ترجمۀ: حامد صادقی
کیفیت این کتابها هم به لحاظ محتوی و هم به لحاظ ظاهر نسبت به ده سال گذشته بسیار بالاتر است. بخش اعظم کتابها را ترجمۀ آثار نویسندههای مشهور بنیادگرای مسلمان تشکیل میدهد. (نویسندگانی مانند سید قطب و مودودی) اما یک گروه ادبیاتی رو به رشد متشکل از نویسندگان ترکی مانند عصمت اوزل، علی بولاچ، راسم اوزدن، اورن و عبدالرحمن دیلی پاک نیز وجود دارد.
بعضی از کتابهای روشنفکران مسلمان مشهور فروش بسیار بالایی دارند و نشریه «اسلام» که از مجلات اسلامی است دارای صد هزار تیراژ است. علاوه بر اینگونه انتشارات، روزنامههایی مانند «ترکیه»، «ملی گازته» و «زمان» که هر روز به چاپ میرسند را نیز نباید نادیده گرفت. مراکز انتشاراتی اسلامی همچنین در سراسر ترکیه اقدام به تولید کاستهای صدا و تصویر هم میکنند.
بسیاری از ناظران غربی که حیات مجدد اسلام در ترکیه 1980 به بعد از مورد بررسی و تحلیل قرار میدهند دربارۀ علائم «اجتماعی و فرهنگی» این تحول دقیق میشوند و حال آنکه اسلام بر اوضاع سیاسی اقتصادی ترکیه نیز تاثیر داشته است. شکلی از فعالیت اسلامی در عرصه سیاست، خود را با کوشش گروههای اسلامی برای نفوذ به موسسات دولتی بروز میدهد. برای مثال، ارتش ترکیه را میتوانیم ذکر کنیم که در سالهای اخیر هدف اینگونه اعمال بوده است.
در اواخر 1986 مسئولین نظامی حدود صد نظامی را از مدارس نظامی شهرهای استانبول، از میر و بورسا اخراج کردند، بنا به اظهارات مسئولین، این جوانان پیش از ورود به مدارس نظامی، از سوی جماعت دینی و ضد لائیک «نورجی» تحت حمایت و آموزش بودهاند. از میان ممتازین آنها جوانانی انتخابات شده و برای «نفوذ» به مدارس مختلف نظامی در نظر گرفته میشدهاند. در طول مدت آموزش نظامی در روزهای آخر هفته، در منزل اعضای سازمان نورجی به آنها آموزشهای دینی داده میشد. همچنین برای مطالعه به آنها کتب، مجلات و کاستهای دینی داده میشده است.
مسئولین نظامی میگویند این طریقت اسلامی 813 جوان را به داخل ارتش نفوذ داده بود که انتظار میرفت آنها تا سال 2000 درجه گرفته و افسر ستاد شوند. (26) در اوایل سال 1987 یک حرکت نفوذی دیگر به مدارس نظامی کشف شد. اینبار مدارس آموزشی درجهداری در آنکارا، استانبول و چان قیری هدف قرار گرفته بودند. در پشت این حادثه نیز نورجیها بودند. اما اینبار تاکتیک دیگری اتخاذ کرده بودند. آنها جوانانی را که قبلاً وارد مدارس نظامی شده بودند شناسایی کرده بودند.
اسلامخواهان در حادثۀ مدارس آموزشی درجهداری مانند مدارس جنگ سعی کرده بودند. بهترین دانشآموزان را انتخاب کنند و به آنها در خانههای شخصی دروس دینی را آموزش داده بودند. آنها از این دانشآموزان انتظار داشتند همکلاسیهای دیگر خود را به تشکیلات جذب کنند و به این ترتیب موجب گسترش شبکۀ نورجیها در میان افسران و درجهداران کردند.(27)
اسلامخواهان در نفوذ به دوائر دولتی بیشتر موفق شدند. ورود حزب سلامت ملی در ائتلاف حکومتی 1974 تا 1978 بر موفقیت مذکور تاثیر بسیاری داشت. حزب سلامت ملی در حالیکه بعنوان شریک کوچک ائتلاف حکومتی تحت نخستوزیری اجویت و دمپرل، بخشی از قدرت را در اختیار خود داشت، اعضای خود را وارد دوائر دولتی و آن دسته از وزارتخانههایی که تحت اختیار خود داشت. در اوایل سالهای 1980 این اسلامخواهان به ردههایی رسیدند که خود توانستند افرادشان را براحتی وارد موسسات دولتی کنند.
در همان حال اسلامخواهانی که در حزب حاکم مام میهن بودند با بهرهبرداری از امتیاز در دست داشتن دولت، اعضای طریقت خود را نفوذ دادند. امروز در نتیجه همین تحولات، ارگانهای حکومتی ترکیه با شبکه اسلامی وسیعی پوشیده شده است. اعضای طریقتها به داخل تمام وزارتخانهها و نمایندگیها نفوذ کردهاند. به جز وزارت خارجه که تاکنون اجازه چنین امری را نداده است.
