* بزرگترین دغدغه جریان اصلاحطلب در این روزها چیست؟
** بزرگترین دغدغه ما دغدغه مملکت و منافع ملی کشور و مردم است. یعنی ما نگران سرنوشت کشور و آینده ایران هستیم. کشور ما به لحاظ فرهنگی و اقتصادی و سیاست خارجی و داخلی مشکلاتی دارد اما متاسفانه یک طرف اصرار دارد که این مشکلات را نادیده و بگوید مشکلی نیست اما اصلاحطلبان فارغ از اینکه در قدرت باشند یا نباشند دغدغه کشور را دارند، دغدغه مملکت و این ملت را دارند و ما دوست داریم مملکتمان در این دنیای پرتلاطم هزینه بیجا ندهد و اگر قرار بر دادن هزینه باشد، بصورت حداقلی باشد.
* اصولگرایان رقیب میخواهند یا نه؟
** البته من این مقاله را ندیدهام ولی سالهاست که یک جریانی به نام اصولگرایان کشور را بهصورت یکدست در اختیار گرفتهاند و قاعدتاً میبایستی فارغ از دغدغههای رقیب، کشور را به بهترین نحو میساختند، زیرا بالاترین درآمد نفتی در اختیارشان بود اما ببینید نتیجه چه شد. به اعتقاد من مشکل کشور ما در نظریه، صحبت و تئوری نیست، چون ایران کشوری باستانی و متمدنی است که حرفهای بسیار خوبی در طول تاریخ در این کشور زده شده است که نمونه آن گلستان و بوستان و دیوان مولوی ،حافظ و آثار تمام فیلسوفان و اندیشمندان کشورمان فراوان دیده میشود لذا به اندازه کافی حرفهای خوب زده شده است.
مشکل کشور ما در عمل و رفتاراست. برخی ادعا میکنند ما سهمخواهی نمیکنیم و به دنبال وحدت هستیم اما آنچه در عمل نشان دادند، موضوعی غیرازسهمخواهی نبوده است، ازآفات قدرت این است که وقتی یکدست شد مشکلات زیادی به وجود میآید. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی از هم میپاشد، یکی از تئوریسینهای سیستم قدیم روسها میگوید: «ما غرب را از نعمت رقیب محروم کردیم» زیرا زمانی که شوروی بود، آنها به دلیل رقابت با ما در جنگ سرد و امثالهم، تلاش میکردند خوب پیش بروند و عیب و اشکال نداشته باشند اما زمانی که شوروی از هم پاشید، فکر کردند پیروز مطلق شدند و به قول فوکویاما پایان تاریخ فرا رسیده است.
یعنی سیستم لیبرال دموکراسی نظام برتر است در حالی که پس از آن بحران و مشکلات غرب روز به روز نمایان میشود. وقتی اصلاحطلبان بودند یک رقیب جدی و واقعی در سیستم در برابر یک جریان دیگر حضور داشت که هر دو جریا ن، رسمی و قانونی و شناسنامه دار و با سابقه با هم رقابت میکردند. اما اصرار شد اصلاحطلبان را از صحنه سیاسی با اتهاماتی حذف کنند؛ اتهاماتی به افرادی مانند خاتمی زدند. در نهایت نتیجه چه شد؟ الان به جایی رسیدهاند که یکدیگر را تهدید میکنند البته با زبان بیزبانی! این مسائل هزینه به کشور تحمیل میکند که اصلا ضرورتی ندارد جریانات و گروهها در آیندهای دور یا نزدیک به کنار میروند اما آنچه باقی میماند، نظام است.
این مسائل واقعا برای این مردم و کشور هزینه دارد. موضوعی که ما الان داریم میبینیم، این است که کماکان فضا، فضای قطبی سنگین و صفر و صدی یا سیاه و سفید است و در این فضا حرف خیرخواهانه و حرف دلسوزانه کمتر به کرسی نمینشیند و هرکس از این موضع حرف بزند، از دید یک بخشی خائن و از دید بخش دیگر سازشکار خوانده میشود. در این فضا اصلاحطلبان که به حرکات آرام و تدریجی قانونی و واقعبینانه معتقدند، هر فعالیتی انجام دهند، یک طرف انگ خائن و یک طرف نیز انگ سازشکار میزند.
* این دو قطبی را میشود بیشتر توضیح دهید؟
** آنهایی که مشی براندازی دارند میگویند اینها سازشکارند و برای این که دوباره به قدرت برسند، با سیستم از در مصالحه و اصلاحطلبی حرف میزنند و میخواهند به هر قیمتی به بهانه فعالیت در چارچوب قانون دوباره به قدرت بازگردند.
* یعنی منظورشان آقای خاتمی و هم طیفان ایشان هستند؟
** بله، آنهایی که مشی براندازی دارند، اصلاحطلبان را متهم به سازشکاری میکنند.
* چه کسانی مشی براندازی دارند؟
** مشخص است. آنهایی که در بیرون کشور هستند. بخشی که در جریانات سیاسی مربوط به ایران که مسلح هستند وبا جمهوری اسلامی میجنگند و اساس این نظام را قبول ندارند مشی براندازی دارند. این گروهها بیشتر در خارج هستند. جریانی که به جبهه اصلاحات معروف هستند، مشی اصلاح امور را در چارچوب استفاده از ظرفیتهای قانونی دنبال میکنند. اینها میخواهند دلسوزانه و واقعبینانه حرکت کنند، از طرفی کسانی که مدافع سینه چاک وضع موجود هستند اصلاحطلبان راخائن مینامند، اینها اصولگرایان تندرو هستند. آن طرف هم بیرون نشستهاند معتقدند ما به دنبال سازشکاری هستیم. به هر حال اصلاحطلبان از دو طرف تحت فشار و اتهامات واهی هستند.
* در فضای بیرونی چندین گمانه درباره مواجهه اصلاحطلبان با انتخابات نهم مجلس مطرح میشود. برخی معتقدند اصلاحطلبان به انتخابات وارد میشوند و برخی دیگر از تحریم انتخابات حرف میزنند. شما چه میگویید؟
** هنوز در بین گروهها و احزاب اصلاحطلب، چه آنهایی که عضو شورای هماهنگی و چه آنهایی که خارج ازشورا هستند و نیز شخصیتهای حقیقی اصلاحطلب درمورد انتخابات تصمیم مشخصی گرفته نشده است، این موضوع در حال گفتوگو است، دغدغه این روزهای اصلاحطلبان ورود به مجلس نیست بلکه همانطور که گفتم دغدغه این جریان، سرنوشت آینده کشور و منافع ملی است.
* به هر حال برای تاثیر در سرنوشت کشور بهتر نیست که در قدرت هم حضور داشته باشند؟
** ما غافل از فرصتهای پیشرو نیستیم. الان بحثهایی که در میان اصلاحطلبان مطرح است به نحوه مواجهه با شرایط موجود باز میگردد که فقط مجلس نیست.بلکه مسائلی است که کشور ما با آن مواجه است و بهطور طبیعی مجلس یکی از آنهاست. ما نمیتوانیم بیتفاوت باشیم اما فعلا در این مورد به بحثهای داخلی مشغول هستیم. همه بزرگان اصلاحطلب معتقدند نتیجه مورد اجماع تمام جریانات اصلاحطلب، اعلام خواهد شد. جریانات اصلاحطلب طیفهای گوناگون هستند و صرفا در چارچوب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نمیگنجند.
بحث اصلاحطلبی تنها بحث سیاسی نیست و به موضوعات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هم مربوط است، لذا باید تمام نحلههای فکری و گرایشات در عرصههای مختلف اصلاحطلبی که صرفا سیاسی هم نیست این بحثها انجام تا نتیجهای حاصل شود. اصلاحطلبان به دنبال یک هماندیشی هستند که شورای هماهنگی آن را پیگیری میکند. آنها از طریق این هماندیشی میخواهند بحثها را در سطح گستردهتر انجام دهند. اگر بتوانیم این هماندیشی را سر و سامان دهیم در اواسط پاییزبرگزار خواهد شد.
* این همایش همان همایش شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است؟
** نه، شورای هماهنگی میخواهد نقش میزبان را داشته باشد ضمن اینکه در این همایش تنها شورای هماهنگی نیست؛ تمام جریانات اصلاحطلب و تمام گروههای درون شورای هماهنگی و شخصیتهای اصلاحطلب مدنظر هستند که باید با تمام آنها رایزنی کنیم. به طور مشخص این رایزنیها با مجمع روحانیون انجام میشود که جریانی ریشه دار و اصیل در داخل نظام است اما عضو شورای هماهنگی نیست.
