تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۴۴۶۳۵
معصومه ابتکار در گفت‌وگوی اختصاصی با آرمان:

اصلاح‌طلبان به قدرت مردم اتکا دارند

سعید شمس اشاره: در حالی به استقبال انتخابات مجلس نهم می‌رویم که انگار قرار نیست این سؤال که؛ اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت خواهند کرد یا نه؛ به پاسخ روشنی برسد. از سویی اصولگرایان که امیدوار به تمدید سه‌گانه فرصت قانون‌گذاری هستند و به همین دلیل واکنش‌هایی که به شرطهای اصلاحات نشان داده‌اند، مشخص کرد که آنها برای رسیدن به هدف خود نمی‌توانند حضور انتخاباتی اصلاحات را بربتابند. در آن‌سو طیفی که بعد از انتخابات دهم ریاست‌ جمهوری خود را حاشیه‌نشین می‌بینند به این امید دارند که بلکه مطالباتشان را که اعلام می‌کنند و مطالباتی حداقلی است، جدی گرفته شود تا بلکه هم مشکلات خود را حل شده ببیند و هم این فرصت را داشته باشند که برای رسیدن به قوه مقننه تلاش‌های خود را پیگیری کنند. «اگر یک نظرسنجی گسترده‌ای در ایران صورت بگیرد اصلاح‌طلبان طیف قابل توجهی از آرای مردم به خصوص نخبگان، جوانان و دانشگاهیان را در اختیار خود خواهند داشت»؛ دکتر معصومه ابتکار با گفتن این جمله و همچنین تاکید بر اینکه انتخابات به اصلاحات احتیاج دارد، به استقبال سؤالات آرمان رفت.

* حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم سؤال بی‌پاسخ این روزهای فضای سیاسی کشور است، تحلیل شما از شرایط این جریان مهم سیاسی و همچنین تصمیم احتمالی انتخاباتی‌شان چیست؟
** قبل از هر چیز لازم می‌دانم بگویم که حضور در انتخابات حق هر شهروند ایرانی است و همه چهره‌هایی که در زمینه سیاست فعالیت داشته‌اند این حق را در خود می‌بینند که به عنوان کاندیدا در انتخابات شرکت کرده و برای جذب رای مردم تلاش‌هایی مشروع داشته باشند.
و البته باید این را در نظر گرفت که هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند افراد یا تشکل‌های رقیب خود را از این حق مسلم محروم کرده و به این فکر باشد که آنها را از حضور در انتخابات انصراف یا محروم کند، چون همانطور که عنوان شد، همه جریان‌های فعال و معتقد به قانون اساسی نه تنها حق شرکت دارند بلکه باید خود را موظف به حضوری جدی در انتخابات کند.
* پس معتقد به حضور اصلاحات در انتخابات هستید.
** به هر حال نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که اصلاح‌طلبان طیفی بسیار موثر و تعیین‌کننده‌ای هستند که فضایی از فضای سیاسی را از آن خود می‌بینند و اتفاقا در همین اواخر هم همزمان هم مجلس را در اختیار خود می‌دیدند و هم وظیفه اداره دولت را به عهده داشتند.
* با این حال گروهی آنها را بازنده‌های سیاسی این چند وقت اخیر می‌دانند.
** اصلا چنین چیزی نیست. بنده معتقدم اگر یک نظرسنجی گسترده‌ای در ایران صورت بگیرد اصلاح‌طلبان طیف قابل توجهی از آرای مردم به خصوص نخبگان، جوانان و دانشگاهیان را در اختیار خود خواهند داشت. بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که اصلاح‌طلبان و تفکر اصلاح‌طلبی چیزی نیست که قابل حذف و انکار باشد. به هر حال اصلاح‌طلبان در جامعه ایران با کارنامه‌ای روشن و عملکردی مثبت و در نتیجه یک خاطره خوبی در اذهان عمومی مردم گذاشته‌اند و یک پیوند قوی با جوانان برقرار کرده‌اند.
* البته این ذهنیت مورد قبول اصولگرایان نیست.
** ما چه خوشمان بیاید یا نه، شخصیت‌های برجسته اصلاح‌طلبی توانستند یک پیوند قوی بین دولت با جوانان و نظام برقرار کنند، بنابراین از این منظر که نگاه بکنیم، اینطور نتیجه‌گیری می‌شود که اصلاح‌طلبان قابل انکار نیستند و کسی نمی‌تواند ادعا بکند که اصلاح‌طلبان کارآیی خودشان را از دست داده‌اند.
* البته اصلاحات در 2 سال گذشته به گروهی حاشیه‌نشین تبدیل شده است.
