* یکی از اصول تربیتی که در مشی آقای بهشتی میتوان دید، انتقادپذیری است. شما این اصل را چگونه در شخصیت ایشان میدیدید؟
** یکی از ویژگیهای شخصیتی مهم ایشان سعه صدر حیرتانگیزشان بود. ایشان در میان معاصران در برخورد با مسائل و مخالفان تقریباً بینظیر بود. آقای بهشتی بر مبنای مطالعه، تفکر و تتبع اصولی را پذیرفته بودند که از آنها به هیچوجه عدول نمیکردند، اما در عین حال روحیه انتقادپذیری بسیار بالایی داشتند. ایشان به عقاید مخالف نه تنها گوش میدادند، که مخاطبان خود از جمله ما فرزندانشان را برای انتقاد عالمانه و دقیق و جدی، تربیت و تشویق میکردند. در مواجهه با اعتقادات مخالف هم هرگز پرخاش نمیکردند، عصبانی نمیشدند و هیچ حرکت و سخنی خارج از چهارچوب ادب و نزاکت از ایشان دیده نشد.
* چطور این ویژگی را کسب کرده بودند؟
** شاید یکی از عواملی که ایشان را چنین صبور و با تحمل کرده بود عادت به خوب گوش کردن بود. اغلب ما در عین حال که گوش میدهیم پاسخهای طرف مقابل را هم در ذهن آماده میکنیم و تحمل نداریم که او حرفش را تمام کند. من خودم بارها شاهد بودم که جوانی، نوجوانی میآمد و پیش ایشان مینشست و ساعتها حرف میزد و آقای بهشتی هیچ حرفی نمیزدند و دقیقاً به حرفهای او گوش میدادند.
* چه چیزی باعث تقویت این تواناییها در شخصیت ایشان میشد؟
** یکی کارهای جنبی و لزوم انجام دادن آنها و دیگری نوع رابطه تربیتی و آموزشی ایشان بود. ما میبینیم که گاهی در حوزه بحث پیش میآید و صدای فریاد همه بالا میرود. آقای بهشتی میگفتند که من خودم چنین سابقهای داشتم و یک روز به خودم گفتم چرا این قدر داد میزنم. باید آرام بنشینیم و حرفهایمان را بزنیم. از آن به بعد تصمیم گرفتم آرامتر صحبت کنم. همچنین سابقه کار با نوجوانان و تدریس در دبیرستانها و دانشکدهها هم کمک میکرد که ایشان آرامتر صحبت کنند و بیشتر گوش بدهند.
* مصادیقی از برخوردهای تربیتی فردی و اجتماعی در خاطرات خودتان از ایشان به یاد دارید؟
** یادم هست در آلمان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور بزرگترین تشکل دانشجویی بود که جو بسیار نامناسبی بود. ما در طبقه دوم سالنی که برای این کار اختصاص داده بودند حضور پیدا کردیم و در طبقه اول هم آلمانیها و اتریشیها در حال رفت و آمد بودند. آقای بهشتی اول آن جا حصیر خود را پهن کردند و به نماز ایستادند. بعد هم برای شنیدن سؤالات اعلام آمادگی کردند. از چپ و راست سؤال بود که درباره اسلام و قرآن مطرح میشد. آقای بهشتی با کمال آرامش، همه را یادداشت کردند تا پاسخ بدهند. بعد نیمه شب آمدیم تا به خانه برویم. دانشجویان دور آقای بهشتی حلقه زدند. خیلیها مشروب خورده بودند. ایشان جواب همه آنها را با متانت و محکم دادند. یکی از آنها چاقویی درآورد و خواست به آقای بهشتی حمله کند که دانشجویان مسلمان انجمن دست او را از پشت گرفتند. بعد هم بچههای انجمن دنبال تلفن گشتند تا پلیس را خبر کنند که آقای بهشتی گفتند او حالا هوشیار نیست و چند ساعت بعد حالش جا میآید. واقعاً چنین برخوردی در چنین مواقعی ،آن هم حتی با یک مشرو بخور، کار هر کسی نیست و تمرین زیادی میخواهد.
* دکتر بهشتی چه نقشی در جلوگیری از تحریم موسیقی در صدا و سیما داشت؟
** بله، در مسئله تحریم موسیقی در صداوسیما، ایشان در تبیین و رفع این تحریم نقش مؤثری داشتند. بعضیها میخواستند موسیقی را در صدا و سیما ممنوع کنند. یکی دیگر اینکه قرار بود شورای انقلاب صرفا از روحانیون تشکیل شود که با تلاشهای مجدانه آقای بهشتی افراد غیرروحانی هم به عضویت شورا درآمدند. همینطور، در تدوین پیشنویس قانون اساسی یک بار زمانی که دو سه جریان در داخل حزب با هم مخالفت میکردند، یکی از نزدیکان ما که در حزب مسئولیتی داشت ،به منزلمان آمد و درباره جریان مخالف با لحن تندی صحبت کرد. من آن موقع دبیرستان میرفتم. آقای بهشتی رو کردند به من و پرسیدند نظر تو چیست. البته احتمالاً نظر من نمیتوانست خیلی تعیینکننده باشد، اما ایشان از این موقعیت برای تربیت من استفاده کردند. گفتم باید نظر طرف مقابل را هم شنید و نمیشود با شنیدن نظر یک طرف قضاوت صحیح کرد. آقای بهشتی خندیدند و گفتند آفرین. بعد رو به طرف مقابل کردند و گفتند که بهتر است حرفهای مخالفان را هم بشنویم. اینجور منصف بودن واقعاً کار مشکلی است.