* از اینها بگذریم، در نهایت اصلاحطلبان چه رویکردی به انتخابات دارند؟
** حرف اصلاحطلبان مجموعاً همان حرفی است که آقای خاتمی زد. وی یکسری دغدغهها را مطرح کرد که دغدغههای قانونی است که صرفا به اصلاحطلبان مربوط نمیشود بلکه دغدغههایی ملی است که ما میخواهیم ببینیم چه چارهاندیشیهایی برای این دغدغهها میشود. معتقدیم باید انتخابات سالم برقرار شود، فضا و ملزومات انتخابات و در یک کلمه شرایط برابر رقابت مطابق آنچه قانون اساسی گفته فراهم شود، اینها کف خواستههاست و همه بر آن اجماع دارند. ما باید ببینیم چه واکنش عملی به این دغدغهها نشان داده میشود، ما هنوز تصمیمی نگرفتهایم و به نظرم هنوز زود است.
* فکر نمیکنم زود باشد، فرض میگیریم که شرایط شما در آذرماه محقق شد و آن زمان تنها 3 ماه برای ساماندهی نیروهایتان و ارائه لیست انتخاباتی فرصت دارید، آیا زمان کمی نیست؟
** یکی از مشکلات و دغدغههای ما نبود شرایط مساوی است. همواره رقیب ما از مدتها قبل با فراغبال برنامهریزی میکند و جلساتی برگزار میشود، تقسیم کار میکند و همه کارهایش را در موقع لازم انجام میدهد اما متاسفانه اصلاحطلبان همیشه بلاتکلیف هستند. یعنی الان چندین انتخابات است که تکلیف اصلاحطلبان تا نزدیکی انتخابات مشخص نیست. این یکی از مصداقهایی است که نشان میدهد فرصت برابر برای انتخابات کاملا فراهم نیست.
واقعیت این است که ما چارهای نداریم زیرا معتقد به فعالیت در چارچوب قانون هستیم و مشی اصلاحطلبان حرکت در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه است لذا تلاشمان را میکنیم تا از فرصتهای قانونی که در اختیارمان است به سادگی نگذریم. اگر آن فضا آماده و به دغدغهها پاسخ مناسب داده شود این توانمندی در مجموعه اصلاحات هست که خود را سریع سازماندهی کند و عقبماندگی را جبران کند. تجربه هم نشان داده که نیروها و سازمانهای سیاسی اصلاحطلبان قدرت سازماندهی و رساندن خود به فضای انتخابات را بهرغم کمبود وقت و امکانات داشتهاند هر چند به ضرر ماست اما توانستهایم به آمادگی نسبی برسیم.
* در استانها و شهرها هم مشکلی ندارید و این قدرت سازماندهی و ارتباط با مرکز وجود دارد؟
** بله، ما که همدیگر را تازه نشناختهایم سالهاست با هم کار میکنیم. اعضای ما در شهرستانها در بخشهای مختلف وجود دارند لذا مشکلی نیست یعنی اصلاحطلبان این قابلیت را دارند که در موقعیت انتخابات قرار بگیرند اما اگر این دغدغهها برطرف نشود نمیتوان بدنه را توجیه کرد. در میان اصلاحطلبان، رابطه از بالا به پایین نیست که یک دستور بدهند و همه اطاعت کنند.
در جریان اصلاحطلبی فرآیند دموکراتیک در جریان است و نیروها برای حضور در صحنه باید اغنا شوند چون سوالات جدی دارند. توجیه نیروها بعد ازحوادثی که ازسال 88 پیش آمد کار سختی است، اما اگر بخواهند وضعیت انتخاباتی به خود بگیرند باید قانع شوند که اگر قرار است دوباره هزینه دهند چه بدست میآورند.
* چندی پیش بحث تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان با اصولگرایان معتدل از سوی نمایندگانی از هر دو جناح مطرح شد، اما تندروها مخالفت کردند، نظر شما چیست؟
** تاکنون در مورد چنین ائتلافی که اشاره کردید در شورای هماهنگی بحثی نشده است. ولی باید بپذیریم که افراد تندرو و کندرو در هر جریانی وجود دارد اما هیچوقت غلبه با آنها نبوده است. زیرا تندروی و کندروی نتیجه نداشته و زودگذر بوده و اثر پایدار و موثر نخواهد داشت. در همه جریانات سیاسی آن جریان معقول که آهسته و پیوسته به صورت بلند مدت به قضایا نگاه میکند همواره پایدار و اثرگذار خواهند بود. جریانهای رعد و برقی، اثراتشان هم رعد و برقی است و ماندگاری ندارند. اما احساس من این است که اصلاحطلبی اساسا با تندروی منافات دارد، اعتدال در درون اصلاحطلبی مستتر است یعنی نمیشود که اصلاحطلب باشی و افراطیگری کنی.
* یعنی اصلاحطلبان هیچگاه رفتار افراطی نداشتهاند؟
** داشتهاند، رفتارهای تند و افراطی در جریان اصلاحات بوده است اما چه زمانی؟ زمانی که اصلاحطلبان بر سر کار بودند این رفتارها دیده میشد آنها ازخاتمی انتظارات زیادی داشتند و ایشان را بیشتر از همه میکوبیدند. آن زمان را قبول دارم که تندروی بود یعنی خیلی عجله داشتند که مطالبات را زود برآورده کنند که ما در آن زمان ضربه خوردیم بعد از سال 84 میتوان گفت که جریان اصلاحات تندروی نداشته است.
* وضعیت تندروی در جناح رقیب چطور است؟
** درجناح رقیب تندرویهای شدیدی وجود دارد که ما داریم آثار آنرا میبینیم .
* تعامل اصلاحطلبان مجلس با شورای هماهنگی چطور است؟
** اصلاحطلبان مجلس از قدیم یعنی حتی قبل از سال 76 در شورای هماهنگی اصلاحات عضویت داشتند که آن زمان نامش جریان خط امام یا چپ بود. در آن زمان نمایندگانی از این گروه در شورا حضور داشتند و هنوز هم هستند. مجلسیان اصلاحطلب با شورای هماهنگی ارتباط خوبی دارند.
* برخی اصولگرایان معتدل مثل علی مطهری چندی است در دفاع از اصلاحطلبان و مواضع آنها حرف میزنند؛ آیا حاضر به پذیرش این افراد در جمع خود هستید؟
** جریان اصلاحطلبان هیچگاه مشی حذف نداشتهاند.
* اینها که اصلاحطلب نیستند و نامشان در لیست اصولگرایان است. منظورم این بود که اگر قرار به کار جمعی شود، پذیرای آنها خواهید بود؟
** پاکسازی نیروهای رقیب مخالف مشی اصلاحطلبی است. ما معتقدیم در بخش اجرایی نباید با متر سیاسی و جناحی برخورد کرد. همه سرمایه مملکت هستند و هر کس تابعیت ایرانی دارد، حق خدمت به وطن خود را دارد. معنی اصلاحطلبی در دل آن نهفته است و بیش از اینکه نام یک جریان سیاسی باشد، نام یک رفتار و منش درجامعه است لذا نمیتواند با کسی به صورت حذفی برخورد کند.
* شورای هماهنگی چندین سال است که فعالیت میکند اما هیچگاه فعالیتی که بخواهد رسانهای شود نداشته است و بیشتر اخبار به جلسات داخلی مربوط میشد. اکنون چه شده که تصمیم گرفتید همایش علنی برگزار کنید؟ دلیلش غیر فعال بودن احزاب عضو شوراست؟
** جلسات شورای هماهنگی برگزار میشد اما بعد از اتفاقات انتخابات سال 88 یک نوع سردی و گریز از فعالیتهای سیاسی بر جامعه سایه افکند. وقتی فضا مناسب نیست، طبیعی است که فضای فعالیت سیاسی و حقوقی محدود میشود اما به هر دلیل شورای هماهنگی جلسات خود را تعطیل نکرد و گروهها درشرایط فعلی کمکم فعال شده و به دنبال برگزاری کنگره هستند.
آنها میخواهند فعالیت خود را انجام بدهند زیرا حقشان است بنابراین شورای هماهنگی هم نسبت به دو سال گذشته با جدیت بیشتری با ماجرا برخورد میکند زیرا به سرنوشت کشور حساس هستیم و نمیتوانیم بیتفاوت بنشینیم. باید پاسخگوی وجدان خودمان و سرنوشت فرزندانمان باشیم که در برابر مسائل کشور چه کردیم لذا لازمه آن تداوم فعالیتهایمان است تا ازاختیار پروانه فعالیت حزبی خود استفاده کنیم.
* دو حزب منحلشده مشارکت و سازمان مجاهدین پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از سوی وزارت کشور منحل اعلام شدند. شورای هماهنگی فعالیتی برای رفع انحلال این دو حزب انجام داد؟
** اوایل اعلام نظر کمیسیون ماده 10 احزاب مبنی بر لغو پروانه این دو تشکل، شورای هماهنگی در قالب بیانیهای اعتراض کرد زیرا اعضای شورا معتقد بودند روال قانونی انحلال به درستی طی نشده و به این موضوع اعتراض داشتند. اکنون بحث اصلی این است که مراجع قانونی میگویند این دو حزب اصلاحطلب منحل شدهاند و بهرغم اینکه به این حکم اعتراض وجود دارد اما از آنجا که خط و مشی اصلاحطلبان تابعیت از قانون است، این را میپذیریم مگر آن که بعداً قضیه لغو پروانه آنها منتفی شود و این دو حزب مجددا فعالیت رسمی خود را آغاز کنند. آن طور که خبر دارم پیگیر موضوع هستند .
* این دو حزب سیاسی منحل شدهاند در حالیکه هیچ قانون محکمی در مورد جرم سیاسی در کشور وجود ندارد.
** دقیقاً نکته اصلی اعتراض ما همین مسئله است. ببینید در شهریور سال 60 یعنی در اوج ترورها و جنگهای خیابانی قانون احزاب تصویب شد و به شورای عالی قضاییه در همان قانون تکلیف شد تا یک ماه بعد، یعنی آخر مهر سال 60 تکلیف جرم سیاسی و دادگاه متهمین سیاسی، هیات منصفه دادگاه جرم سیاسی را روشن کنند تا تکلیف فعالیتهای سیاسی معلوم شود تا من که فعالیت سیاسی میکنم بدانم چه کاری انجام بدهم متهم هستم تا از خودم دفاع کنم و اگر محکوم شدم اقدام به اعتراض کنم. متاسفانه تکلیف اینگونه موارد در کشور ما مشخص نیست.
نمیشود نظام حزبی و انتخاباتی داشته باشیم اما تکلیف جرم سیاسی مشخص نشده باشد. این واقعا نقص است بالاخره باید اتهامات سیاسی در دادگاه صالحهای که به این مساله اختصاص دارد رسیدگی شود و این صراحت قانون اساسی است. اتهامات احزاب هم باید در دادگاه مربوطه با حضور هیات منصفه رسیدگی شود. دادگاه انقلاب برای اوایل دوران بعد از وقوع انقلاب بود که با ضدانقلاب برخورد کند الان از آن فضا خیلی دور شدهایم. بالاخره باید تعریف جرم سیاسی مشخص شود.
* اشاره کردید طبق قانون باید انحلال جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را پذیرفت اما به هر حال، اعضای این دو حزب در تصمیمگیریهای جبهه اصلاحات از وزن بالایی برخوردار هستند. برای بهرهگیری از نقش آنها فارغ از احزابشان چه برنامهای در شورای هماهنگی دارید؟
** ممکن است این افراد که ما هم به نقش تاثیرگذار آنها در جبهه اصلاحات آگاه هستیم، به صفت تابلوی حزب نتوانند فعالیت کنند و فعالیتهایشان غیرقانونی باشد اما خودشان که وجود دارند و در جامعه هستند و حق شهروندی دارند، به صفت شخصیت حقیقی تلاش میکنند و اثرگذار هستند و موضعگیری میکنند در نتیجه جریان اصلاحطلبی از این افراد چشم نمیپوشاند.
تابلو و مجوز لغو شده است اما این افراد ممنوعالفعالیت نشدهاند، اینها قرار است به نام حزب فعالیت نکنند اما خودشان فعال هستند و طبیعی است با جریان اصلاحات در ارتباط هستند و نظرات و دیدگاههایشان را مطرح میکنند. ما معتقدیم بدنه این دو مجموعه که اکنون منحل اعلام شدهاند از بدنههای اصلی جریان اصلاحات هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
* برخی احزاب اصلاحطلب هم هستند که دیگر فعالیتی ندارند. چند روز پیش آقای محمد هاشمی خبر داد که کارگزاران هم فعالیتی ندارد. نماینده این حزب و اعتماد ملی در شورای هماهنگی چه شدند؟
** حزب اعتماد ملی عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نبود اما حزب کارگزاران از اول جز گروههای اصلی و فعال شورای هماهنگی بود اما بعد از انتخابات سال 88 ظاهراً این حزب فعالیت خود را متوقف کرده است. زمانی که خودم رئیس دورهای شورای هماهنگی بودم با آقای کرباسچی صحبت کردم که نماینده کارگزاران به جلسات شورا بیاید اما آنها تکلیف خودشان را مبنی بر اینکه فعالیتهای حزبیشان را از سر بگیرند یا نه، هنوز مشخص نکردهاند در عین حال از شورا هم خارج نشدهاند.
به محض اینکه مجدداً فعالیتهایشان را آغاز کنند، نماینده آنها به جلسات شورای هماهنگی میآید. ما منتظر فعال شدن حزب کارگزاران هستیم. از سویی هم سکوت و تعطیلی فعالیت سیاسی ممکن است تاکتیک سیاسی فعلی برخی از گروهها باشد. برخی از اصلاحطلبان به این موضوع اعتقاد دارند که بهتر است فعالیتی نداشته باشند و سکوت کنند. برخی گروههای دیگر مانند مجمع روحانیون مبارز و... که فعال اما عضو شورای هماهنگی نیستند شورا با آنها در ارتباط و در تعیین خطمشی مشترک همفکری خواهد کرد.
* در این دو سال بعد از انتخابات، نحوه مواجهه آیتالله هاشمیرفسنجانی با اصلاحطلبان به چه صورت بود؟
** آقای هاشمی از ابتدا مشی معتدل داشتند و با همه گروهها و جریانات درون نظام در تعامل بودند و این موضوع مربوط به امروز نیست، زمانی هم که رئیسجمهور بودند از همه جناحها در دولتشان حضور داشتند. آقای هاشمی در روش و رفتار سیاسی خود هیچگاه جناحی رفتار نکردند یعنی همیشه در کشمکشهای سیاسی با مشی معتدل و دلسوزانه وارد شدند. در این دو سال هم این مشی را ادامه دادند و اوج این قضیه هم مواردی بود که در آن نماز جمعه معروف بیان کردند.
* در اوایل انقلاب، هاشمیرفسنجانی چهرهای محبوب در جریان راست بود اما در سالهای اخیر شاهدیم که اصولگرایان حرمتشکنیهایی را به ایشان روا میدارند این تغییر را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مخالفت اصولگرایان با آقای هاشمی از دور دوم دولت ایشان آغاز شد. من در سال 73 در مجلس بودم و به خاطر دارم که هجمه به ایشان از آن زمان شروع شد. اما جریان اصولگرا از موقعیت آقای هاشمی استفاده کرد و مجلس چهارم را در سال 71 در دست گرفت. همچنان که با احمدینژاد این برخورد را میکنند. آنها زمانی فکر میکردند احمدینژاد در بین مردم دارای محبوبیت و موقعیت است خودشان را به او چسباندند تا مجلس را به دست گرفتند اما الان از او فاصله میگیرند. به نظر من این یک نوع رفتار فرصتطلبانه در سیاست است.
آن زمان که فریاد میزدند مخالفت با هاشمی، دشمنی با پیغمبر است، چطور سه سال بعد، خودشان علیه آقای هاشمی دست به کار شدند؟ این از نظر اخلاق سیاسی مردود است و مردم این موارد را رصد میکنند. به این راحتی نیست که با غبارآلود کردن فضا، ذهن مردم را بتوانند مخدوش کنند. به نظر من تفاوتی نمیکند همان رفتاری که با آقای هاشمی کردند، این روزها با آقای احمدینژاد میکنند که نامش استفاده ابزاری از موقعیت فردی در عرصه سیاست است تا بتوانند از نفوذ او در بین مردم استفاده کنند و رای بیاورند. این ضعف جناح راست قدیم و اصولگرایان امروز است.