تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۴۴۵۵۳

جریانات اسلامی ترکیه (بخش ششم)


ترجمۀ: حامد صادقی
3- طرد متدینین
کمالیست‌ها توانستند لائیسیزم را در بین قشر ممتاز و تحصیلکرده جامعه ترک رواج دهند اما در میان توده‌های روستایی و مردم شهرهای دور دست نتوانستند به چنین نتیجه‌ای برسند. علیرغم کوششهای رژیم برای زدودن علائم اسلامی از جامعه، میلیونها انسان ساکن در روستاها و قصبات آناتولی همچنان مسلمانانی معتقد به دین خود باقی ماندند. رژیم جمهوری توانست اسلام رسمی را به کنترل خود در آورده و به آن یک نظام بدهد، اما نتوانست اسلام مردمی را به سهولت تحت کنترل درآورد. برای مثال زمانی که طریقت‌ها ممنوع شدند، شبکه‌های آنها براحتی فعالیت‌های خود را زیرزمینی کردند.
به همان شکل نهادهای اولیاءگری و باطنی‌گری در میان اسلام مردمی و در مناطق دوردست به رشد خود ادامه دادند. در حالیکه لائیسیزم آتاترک از سوی طبقات ممتاز سیاسی اجتماعی و روشنفکران هواداری می‌شد، قشر مسلمان و متدین عکس‌العمل خود را در قبال انقلاب فرهنگی سالهای 1920 تا 1930 بصورت مقاومتی غیر فعال ادامه داد.
به جز علویها که سالیان دراز در بیم از سنی‌ها زندگی کرده‌اند و به همین دلیل از سیاستهای لائیکی دولت حمایت می‌کردند متدینان آناتولی در قبال رهبریت جمهوریخواه از موضعی سرد و خشن برخوردار بودند. بیشتر آنها سیاست آتاترک را نوعی اقدام جهت محو اسلام از زندگی روزمرۀ مردم ارزیابی می‌کردند.(8)
بهرحال تا وقتی که به مردم اجازه داده نمی‌شد در چارچوب یک نظام دمکراتیک در امور سیاست ملی دخالت کنند، مردم نمی‌توانستند نارضایتی‌شان از انقلاب فرهنگی آتاترک را به راحتی به زبان آورند. هر چند بر علیه دولت آشکارا قیام‌هایی دینی نیز به وقوع پیوست اما هیچکدام این قیام‌ها موفق نشد بخش عظیمی از مردم را به حرکت درآورد. (9)
بیشتر مردم ساکن در روستاها و شهرستانها مانند آنها فکر نمی‌کردند. اسلام برای آنها پایه و اساسی هویت فردی و اجتماعی بود. وجود یک حاکمیت تک حزبی از تاثیرگذاری سیاست دینی بر مردم ممانعت بعمل می‌آورد. نتیجتاً جدایی فرهنگی بین مردم و نخبگان در زمان جمهوری، آشکارتر از زمان عثمانی شد.
دو میراث متضادی که از اواخر سالهای 1950 شروع به خود نمایاندن کردند و بحثشان در بالا گذشت بعنوان نتیجۀ گذار رژیم ترکیه از استبداد به دمکراسی با دگرگونی‌های عظیمی مواجه شدند. در دورۀ لیبرالیسیون سالهای 1946 تا 1950 هم دولت و هم نمایندگان مخالف در ارتباط با دین موضع نرم‌تری اتخاذ کردند.(10)
زمانی که حزب حاکم جمهوری خلق CHP برای اولین بار وارد مبارزه انتخاباتی با دیگر احزاب شد موضع لائیکی افراطی خود را نرم‌تر کرد. دولت حزب جمهوری خلق CHP تصمیم به راه‌اندازی دوره‌هایی برای تربیت و آموزش امام و خطیب گرفت. همچنین در دانشگاه آنکارا یک دانشکده الهیات تأسیس کرد. و درس تعلیمات دینی را بعنوان درس انتخابی در دورۀ ابتدایی قرار دارد. نیز دولت اجازه داد زیارتگاهها مجدداً بازگشایی شوند و برای حجاج محدودیت ارزی را لغو کرد. اما این تدابیر این که CHP قلعۀ محکمی است برای لائیسیزم افراطی اندیشه را تغییر نداد.
حزب جمهوری خلق در سال 1950 در اولین انتخابات عادلانه و آزاد ترکیه از حزب جدیدالتاسیس دمکرات شکست خورد.
حزب دمکرات (DP) در دوره لیبرالیسیون سیاسی سالهای 1946 تا 1950 مراقب بود در خصوص دین محدودیتهای رسمی را زیر پا نگذارد. با این حال «دفاع از اسلام» از سوی حزب دمکرات علناً انجام نمی‌گرفت ولی یک عنصر قوی تبلیغاتی شد. این پیام به انتخاب‌کنندگانی که باور کرده بودند حزب دمکرات در مسائل دینی آزادی‌های بیشتری خواهد داد رسانده شد. به موازات عکس‌العمل‌هایی که درباره سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی حزب دمکرات وجود داشت، موضوع اسلام نیز در پیروزی این حزب در انتخابات سال 1950 نقش بارزی داشت. حزب دمکرات با پیروزی در انتخابات سال 1954 و 1957 حزب حاکم دهۀ 1950 شد.
در سالهای 1950 دولت نخست‌وزیر «عدنان مندرس» نسبت به زمان آتاترک و اینونو در مورد اسلام مسامحه بیشتری نشان داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات