تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۴۴۶۱۴

جریانات اسلامی ترکیه (بخش دوازدهم)


ترجمۀ: حامد صادقی
بعضی از معاونان جوانتر اوزال از دانشگاههای آمریکا و یا اروپا فارغ‌التحصیل شده‌اند. جهان‌بینی آنها آمیخته‌ای است از تجربیات صاحبان ویژگی‌های متضاد. معیارها و ارزشهای فردی آنها شکل اسلامی دارد اما مواضع اقتصادی آنها تحت تاثیر آموزش‌هایی است که در غرب دیده‌اند. اما علنی‌تر کردن دینداری شخصی تکنوکرات‌های مسلمان و جوان ترکیه موجب تاثیرگذاری بر ارزشهای فرهنگی اسلام و اعمال اسلامی شد. به نحوی که این تاثیر از تمام دوران تاریخ ترکیه بیشتر بوده است.(29)
عنصر آخر اما مهم عبارت است از: به میدان آمدن حزب مام میهن در سال‌های 1980 به عنوان نیرومندترین حزب که موجب پیدایش بخش فعال و جدیدی در اقتصاد ترکیه گشت. برخی از شرکت‌های ترک که با سرعت در حال توسعه بودند در عین حال بخشی از جریان اسلامی را تشکیل می‌دادند.
اینان وارد رقابت با غولهای اقتصادی‌ای مانند «کوچ» و «سابانجی» شدند. شرکتهای جدید از نزدیکیشان به دولت اوزال و سیاست‌های لیبرالیزسیون نخست‌وزیر بهره بردند. خصوصاً اهمیتی که دولت به توسعه روابط اقتصادی با کشورهای خاورمیانه می‌داد بر رشد بخش اسلامی در اقتصاد تاثیر بسزایی گذاشت.
علاوه بر مسائل مربوط به صادرات، سرمایه‌گذاری مشترک بین عمل‌گرایان مسلمان و جوان ترکیه و موسسات پولی کویت و عربستان سعودی در ترکیه نیز رو به افزایش گذاشت. مهمترین این سرمایه‌گذاری‌های مشترک «البرقه ترک» و «فیصل فیناس» است. البرقه که در کشورهای متعدد خاورمیانه و اروپا دارای بانک‌هایی است از سوی «شیخ شامل کامل» که از سرمایه‌داران سعودی است تاسیس شده است.
«فیصل فیناس» که ثروتمندترین بانک اسلامی خاورمیانه است، امروزه با «خانه فیناس کویت» همکاری نزدیکی دارد. این دو موسسه در مسیر فزاینده و رو به رشد بخش اسلامی اقتصاد ترکیه بصورت عوامل اصلی در آمده‌اند. «البرقه» با دادن 150 میلیون دلار در سال و فیصل با 50 میلیون دلار در سال نفت وارداتی ترکیه را تامین می‌کنند. گذشته از آن به واردکنندگان ترک اعتبارات بازرگانی هم می‌دهند. و همچنین بانک‌های اسلامی، داخل سیستم بانکداری بازرگانی هم فعالیت می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود بانکهای اسلامی تا سال 1993 بتوانند یک دهم سپرده‌های بانکی کشور را در اختیار خود در آورند.(30)
اگر دو حادثۀ مهمی که در اواخر سالهای 1970 بوقوع پیوست نبود شاید هم‌اکنون پیشرفت اسلام در ترکیه کندتر بود. انقلاب اسلامی در ایران و گسترش حرکت‌های بنیادگرایانه در خاورمیانه دقیقاً مصادف شد با نقطۀ اوج بحران‌های سیاسی و اجتماعی ترکیه. مصادف شدن این دو حادثه در یک زمان، برای بیداری اسلامی در ترکیه زمینه‌ای قوی‌تر از سی‌سال گذشته ایجاد کرد.
ترکیه با داشتن مرزی طولانی با ایران و برخورداری از روابط تاریخی، سیاسی، اقتصادی فرهنگی با این کشور، از وقوع انقلاب اسلامی در ایران در بعد وسیعی تاثیر پذیرفت. سرنگونی شاه و به روی کار آمدن آیت‌الله خمینی با خوشحالی اسلام‌خواهان ترکیه مواجه شد. حزب سلامت ملی اربکان طرفداری خود را از رژیم جدید تهران آشکارا اعلام نمود. انقلاب اسلامی بعنوان پیروزی بر دولت هوادار غرب و لائیسیزم در نظر گرفته می‌شد و این هدفی بود که اسلام‌خواهان ترکیه نیز بدنبالش بودند.
وقتی سیاست‌های افراطی و تند تهران آشکارتر شد، دید مثبت اسلام‌خواهان به رژیم ایران نیز به آرامی تغییر کرد. در همان حال درگیری‌های مسلمانان سنی و شیعه، که سابقه‌ای تاریخی داشت، در محدود شدن موضعگیری‌های اسلام‌خواهان ترکیه نسبت به ایران اهمیت جدیدی یافت.
این عامل دلیل مهمی شد برای اینکه مسلمانان سنی ترکیه الگوی ایران را نپذیرند. با اینکه مخالفت ایران با غرب و به حرکت در آوردن احساسات دینی مسلمانان جهان هنوز مورد حمایت واقع می‌شد اما رژیم ارزشش را در نزد اسلام‌خواهان ترکیه از دست داد. ولی گروه کوچک و رادیکالی در میان حرکت اسلامی هنوز هم به هواداریش از انقلاب ایران و آیت‌الله خمینی ادامه می‌دهد. در نظر این گروه برای بوجود آوردن یک دولت اسلامی بنیادگرا ایران بهترین الگو می‌باشد.
انقلاب ایران بر روی اسلام‌‌خواهان ترک دارای تاثیرات متعددی است. اولاً رژیم ایران سعی نمود افکار عمومی ترکیه را به مخالفت با نهادهای لائیک و سیاست خارجی هوادار غرب بکشاند. دولت ایران از همان روزهای اول جمهوری اسلامی آشکارا به آتاترک و اصلاحاتش حمله کرد و ادعا نمود که ترکیه یکی از سرسپردگان غرب است و اعلام کرد که سیاست‌های دولت لائیک ترکیه نمایانگر خواست ملت مسلمان ترک نیست.
اینگونه نظرات تهران توسط دو برنامه ترکی رادیو ایران برای مردم ترکیه پخش گردید. اضافه بر اینگونه برنامه‌ها، دولت ایران چند برنامه رادیویی دیگر نیز پخش می‌کند که فقط در شهرهای شرقی ترکیه به گوش می‌رسد. 12 علاوه بر برنامه‌های رادیویی، رهبران ایران نیز هر چند وقت یکبار سخنانی بر علیه ترکیه بیان داشته‌اند. مثلا (حجة‌الاسلام و المسلمین) هاشمی‌رفسنجانی طی سخنانی در اوایل سال 1987 اعلام کرد که ترکیه «آمادگی وقوع یک انقلاب اسلامی را دارد.»(31)
و همچنین یکی دیگر از رهبران ایرانی خواهان آن شد که «ترکها بیش از پیش قوانین اسلامی را رعایت کنند و برای گسترش فرهنگ اسلامی کوشش نمایند.» زمانی که پارلمان ایران همزمان با بحران حجاب در ترکیه، مشغول تصویب یک لایحۀ قانونی برای تقبیح ممنوعیت حجاب از سوی مسئولین ترک بود، مقامات ایرانی طرفداری خود را از مبارزان ترکیه‌ای اعلام کردند.
کوششهای زیاد ایران برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی ترکیه در بین اکثر مردم ترک تاثیر اندکی گذارد. و حتی باعث عکس‌العمل نیرویهای لائیک شد. اما به عناصر تندروی حرکت اسلامی روحیه و جسارت داد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات