تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۴۴۶۸۶

شیوه‌های اصلاحات از دیدگاه علی(ع)


فاطمه وثوقی
برای ایجاد یک جامعه مقتدر و نمونه، علاوه بر مدیریت شایسته، برنامه‌ریزی منسجم و منظم همراه با مجریان سخت‌کوش و متعهد از ضروریات اصلاحات بشمار می‌رود. با توجه به دوران ویژه خلافت مولای متقیان که یک دگرگونی فاحش معنوی، فرهنگی و... در جریان بود و از طرفی زمینه‌سازی برای هدایت و بازگشت و تقویت ارکان هدایت، انتخاب افراد لایق و متعهّد را ضرورت می‌بخشید بنابراین امیرمؤمنان اولین گام اصلاحات را با انتخاب افراد صالح و صادق برای اجرای عدالت اجتماعی برداشتند. غالب این افراد تربیت شده مکتب علوی بودند، این کارگزاران شایسته با اراده آهنین خود ابتکار عمل را به دست گرفتند. و با خلاقیت و صداقت در کردار و رفتار، مردم را به حکومت خوشبین و امیدوار کردند.
کارگزاران مجریان عدالت
مولای متقیان بخوبی می‌دانستند که هرگاه در رأس امور افراد صالح قرار بگیرند به طبع آنان، زیردستان نیز انسانهای متعهدی خواهند بود، که لازمه یک جامعه دینی است. افرادی که امام به عنوان والی یا حاکم به مناطق مختلف سرزمین اسلامی می‌فرستادند تخصص کافی و علم و آگاهی لازم را داشتند و با اختیارات کافی که در اختیار داشتند توانستند در مدت نسبتاً کوتاهی جامعه را به سوی صلاح و فلاح سوق دهند و با رهنمودهای الهی مولای متقیان مشکلات را پشت سر می‌گذاشتند.
در این راستا رهنمودهای روشنگرانه امام، مدام قوت قلب و چراغ راه کارگزاران بود و پیوسته موقعیت و مقام آنها را به ایشان یادآور می‌شد. تا مبادا کوتاهی رخ بدهد. مولای متقیان در نامه‌ای خطاب به والی خود چنین می‌فرمایند: «در بامداد و شامگاه در یک مجلس عمومی به امر اطلاع رسانی و آموزش (که از ابزارهای اصلاح یک جامعه است) با مردم بنشین، آنهایی که پرسش‌های دینی دارند با فتواها آشنا گردان و ناآگاه را آموزش ده و با دانشمندان به گفت‌وگو بپرداز»
اصلاحات اقتصادی
از آنجا که لازمه هر جامعه با ثبات و مقتدر حفظ و داشتن یک سیستم منظم و کارآمد اقتصادی است و به منزله رگهای حیاتی عمل می‌کند. می‌بایست امیر مؤمنان از این بُعد نیز به اصلاح جامعه می‌پرداختند. آن حضرت می‌فرمودند: «با فقر در هر جبهه از هر سو می‌جنگم تا بر او پیروز شوم».
اصلاح امر معیشت اثر بسزائی در اصلاح مردم و آبادانی جامعه دارد و به عنوان یکی از زمینه‌های هدایت نمود پیدا می‌کند. امیر مؤمنان برای جلوگیری از فساد اقتصادی و اجرای عدالت اجتماعی همواره در تقسیم رفاه و اموال بیت‌المال دقت ویژه‌ای داشتند و در این رابطه به جزئیات نیز توجه می‌کردند به عنوان مثال در یک مورد هنگامی که اموال بیت‌المال را بین نمایندگان قبائل تقسیم می‌کردند - تکه نانی باقی ماند آن حضرت همان نان را هم به نسبت مساوی بین نمایندگان قبائل تقسیم کردند.»
رهبر عدالت‌گستر اسلام برای جلوگیری از حیف و میل اموال عمومی، که در دوران خلیفه سوم به اوج خود رسیده بود و موجب خشم و نفرت مردم قرار گرفته بود، روز دوم خلافت خود چنین فرمودند: «به خدا سوگند بیت‌المال تاراج شده را هر کجا یابم به صاحبان اصلی آن باز می‌گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم (مردم) است و آن کسی که عدالت بر او گران آید تحمّل ستم بر او سخت‌تر است.» از آنجا که از دیدگاه امام علی علیه‌السلام اقتصاد شریان حیات زندگی دنیایی است و اصلاح آن موجب آرامش خاطر مردم شده و زمینه درستی و صداقت را نیز فراهم می‌نماید.
ایشان ضمن دریافت مالیات (زکات و غیره) توصیه‌های اخلاقی و سازنده را نیز مدنظر داشتند و خطاب به مالیات‌بگیران می‌فرمودند: «در سر راه هیچ مسلمان را نترسان و یا با زور از زمین او (مالیات‌دهنده) نگذر افزونتر از حقوق الهی از او مگیر، هرگاه به آبادی رسیدی در کنار آب فرود آی، و وارد خانه کسی مشو، سپس با آرامش و وقار به سوی آنان حرکت کن تا در میانشان قرار گیری، به آنها سلام کن و در سلام و تعاریف و مهربانی کوتاهی نکن، سپس می‌گویی: ای بندگان خدا مرا ولیّ خدا و جانشین او به سوی شما فرستاده، تا حق خدا را که در اموال شماست تحویل بگیرم، آیا در اموال شما حقی است که به نماینده او بپردازید؟
اگر کسی گفت:نه، دیگر به او مراجعه مکن و اگر کسی پاسخ داد: آری، همراهش برو، بدون آنکه او را بترسانی، یا تهدید کنی یا به کار مشکل وادار سازی، هرچه از طلا و نقره به تو رساند، بردار و اگر گوسفند و شتر بود. بدون اجازه‌اش داخل مشو، که اکثر اموال از آن اوست... پس از انتخاب اعتراض نکن.... و صاحبش را اجازه ده که خود انتخاب کند و بر انتخاب او خرده مگیر».
اصلاح فرهنگ بیمار
از جمله اقدامات اساسی در حکومت علوی توجه به احیاء فرهنگ دینی و سنت نبوی بود. همانگونه که خود حضرت در خطبه معروف شقشقیه به رسالت علمای دینی اشاره کرده‌اند که آنها در برابر عهد و پیمان الهی مسئول هستند، آن حضرت نیز احیای فرهنگ دینی را از دغدغه‌های مهم جامعه بر می‌شمردند و در جهت اصلاح و احیای آن از هرگونه امکانات، زمانی، مکانی و انسانی استفاده نمودند. از سخنان امیرمؤمنان به وضوح مشاهده می‌شود که مردم آشکار و با اهمال تسلیم فضای موجود شده بودند آنجا که فرمودند: «به هوش باشی ای شنونده! و از خواب غفلت بیدار شو، از شتاب خود کم کن و در آنچه از زبان پیامبر(ص) به تو رسیده‌اند اندیشه کن، که ناچار به انجام آن می‌باشی و راه فراری وجود ندارد...»
اصلاحات قضایی
یکی دیگر از دغدغه‌های امیرمؤمنان در دوران خلافت‌شان اصلاح امور قضایی و رعایت حقوق فردی، اجتماعی امت مسلمان بود. که در زمان‌های گذشته با چشم‌پوشی‌های قومی، قبیله‌ای و سیاسی نادیده گرفته می‌شد. وای بسا مظلوم به جای ظالم مجازات نیز می‌شد. آن حضرت در مورد مقابله با ظلم و ستم چنان با قاطعیت و شهامت وارد عرصه شدند که هیچ ظالمی نمی‌توانست از چنگال عدالت بگریزد. چنان با انصاف و عدل از حق دفاع می‌کردند که ای بسا خود مجرمان به قضاوت خشنود می‌شدند.
می‌فرمودند: «افراد خوار و ستمدیده در نزد من بسیار قوی و عزیز هستند تا اینکه حق آنان را به آنها بازگردانم و افراد قوی و ستمگر در نزد من بسیار ناتوان و ضعیف هستند تا اینکه حق را از آنان باز پس بگیرم.» در امر قضاوت و احقاق حق، امیرمؤمنان چنان جدی و مصمم عمل می‌کردند که حتی از داغ نهادن بر دست برادر خویش واهمه‌ای نداشتند تا اینکه برادر حرارت آتش را بر جسم خود احساس کند و تقاضای سهم بدون نوبت از بیت‌المال مسلمین ننماید.
«سوگند به خدا برادرم عقیل را دیدم که به شدت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من از گندم‌های بیت المال را به او ببخشم....پی در پی مرا می‌دید و درخواست خود را تکرار می‌کرد. چون به گفته‌های او گوش دادم، پنداشت که دین خود را به او واگذار می‌کنم و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست برمی‌دارم روزی آهن را در آتش گداخته و به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم پس چون بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد به او گفتم ای عقیل، گریه کنان بر تو بگریند، از حرارت آهنی می‌نالی، که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخی می‌خوانی که خدای جبارش با خشم خود آنرا گداخته است؟.....»
امام و رهبر عدل‌گستر جهان اسلام خود نیز در محضر قاضی بدون شاهد نتوانست حق فردی خود را تصاحب کند چنانچه معروف است آن حضرت با مردی از یهود بر سر زرهی نزاع داشتند هنگامی‌که نزد قاضی وقت «شریح قاضی» برای دادخواست روانه شدند. قاضی به احترام امیرمؤمنان از جای خود برخاسته و امام را به جای خود نشاند آن حضرت ضمن اعتراض به عمل یک جانبه قاضی، که چرا تنها از وی احترام کرده و طرف دیگر نزاع را احترام نکرده است، سخنان رسول خدا را درباره قاضی به وی یادآور شدند و سپس از شریح خواستند که به قضاوت بپردازد و چون امام برای ادعای خود، که زره از آن ایشان است شاهدی نداشت از حق مسلم خود محروم شدند و چون مرد نصرانی قضاوت اسلام را در مورد امیرمؤمنان مشاهده کرد به خلاف خود اعتراف کرده و شهادتین را بر زبان جاری ساخت.
رهبر عدالت‌گستر اسلام بقدری در مورد حقوق فردی حساس و دقیق بودند که حتی حقوق شهروندی غیر مسلمانان را نیز جدی می‌گرفتند: «...بمن خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بود وارد شده و خلخال و دستبند و گردن‌بند و گوشواره‌های آنها را به غارت برده در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع جز گریه و التماس نداشته اند... اگر بر این حادثه تلخ مسلمانی از روی تأسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است.»
از آنجا که رعایت حقوق فردی آثار مثبتش به جامعه باز می‌گردد و زمینه فضای سالم را برای رسیدن به کمال فراهم می‌نماید امام بزرگوار خطاب به مالک اشتر چنین فرمودند: «از میان مردم برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن، کسانی که مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نیاورد. در اشتباهاتش پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آگاهی برای او دشوار نباشد... پس از انتخاب قاضی هرچه بیشتر در قضاوت‌های او بیندیش و آنقدر به او ببخش که نیازهای او بر طرف گردد و به مردم نیازمند نباشد.»
قضاوت درست ضمن اینکه امنیت را به جامعه باز می‌گرداند موجب نشاط روانی و انگیزش بسیار برای فعالیت و سازندگی در جامعه می‌باشد، اما اجرای عدالت چنان برای عدّه‌ای سخت و طاقت‌فرسا بود که تحمّل امام برای آنها دشوار بود و سرانجام مسیر زندگی آنها را عوض کرد. اما در مقابل این عدّه ضعفا در آرامش زندگی کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات