* سئوال مهم روز، حضور یا عدم حضور اصلاحات در انتخابات مجلس نهم است. احتمال شرکت این طیف مهم سیاسی محتملتر است یا نظارهگر بودنشان بر رقابت یکجانبه اصولگرایان در انتخابات؟
** پاسخ این سئوال که اتفاقا میتواند به دغدغههای جدی اذهان عمومی جواب بدهد، زمانی مشخص میشود که بتوان در زمان انتخابات ارزیابی صحیحی از شرایط داشت. اگر اصلاحطلبان به این نتیجه برسند که در مقام یک تشکل سیاسی جدی گرفته شده اند، بیشک مانند ادوار گذشته با علاقهمندی زیادی در صحنه حضور خواهند داشت تا از این طریق بتوانند با استفاده از توانمندیها و علمگرایی خود تاثیرگذاری زیادی در روند جامعه داشته باشند.
* و اگر به این نتیجه برسند که جدی گرفته نشدهاند؟
** اینکه اصلاحات یا هر گروه سیاسی به این نتیجه برسد که نمیتوانند در فضایی رقابتی با رقیب خود به رقابت انتخاباتی بپردازند، نشانگر این است که انتخابات را نباید انتخاباتی رقابتی دانست.
* به هر حال اصلاحطلبان چنین ذهنیتی نسبت به شرایط و همچنین نگاه جریان حاکم به خود دارد.
** قانون نانوشته تحزبگرایی به این مساله حکم داده است که شرکت در انتخابات و تلاش مشروع برای کسب قدرت و در اختیار گرفتن دستگاهها و نهادهای مختلف، حق طبیعی و منطقی هر تشکلی است. به همین دلیل است که جبهه اصلاحات واقعا دنبال حضور در بطن اتفاقات مهم کشور است و تحت هیچ شرایطی دنبال این نیست و حتی به این مساله فکر هم نمیکند که خود را بهعنوان جریانی منزوی در اذهان عمومی بشناساند. اما شرایط موجود و مشاهدات این چند وقت اخیر موجب شده تا آنها تردیدهایی درخصوص حضور یا عدم حضورشان داشته باشند که البته این تردید نمیتواند بهانهای برای متهم کردنشان به بیتوجهی به نظام تلقی شود، چون حتی نیروهای رقیب هم به خوبی میدانند که با وضعیت فعلی امکان حضور برای اصلاحات وجود ندارد. شرایط این احساس را به وجود آورده است که انتخابات مجلس، انتخاباتی خواهد بود که در آن چهرههای مختلف اصولگرایی با یکدیگر برای تصاحب کرسیهای بهارستان رقابت خواهند کرد و دقیقا به همین دلیل است که خانی با مطرح کردن شروطی خواستار این شد، فرصتی فراهم شود تا همه سلیقههای سیاسی بتوانند در انتخابات حضور داشته باشند و انتخاباتی رقابتی در کارنامه جمهوری اسلامی به ثبت برسد.
* با این حال گروههایی همچنان اصرار بر عدم حضور اصلاحات دارند.
** این اصرار هم ریشه در ناملایماتی دارد که چهرههای منتسب به اصلاحات در حال تجربه هستند. همانطور که رایدهندگان حقوقی کاملا برابر دارند و به عنوان مثال رای یک دکتر با رایی که یک بیسواد به صندوق میاندازد، تفاوتی ندارد باید انتخابشوندگان و آنهایی که برای کسب رای مردم به انتخابات ورود کردهاند هم همان حقی را در اختیار خود ببیند که در رقیب هم میبینند و تحت هیچ شرایطی این احساس در طیفی به وجود نیاید که رقیبش از او امکان و موقعیت بهتری را دارد. به همین دلیل باید منتظر ماند و دید در انتخابات چه شرایطی برقرار خواهد شد و آیا اصلاحطلبهایی که همچون گذشتنه دغدغه مردم و جامعه را دارند، فرصت دیگری برای دخالت در امور مهم کشور و در نتیجه خدمتگزاری به مردم را در اختیار خود خواهند دید یا اینکه مجلس نهم هم در شرایطی تشکیل خواهد شد که مجلس هفتم در خرداد سال 83 کارش را در حالی شروع کرد که نمایندگانش با حداقل رای ممکن به صحن بهارستان راه پیدا کرده بودند.
* جواب مشخص این سئوال در واکنشها به شروط خاتمی معلوم بود.
** نمیتوان به صراحت گفت که همه اصولگرایان دنبال این هستند تا جریان اصلاحطلبی را از چرخه مدیریتی و سیاسی کشور حذف کنند. تاکید میکنم که فقط زمان میتواند مشخص کند که انتخابات چطور برگزار خواهد شد و آیا اصلاحات میتوانند به بازگشت به عرصه قانونگذاری امیدواری داشته باشد یا خیر، پس باید همچنان در انتظار بود.
* اما اظهارنظرهایی صریح درباره عدم نیاز نظام به اصلاحطلبی مطرح شد.
** اصولگراها در نگاهی که به ماهیت اصلاحطلبی دارند، به چند دسته تقسیم شدهاند. عدهای بدون اینکه بتوانند نظرات خود را به شکل منطقی مطرح کنند، با حضور رقیب خود مخالفت میکنند. اما از طرفی گروهی هم هستند که منطقمداری بیشتری نسبت به همسلفان سیاسی خود دارند و با توجه به اینکه اصل را اعتلای نظام میدانند و مشارکت بالا را بایدی میدانند که حکم به جمهوریت نظام میدهد و همچنین با آگاهی از این مساله که اصلاحات از پایگاه گستردهای برخوردار است، ترجیحشان این است که تلاش کنند تا این گروه بتواند در انتخابات حضور داشته باشند.
* که این تلاش از نظر طیفی از مردم تلاشی برای گرم کردن تنور انتخابات است.
** ببینید! تکرار میکنم که اصولگرایان در نگاهی که به حضور یا عدم حضور و چگونگی ورود اصلاحات به انتخابات دارند، اختلافات زیادی را در بین خود میبینند. به عنوان مثال آقای باهنر در هفته پیش رسما اعلام کرد که دوست دارد اصلاحات باشند و همچنین این بودن را در نهایت به نفع نظام و کشور عنوان کردند. خب! این نوع موضعگیریها باعث میشود تا امیدواری بیشتری برای آینده به دست آورد.
* اصلاحطلبان مجلسنشین چه برنامههایی را برای انتخابات دارند؟
** فراکسیون اقلیت، جلساتی در این زمینه دارد تا با ارزیابی شرایط به نتیجه مشخصی برسیم که تکلیف چیست. البته در آخرین جلسه این ذهنیت در ما به وجود آمد که هیچ تغییری حاصل نشده و احتمالا هم نخواهد شد و در نهایت نمیتوانیم منتظر انتخاباتی باشیم که اصولگرایان و اصلاحطلبان با شرایطی یکسان در آن شرکت کنند.
* این یعنی تصمیم بر عدم حضور در انتخابات؟
** شرایط، شرایطی دشوار است و به همین دلیل کاری نمیتوان انجام داد به جزء اینکه با این امید منتظر زمان انتخابات باشیم که همه بتوانند برای کسب رای مردم در فضایی رقابتی تلاش کنند.
* از بحث اصلاحات خارج شویم، انگار اصولگرایان هم نمیتوانند با آسودگیخاطر به انتخابات فکر کنند.
** تشتت و چند دستگی فعلی اصولگرایان تا به امروز سابقه نداشته، به طوریکه میتوان ادعا کرد شرایطی که آنها در قبال یکدیگر پیدا کردهاند، اتفاقی نادر در تحزبگرایی است. اینکه چهرههای منتسب به یک طیف تا به این حد به اختلاف بخورند و حتی در زمانی که تنشها اوج میگیرد، بدون واهمه در خصوص هم اظهارنظر کنند، وضعیتی به وجود آورده است تا اذهان عمومی به این نتیجه برسد که اصولگرایان نمیتوانند به «در کنار هم بودن» امید چندانی داشته باشند.
* چرایی این شرایط را در چه چیزی میتوان دید؟
** دولت و حواشی آن اصلیترین دلیلی است که اصولگرایان را به این روز دچار کرده است.
* اما با شروع به کار دولت نهم امیدواری زیادی توام با رضایتمندی در جبهه اصولگرایی به وجود آمده بود؟
** بله، اما عملکرد دولتیها در این 6 سال به گونهای بود که بیشتر حامیان اصولگرایش را به عنوان منتقدانی سرسخت ببیند و نتیجه مطرح شدن انتقادات از سوی منتقدان دولت و همچنین کمتوجهی به انتقادات از جانب دولتمردان این شد که این جریان سیاسی انشقاق را تجربه کند.
* البته همیشه احتمال پایان اختلافات درون گروهی وجود دارد؟
** با کمی دقت به نقدهایی که آنها علیه یکدیگر مطرح میکنند، به راحتی میتوان به این نتیجه رسید که «اتحاد» به آرزوی محال اصولگراها تبدیل شدهاست و آنها نمیتوانند منتظر بازگشت به روزهایی باشند که همهشان در کنار هم بودند و با وجود اختلافنظر به عنوان گروهی هماهنگ به حیات سیاسی خود ادامه میدادند.به همین دلیل است که آنها هم مانند اصلاحطلبان از آرامش لازم برای شروع فعالیتهای انتخاباتی محروم هستند و نگرانیهای زیادی در این خصوص دارند.
* پیشبینی واقعیتر از شرایط انتخاباتی اصولگرایان چه پیشبینیای میتواند باشد؟
** در بهترین حالت ممکن آنها با دو لیست وارد انتخابات شوند که دولتیها و غیر دولتیها خواهند بود. البته این امکان هم وجود دارد که لیست یا لیستهای دیگری هم اضافه شود که در آن صورت دشواریهایشان بیشتر هم خواهد شد.
* دولتیها یا غیردولتیها؟ باید یک گروه را نسبت به گروه دیگر امیدوارتر دانست.
** کاملا طبیعی است که نزدیکان دولت وضعیت بهتری داشته باشند، چون اکنون مدیریت اجرایی در اختیار دولت است. ارزیابی روشی که دولت در این چند مدت نشان داده، مشخص میکند که دولت اصولگرایی برخی چهرههای اصولگرایی را جدی نمیگیرد و سیاست کمتوجهی را در قبال آنها اتخاذ کرده است.
* میتوان شانس آنها را برای موفقیت در انتخابات بیشتر دانست؟
** در اینکه دولت دنبال تصاحب بیشتر صندلیهای مجلس نهم است، هیچ تردیدی وجود ندارد. این شرایط
در حالی است که راهیابی نزدیکان دولت به بهارستان تبعاتی خواهد داشت که امروز دغدغه خود اصولگرایان شده است.
* «راهیابی نزدیکان دولت به بهارستان تبعاتی خواهد داشت» بیشتر توضیح میدهید؟
** ببینید! مجلس بنا شده است تا در کنار وظیفه مهم قانونگذاری، با رویکردی نظارتی و البته انتقادی مانعی برای ایرادهای احتمالی دستگاههای مختلف باشد. به همین دلیل اگر قرار باشد که نزدیکانی از دولت به کارهای دولت نظارت داشته باشند باید در انتظار مجلسی بود که کاملا در اختیار قوه مجریه است و شأن و جایگاهی برای نقش نظارتی خود قایل نیست.
* البته مجلس هشتم هم با این انتقادات مواجه است.
** به عنوان یکی از نمایندگان مجلس هشتم، میپذیرم که این دوره از قوه مقننه نتوانسته حتی انتظارات کم را هم برآورده کند. این که اذهان عمومی چنین قضاوتی را که تحلیل درست از شرایط مجلس است، دارند نشان میدهد که کارنامه مجلس کارنامهای چندان قابل دفاعی نیست.
* چه شرایطی موجب شد تا مجلس به چنین سرنوشتی دچار شود؟
** جای تاسف و البته تعجب است که بسیاری از نمایندهها با وجود اینکه چند دوره در مجلس حضور داشتند، هنوز از ابتداییترین حقوق خود آگاه نیستند و واقعا نمیدانند که وظیفه اصلی یک نماینده مجلس چیست و باید چه کاری را انجام دهند. البته برخی هم اشراف کافی به قانون و جایگاه مجلس دارند و در حالی که میدانند که باید چه مسایلی را پیگیری کنند، هیچ کاری انجام نمیدهند.
* میدانند و نمیکنند!
** بله، برخی از چهرههای مجلسی رابطههایی با دولتیها برقرار کردهاند و به واسطه همکاری با آنها نمیتوانند نسبت به دولت اقدامی داشته باشند. این مساله مانند آفتی به مجلس و حتی کل جامعه آسیبهایی جدی وارد میکند.
* انتقاداتی هم به رئیس مجلس وارد میشود. نحوه مدیریت لاریجانی در مجلس را چطور میبینید؟
** در برخی مواقع هم میتوان انتقاداتی را به او وارد دانست. به عنوان مثال در خلال رایگیری برای وزیر نفت بعد از نطق مخالفت علی مطهری رو به نمایندهها گفتند که باید به سردار قاسمی رایی قاطع بدهیم. این درست که او در مقام یک نماینده حق اظهارنظر دارد، اما نباید کاری کند تا این ذهنیت به وجود آید که دنبال تحت تاثیر قرار دادن نمایندههاست.
* حرفی مانده است؟
** مشروعیت و اعتماد به نظام با مشارکت بالای مردم در انتخابات حاصل میشود.