تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۴۴۴۳۲

شاخک‌های خشونت


محمد قراگوزلو
چند ماه پیش رئیس‌جمهور خاتمی طی سخنانی در همدان بر این نکته مهم تاکید کرده بود که وقتی تصمیم به پی‌گیری پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای گرفتم، می‌دانستم هزینه آن سنگین خواهد بود و از این حوادث (کوی دانشگاه) به دنبال خواهد داشت. [نقل به مضمون]. واقعیت این است که فعالیت غده‌ی سرطانی جنایتکاران محفلی در دو برهه‌ی پیش و پس از دستگیری بعضی از سران آن هزینه‌ای بسیار سنگین و فاجعه‌آمیز بر جنبش آزادیخواهی و روشنفکری کشور ما تحمیل کرده است.
این ضایعات و خسارات جبران‌ناپذیر در یک دهه‌ی سرشار از ظلمت و نکبت به شیوه‌ی قتل‌عام درمانی گروهی از دگراندیشان شکل گرفته است و طی یک سال و اندی گذشته (پس از بازداشت سرشاخه‌ی عملیاتی محفل خودسر !!) به صورت خطرناک‌تری عمل کرده است.
فعل و انفعالات سخت ویرانگر گروه موسوم به «فداییان اسلام ناب محمدی، مصطفی نواب» به گونه ترور و بمب‌گذاری در تهران و مشهد بازداشت محسن کدیور به دنبال ایراد یک سخنرانی در اصفهان و طرح موضوع صدور حکم ارتداد روشنفکران از سوی بعضی دانش‌آموختگان مدرسه حقانی، تعطیلی روزنامه سلام متعاقب چاپ نامه‌ای از سعید امامی و به خاک و خون کشیدن کوی دانشگاه.
تعطیلی روزنامه خرداد و محکومیت پنج ساله عبدالله نوری از طرف دادگاه ویژه روحانیت که بعضی از اعضای شناخته شده آن از دوستان گرمابه و گلستان سعید امامی هستد و... سرانجام ترور سعید حجاریان استراتژیست توسعه سیاسی، مشاور رئیس‌جمهوری و چهره‌ی شاخص جنبش جامعه مدنی ایران و از عوامل موثر افشای اسرارخانه جنایتکاران و.. همه و همه بیانگر و موید چند نکته ذیل است:
1. پس از دستگیری بخشی از باند سعید امامی، عقبه و ماترک وی ـ دقیقا بیرون از چارچوب سیاست‌های وزارت اطلاعات و در تقابل با این وزارتخانه ـ کماکان مشغول فعالیت‌های تخریبی هستند.
2. بسیار خام و ساده‌لوحانه است اگر تصور شود که عقبه‌ی فوق به جمعی از افراد متفرق و سمپات‌های پراکنده و غیر تشکیلاتی محافل خودسر خلاصه و محدود می‌شود...
3. همه کسانی که در مراسم ختم سعید امامی شرکت کردند و قسم جلاله خوردند که خود روزی بازجو و قاتل بوده‌اند...
4. همه کسانی که در روزنامه‌هایشان عربده کشیدند و از بیرون انداختن فرمان اتومبیل خود در جاده‌ی یک‌طرفه سیاست سخن گفتند و ارجوزه «بگرد تا بگردیم» سر دادند...
5. همه کسانی که با وقاحت مدعی شدند که سعید امامی در دوران ما آدم خوبی بود...
6. همه کسانی که در خطبه‌های هفتگی باغ تسامح و تساهل و مهربانی و دانش را شخم زدند و به جای آن گلوله و وحشت و خشونت کاشتند...
7. همه کسانی که می‌توانند سوار موتورسیکلت‌های هزار سی‌سی شوند و بدون ممانعت نیروهای گشت انتظامی، امنیتی، بیش از یک ساعت در مقابل ساختمان شورای شهر تهران کمین کنند و بعد از انجام عملیات در خیابان‌های سرد شهر مانور بدهند و در قفای ته توی خانه امن جنایتکاران مخفی شوند و طرح ترورهای دیگر را سازماندهی کنند...
بله همه‌ی این عالیجنابان دست‌شان به خون یکی از شریف‌ترین چهره‌‌های اصلاح‌طلب کشور آلوده است. دستانی که پیشتر و در یک «دوران تمیز» به خون احمد میرعلایی، سعیدی سیرجانی، ابراهیم زال‌زاده، منوچهر صانعی، سیامک سنجری، فاطمه قائم‌مقامی، جلال مبین‌زاده، برازنده، پیروز ‌دوانی، فریدون فرخزاد، مجید شریف، محمد مختاری، جعفر پوینده، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و... آلوده شده است...
اینک باید دانست که علی‌رغم تضمین رئیس‌جمهوری و وزیر اطلاعات، مبنی بر این که قتل‌های زنجیره‌ای تکرار نخواهد شد. به شدت بیم آن می‌رود که ماجرا سر دراز داشته باشد. به ویژه آن که در نخستین روزهای دستگیری سعید امامی در محافل سیاسی ایران گفته می‌شد که چند چهره‌ی برجسته از جمله عبدالله نوری و سعید حجاریان هدف بعدی جنایتکاران بوده‌اند!
با توجه به این که آدمکشان حرفه‌ای دوستدار «حاج سعید؟!» با امکانات گسترده اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی در تمام کشور پراکنده‌اند، لذا، پیشنهاد می‌شود به جای زدن و بریدن مقطعی شاخک‌های این افعی هزار دست و هزار شاخ و هزار سر، یکسره و بدون دفع‌الوقت خود افعی به دام انداخته شود. افعی می‌تواند ـ و باید ـ تمام شاخه‌ها و دست‌ها و سرهای خود را در اختیار مسئولان امنیتی کشور قرار دهد و از تلاش و زحمات طاقت‌فرسای ناشی از ردیابی جنایتکاران بکاهد... همین!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات