تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۴۴۵۲۲

جریانات اسلامی ترکیه (بخش دوم)


ترجمۀ: حامد صادقی
ـ نقش حفاظتی ارتش:
ارتش ترکیه همواره بعنوان حافظ اصول (اعتقادی) آتاترک خدمت کرده است. حفاظت از لائیسیزم نیز یکی از همین اصول است. ترکیه گاه شاهد دوران پر هرج و مرجی مانند سالهای 1970 بوده است که برای استقرار نظم دخالت ارتش لازم می‌آمده است، البته هربار ارتش پس از مدتی حاکمیت را به غیرنظامی‌ها سپرده است و این مایه خوشوقتی است. تا وقتی سمپاشی نسبت به حرکت اسلامی در داخل ارتش گسترش نیافته و به اوج نرسیده است، بنظر نمی‌رسد ارتش در قبال یک حرکت اسلامی قوی به زانو درآید. و باید گفت امروز چنین وضعی در ارتش ترکیه وجود ندارد.
ـ لائیسیزم ترک:
اصل لائیک از سال 1925 در قانون اساسی جمهوری ترکیه وجود دارد و از آن زمان تاکنون به نحوی موثر به مردم القاء شده است. این اصل ماده‌ای قانونی است که تغییر آن امر ساده‌ای نیست.
ـ بنیادگرایان فاقد همبستگی و قدرت هستند:
طریقت‌های متعدد دینی (صوفی یا تصوفی) با این که در بین مردم مورد احترامند اما خود با یکدیگر در حال رقابت هستند. همچنین مسلمانان زیر چتر یک حزب نیز گردهم نمی‌آیند و در حال حاضر چنین چیزی احتمال هم ندارد. قشر روحانی که بمنزلۀ ستون فقرات سیاست اسلامی در دیگر کشورهای اسلامی بشمار می‌رود در ترکیه توسط آتاترک ریشه‌کن شده است و در حال حاضر چنین افرادی در ترکیه وجود ندارند.6 به این ترتیب بنیادگرایان ترک به دسته‌جات مختلف تقسیم شده‌اند و مهمتر از آن، از داشتن رهبری با نفوذ و موثر محرومند.
ـ در ترکیه فقط مسلمانان نیستند که هوادار افکار بنیادگرایانه‌اند. نیروهای سیاسی دیگری هم وجود دارند. مسلمانان بنیادگرا در ترکیه نهایتا مجبور به مبارزه با ملی‌گرایان و چپگرایان نیرومند خواهند بود.
ـ اقلیت شیعه در ترکیه متحد و یکپارچه نیست و به همین ترتیب با [امام] خمینی و جمهوری اسلامی نیز ارتباط منسجم و تنگاتنگی ندارد. اینان از تشکیل حکومت مذهبی سنی به آن دلیل هراس دارند که آزادی مذهبی شیعیان را محدود خواهد کرد. از این‌رو شیعۀ ترکیه سالهاست که برای تضمین حقوق دینی خود از دولت لائیک جانبداری می‌کند.7
موفقیت حرکت اسلامی در آینده، به چند عامل خارجی و داخلی بستگی دارد. عواملی که عناصر فعال در حیطۀ سیاست اسلامی را تحت تأثیر خود قرار خواهند داد عبارتست از:
حفاظت از دمکراسی:
در نظر بعضی مسلمانان، رادیکالهای چپ برای افزایش شانس موفقیت نیروهای رادیکال، بدنبال تجربه کردن رویارویی با دمکراسی هستند تا به این ترتیب مداخلۀ نظامی و ایجاد قطب‌بندی در سیاست کشور حاصل شود. چپ‌های افراطی و راست‌های مسلمان، به یک شکل معتقد به مخالفت با غرب و ناتو و ورود ترکیه به جامعه اروپا هستند. تا زمانی که از دمکراسی محافظت شود مسلمانان مجبورند مبارزه را محدود به نتیجه صندوقهای رای کنند و به سازش کشیده شوند و خود را با سیاستهای حاکم بر ترکیه هماهنگ کنند. احزابی که تا امروز از سوی مسلمانان تأسیس شده و یا بعضی از عضوهایش مسلمانان بوده‌اند نیز اینگونه عمل کرده‌اند.
تمایلات اقتصادی در آینده:
اقتصاد ترکیه در آینده تأثیری خطرناک و بحرانی بر انتظارات مسلمانان بنیادگرا خواهد داشت. لیبرالیزاسیون اقتصاد ترکیه که توسط دولت اوزال [پایه‌گذاری] و دنبال گردید تا امروز به نفع وضع اقتصادی مسلمانان شده است.8
آن بخش از اقتصاد که توسط مسلمانان اداره می‌شد گسترش یافت و به این ترتیب یک طبقۀ خرده بورژوا و در عین حال مسلمان به صحنه آمد. با گسترش اقتصاد و افزایش شمار ثروتمندان ـ‌ حتی در بین مسلمانان ـ فاصلۀ بین فقیر و غنی بیشتر و بزرگتر شد. افرادی که درآمد کافی ندارند به نحوی اعتراض‌گونه به اسلام رو می‌آورند و مانند وضعیتی که در ایران هست در جستجوی عدالت می‌باشند اما اینها مانند کارگران شهری ممکن است جذب نیروهای چپ هم بشوند.
با باز شدن فضای سیاست و اقتصاد در ترکیه و کاهش کنترل دولت در اینگونه امور، مسلمانان برای مانورهای سیاسی خود عرصۀ وسیعتری بدست آوردند. اگر اقتصاد عمومی کشور در آینده با شکستی بزرگ مواجه شود، این زمینه‌ای خواهد شد برای یک آلترناتیو اسلامی رادیکالتر.
مسأله کردها:
کردهای ترکیه هم می‌توانند عاملی شوند در جهت عدم ثبات دولت ترکیه. لیکن بنیادگرایان مسلمان در بین جمعیت کرد، بویژه به لحاظ رعایت اصول اسلامی، موفقیت کمتری بدست آوردند. بیشتر حرکتهای تند جدایی‌طلب کرد از درون چپ مارکسیست لنینیست نشو و نما یافت. علاوه بر این از آنجا که مسلمانان به لحاظ ایدئولوژیک معتقدند در یک دولت اسلامی ناسیونالیزم جایی ندارد و تنها اسلام را قبول دارند، این است که حرکتهای جدایی‌طلبانه را هیچگاه مورد حمایت خود قرار نداند.
با این حال ایران [امام] خمینی با این ادعا که «کردها برای رسیدن به اهدافشان نیازمند به حرکت اسلامی هستند.» در گذشته، جمعیت کرد ترکیه را فریب داد. [!] (همانطور که در عراق اتفاق افتاد.) با این که ایران به میزان قابل توجهی از اغفال کردها دست برداشته است ولی هنوز این خطر بصورت بالقوه منطقه را تهدید می‌کند.[!]
معیارهای سیاست خارجی:
برخی از موضوعات مهم سیاست خارجی می‌تواند در ‌آیندۀ ترکیه و نزدیکی‌اش به غرب از نقش بسیار بالایی برخوردار باشد. تضعیف جدی رابطه ترکیه و غرب می‌تواند موجب تقویت حکومت اسلامی (و در عین حال چپ رادیکال) گردد. نارضایتی ترکیه از سیاستهای ناتو (خصوصا از جریانی که متمایل به یونان است.)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات