ترجمۀ: حامد صادقی
طرفداران نظریه «ترکیب ترک ـ اسلام» پس از کودتای 1980 پستهای مهمی را در دانشگاهها و وزارت آموزش و پرورش بدست آوردند. رژیم حاکم نظامی نمیتوانست تمام جوانب این نظریه را بپذیرد. اما ایدئولوژیهای افراطی در حال گسترش بود و رژیم نظامی ناچار به اتخاذ چنین وضعی بود.
دروس دینی که از دیرباز در «کانون روشنفکران» موضوع بحث بود و در سال 1982 در تمام مدارس به حال اجرا در آمد، نشانۀ مهم این امر بود. با اینکه مقامات نظامی ترکیه کاملاً مراقب حفاظت از لائیسیزم ترکیه و اصلاحات آتاترک هستند اما متقاعد شدند که برای مبارزه با ایدئولوژیهای افراطی و در عین حال حرکت بنیادگرای اسلامی، آموزش اسلام به شکل رسمی شیوۀ موثری است.(36)
تاثیر مدافعان نظریه «ترکیب ترک ـ اسلام» بر شکلگیری سیاستهای دینی مردمی به نحو نامطلوبی در گزارش رسمی و دولتیای که «سازمان برنامهریزی کشور» در سال 1983 تهیه نمود، بیان میشود. گزارش مذکور درصدد تشخیص مشکلات اجتماعی ترکیه و ارائه راه حل برای آنها بود و در سال 1980 منعکسکنندۀ دیدگاههای رسمی دولت دربارۀ اسلام بود.(37)
گزارش مزبور بحران سالهای 1970 را با تخریب ارزشهای ملی و اخلاق سنتی جوانان ترک از سوی ایدئولوژیهای خارجی و جداییطلب مرتبط میداند. این گزارش رسمی دولت علاوه بر ارائه راههای چاره برای کاهش مخالفتهای مردم علیه غرب و دشمنی با بیگانگان برای گسترش دادن اعمال و احساسات اسلامی در کشور نیز مفصلا بحث میکند.
بیشتر این تدابیر مربوط به امور آموزشی میشد. مطلبی که برای مقامات دولتی و دانشگاهیانی که در تهیه گزارش مذکور دخیل بودند بسیار نگرانکننده بود. گزارش علاوه بر پیشنهاد اضافه نمودن ساعات دروس دینی در مدارس توصیه نموده است که در رادیو و تلویزیون دولتی نیز برنامههای دینی بیشتر ارائه گردد.
بخش چهارم:
حرکت اسلامی، ایدئولوژی و تشکیلات
تا سالهای 1980 تعداد معدودی از تحلیلگران ترک فعالیت گروههای اسلامی را بعنوان یک حرکت اجتماعی، سیاسی مورد ارزیابی قرار میدادند. اما در ده سال اخیر، در پاسخ به گسترش ابعاد اسلام در صحنههای اجتماعی و سیاسی کشور، مطبوعات ترکیه شروع به بحثهای زیادی درباره حرکت اسلامی نمودند. آیا تعبیر «حرکت اسلامی» نشاندهندۀ یک حرکت وسیع و فراگیر است که ضمن انسجام و سازماندهی برای اقتدار و رهبری نیز داعیه دارد؟ در اقدامات اسلامی کردن جامعه ترکیه و سیاستهای این جامعه چه تیپ افرادی فعالند و اهدافشان چیست؟ آنان برای رسیدن به اهدافشان چه طرحهایی دارند؟
با بیان این نکته که «حرکت اسلامی» تا کنون بطور کامل تعریف نشده است، خواهیم توانست پاسخ سوالات فوق را مورد بررسی قرار دهیم. این حرکت تابلویی چند جانبه است که در برگیرندۀ احزاب سیاسی، موسسات سرمایهگذاری و اعتبارات، طریقتها، وقفهای آموزشی اسلامی، گروههای کوچک مخفی، سازمانهای دانشجویی، بخش انتشارات اسلامی و روشنفکرانی که به هیچ کجا وابسته نیستند میباشد.
این حرکت به هیچ وجه یک نیروی متحد که در درون ساختار یک سازمان واحد باشد نیست. آنچه که در ترکیه دیده میشود به جای یک سازمان منسجم و یک نظریه واحد و یا برنامهای معین، ائتلافکنندگانی هستند که حول محور مشترک ترویج ارزشهای اسلامی گرد هم آمدهاند.
عدم یک سازمان واحد احتمال عضویت را آنطور که در غرب فهمیده میشود نیز ناممکن میسازد. طرفداران گروههای مختلف اسلامی، و طرفداران شرکت در فعالیتها و جمعیتها هستند که بیشتر سازندۀ این حرکتند. همچنین ماهیت بیشکل حرکت اسلامی ترکیه با عدم برخورداری از رهبری که قادر باشد همۀ افراد را بدنبال خود بکشد نیز نمایان میگردد. از اینرو میتوان گفت حرکتی که در ترکیه هست با حرکتهای اسلامی در کشورهای دیگر منطقه متفاوت است.
مثلاً در مصر رهبران و متفکران مسلمان و عملگرایی مانند حسن البناء و سید قطب در رشد اخوانالمسلمین و بدست آوردن جاذبیتهای مردمی آن نقش قابل توجهی داشتهاند. آیتالله خمینی در ایران برای به حرکت در آوردن تودهها به تنهایی نقش با اهمیتی داشت. تاکنون حرکت اسلامی ترکیه چنین رهبران با نفوذ و پر قدرتی نداشته است. نامهای مطرح در ترکیه بر خلاف وضعیتی که مثلاً در ایران هست، از نیروی حاکم در حرکت اسلامی برخوردار نیستند.
اسلامخواهان مشهور ترکیه دارای مشاغل لائیک هستند. این طیف شامل بروکراتها، سیاستمداران، حقوقدانان، مهندسان، روزنامهنگاران، پزشکان و معلمان میشود. اینان به لحاظ تحصیلات و وضع زندگی با تیپهای کلیشهای مسلمان فرق دارند. تیپهایی که از سوی لائیکهای ترک چنین تعریف میشوند: «کسانی که دارای دیدگاههای خشکند و به نوع زندگی غربی خو نگرفتهاند و عموماً از مسائل تمدن بیخبرند.» امروزه اسلامخواهان اکثراً از طبقۀ تحصیلکرده شهرنشین هستند. بیشترشان فارغالتحصیل دانشگاه هستند. برخی از آنها تحصیلشان را در مراکز آموزشی اروپا و آمریکا به پایان بردهاند.
عملگرایان مسلمان به جز تدین و جهانبینی اسلامیشان به لحاظ ریشههای اجتماعشان نیز از طیف لائیک جدا میشوند. طیف لائیک معمولاً از خانوادههای ثروتمند و یا متوسط شهرنشین هستند. و برعکس نویسندگان، کارفرمایان و سیاستمداران اسلامی از شهرهای دوردست و کوچک آمدهاند و به خانوادههای فقیر وابستهاند.
اکثر آنها در محافل فرهنگی روستاها و قصبات کوچک آناتولی تربیت دیدهاند. بعدها یا خودشان به تنهایی و یا به همراه خانواده برای تحصیل در دانشگاهها به شهرهای بزرگتر مهاجرت کردهاند و شهرنشین شدهاند. این افراد نسبت به خانوادههایشان از تحصیلات و سطح معلومات بیشتری برخوردارند.
برخلاف تعداد کمی از اسلامخواهان مشهور که در موردشان بیوگرافیهایی موجود است، اطلاعات بدست آمده درباره وضعیت اجتماعی طیف مردمی اسلامخواهان نیمه تمام و ناقص است. تنها اطلاعات بدست آمده در این مورد تحقیقی است که در سال 1986 انجام گرفته است. تحقیق مذکور برای بررسی جریانات طرفدار تاسیس حکومت دینی در ترکیه به انجام رسیده بود.