ترجمۀ: حامد صادقی
دگرگونی مهم
این مسامحه به اشکال زیر نمایان میشد. اذان که به زبان ترکی خوانده میشد دوباره اجازه داده شد به عربی خوانده شود، شروع تبلیغات دینی از رادیو، تبدیل کلاسهای آموزشی امام خطیب به مدارس منظم امام خطیب. نمودهای دینی نیز در پیشرفتهای اولیه حزب دمکرات دخیل بودند. از جمله: انجمنهایی که برای ساخت مسجد و تشکیل کلاسهای قرآن از سوی افراد داوطلب در بیشتر قصبات کوچک آناتولی تاسیس میشدند. به صحنه آمدن مجدد انجمنهای دینی و طریقتها و استقبال زیاد مردم از بازگشایی زیارتگاهها.
ناظران غربی این تحولات را بعنوان «بیداری اسلامی» مورد ارزیابی قرار میدهند. (11) حقیقت این است برای کشوری که دورۀ «رکود دینی» را پشت سر گذارده و اینک در یک حرکت فرهنگی رادیکال قرار دارد این یک دگرگونی مهم به شمار میرود.(12) لیکن توجه به این نکته که این بیداری اسلامی از لائیسیزم فاصله نگرفت خود امر با اهمیتی است. هر چند مندرس و دیگر مسئولین حزب دمکرات اندیشۀ لائیکی کمالیستها را به باد انتقاد گرفته بودند اما با این حال دولت اقدام به لغو مکانیزم حقوقی و اداری کنترل موسسات اسلامی نکرد. در کتابهای دینی مدارس، اسلام بعنوان دینی تعریف میشد که با پیشرفت مخالفتی ندارد.
وقتی اعضای طریفت تیجانی پی در پی حملاتی را بر علیه مجسمههای آتاترک شروع نمودند، دستگیر شده و به دادگاه کشانده شدند. در سال 1953 مجلس که در حاکمیت حزب دمکرات بود قانونی را از تصویب گذراند که به موجب آن استفاده از دین با هدف تبلیغات سیاسی را ممنوع میکرد. این اقدام که اقدامی بر علیه اسلامخواهان بنیادگرا به شمار میرفت ریشه در رهبریت حزب دمکرات و ساختار اجتماعی آنها داشت. رهبریتی که اکثر اعضایش از نخبگان کمالیست بود. موضع حزب دمکرات در قبال اسلام، به میزان قابل توجهی از نیروهای لائیک سالهای 1950 نیز تأثیر میپذیرفت، نیروهای لائیک ظاهراً در حاکمیت نبودند، اما نفوذ و تاثیر آنها بر ساختار اداری، ارتش و محافل روشنفکری همچنان ادامه داشت.
سقوط حزب دمکرات در سال 1960 نیز که با یک کودتا صورت گرفت نتوانست تغییری در پیشرفت بیداری اسلامی ایجاد کند. این وضع در طول قرن بیستم ادامه یافت و اندیشۀ اسلامی در عرصههای سیاسی فرهنگی و اجتماعی گسترش پیدا کرد. (13) عمل به عباداتی مانند حج و یا روزه گرفتن نسبت به گذشته افزایش یافت. علیرغم موانع قانونی، تعداد اعضای طریقتها و سازمانهای دیگر دینی افزایش پیدا کرد. به همین شکل فروش نشریات و کاستهای مذهبی نیز بیشتر شد. کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان در سراسر کشور افزایش پیدا کرد.
در بسیاری از موسسات دولتی از جمله ساختمان مجلس و دفاتر دولتی مستقر در آنکارا مکانهایی برای اقامه نماز در نظر گرفته شده و مهمتر از اینها، احزاب جدیدالتاسیس سیاسی اسلامی موفق شدند به پارلمان راه یابند و شرکای کوچک دولتهای ائتلافی شوند.
رژیم سیاسی
عوامل مختلفی باعث شدند نقش اجتماعی سیاسی اسلام در سالهای 1960 تا 1970 پیشرفت کند. (14) نخستین عامل که تاکنون مهمترین نیز بوده است، رژیم دمکراتیک سیاسی ترکیه بوده است. دمکراسی ترکیه پس از آغازی امیدوارکننده در سالهای 1960، 1971، 1980 با سه بحران بزرگ روبرو شد.
اما ارتش در امور دخالت کرد و هیچکدام این بحرانها روی کار آمدن رژیمی نظامی را نتیجه نداد. پس از دورههای نظامی که آنها را باید دورههایی کوتاه نامید مجدداً وضع به دمکراسی پارلمانتاریستی باز گردانده شد.
سیاستهای دمکراتیک اولینبار در سال 1940 در چارچوب انتخابات آزاد و سیستم چند حزبی موجب تقویت جریانی شد که به میدان آمده بود. این جریان توجهی بود که احزاب سیاسی در خصوص منافع و مضرات تودههای مسلمان ترکیه اعمال میداشتند. این پایه حقیقی سیاست ترکیه از سوی احزاب عمدۀ راست و در راس آنها از سوی حزب دمکرات مورد قبول واقع شد.
تجربه دمکراسی ترکیه در خصوص اسلام بر دو نکته دیگر تاکید گذارد. اول اینکه دین به تنهایی قادر به تضمین پیروزی در انتخابات نبود. برای اثبات این مطلب باید حزب سلامت ملی اربکان را ذکر کرد که نتوانست نسبت 12 درصد را پشت سر گذارد. دوم، فعالیت احزاب حاکم در محدودۀ ضرورتهای اداری و حقوقی دولت لائیک است که برای جلوگیری از بحرانهای سیاسی و کودتاهای احتمالی ارتش انجام میشد. این حرکت تعادلی از سوی دولتهای راستگرا که از سال 1950 تا 1980 حاکمیت را بدست داشتهاند، کم و بیش رعایت میشده است.(15)
دمکراسی و ضرورتهای انتخاباتی موجب تغییرات مهمی در مواضع حزب جمهوری خلق CHP تحت رهبری اینونو، رهبر با سابقهای که با هرگونه انحرافی از سیاستهای لائیکی شدیداً مقابله میکرد و با همراهی ارتش و بوروکراتها درصدد تداوم و تکمیل یکی از پایههای اساسی کمالیسم بود. اما شکستهای پی در پی انتخاباتی و انتقال رهبری حزب از اینونو به بلنت اجویت، موجب ایجاد دگرگونی در مواضع حزب در خصوص دین شد. حزب در اوایل 1970 موضع خود در قبال اسلام را ملایمتر کرد.
در مورد برخی افراطکاریهای حزب در دوران تک حزبی، اقدام به انتقاد از خود نمود. حتی با حزب سلامت ملی که حزبی اسلامی بود وارد ائتلاف شد. حزب جمهوری خلق با تصمیم به چپروی و با استراتژی جدید انتخاباتیش که مخالف هرگونه نظامیگری بود، باعث تیرگی روابط دیرینهاش با ارتش شد. جریانات سیاسی بوروکراسی و ساختار اجتماعی در حاکمیت قدرتهای راستگرا تغییر میکرد و به این ترتیب پایههای دیرینۀ لائیسیزم ترکیه نسبت به سالهای اول جمهوری متفرق و تضعیف گردید.