد سرمایه اجتماعی نوشتم و این سبب شد که این مقوله سرمایه اجتماعی قابل تدریس بشود، بنابراین من در یکی از کلاسهای دوره دکترای دانشگاه تهران این بحث را طرح و تدریس کردم، این باعت شد که افراد مختلف از جمله چندتن از شاگردانم همین موضوع سرمایه اجتماعی را به عنوان رساله دوره دکترای خود انتخاب کنند و بعدا مقالات علمی خود را راجع به اینگونه مسایل بنویسند، پس از مدتی بعضی از این افراد و شاگردان در دستگاههای دولتی از جمله در وزارت کشور و سازمان شهرداریها صاحب سمت و مسوولیت های رسمی شدند علاوه بر این، اینها- مقوله و مفهوم سرمایه اجتماعی در داخل مجلات رسمی وزارت کشور که برای تمام شهرداریهای کشور ارسال می شد- برای اولین بار مطرح شد.
بعنوان حکمرانی خوب و سرمایه اجتماعی محلی در واقع این مقوله اشاعه پیدا کرد تا آنجا که متوجه شدم که این بحت در داخل بعضی از شعارهای انتخاباتی هم بتدریج جای گرفت.
در ادامه این برنامه هاله اسفندیاری گفت : یک نکته ای که می توانم بگویم رابطه ای است که در بین دولت و افراد دولت و روسای این بنیادها و مراکز تحقیقاتی دیده می شود، درست مثل یک "درگردان "، واقعا مثل این درهایی که به دور خود می چرخند و آدمها از این طرفش وارد و از آن طرف خارج می شوند، برای مثال رئیس اصلی در بروکینگز در زمان آقای کلینتون، معاون وزارت خارجه بود. رییس شورای روابط خارجی آمریکا که واقعا یک نهاد بسیار با اهمیت بود، او در دوره اول ریاست جمهوری همین آقای بوش سمت ریاست قسمت برنامه ریزی برنامه های وزارتخارجه آمریکا را بعهده داشت.
پس از اسفندیاری، کیان تاجبخش اینچنین ادامه داد: بنیاد سوروس اسم دیگرش موسسه جامعه باز یا "او اس آی " بود این هم از فلسفه آقای "پوپل " برگرفته شده است جورج سوروس از این فلسفه این برداشت را کرده که همانطوری که آقای پوپل می گوید در واقع هر علم اثبات پذیر باشد، به معنی دیگر هر علم و معرفتی باید قابل ابطال باشد و نسبت به آن باید شک و تردید بوجود بیاید.
رامین جهانبگلو ادامه داد: خوب از آنجا بود که این بحثی که من مطرح می کردم در مورد "اصلاح خشونت پذیر" در جامعه ایران می آید- تقریبا به نوعی در ذهنیت یا دام این نهادهای آمریکایی افتاد- بطوریکه به آن شکلی نو بخشیدند و کم کم مرا با افراد و نهادهای مختلفی آشنا کردند در عین اینکه که کار من تمام شد و این را در یک گزارش نهایی من برای آن سازمان نوشته بودم، آنجا بود که من به این مسایل توجه کردم و این وضع تطبیقی بین جامعه مدنی ایران و جامعه اروپای شرقی و وضعیت فروپاشی با همدیگر اشاراتی به آن شده بود- آقای پراتنر مرا با نهاد "اودو ویلسون" و خانم هاله اسفندیاری آشنا کرد، به این ترتیب در حقیقت هاله اسفندیاری و نهاد اودو ویلسون یک نهاد جدیدی شد که جایگزین "انی ای دی " شد و می شود گفت آن بحثی را که در انی ای دی صورت گرفته بود را به نوعی پی گرفت.
تاجبخش پس از آن افزود: هدف دراز مدت بنیاد سوروس برای پیاده کردن آن فلسفه جامعه باز و حرکت کردن آن جامعه یا جامعه ای به سمت جامعه باز- این است که بین حاکمیت و ملت شکاف ایجاد بشود و از طریق این شکاف آن قسمت های جامعه مدنی که برمبنای جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده - روی آن حاکمیت به منظور تغییر رفتارش فشار اعمال کند، این احتمال دارد شکل شتاب زده ای داشته باشد (اگر درجایی مثل گرجستان باشد ) و درجایی دیگر می تواند شکل تدریجی به خود بگیرد و تغییر رفتارها شکلی تدریجی و نرم داشته باشد برای ایجاد چنین شکافی می گوید- یا دولت مرکزی یا حاکمیت مرکزی باید تضعیف بشود یا آن بخش جامعه مدنی یا بخش عمومی را که همراه با آن حاکمیت نیست، باید توانمند باشد. سرمایه گذاری بنیاد سوروس بعد از فروپاشی نظام کمونیسم و شوروی این باید باشد که جهان اسلام را هدف قرار دهند و همین امر همان حالت "اتو پیک " را مجددا و استراتژی دراز مدت این بنیاد را نیز نشان می دهد یعنی درواقع تا بحال بیشتر برنامه ها و سرمایه گذاریهای بنیاد سوروس در داخل اروپای شرقی - آسیای مرکزی و جماهیر شوروی سابق قرار داشته است ولی الان بطور محاوره ای اگر عنوان کنیم آن بنیاد احساس می کند که کارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت کشورهای اسلامی از جمله ترکیه، کشورهای عرب، پاکستان، افغانستان وسایر اینها به پیش می رود.
هاله اسفندیاری در بخش دیگری از سخنانش گفت: نماینده بنیاد سوروس با ما تماس گرفت او از بنیاد فورد شنیده بود که در مرکز ویلسون یک برنامه خاورمیانه ای را شروع کرده و اینکه علاقه مند است که درکنار این یک برنامه ایران را هم داشته باشد این بود که نماینده انستیتوی جامعه باز که بخشی از بنیاد سوروس است با ما تماس گرفت و آقای "انتونی ریشته " به واشنگتن آمدند و آنجا با رییس برنامه بین الملل و من یک نشستی داشتیم دراین جلسه بود که در مورد هدف و برنامه هایی که در نظر داشتیم برای ایشان توضیحاتی دادیم، ایشان هم گفتند که علاقه مند هستندکه این بنیاد به برنامه سخنرانیهای ایران کمک مالی بکند.
کیان تاجبخش در ادامه برنامه اظهار داشت : شواردنادزه خودش نقل کرد که خیلی از ناآرامیها و تحولاتی که در گرجستان اتفاق افتاد از طریق حمایت های نهادهایی بود که از طرف بنیاد سوروس حمایت می شدند و این بر می گردد به آن "بعد دو" و آن اهمیت بعد دو چیست که آن توانمند ساختن نهادهایی است که با بنیاد سوروس در ارتباط هستند، در شرایط خاصی بلافاصله می توانند مورد حمایت بنیاد سوروس بشوند چه ازانتقال پول و استفاده برای رسانه برای اعتراضات خیابانی و برای فعالیت های مختلف در انتخابات و غیر انتخابات، بتدریج در دو سال گذشته که من قرارداد مشاوره ای داشتم در چند جلسه بسته بیشتر با مدیران ارشد نکاتی شنیدم.
هاله اسفندیاری ادامه داد: من واقعا نمی دانستم که بنیاد سوروس چه نقش مهمی در مساله فروپاشی شوروی داشته و به هر حال این بنیاد پول زیادی در شوروی خرج کرد،
بنیاد را یک شخصی به نام "جرج سوروس " درست کرد که ایشان مجاری الاصل هستند که بعد از جنگ دوم جهانی به آمریکا آمدند و یک ثروت نسبتا قابل ملاحظه ای در آنجا به هم زدند و هدفشان برای کشورهایی که جزو شوروی سابق بودند این بود که یک جامعه باز بوجود بیاورد، وی سپس با شوروی شروع کرد- الان هم در جمهوریهای آسیای میانه خیلی فعال هستند- بخصوص خودشان هم علنا می گویند که موثر بودند یا عامل انقلاب مخملی در گرجستان بودند و به هر حال در اوکراین هم یک فعالیت های در زمینه انقلاب مخملی داشتند.
یحیی کیان تاجبخش افزود: این باعت می شود که با پیشبرد این برنامه، آنچه در ایران اتفاق می افتد و یک مدل دمکراسی غربی دارد با "ان جی او" توانمند ساز و تقویت می کند و چون این یک تعارض شاید در شکل های اولی برای تصمیم گیری و دور هم نشستن شباهتی با هم داشته باشند ولی نهایتا بر مبنای فلسفه، اصول و سنت چه فرهنگ رسمی چه قوانین رسمی تعارضی بالاخره پیش می آید این می شود که در واقع این شکاف بین حاکمیت و ملت از طریق آن جامعه مدنی محلی نتیجه این کار خواهد بود، بوش آمده است که بگوید ما می خواهیم دنیا را برای دمکراسی آماده کنیم ولی از دهنش در آمده است که ما می خواهیم دنیا را برای خودمان آماده کنیم بعد بلافاصله گفته است نه منظورم یعنی دمکراسی و هانتیگتون در پاورقی می گوید همان حرف اولی.
هاله اسفندیاری گفت : الان که نزدیک به پنج ماه است که من در ایران هستم و فرصتی برایم پیش آمد که روی این مسایل که مطرح کردم فکر کنم و صحبت هایی هم دراین باره کردیم واقعا به این نتیجه رسیدم که این افراد و خود من بشویم حلقه های یک زنجیره ای که تشکیل شده از بنیادها- مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها که به اسم دمکراسی به اسم توانمندسازی زنان به اسم دیالوک حتی در ارتباط سعی کنند یک شبکه هایی بوجود بیاورند که این شبکه ها نهایتا در داخل ایران منجر بشود به بوجود آوردن یک تغییرات خیلی اساسی در درون رژیم ایران یعنی واقعا متزلزل کردن این سیستم.
رامین جهانبگلو ادامه داد: من الان که بر می گردم به این فعالیت چند ساله ام از دوره آمریکا تا ایران می بینیم که فعالیت هایی که داشتم بیشتر در راستای منافع دشمنان ایران قرار گرفته تا در راستای منافع ملت ایران و از کرده خودم خیلی پشیمانم و فکر می کنم که به بهترین وجه باید آن را بتوانم جبران کنم.
گفتنی است، هاله اسفندیاری تبعه ایرانی مقیم آمریکا و کیان تاجبخش نماینده مخفی بنیاد آمریکایی سوروس به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیتهای تبلیغی و جاسوسی به نفع بیگانگان دستگیر شده و در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند.
پیش از این نیز هاله اسفندیاری در اعترافات خود اظهار داشته بود که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیر رسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال مینموده است.