یکی دیگر از نمودهای رشد فزایندۀ اسلام در سیاستهای سالهای 1980 به حاکمیت رسیدن حزب مام میهن به رهبری تورگوت اوزال بود. این اولینبار بود که در رژیم پارلمانتاریستی ترکیه حزبی که نمایندۀ اسلامخواهان نیز بود، مدت 6 سال بیوقفه حکومت را در اختیار خود نگاه داشت.
در گذشته نیز احزاب عمده مانند حزب دمکرات DP و حزب عدالت AP که در قدرت بودند برخی از مسلمانان را در تشکیلات خود داشتند. اما در حزب مام میهن اوزال، فراکسیون «اتحاد مقدس» که ائتلافی داخلی از اعضای قدیمی حزب سلامت ملی MSP و حزب حرکت ملی MHP است دارای نیرویی بسیار بیشتر از مسلمانان حزب دمکرات و حزب عدالت است.
از سال 1986 به این سوی مسلمانان توانستهاند در اتحاد داخلی حزب، ملیگرایان افراطی را نیز زیر چتر خود درآورند. اسلامخواهان تحت رهبری «محمد کچجیلر» شهردار سابق قونیه در زمان اقتدار اربکان توانستند در کنگره عمومی تابستان 1988 در هیئت رئیسه حزب اکثریت را بدست آورند. این پیروزی که علیرغم مخالفت نخستوزیر اوزال بدست آمده بود به اسلامخواهان این امکان را داد که کنترل سازمان حزب را بدست گیرد.
فراکسیون اسلامی حزب مام میهن در موضوعات متعددی خواهان اجرای سیاستهای اسلامی شد. «وهبی دینچرلو» که از هواداران حرکت اسلامی است و از سال 1983 تا 1984 نیز وزیر آموزش و پرورش بوده است. برخی از سیاستهای مزبور را خود شخصاً عملی نمود.
برای مثال او تدریس نظریه تکامل داروین را در مدارس ابتدایی و راهنمایی ممنوع کرد. وی دستور داد دانشآموزان دختر در جشنهای نوزدهم می و عید جوانان و ورزش لباسهای پوشیدهتری بر تن کنند و همچنین برای ممنوع نمود آگهیهای مربوط به آبجو در تلویزیون در کابینه اقداماتی جدی را دنبال کرد.
در پشت تصمیمات متعدد دولت اوزال دربارۀ تحولات مختلف مدارس این دینچرلو بود که حضور داشت. در میان تحولات مزبور، تدریس زبان عربی در مدارس راهنمایی، معرفی فلسفه اسلامی در بعضی از کتابها و توصیه مطالعه برخی از نشریات اسلامی بعنوان تقویت درسی دانشآموزان را نیز باید ذکر کرد.(28)
به قدرت رسیدن حزب مام میهن در سال 1983 از نظر تاثیرش بر ائتلاف اجتماعی رهبری سیاسی در ترکیه قابل توجه است. همانگونه که قبلاً گفته شد در جمهوری جدید ترکیه دوران آتاترک و اینونو، کنترل قدرت سیاسی و اقتصادی در دست نخبگان لائیک و طرفدار غرب بود. پس از دورۀ عبور به دمکراسی که با ورود طبقات جدید اجتماعی به پارلمان همراه بود، وضعیت نخبگان سیاسی کشور نیز شروع به دگرگونی کرد.
بویژه سیاستمداران نسل جدید و وابسته به جناح راست احزاب مخصوصاً در زندگی شخصیشان افراد متدینی بودند. سلیمان دمیرل نخستوزیر سابق نماینده مهمی برای این دگرگونی است. دمیرل که از «اسلام کوی» (روستای اسلام) شهر اسپارتا آمده بود تا زمانی که وارد دانشگاه صنعتی استانبول شود در محیطی دینی تربیت دید.
تحول سیاسی رهبریت سیاسی ترکیه در سالهای 1980 آشکارتر شد. پس از کودتای 1980 رژیم نظامی فعالیت سیاسی رهبران احزاب قدیمی را ممنوع اعلام کرد، این امر به اضافه پیروزی اوزال باعث شد به سیاستمداران جوانی که اکثرشان سابقه فعالیت در پارلمان هم نداشتند مسئولیتهای مهمی داده شود.
خود اوزال در راس این افراد قرار داشت. اوزال در شهر مالانیا در منطقه جنوبی شرقی، در خانوادهای متوسط بدنیا آمد. پدرش فرد متدینی بود که مدتی امامت جماعت را بعهده داشت. اوزال نیز مانند دمیرل در دانشگاه صنعتی استانبول تحصیل کرد. او از دانشکده مهندسی برق فارغالتحصیل شد.
بیشتر کسانی که در سال 1983 به عضویت حزب مام میهن اوزال در آمدند و بعدها نیز در دولت اوزال سمتهایی گرفتند، دارای وجوه مشترکی بودند. آنها نیز مانند اوزال اهل شهرستانهای آناتولی بوده و در خانوادههای مسلمان و متدین تربیت شده بودند. خانوادههایشان مسلمانان متوسطالحال و یا فقیری بودهاند که عباداتشان را به جا میآوردهاند.
بیشتر آنها در دانشگاههای معتبر ترکیه در رشته مهندسی و یا علوم اداری تحصیل کرده بودند.