** با وجود اینکه آنها موقعیت‌های قبلی خود را از دست داده‌اند، همچنان مورد وثوق جوانان و همچنین نخبگان و تحصیلکرده‌ها هستند که اتفاقا حمایت‌ها و توجه نشان دادن‌ها با مشی اصلاح‌طلبی روز به روز بیشتر می‌شود.
* اما عده‌ای همچنان اصرار دارند که ضرورتی برای تحرکات اصلاح‌طلبی وجود ندارد.
** با نگاهی به علاقه‌مندی عمومی به این جریان و همچنین توجه نشان دادن گروه‌های مشخصی چون قشر تحصیلکرده جامعه به اصلاحات، اینکه عده‌ای از عدم نیاز به چنین گروهی حرف می‌زنند، اذهان عمومی را به این نتیجه می‌رساند که مخالفان اصلاح‌طلبی به فکر تقابل هستند و به همین دلیل بدون در نظر گرفتن تاثیرگذاری احتمالی رقیب در اداره جامعه به این فکر می‌کنند که با حذف آنها همچنان نخبگان را تحت اختیار خود ببینند.
حتی می‌توان گفت که خودشان هم به این مساله آگاهی دارند که چهره‌های مورد تایید نخبگان و دانشگاهیان را باید در اتفاق‌های سیاسی صاحب‌‌ نظر و رای دانست تا بلکه بتوان در نهایت توسعه و پیشرفت را عملی‌تر از اینی که هم‌اکنون دیده می‌شود، کرد.
* در شروع گفت‌وگو از حق مسلم برای شرکت در انتخابات گفتید، آیا جریانی می‌تواند با توجه به شرایطی خاص حق شرکت نکردن داشته باشد و عدم حضورش بی‌تفاوتی به سرنوشت کشور و نظام تلقی نشود؟
** حتما همینطور است. ببینید! هر گروهی برای اینکه بتواند در انتخابات حضوری مهم و امیدوارانه داشته باشد، باید از حداقل شرایط لازم برخوردار باشد. به همین دلیل اگر احساس کنند که وضعیت به گونه‌ای نیست که بتوانند با آرامش لازم در انتخابات شرکت کنند، طبیعی است که منطق به آنها این اجازه را می‌دهد که به‌ عنوان شرکت‌کننده در انتخابات حاضر نشوند.
* این حق «شرکت نکردن» را در شرایط فعلی می‌توان به اصلاحات داد؟
** واقعیت موجود این است که اصلاح‌طلبان بعد از اینکه قدرت را از دست دادند، با هجمه‌ها و رفتارهایی مواجه شدند که منطقی نبود و به همین دلیل در حال حاضر شرایط نامناسبی را در حال تجربه کردن هستند. آنها انتقادهای زیادی را علیه خود می‌بینند و طبیعی است که در چنین شرایطی اطمینان‌خاطر لازم را برای حضوری توام با آرامش در انتخابات نداشته باشند.
* این اطمینان که به ضرورت آن اذعان دارید، چگونه به دست می‌آید؟
** برداشت من این است که اگر منصفانه و واقع‌بینانه به شرایط موجود نگاه شود و تعصبات گروهی و جناحی کنار گذاشته شده و دغدغه آینده کشور به معنای واقعی کلمه بر همه مسایل دیگر ارجحیت پیدا کند موجب این می‌شود که اصلاحات وضعیت را طوری ببینند که امکان رقابت جدی در انتخابات را دارند.
این در حالی است که در حال حاضر امکان فعالیت اجتماعی و سیاسی برای اصلاح‌طلبان محدود شده و شرایط به گونه‌ای است که انگار دو تیم فوتبال با شرایطی کاملا متفاوت قرار است در زمین به رقابت با یکدیگر بپردازند که خب! مشخص است تیمی که امکانات بیشتری دارد، قطعا برنده دیداری است که فضای رقابتی در آن مشاهده نمی‌شود. امیدوارم انتخابات، انتخاباتی رقابتی باشد تا همه سلیقه‌ها حضور پیدا کنند تا در نهایت نظام بهره‌برداری خوبی از آن داشته باشد.
* پیش‌بینی شما از تحرکات انتخاباتی جناح درون قدرت چیست؟
** با شناختی که دارم و اخباری که شنیده‌ام،طیفی از اصولگرایان میانه‌رو با نگاهی واقع‌بینانه به اتفاقات روز، دغدغه‌ها و نگرانی‌های جدی نسبت به شرایط اجتماعی و فضای سیاسی دارند و به این باور رسیده‌اند که برای جلب اعتماد جوانان و همچنین قشر نخبه جامعه حضور اصلاحات در انتخابات مجلس ضرورتی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. به همین دلیل امیدواری‌هایی شکل گرفته است که با تلاش‌های چهره‌های میانه‌رو جبهه اصولگرای فضا به طوری رقم بخورد که ما بتوانیم فرصت رقابت در انتخابات را به دست آوریم.
* فرض را بر آن بگیریم که فرصت رقابت وجود دارد و اصلاحات به صورت جدی وارد انتخابات شده است، سؤال این است که حضور مردم در پای صندوق‌های رای چگونه خواهد بود؟
** نگرانی‌هایی در بین سیاسیون هم در همین زمینه به وجود آمده است و یکی از دلیل‌هایی که اصولگرایان منطقی و میانه‌رو را بر آن داشته تا برای برگزاری انتخاباتی رقابتی تلاش کنند، این است که آنها هم می‌دانند مشارکت بالا تاثیرات انکارناپذیری دارد و هم می‌دانند که طیفی از مردم به شرط فعالیت اصلاحات خود را ملزم به رای دادن می‌دانند.
چاره‌ای جز حفظ سرمایه مهمی به نام مردم نداریم و به همین دلیل باید نگاهی واقع‌بینانه و امیدوارانه به آینده داشته باشیم و باید همبستگی اجتماعی را تقویت کنیم. اگر واقعا این شرایط را تغییر بدهیم و آن شرایط اولیه فراهم شود، می‌توان امیدواری زیای برای بهبودی وضعیت و به دست آمدن اتحاد لازم در کشور پیدا کرد و در نتیجه می‌توان از مردم انتظار داشت که چون همیشه در اتفاق‌های مهم نظام مشارکت کرده و خود را مسئول بدانند.
* اما این ذهنیت وجود دارد که طیف رقیب اصلاحات دنبال تمدید سه‌گانه حضور خود در مجلس به عنوان اکثریت است.
** شاید این طبیعی باشد که یک جریان سیاسی خواستار ماندگاری در موقعیتی است که به واسطه آن تصمیم‌گیری‌های مهم را در اختیار خود می‌بیند. اما واقعیت این است کهَ آنها هم متوجه شده‌اند که حضور یکپارچه‌شان در راس قدرت نتیجه نداده است و نتوانستند آنطور که باید انتظارات جامعه و حتی طرفداران خود را برآورده کنند.
* «نتوانستند آنطور که باید انتظارات جامعه و حتی طرفداران خود را برآورده کنند» شفاف‌تر صحبت کنید؟
** شرایطی که هم‌اکنون مشاهده می‌شود حاکی از اختلاف‌نظر و حتی چالش‌های چهره‌هایی است که به یک سلیقه سیاسی تعلق دارند، نشان می‌دهد که قدرت‌های یک‌دست آفت‌های زیادی دارند. وضعیت کنونی همه را به این نتیجه رسانده است اینکه عده‌ای می‌گفتند قدرت شرکت چند ملیتی سهامی نیست، دچار اشتباه بودند.
در این سال‌ها آنها ماهیت قدرت یک‌دست را تجربه کردند و دیدند که وقتی انتصاب کامل قدرت در اختیار یک طیف خاص است، چه شرایطی غیرقابل پیش‌بینی و هزینه‌سازی مشاهده می‌شود و همه را به این نتیجه رساند که این سیاست کارایی لازم را نداشته است.
* به نمونه‌ای از مشکلات اشاره می‌کنید؟
** در عرصه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی برخی از اهدافی که در نظر گرفته شده بود، محقق نشد و مهم‌تر از همه اهداف چشم‌انداز بود که نه تنها طبق پیش‌بینی‌ها نیست بلکه روز به روز فاصل همان با نقطه نهایی بیشتر می‌شود. وقتی این اتفاقات را در کنار هم می‌گذاریم، موجب می‌شود تا حتی بعضی از جریان اصولگرایی هم نگاه آرمانی پیدا کنند و به این نتیجه برسند که حاشیه‌نشین کردن اصلاحات اشتباه بوده است.
این عقب‌ماندگی‌ها از برنامه چشم‌انداز در حالی است که از همان سال 84 هشدارهای کارشناسی مکرری از سوی اصلاح‌طلب‌ها داده می‌شد و به عنوان مثال اقتصاددانان نامه‌های زیادی را نوشتند و ایرادات دولت را گوشزد کردند. این در حالی است که انقلاب تا آغاز به کار دولت نهم تجربه‌ای 27 ساله را پشت سر گذاشته بود و دولتی‌ها می‌توانستند با استفاده از تجریبات گذشتگان به نتیجه‌های بهتری برسند.
جالب است که برخی به جای اینکه به نقطه نظرات توجه کنند، این ذهنیت را داشتند که منتقدان به دلیل خارج شدن از عرصه قدرت چشم دیدن دولت را ندارند و به همین دلیل دنبال تخریبش هستند! که این نگاه آن هم از جانب کسانی که اداره امور کشور را برعهده خود می‌بینند، غیرقابل توجیه است.
* در مورد اصولگرایان منطقی و واقع‌گرا صحبت کردید، این دسته چند درصد از جبهه اصولگرایی را تشکیل می‌دهند؟
** نمی‌توانم آمار و درصد بدهم. اما خیلی‌ها را می‌شناسم و با خیلی‌ها صحبت کرده‌ام و فکر می‌کنم که انسان‌های منطقی هستند که برآیند مسئله و اتفاقات دوران اخیر را به ویژه این دو سال را مثبت ارزیابی نمی‌کنند و به نوعی از شرایط مخصوصا اتفاقاتی که در این چند ماه اخیر در درون اصولگرایی رخ داده است، ناراضی هستند. و مهم‌تر از آنکه این جسارت و شجاعت را دارند که یک نقد درونی از این جریان داشته باشند. دقیقا به همین دلیل است که انشعابی که در درون خودشان دارد اتفاق افتاده است.
* با این حال آقای حداد عادل در افتتاحیه تشکیل جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفتند که «به یاد بیاورید دوران خفت‌بار اصلاحات را و دوباره بیاییم باهم مجلس نهم را تشکیل بدهیم»
** آقای حداد هم خوب می‌داند که در کشور چه خبر است، اما ایشان اولویت‌های دیگری دارد و به همین دلیل این‌طور اظهارنظر کرده‌اند.
* به بحث انتخابات برگردیم. اختلافات اصولگرایی را می‌توان نشانه‌ای مثبت برای تحرکات انتخاباتی اصلاح‌طلبان دانست؟
** اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه به این فکر نبوده و نخواهند بود که روی اختلافات دیگران سرمایه‌گذاری کنند. همیشه ماهیت جریان اصلاح‌طلبی به گونه‌ای بوده که بیشتر ظرفیت خودش را در نظر گرفته تا اختلافات دیگران، این امر هم دلیلی جز این ندارد که واقعا نیازی به این مسایل احساس نمی‌کند. چرا که همیشه از پشتوانه و سرمایه اجتماعی برخوردار بوده است و پایگاه مردمی‌اش انکارناشدنی است.
اتفاقات این چند وقت اخیر به طیف خارج از قدرت کمک کرد تا کارایی خود را ثابت کند. البته اصلاح‌طلب‌ها قوت قلب گرفتند، اما نه اینکه خوشحال بشوند. واقعا اتفاقاتی که افتاده است فکر نمی‌کنم برای هیچ کسی و هیچ ایرانی مایه خوشحالی باشد. اما نمی‌توان نادیده گرفت که نشانه‌هایی بر صحیح بودن انتقاداتشان و دلسوزانه بودن موضع‌شان و اینکه اتهاماتی که به اصلاح‌طلبان وارد می‌کردند که جناحی عمل کرده و دنبال تشویش هستند تا به نظام لطمه بزنند اتهاماتی بی‌اساس بود. به هر حال اصلاحات در عمل نشان داده‌اند که بیشترین دلسوزی را برای نظام داشتند.
* بیشتر توضیح می‌دهید؟
** بعد از 6 سالی که دولت نهم و دهم روی کار آمده است، مشکلات زیادی مشاهده می‌شود. به‌عنوان مثال وزارتخانه‌هایی که وزیر و معاون ندارند، قوانینی که معطل مانده و بسیاری از موارد دیگر که برای هیچ‌کس مایه خوشحالی نیست و برای اصلاح‌طلب‌ها اصلا مایه خوشحالی نیست. این در حالی است که ذات قدرت به شکلی است انتقادها به خوبی دیده نمی‌شوند و همان‌طور که گفته می‌شود «عشق کر و کور ‌میکند» حالا قدرت هم همین‌طور است.
آقای بیادی در جلسات شورای شهر می‌گوید «قدرت توهمی دانایی می‌آورد به طوری‌که کسی که در یک جایی قدرت و مسئولیت به دست بیاورد، توهم دانایی هم همراهش هست و فکر می‌کند همه چیز را به درستی تشخیص می‌دهد که متاسفانه این حالت در برخی وجود دارد.
* روند انتخابات با اصلاحات و بدون اصلاحات چه تفاوتی می‌تواند داشته باشد؟
** اگر انتخابات در شرایطی برگزار شود که اصلاحات نتوانند در آن شرکت کند. به طور حتم رقابتی احساس نمی‌شود و در نتیجه انگیزه کمتری برای شرکت در آن به وجود خواهد آمد.
* اصلا حضور انتخاباتی اصلاح‌طلبان را می‌توان نشانه‌ای از کاهش مشکلات فرض کرد؟
** ما آنقدر مسائل پیچیده‌ای در جامعه ایران داریم که حضور اصلاح‌طلبان لزوما صدردصد نمی‌تواند چیزی را تضمین کند. اما شرایط را خیلی بهتر می‌کند، چون به همراهشان تغییرات می‌آید. نفس حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات یعنی امید. اینکه اصلاح‌طلبان بیایند، یعنی می‌خواهند یکسری شرایط بهبود پیدا کند و در نتیجه می‌شود به آینده‌ای بهتر دلخوش کرد. تاکید می‌کنم حضور اصلاحات می‌تواند توده‌های مختلف جامعه را به سمت صندوق‌ها بیاورد و در نتیجه جامعه به نوعی شکوفایی خواهد رسید.
* احتمال مشارکت پایین چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟
** خب! این مسئله می‌تواند تبعاتی داشته باشد و این تلقی ایجاد شود که نوعی نارضایتی در بین مردم ایران وجود دارد. یقینا اگر مشکل حل شود اصلاح طلبان حضوری پررنگ داشته باشند، انتخابات در شرایطی برگزار می‌شود که توده گسترده مردم در آن شرکت می‌کنند و به همین دلیل همه به این نتیجه می‌رسند که کشور با وجود اختلاف‌نظر و سلیقه‌هایی که در این چند وقت دیده شده، اتحاد و انسجام لازم را دارد.
با این حال تحرکاتی مشاهده می‌شود که نشان می‌دهد برخی به فکر این هستند که اصلاح‌طلبان به انتخابات ورود نکنند و به همین دلیل واکنش‌هایی به شروط اصلاحات داشتند تا همه به این نتیجه برسند که طیفی از جامعه اصولگرایی راضی حضور اصلاحات در انتخابات نیست. واقعا نمی‌دانم چرا به این فکر نمی‌کنند که مشارکت حداقلی زیبنده کشور نیست.
چرا که اگر مردم به این نتیجه برسند که در تعیین سرنوشت کشور واقعا دخالت دارند و تاثیرگذار هستند و به همان میزان مسئولیت داده بشه و به همان میزان در آینده کشور مشارکت داشته باشند و به همان میزان مسئولیت‌پذیری داشته باشند به همان میزان جواب‌گو باشند حضورشان را در عرصه جدی‌تر می‌کنند و در نتیجه می‌توانیم بگوییم که در جمهوری اسلامی مردم‌مداری اولویت اول است.
* اصولگرایان معتقد هستند گروهی که داعیه اداره کشور را دارد نباید به چند یا چندین نفر محدود شوند.
** در شرایطی که یک عده‌ای ا زا صلاح‌طلبان بخاطر عقایدشان و یا فعالیت‌های سیاسی که دارند گرفتار محدودیت‌هایی هستند به فکر رقابت‌های انتخاباتی نمی‌افتند. به همین دلیل انتظار اولیه این است که کف مطالباتی که توسط اصلاحات اعلام شد مورد توجه قرار بگیرد.
* شما امیدی به تحقق این مهم دارید؟
** اجازه بدهید این قسمت را خوش‌بینانه بگویم که اگر شرایط تغییر کند و اصلاح شود، این انعطاف و این ظرفیت در جریان اصلاحات واقعا وجود دارد که بتواند تمام این مشکلات را پشت سر بگذارد البته به شرطی که شرایط ابتدایی فراهم شود و واقعا یک فضای سالمی برای رقابت به وجود آید تا اصلاح‌طلبان با تمام وجود در عرصه انتخابات شرکت کنند و بازهم همان آرمان‌های اصیل خودشان را و برنامه‌های اصلاحی را اجرایی کنند.
اگر با یک چنین نگاهی به آینده حرکت کنیم و انتظار داشته باشیم که خواهران و برادران اصولگرای ما واقعا یک مقداری نگاه جناحی و معطوف به ماندن در قدرت را کنار بگذارند به جای ماندگاری در قدرت دنبال این باشند تا در آینده ایران با منطق‌مداری بیشتری اداره شود تا با استفاده از ظرفیت عظیم اجتماعی و همچنین پشتوانه‌ای که اصلاحات به واسطه حمایت نخبگان و دانشجویان و دانشگاهیان بتوان آینده‌ای بهتر برای مردم ترسیم کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات