تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۴۴۴۷۰

مدیریت دانش و توسعه مدیران

ناصر پورصادق / استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی چکیده: بدون تردید راز ماندگاری و کامیابی سازمان‌های امروز و فردا در دنیای رقابتی، یادگیری دانش و مهارت‌های جدید زودتر از رقباست، در این میان نقش اصلی مدیران (در همه سطوح) یادگیری و یاددهی به خود و دیگران است، حتی سازمان‌های رقیب، تا راه توسعه و رشد سازمان‌های حرفه‌ای فراهم شود. و تنها مدیرانی می‌توانند چنین نقش مهمی را به خوبی ایفا نمایند که نگرش مثبتی به دانش‌پذیری و یاددهی داشته باشند. بنابراین به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت موضوع بایستی در دوره‌های آموزشی مدیران، واحد درسی یا یک رشته تخصصی در قالب مدیریت دانش وجود داشته باشد تا مفاهیم، مدل‌ها و رویکردهای مربوطه را مورد مطالعه قرار دهند. از این‌رو مقاله حاضر با یک بررسی و تحلیل نظری و تشریح مفاهیم، تعاریف، فرآیند و کاربردهای مدیریت دانش، درصدد تبیین لزوم گنجانیدن یک درس تحت عنوان «مدیریت دانش» در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری مدیریت می‌باشد و در خاتمه طرح پیشنهادی، سرفصلهای درس مذکور نیز پیشنهاد گردیده است. واژگان کلیدی: دانش،‌ مدیریت دانش، فرآیند دانش، توسعه مدیران.

مقدمه:
پیشرفت، اصل اول بقا و دانش پیش‌شرط ورود به عرصۀ رقابت است. اگر سازمان‌ها در ابعاد خرد و ملت‌ها در ابعاد کلان و دولت‌ها در سطح بین‌المللی از پیشرفت غافل شوند، امنیت و ثروت‌زایی را به رقبا خواهند باخت. ملت‌ها در حال رقابت در عصر جدیدی به نام عصر دانایی‌محور هستند. عصر دانایی‌محور، دورانی است که دانش به عنوان مهم‌ترین منبع و یادگیری اصلی‌ترین فرآیند آن تلقی می‌شود. به عبارتی دیگر تحقیق و توسعه، اولین رکن پیوستن به تحولات جهانی است. پس برای کشوری مثل ایران که در سند چشم‌انداز 20 سالۀ خود قصد دارد گوی رقابت در امنیت، اقتصاد و تجارت را از همسایگان خود برباید، مدیریت مبتنی بر دانش باید راهبردی‌ترین ابزار باشد.
در یک مدیریت دانش‌مدار یا دانایی‌محور، پررنگ‌ترین نقش را واحدهای علمی و تحقیقاتی ایفا می‌کنند تا در جهت جذب صحیح و بومی‌سازی فناوری‌های وارداتی و یا به عبارتی چرخۀ تقلید نوآورانه عمل کنند. پس آ‌ن‌چه در این میان بسیار اساسی به نظر می‌رسد، نقش مدیریت دانش در ایجاد بستر مناسب جهت رشد و تعالی سازمانی و خلق نوآوری است. [1:35] از سوی دیگر از آنجا که شرایط محیطی به سرعت تغییر می‌کند سازمان‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند به سرعت پاسخگوی این تغییرات محیط باشند. برای رویارویی با چالش‌های امروز، تمامی اعضای سازمان باید اهداف و آرمان‌های سازمان را بشناسند و در جهت آن گام بردارند.
بیان مسئله:
بدون تردید محیط سازمان‌های امروز و فردا آشفته، رقابتی و پیچیده است. در چنین شرایطی تغییرات در دل پارادایم‌ها اتفاق نمی‌افتد بلکه در خود پارادایم‌ها حادث می‌شوند. لذا الگوهای موفق دیروز لزوماً عامل بقاء و پیشرفت امروز و فردای سازمان‌ها نخواهند بود. پس بقای سازمان به عنوان حیاتی‌ترین هدف هر سازمان مورد تهدید جدی است. لذا تنها عاملی که می‌تواند بقاء و پیشرفت سازمان‌ها را در دنیای رقابتی تضمین نماید، یادگیری زودتر از رقبا است.
البته نباید فراموش کرد که یادگیری فردی لزوماً منجر به یادگیری سازمانی نمی‌شود، بلکه یادگیری گروهی تأثیر عمیق و بلندمدت‌تری روی عملکرد سازمان‌ها می‌گذارد. لذا برای این که این امر اتفاق بیفتد، ابتدا می‌بایست، مدیران سازمان‌ها با فلسفه و مفاهیم مدیریت دانش آشنایی پیدا نمایند، تا سپس چهرۀ سازمان‌ها و کلیۀ فعالیت‌های داخلی سازمان‌ها مبتنی بر دانش باشد تا نهایتاً سازمان دانش‌محور به وجود آید. بنابراین لازم است در برنامه‌های مختلف توسعه و پرورش مدیران، مفاهیم و مطالب مربوط به مدیریت دانش وجود داشته باشد. این مقاله تلاش می‌کند این امر را تبیین نماید که در موضوع مدیریت دانش جه مطالبی بایستی به مدیران آموزش داده شود تا این بینش و آگاهی را در آنها ایجاد نماید که بتوانند منجر به تحول در سازمان‌ها شوند.
ضرورت و اهمیت موضوع:
برخورد هوشمندانه با منابع دانش، عاملی مؤثر و مهم در موفقیت سازمان‌ها به شمار می‌رود. در این گام به صورت خلاصه به علل و عواملی که بر اهمیت مدیریت دانش دلالت می‌نمایند اشاره می‌شود:
1ـ دانش موتور تولیدکننده درآمد است؛
2ـ دانش یک دارایی مهم و راهبرد سازمانی است؛
3ـ رشد روزافزون مشاغلی که بر پایۀ ایجاد و استفاده از دانش قرار دارند؛
4ـ همگرایی فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهای نوین در این زمینه؛
5ـ کاهش شکاف علمی ـ اقتصادی میان کشورهای غنی و فقیر؛
6ـ اشتغال‌زایی؛ به گونه‌ای که به عنوان نمونه، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پست‌های مرتبط با دانش، در کارهای خدماتی سازمان‌های پیشرفته، مشغول به کار بوده‌اند؛
7ـ ایجاد ارزش افزودۀ قابل توجه با به‌ کارگیری مدیریت دانش.
و اما نبود مدیریت دانش در سازمان، مشکلات و زیان‌هایی نظیر موارد ذیل به همراه خواهد داشت:
1ـ عدم وجود نشانه‌های ابداع و ابتکار؛
2ـ عدم اولویت‌بندی و استفاده از انواع دانش؛
3ـ عدم مشاهده دانش خارجی؛
4ـ عدم جذب دانشگرهای جدید؛
5ـ عدم استفاده از مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی؛
6ـ مخفی و سیاسی کردن اطلاعات؛
7ـ ایجاد شکاف در سازمان در نتیجۀ ایجاد فاصلۀ کارشناسان؛
8ـ احتکار دانش به جای ازدیاد آن؛
9ـ فراموش شدن موارد مهم و اساسی سازمان؛
10ـ استفاده محدود از دانشهای موجود؛
11ـ نبود مستندات در خصوص تجربیات به دست آمده؛
12ـ سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن.[12]
بنابراین آشنایی مدیران با مدیریت دانش به خاطر نقش بی‌بدیل‌شان در سازمان، از ضروریات اجتناب‌ناپذیر است، لذا بایستی در برنامۀ آموزشی مدیران درسی تحت عنوان مدیریت دانش گنجانیده شود تا زمینۀ پرورش و توسعۀ مدیران امروز و فردا فراهم آید و این امر بدون کار کارشناسی و مطالعات اساسی امکان‌پذیر نیست. به همین منظور این مقاله درصدد فتح بابی در این خصوص می‌باشد.
هدف تحقیق:
هدف اصلی این تحقیق نیل به گونه‌ای از مدل آینده‌نگرانه در نفوذ آگاهی و دانش در کلیۀ ساخت‌های تصمیم‌گیری و ادارۀ امور در آینده است.
سؤال تحقیق:
مدیریت دانش چگونه می‌تواند قابلیت‌های آینده را پیش‌بینی و در اختیار گذارد؟
روش تحقیق:
از روش کتابخانه‌ای در این تحقیق استفاده شده است.
ابزار جمع‌آوری داده‌ها:
اسناد و مدارک علمی و جستجوی اینترنتی می‌باشد.
مبانی نظری:
1ـ دانش1
دانش، مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی نظام‌ یافته است که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می‌دهد. دانش در ذهن دانشور به وجود آمده و به کار می‌رود. دانش در سازمان‌ها نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه‌های کاری، فرآیندهای سازمانی، اعمال و هنجارها مجسم می‌شود.[9:29] دانش به دو صورت دانش پنهان و دانش آشکار وجود دارد. "پولانی" در سال 1985 برای نخستین بار دانش پنهان و آشکار را مطرح کرد.
"نوناکا" و "تاکوچی" در سال 1995 متذکر شدند که غالباً دارایی‌های نادیده‌ گرفته شده و فراموش‌ شدۀ شرکت‌ها غیرمحسوس می‌باشند، مانند: بینش‌ها، شهودها، تصورات، احساسات عاطفی (درونی)، ارزش‌ها، تخیلات، استعاره‌ها و تشابهات. شناخت و درک این دارایی نامشهود می‌تواند ارزش افزودۀ عظیمی برای عملیات‌های روزانۀ یک شرکت به ارمغان بیاورد لذا مدیریت دانش با این هدف که دانش پنهان را به دانش آشکار تبدیل کرده و به طور اثربخشی آن را منتشر کند، به عنوان یک مفهوم قدرتمند به توسعه متدولوژی‌ها، ابزار و کاربردهای مدیریت دانش می‌پردازد.[2:25]
2ـ داده، اطلاعات، دانش و حکمت2
برای تعریف مدیریت دانش باید چندین واژه تعریف شود. برای نمونه، داده‌ها منبع حیاتی به شمار می‌روند که با بهره‌برداری از آنها می‌توان داده‌ها را به اطلاعات بامعنی تبدیل نمود. بدین ترتیب اطلاعات می‌توانند به دانش و در نتیجه حکمت تبدیل شوند.
داده‌ها نقاط بی‌معنی در فضا و زمان هستند که هیچ‌‌گونه اشاره‌ای به فضا و زمان ندارند. داده‌ها شبیه رویداد، حرف یا کلمه‌ای خارج از زمینه می‌باشند. منظور از خارج از "زمینه" این است که:
"مجموعه‌ای از داده‌ها، اطلاعات را نمی‌سازد. زیرا این مجموعه داده‌ها با یکدیگر هیچ‌گونه رابطه‌ای ندارند. برای این که بتوان از مجموعه داده‌ها،‌ اطلاعات را نتیجه گرفت باید رابطۀ بین داده‌های مختلف را درک کرد. در واقع اطلاعات از درک ارتباط بین قطعات مختلف داده‌ها حاصل می‌شود. در حالی که اطلاعات برگرفته از درک ارتباط بین داده‌های مختلف است اما نمی‌تواند داده‌ها را توصیف کند تا نحوۀ تغییر داده‌ها را با مرور زمان تشخیص دهد. اطلاعات ماهیت ایستا و خطی دارد."
در اینجا صحبت از واژۀ دیگری به نام "رابطه" به میان آمد. رابطه فقط وجود ارتباط را مشخص می‌کند و قابلیت پیش‌بینی ندارد در حالی که الگو (مدل) فراتر از رابطه است. الگو رابطۀ روابط است. الگو دربرگیرندۀ سازگاری و جامعیت روابط می‌باشد و بر قابلیت تکرار و پیش‌بینی اشاره دارد. اینک، الگو می‌تواند به طور بالقوه دانش را نشان دهد. دانش زمانی شکل می‌گیرد که فرد بتواند الگوها و معنای‌شان را درک نماید. الگو به زمینه اطلاعات وابسته نیست. بلکه خود زمینه‌سازی می‌کند. الگویی که نمایانگر دانش است، سطح بالایی از اطمینان و پیش‌بینی را فراهم می‌آورد و بندرت ماهیت ایستایی دارد. حکمت زمانی شکل می‌گیرد که فرد با اصولی که الگوها را می‌سازند، آشنا باشد. این اصول سراسری و کاملا مستقل از زمینه هستند.
پس به طور خلاصه می‌توان گفت:
"اطلاعات به توصیف، تعریف یا دیدگاه (چه، چه کسی، چه هنگام، کجا) وابسته است. دانش دربرگیرندۀ راهبرد، عمل، متد یا شیوه (چگونگی) است."
حکمت، بینش، اصول، اخلاق (چرایی) را شامل می‌شود.
نکتۀ قابل توجه این که داده‌ها ـ اطلاعات ـ دانش ـ حکمت، زنجیره‌ای را تشکیل می‌دهند. گرچه داده‌ها موجودیت گسسته هستند اما روند تبدیل اطلاعات به دانش و حکمت به طور گسسته روی نمی‌دهند.
3ـ دانش مزیت رقابتی پایدار
دانش، علاوه بر محصولات جدید و کارایی، می‌تواند موجب مزیت رقابتی پایدار باشد. در نهایت همه رقبا، بها و کیفیت کالاهای خود را به حد مطلوب رایج در بازار به سطح کیفیت و قیمت‌های شرکت‌های پیشرو می‌رسانند، ولی تا زمانی که این اتفاق بیفتد، شرکت‌ها و سازمان‌های بهره‌ور از مدیریت دانش و غنای علمی دانش، خود را به پله‌ای بالاتر رسانده و به درجه‌ بالاتری از کیفیت، ابداع و کارایی خواهند رسید. مزیت‌های ناشی از توجه به دانش، پایدار هستند زیرا هم سود بیشتری عاید شرکت می‌کنند و هم می‌توانند به صورت رویه‌ای خاص ادامه یابند. برخلاف سرمایه‌های مادی که در صورت استفاده، از ارزش آنها کاسته می‌شود، ارزش سرمایۀ دانش، همراه با استفاده‌ای که از آن می‌شود افزایش می‌یابد. [9:44]
4ـ مدیریت دانش چیست؟
کمی بیش از ده سال از عمر ابداع مفهوم کلی مدیریت دانش می‌گذرد و در این مدت، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه گردیده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش می‌دهند که در اینجا به بیان مهمترین این تعاریف می‌پردازیم:
مدیریت دانش،‌کسب دانش درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است، به گونه‌ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانش ببرند.[3:5] مدیریت دانش، بنایی سنجیده، صریح و اصولی برای تجدید و استفاده از دانش در جهت افزایش تأثیر و بازگشت دانش مربوط به سرمایه دانشی است. (تعریف ویگ3) [3:6] مدیریت دانش، شامل مراحل کسب کلیۀ دیدگاه‌های خبرگان و متخصصان یک شرکت در هر جایی که باشند. (در بانک اطلاعاتی، بر روی کاغذ و یا در اندیشه نیروها) و پخش آن در هر جایی که به سود بیشتری بینجامد، می‌باشد.[3:6]
مدیریت دانش، با تجزیه و تحلیل و شناسایی دانش لازم و سودمند درگیر بوده و در پی برنامه‌ریزی چندبعدی و کنترل مناسب در توسعۀ سرمایه‌های دانش، در جهت برآورده کردن اهداف سازمانی است. (تعریف مکنتاش)[3] مدیریت دانش، خط‌مشی‌های اصولی را برای یافتن، درک کردن و استفاده از ارزش‌ و ایجاد ارزش، معین می‌نماید. (تعریف ادل)[3] مدیریت دانش، رسمی‌سازی و دسترسی به تجربه، دانش و دیدگاه‌های استادانه را که قابلیت‌های جدید، قدرت کارایی بالاتر، تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری را در پی داشته باشند، هدف قرار می‌دهد. (تعریف بکمن)[3:9]
مدیریت دانش، دانستن ارزش دانش، فهم اطلاعات سازمان، استفاده از سیستم‌های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ، استفاده و کاربرد دوباره دانش می‌باشد. (مدیریت اسناد، OCI)[3:9] مدیریت دانش، مدیریت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربیات ضمنی و نهایی افراد جهت تسهیم، استفاده و توسعه توسط سازمان است که به بهره‌وری بیشتر سازمان منجر می‌گردد. (KMTOOL)[3:10] مدیریت دانش، برای برآورده‌سازی نیازهای سازمانی از قبیل سازگاری، بقا و توانایی منحصر به فرد در برابر تغییرات پیوسته و روزافزون می‌باشد.
مدیریت دانش شامل فرآیندهای سازمانی است که به دنبال پیوستن و نیروزایی ظرفیت‌های عملیاتی اطلاعات، داده‌های تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ظرفیت نوآوری و خلاقیت انسان می‌باشند. (تعریف شبکه بیزتک) [3:10] مدیریت دانش، فرآیند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، نگهداری، ارزیابی و بکارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد. [3:11] مدیریت دانش تعیین‌کنندۀ ابزاری برای انجام و پیشرفت‌‌های کاری است که هر دو آنها شامل اجزای کار، توزیع،‌ محصولات و خدمات است و کلید موفقیت آن این است که توانایی اجرای فعالانه برای توسعۀ مستمر را دربرداشته باشد. [3:12]
لازم است به مدیریت دانش به عنوان یک طرح مدیریتی یکپارچه نگریسته شود که بر هدف‌های راهبردی تمرکز دارد، بر محورهای کسب و کار حرکت می‌نماید و از تکنولوژی اطلاعات یاری می‌گیرد. داونپورت چهار هدف اصلی سیستم‌های مدیریت دانش را در عمل به شرح زیر بیان می‌کند:
ـ ایجاد انباره‌ها و مخازن دانش؛
ـ بهبود دسترسی به دانش؛
ـ افزایش محیط دانش؛
ـ مدیریت دانش به عنوان یک دارایی.[5:123]
5ـ تاریخچه مدیریت دانش
در سال 1979، حسابدار سوئدی به نام "کارل اریک سیوبی" که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه‌های معروف سازمانی که او در آنجا کار می‌کرد، تنها یک کرون ارزش را نشان می‌داد. در حالی که ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از این‌ها بود. در این هنگام، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت، تنها ارزش دارای فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود.
[ ] نمایش می‌دهد، در حالی که ارزش واقعی سازمان به شایستگی‌های کارکنان سازمان و چیزی که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل می‌دهند، وابسته است. سیوبی و دیگران این یافته را با نام "دارایی فکر یا دارایی ناملموس" معرفی کرده و آن را در کنار دارایی‌های ملموس قرار دادند.
واژۀ مدیریت دانش شاید اولین بار در سال 1994 به وجود آمد و در سال 1996 مشهور شد. دهه آخر قرن بیستم شاهد رشد انفجاری مباحث مربوط به دانش، کار دانش، مدیریت دانش، سازمان‌ها و شرکت‌های دانش‌پایه، رشد اقتصادی دانش‌پایه و اقتصاد دانش بود. در دهه‌های اخیر اقتصاد صنعتی، فرآیند تغییر جهت از اقتصاد بر پایه منابع طبیعی به اقتصاد بر پایه دارایی‌های فکری را گذرانده است. در حال حاضر مدیریت دانش یک مفهوم جدید و پرطرفدار است به طوری که در یک جستجوی ساده با گوگل با استفاده از واژه مدیریت دانش در سال 2002 بیش از 8/2 میلیون و در سال 2007 بیش از 459 میلیون صفحه اینترنتی مشاهد شده است و تئوری‌های جدید سازمانی‌ اذعان دارند که تنها مزیت رقابتی سازمان‌ها در قرن بیست و یکم، دانش آنها و نحوه استفاده آنها از این دانش است.[5:115]
نسل اول مدیریت دانش را می‌توان از طریق تمرکز آن روی جامعه اطلاعاتی، منابع اطلاعاتی و سرمایۀ هوشی عنوان کرد. نسل دوم مفاهیم ضمنی دانش، یادگیری اجتماعی، دانش ضمنی موقعیت‌مدار را مد نظر قرار می‌دهد.
نسل دوم مدیریت دانش از 1997 با بسیاری از شرکت‌هایی ایجاد شد که مشاغل جدیدی برای متخصصان مدیریت دانش فراهم کرده‌اند. نسل دوم، نسل عمل‌گرایی مدیریت دانش بر تغییر سیستماتیک سازمان، سیستم‌های مدیریتی، انگیزه‌ها و ابزارها برای توسعه سازمان تأکید بسیار دارد. نسل سوم مدیریت دانش، نسل آینده است. نسل سوم مدیریت دانش از طریق یادگیری سازمان به خلق دانش و فرآیندهای نوآورانه در ساختارهای سازمان می‌پردازد. سازمان‌ها را قابل پیش‌بینی می‌کند، و با تخصیص و در نظر گرفتن راهبردی مناسب در برخورد با آشفتگی‌ها و عدم اطمینان‌ها، توانایی انعطاف‌پذیری و تطابق سریع و ایجاد مهارت برای برطرف‌ ساختن نیازهای محیطی بسیار ضروری را فراهم می‌کند.[6:21]
6ـ فرآیند مدیریت دانش
به طور کلی می‌توان فرآیند مدیریت دانش را شامل: شناسایی دانش، تحصیل دانش، توسعه دانش، تسهیم یا به اشتراک‌گذاری دانش، بهره‌برداری از دانش و حفاظت از دانش دانست. به این مدل، مدل سنگ بنای مدیریت دانش نیز گفته می‌شود. این مدل نحوه استقرار مدیریت دانش در سطح عملیاتی را مورد بررسی قرار می‌دهد.
الف. شناسایی دانش: شناسایی به معنای یافتن چیزی است که قبلاً وجود داشته است.[8:28] در این مورد بسیاری از سازمان‌ها یک طرحی از دانش، داده‌ها، اطلاعات و مهارت‌های مورد نیاز داخلی و خارجی ایجاد می‌کنند. یکی از ابزارهای شناسایی دانش، نقشه دانش است. نقشه دانش تخصص‌ها و دانش مورد نیاز افراد را با محل قرارگیری آنها در سازمان مشخص می‌کند.[7:44]
ب. تحصیل دانش: تحصیل دانش شامل فعالیت‌ها و طرح‌هایی است که برای افزایش سرمایۀ دانش شرکت اجرا می‌شوند و شامل روش‌های زیر می‌باشد:[9:90]
1. ایجاد یا خلق دانش: ایجاد دانش به توانایی سازمان‌ها در ایجاد ایده‌ها و راه‌حل‌های نوین و مفید اشاره دارد. سازمان‌ها با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی با روشهای مختلف به خلق واقعیت‌ها و مفاهیم جدید می‌پردازند.
2. خرید، انتقال دانش: سازمان می‌تواند دانش جدیدی را که خود نمی‌تواند توسعه بدهد بخرد، به این صورت که با استخدام کارشناسان می‌تواند از تخصص و دانش آنها برای رسیدن به اهداف سازمانی کمک بگیرد.[7:46]
3. اجاره دانش: سازمان‌ها با حمایت‌های مالی از موسسه‌های پژوهشی دانش آنها را به اجاره می‌گیرند.
4. همجوشی و برقراری ارتباط: روابط با مشتری‌ها، حمایت‌کنندگان، رقبا و شرکا، باعث ارائه دانش می‌شود. در این امر ابزاری چون تلفن، ویدئو کنفرانس، اینترنت، اینترانت مؤثر است. با همکاری و مشارکت با بخش‌های دیگر صنعت و رقبا در حیطۀ کاری سازمان نیز می‌توانیم از قوه ابتکارات دیگر سازمان‌ها استفاده نماییم.[9]
5. توسعه دانش: دانش کشف و ثبت‌شده در سازمان باید توسعه‌ یافته و افزایش یابد. این امر شامل توسعۀ قابلیت‌ها، توسعۀ محصول، ایده‌های جدید، فرآیندها و غیره می‌باشد.[8:30]
در این قسمت تمرکز بر روی ایجاد مهارت جدید، محصولات جدید، نظرات بهتر و فرآیندهای مؤثر است. در این میان، نکتۀ دارای اهمیت این است که دانش فقط از تخصص سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از تجربه نیز به دست می‌آید. پس داشتن یک شبکۀ داخل سازمان و تسهیل در ارتباط بین افراد داخل سازمان با یکدیگر یکی از موارد کلیدی این مرحله است. توسعۀ مدیریت دانش شامل همه تلاش‌های مدیریتی برای ایجاد ظرفیت‌هایی که هنوز در سازمان‌ به وجود نیامده می‌باشد. توسعۀ دانش می‌تواند به عنوان تکیه‌گاه تحقیقات بازاری سازمان قلمداد شود. در این امر استفاده از گروه‌های تخصصی، اختصاص جا و مکان برای تشکیل گروه‌ها، اینترانت، بررسی و مرور فعالیت‌ها بعد از اتمام آنها، آموزش چندگانۀ افراد، استفاده از چت برای برقراری ارتباط می‌تواند مؤثر باشد.[7:47]
یکی از بخش‌های توسعه‌ دانش، اعتباربخشی به دانش است که لازمۀ بهره‌برداری از دانش است. اعتباربخشی به دانش، به گستره‌هایی اشاره دارد که شرکت‌ها می‌توانند بر روی دانش گذاشته و اثرات آن را بر محیط سازمانی ارزیابی کنند. چرا که با گذشت زمان، دانش گذشته نیاز به بازنگری و انطباق با واقعیت‌های کنونی دارد.
6. به اشتراک‌گذاری و توزیع دانش: تقسیم و پراکندگی دانش در داخل سازمان، پیش‌شرط حیاتی برای ایجاد اطلاعات و تجاربی است که سازمان می‌تواند از آن استفاده کند. توزیع دانش یعنی گنجاندن دانش سازمانی در قالب‌هایی که به واسطۀ آنها دسترسی کلیۀ اشخاص نیازمند به دانش تسهیل شود. توزیع، دانش را سازمان‌یافته، مشهود، قابل انتقال و قابل درک می‌سازد. در توزیع دانش، چگونگی انتقال دانش از سطح فردی به سطح دانش گروهی و بالاخره سطح دانش سازمانی و جریان انتقال دانش در داخل سازمان مطرح است.
در این امر استفاده از زبان واضح و روشن برای انتقال دانش، قرار دادن پاداش‌هایی برای به اشتراک‌گذاری دانش، حمایت فرهنگ سازمانی از اشتراک و انتقال دانش می‌تواند مؤثر باشد. استفاده از پست الکترونیک، شبکه داخلی، گروه خبری به توزیع بهتر دانش در درون سازمان کمک کرده و به واسطۀ آنها افراد می‌توانند با یکدیگر از جنبه‌های مختلف تبادل‌نظر کنند. سؤال اساسی در این بخش این است که چطور می‌توان به اشتراک‌گذاری دانش را تسهیل کرد.
7. بهره‌برداری از دانش: کل توجه مدیریت دانش به این نکته است که دانش موجود در سازمان‌ها، به کار برده شود تا بتواند به سوددهی سازمان منجر شود. اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جای مناسب آن مشخص کند، در عرصه‌های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. زمانی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان باید بتواند دانش مناسب را در جای مناسب به کار گیرد. ترکیب وظایف روزانه با وظایف در ارتباط با مدیریت دانش، حمایت مدیران عالی و استفاده از دانش برای رقابت و افزایش کارایی مؤثر خواهد بود.[7:49]
8. حفاظت از دانش: مزیت‌های رقابتی برای سازمان در هر زمان در دسترس نیست. دانش سازمانی که یکی از مزیت‌های رقابتی سازمان است باید به روز، حفاظت و نگهداری شود. نگهداری اطلاعات، اسناد و تجارب، نیازمند مدیریت است. کدگذاری علاوه بر این که در توسعۀ دانش و اشتراک‌گذاری دانش مؤثر است، یکی از راه‌های حفاظت از دانش به شمار می‌رود.[همان] ذخیره، حفظ و روزآمد کردن دانش به این بخش مربوط می‌شود.[8:31]
9. ارزیابی دانش: ارزیابی دانش میزان دستیابی به اهداف تعیین‌شده را مشخص می‌کند و با استفاده از این بازخورد، اقدام اصلاحی را طراحی می‌نماید.[8:32]
مدل‌های دیگری نیز برای آماده‌سازی و پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان و ایجاد یک سازمان برپایه دانش مطرح شده که برخی از دید کلان و برخی از دید عملیاتی آن را در نظر گرفته‌اند. از آن جمله به مدل‌های "هوانک لی" و "یانگ گول کیم" و "کنجن" می‌توان اشاره کرد.
7ـ نکات مهم در موفقیت بهره‌گیری از مدیریت دانش
به منظور موفقیت فرآیند مدیریت دانش توجه به موارد زیر ضروری است:
الف. قابلیت اتصال: تکنولوژی به تنهایی برای موفقیت رویکرد در مدیریت دانش کافی نیست. اما می‌تواند زیرساخت مناسبی برای به اشتراک گذاشتن دانش و فعال‌ساز باشد. دسترسی همه بخش‌های سازمان به معمار مدیریت دانش، برنامه‌های مبتنی بر وب، ابزارهای سیار، ابزارهای داده کاری، پیشتازهای پشتیبان زیرساخت مدیریت دانش هستند. فناوری رفتارهای جدید دانش را فعال می‌سازد.
ب. محتوا: در ابتدا، سازمان باید ممیزی دانش را انجام دهد تا نقاط درونی و بیرونی تأثیرگذار بر دانش را شناسایی کند. نیروهای درونی و بیرونی تأثیرگذار بر دانش اشکال مختلفی دارند مانند: دانش مشتری یا ظهور رسانه‌های جدید.
پ. اجماع: مدیریت دانش موفق به اجتماع عملکردها یا گروهی از افرادی که در درون سازمان همکاری دارند، وابسته است. این افراد در مراحل مختلف نظیر آماده‌سازی، راه‌اندازی، انجام عملیات و کسب نتیجه نهایی با یکدیگر تعامل دارند.
ت. فرهنگ: پشتیبانی و حمایت مدیریت ارشد، همسویی عقاید، اعتماد و انگیزش اجزای اصلی فرهنگ مدیریت دانش به شمار می‌روند و توجه مستمر به این اجزا ضروری است. به عبارتی شما باید به اطلاعاتی که از همکاران دریافت می‌کنید، اعتماد داشته باشید و اطلاعاتی که همکار دیگر از شما دریافت می‌کند با توجه به اعتمادی که به کار شما دارد، ارزشمند خواهد بود و اگر این روند استمرار یابد موفقیت مدیریت دانش را سبب می‌شود.
ث. تعاون: جریان‌های کاری در سازمان‌های دانش‌محور بسیار به هم وابسته هستند. این تعاون رمز موفقیت مدیریت دانش است، چرا که می‌تواند موانعی نظیر تفاوت فرهنگ‌ها را از میان بردارد و افراد سازمان را در جهت رسیدن به اهداف هدایت کند.
ج. سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاری در مدیریت دانش به منظور تسریع بهره‌گیری از نوآوری‌‌ها و افزایش دانش افراد سازمان عامل مهمی به شمار می‌رود.[11]
8ـ عوامل موفقیت مدیریت دانش
عوامل موفقیت مدیریت دانش از دیدگاه افراد و نظریه‌پردازان، گوناگون است. از جملۀ این افراد هیزینگ است که عوامل موفقیت مدیریت دانش را به دست آوردن تخصص از تجربه، ترویج فرهنگ پست الکترونیک، حمایت مدیران عالی، ترکیب کردن وظایف دانش با وظایف روزانه می‌داند. از طرف دیگر پروساک عوامل موفقیت در مدیریت دانش را عوامل زیر می‌دانند:
ـ فناوری؛
ـ به اشتراک‌گذاری دانش‌؛
ـ منابع الکترونیک برای دانش؛
ـ آموزش‌، یادگیری؛
ـ ایجاد اعتماد در بین افراد؛
ـ زیرساختاری برای دانش.
9ـ کاربردهای مدیریت دانش
به طور خلاصه می‌توان کاربردهای مدیریت دانش را به شرح ذیل خلاصه نمود:
ـ مدیریت دانش در یک دروۀ کوتاه‌مدت موجب بهره‌برداری بهینه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در یک شرکت می‌گردید.[4]
ـ مدیریت دانش در دوره‌های بلندمدت نیز می‌تواند پایه جدیدی جهت پیشرفت و توسعه در منافع تجاری باشد و مهارت‌ها را برای آینده مطمئن تقویت کند.[همان]
ـ مدیریت دانش به ایجاد فرهنگ جدید می‌پردازد.[همان]
ـ مدیریت دانش به یادگیری چگونگی فراگیری می‌پردازد.[همان]
ـ مدیریت دانش به جای تمرکز بر نقش سنتی مراکز آموزشی در انتقال، آموزش و نشر دانش، به ایفای نقشی مؤثر در پژوهش‌های علمی و خلق دانش می‌پردازد.[10]
ـ مدیریت دانش موجب مشارکت فعال با صنعت و مراکز توسعه تکنولوژی و کاربردی کردن علم و تربیت دانش‌آموختگان منعطف با بازار کار می‌شود.[همان]
10ـ مدیریت دانش در بخش دولتی
با آنکه متون مربوط به مدیریت دانش، مسائل، چالش‌ها و فرصت‌های بخش خصوصی آن را بیان کرده‌اند، در مورد بخش دولتی بسیار کم بحث و بررسی شده است. برنامه‌هایی مانند آنچه در مدیریت نوین دولتی مطرح شده، پیشنهاد می‌کند بخش دولتی باید فرآیندهای مدیریتی را از بخش خصوصی اقتباس و فنون موفق آنها را به کار گیرد. البته منتقدان مدیریت نوین دولتی معتقدند که تفاوت بین بخش دولتی و خصوصی چندان زیاد است که تجربیات تجاری را نمی‌توان در بین این دو بخش منتقل کرد. تفاوت‌های اساسی در سیاست‌ و عملکردهای مربوط به مدیریت منابع انسانی، مدیریت مسائل اخلاقی و فرآیندهای تصمیم‌گیری هنوز باقی است.
11ـ ارزیابی اثربخشی مدیریت دانش
هنوز ماتریس ارزیابی تمام عیار و کاملی در تحقیقات برای سنجش میزان موفقیت مدیریت دانش در سازمان وجود ندارد، اما در عمل معیارها و روش‌های ارزیابی مختلفی وجود دارد. در کنار معیارهایی چون تعداد اختراعات، علائم تجاری، حق ثبت، جنبه‌های دیگری از کاربرد دانش نیز وجود دارد که عبارتند از: رضایت مشتری، نتیجه عملکرد مالی (قیمت‌های بورس، سود تقسیمی، ارزش خالص فعلی)، اثربخشی فرآیندهای کسب و کار، توانایی در نوآوری، تغییرات و بهبود از طریق یادگیری سازمانی و تعیین عوامل حیاتی موفقیت (CFS4).[2:51]
روش‌های معمول و سنتی ارزیابی مالی، مناسب نیستند، زیرا سرمایه نامشهود را دارایی تلقی نمی‌کنند، بلکه آنها به طور کلی سرمایه مشهود را به عنوان بدهکار در ستون بدهی حقوق و دستمزد پرداختی به کارکنان بابت مهارت و تجربه آنها لحاظ می‌کنند. در حال حاضر، توسعه و تدوین رویه‌های حسابداری برای تعیین ارزش دارایی‌های نامحسوس سازمان و همین‌طور ایجاد مدل‌های محاسبه سرمایه نامشهود به گونه‌ای که سرعت نوآوری و توسعه شایستگی‌های محوری را تعیین کند، ضروری می‌باشد.[52: همان]
12ـ آینده مدیریت دانش
اگرچه رویکردهای خاص به مدیریت دانش از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است، اما همچنان موضوعات کلیدی و مسائل مشترک به قوت خود باقی است. استقرار مدیریت دانش، مستلزم تحولی شگرف در فرهنگ سازمانی و تعهد همه سطوح سازمان است. اقدامات انجام‌شده در شرکت‌های باکمن، مونسانتو و دیگر شرکت‌ها برای افزایش یادگیری و بهبود روابط در سطح ملی و جهانی به طور عمده بر کارکنان و روش‌ها متمرکز شده‌اند. زیرساخت‌های قوی، فناورانه و مطابق نیازهای هر سازمان، ابزار ضروری برای تضمین اقدامات مدیریت دانش فراهم می‌کند.
آنچه که از هزاران تجربه سازمانی به دست می‌آید، این است که مدیریت دانش به ابزار بیشتر و بهتر برای جمع‌آوری داده و اطلاعات بیشتر نیاز ندارد، بلکه به نگرشی جدید نیاز دارد که بین افراد دارندۀ اطلاعات رابطه برقرار کند و این عمل باعث ارتقای شناخت و شتاب گرفتن کار می‌شود و به بیان دیگر، دانش تولید می‌شود. مدیریت دانش صرفاً به استخراج حافظه سازمانی نمی‌پردازد بلکه به استخراج مهارت‌های سازمانی و سرمایه نامشهود موجود هم می‌پردازد. سرعت شدید رقابت، بازارهای جهانی، مشتریان آگاه و نوآوری‌های فناورانه، محیط بازار را به زمین مسابقه تبدیل کرده است. سازمان‌ها نه تنها برای حفظ وضعیت رقابتی خود بلکه به خاطر خلاق و نوآور بودن به مهار و استفاده از دانش نیاز دارند. آنها نه تنها چالاک بلکه باید «سازمان هوشمند» باشند.
بر طبق نظر "نوبل لوریت و موری گلمن" توانایی افراد و رایانه‌ها در تشخیص و درک اطلاعات ناقص، با هم متفاوت است. افراد می‌توانند اطلاعات ناقص و ناتمام را تشخیص دهند، (از روز ساخت و تفسیر معنی) اما رایانه‌ها این توانایی را ندارند. ما از دیگران آنچه را که انجام می‌دهند و نیاز دارند، یاد می‌گیریم. اگر بتوانیم به گونه‌ای اثربخشی، دانش افراد را ثبت، ضبط و منتشر کنیم، دیگران هم می‌توانند یاد بگیرند و از آن استفاده کنند. جو سازمانی حمایتی و ایده‌آل و مدیریت دانش خوب می‌تواند از یادگیری و دانش کلی سازمان برای رویارویی و رفع هر مشکلی، در هر جای دنیا و در هر سازمانی استفاده کند.[2]
تجزیه و تحلیل:
با توجه به مطالب فوق، توجه جدی به موضوع مدیریت دانش نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. بنابراین به نظر می‌رسد جای آن در رشته‌های دانشگاهی خالی است. به همین منظور یک جستجوی اینترنتی در این خصوص به عمل آمد. از بین مراکز عالی آموزش، دانشگاه دولتی کنت، دانشگاه تگزاس، دانشگاه روبرت گوردن، موسسه تحصیلات عالی تکنولوژی الیزیز، دانشگاه جورج ملیسون، دانشگاه کنت کلی، دانشگاه جورتج تون و دانشگاه علوم و تکنولوژی هنگ‌کنگ بررسی شد.
در این دانشگاه‌ها مدیریت دانش به عنوان درس 3 واحدی در دانشکده‌های اطلاعات، مدیریت، تجارت و اقتصاد، کامپیوتر و صنایع ارائه می‌شود و نیز به صورت رشته‌ای در دوره کارشناسی ارشد در دانشکده‌های اطلاعات، مدیریت و کامپیوتر برقرار می‌باشد. پیش‌نیاز این درس، مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی (MIS) می‌باشد. موضوعات درسی با توجه به دانشکده و رشته مربوطه توسعه داده شده‌اند.
نتیجه‌گیری:
بدون تردید هدف از یادگیری سازمانی، ایجاد یک قابلیت متکی بر منابع انسانی در شرکت است، این هدف در راستای یکی از اصول اصلی مدیریت منابع انسانی قرار دارد. یعنی این که باید روی کارکنان سرمایه‌گذاری کرد تا سرمایه انسانی مورد نیاز سازمان توسعه یابد و ذخیره دانش و آگاهی و مهارت افزایش یابد.
بنابراین سازمان‌ها باید برای ظرفیت‌سازی یادگیری و دانایی خود به خلق فرهنگ خودابتکاری، برقراری روابط با دیگران و مسئولیت فردی بپردازند. این نوع فرهنگ بسیار متفاوت از فرهنگ وابستگی و پایگاه‌های عملیاتی انباشت اطلاعات است.
از این رو جهت تحقق مدیریت دانش در سازمان قبل از هر چیزی بایستی بینش و نگرش مدیران نسبت به مفهوم دانش و کاربردهای آن در سازمان تغییر یابد. و مناسب‌ترین راه جهت تغییر نگرش، دادن آگاهی و دانش درباره این موضوع است. لذا با توجه به نقش اساسی مدیران در سازمان‌ها، بایستی مفاهیم و کاربردهای مدیریت دانش در قالب یک ماده درسی در دوره‌های تحصیلات تکمیلی مدیریت گنجانیده شود. به قول "سنج" برای خلق دانایی بایستی بعد از یادگیری، کاری جدی صورت گیرد، حال آن کار هر کاری می‌خواهد باشد. انباشت اطلاعات، عمل مخربی است که به کاهش اعتماد و تضعیف همکاری در سازمان منجر می‌شود. علاوه بر آن باید متذکر شد که امروزه با توجه به شدت تغییرات محیطی، مفهوم یادگیری تغییر کرده است.
یادگیری امروزه یعنی فراموش کردن، یعنی آنچنان سرعت تغییرات زیاد است که یادگیرنده باید یاد بگیرد. سپس یادگرفته‌های خود را سریعاً فراموش کند و به دنبال موضوعات نو و جدید باشد.
با توجه به مزایا و کاربردهای مدیریت دانش آن در سیستم‌های نظامی و غیر نظامی به عنوان مزیت رقابتی پایدار، به نظر می‌رسد «مدیریت دانش» در دوره تحصیلات تکمیلی با سرفصل‌های زیر برگزار گردد. مدیریت دانش را می‌توان با مباحث زیر تحت دقت و توجه قرار داد:
ـ مدیریت دانش، اصول، فلسفه و نقش‌ها؛
ـ ماهیت و ریشه‌های دانش، ارزیابی دانش؛
ـ وضعیت مدیریت دانش در سازمان؛
ـ اصول مدیریت دانش؛
ـ تأثیرات سازمانی مدیریت دانش؛
ـ مدیریت دانش و سیستم‌های اطلاعاتی؛
ـ رابطه مدیریت دانش و سیستم‌های اطلاعاتی، تکنولوژی اطلاعات؛
ـ مدیریت دانش و ساختار اطلاعات؛
ـ مدیریت دانش، ابزارها و تکنولوژی‌ها؛
ـ ابزارهای استخراج دانش، تبدیل دانش صنعتی به دانش واضح و روشن، کشف دانش جدید و استخراج داده‌ها؛
ـ مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی؛
ـ سیستم‌های مدیریت دانش؛
ـ ابزارها و روش‌های طراحی سیستم‌های مدیریت دانش؛
ـ تأثیر سیستم‌های مدیریت دانش در کسب، ایجاد سرمایه‌های فردی دانش سازمانی؛
ـ طراحی سیستم‌های مبتنی بر دانش.
[در اصل منبع هم همینطور است.]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات