* آقای کواکبیان چرا اصلاحطلبان و جریان مدافع این تفکر باید دوباره به شما رای بدهند؟
** شما دو تا سوال را مطرح کردهاید، اینکه چرا باید بیایند ﭘای صندوق و بعد چرا باید به ما رای بدهند، منظور شما کدام بود؟
* فرض بگیریم که مردم پای صندوق آمده اند، چراباید به شما رای دهند؟
** شمامنظورتان حزب ماست؟
* آقای کواکبیان کاری به کسانی که با شما ارتباط دارند و به دلیل این روابط به شما رای میدهند ندارم، آن کسانی که به واسطه جریان فکری که با شما احساس فصل مشترک داشتن میکنند چرا باید به شما رای بدهند؟
** من سه تا دلیل دارم، یکی اینکه به هر حال در مبارزه سیاسی افراد هیچ وقت با انزواطلبی و سکوت و کنارهگیری نمیتوانند به اهدافی که میخواهند برسند، طبیعتا موضع سکوت نمیتواند موضع ایجابی باشد بلکه سلبی است، از نظر موضع ایجابی اگر کسانی من را قبول داشته باشند باید بیایند و حمایت کنند. طبیعتا یعنی این حس مبارزه افراد است که آنها را میکشاند به سمتی که با هر تفکری که مایلاند همراهی کنند و بعد رای دهند، نکته دوم این که من معتقدم که وجود تفکرات مختلف در یک ﭘارلمان لازم است.
* البته این یک اصل کلی است اما....
** حالا من معتقدم در مورد ﭘارلمان در صورتی که مردم بیایند ﭘای صندوق و بخواهند رای دهند قضاوت میکنند، ما سعی کردهایم در مجلس یک صدا ی متفاوتی باشد.
* ولی نبود. بود؟!
** حالا در مورد این که بود یا نه صحبت میکنیم، ولی خیلیها به ما میرسند و صحبتشان این است که اگر شما هم نبودید مجلس کاملا یکدست میشد، من میخواهم بگویم ما در صحنههای مختلف حضور داشتهایم.
* کجا؟
** در طول این سه سال و چند ماه که در مجلس بودهایم بهر حال اینکه شما تصورتان این باشد که ما میتوانسیتم در این مجلس هشتم همه حرفها را بزنیم صحیح نیست.
* تصور من هم این نیست. اما....
** اجازه دهید من صحبت کنم.
* از موضوع مصاحبه منحرف شدهایم
** نه این مسئله برای بحث مهم است، ما باید بپذیریم که اکثریت دست ما نبود، بلکه در دست اصولگرایان بود.
* میخواهید ناکامیهاتان را توجیه کنید؟
** نه مسئله این نیست.
* هم ما و هم مردمی که قرار است به شما رای بدهند میدانند که اکثریت دست اصولگرایان بود.
** نه، میخواهم بگویم که من نوعی، حالا به غیر از آنکه در فراکسیون دانشگاهیان مسئول هستم، کوچکترین سمتی حتی در کمیسیونها هم به ما ندادهاند. در کمیسیونهای مختلف مجلس، در صحن علنی در هیاترئیسه در مجموع در مسئولیتها ما هیچ نقشی نداریم، زمانی هست که کسی اکثریت نیست، اما در بدنه میتواند دخالت داشته باشد. حداقل در مورد خود من این اتفاق نیفتاده است .نکته دوم این که توجه کنید که ما در شرایطی بودیم که اکثریت مجلس با دولت هم، همسو بودند، درست است که این اواخر یکسری بحثهایی پیش آمده بود اما در کل با دولت همسو و همجهت بودهاند، یا فرض کنید که در مجلس...
* آقای کواکبیان شما به پرسش من جواب بدهید.
** این نکته مهمی است.
* بله اما بحث ما این نیست. شما میگویید در اقلیت بودهاید...
** ما در اقلیتی بودهایم که اکثریت حاکم هم با دولت بود، شما ببینید در آمریکا، حزب حاکم جمهوریخواه کنگره را دارد...
* اصلا سوال من این نیست.....
** شما توجه کنید به اینکه حزب جمهوریخواه کنگره را دارد، اما دولت حاکم دست دموکراتهاست. ما در اینجا یک شرایطی داشتهایم که اقلیتی بودهایم که اکثریت حاکم هم با دولت موافق بوده است. شما در این شرایط چه توقعی از من دارید؟
* ببینید من بیلان کاری نمیخواهم، موضعگیریهای سیاسی مدنظر من است که بتواند صدای اصلاحطلبان را بلند کند، این چیزی است که ما از اصلاحطلبان مجلس توقع داشتیم. برای مثال، من شما را بگذارم کنار آقای مطهری که جزو اکثریت است، کارکرد همین یک نفر از تمام فراکسیون اقلیت بیشتر بوده است، این را قبول دارید؟
** آقای مطهری بدون کمک ما هیچ کاری نمیتوانست در مجلس بکند.
* شما چه کمکی به ایشان کردهاید؟
** فرضا اگر ایشان یک نامهای جمع میکند با صد امضا، 50 تا 60 تاش ما بودهایم که امضا کردهایم، ما به آقای مطهری هم در یک دورهای دیگر که مشایی گفته بود ما مردم اسرائیل را دوست داریم کمک کردیم. امضای اصلاحطلبان را من جمع کردهام. من تذکر دادم، چهارشنبه بود، آقای لاریجانی گفتند شما صبر کنید ما یکشنبه رسما از پشت تریبون اعلام میکنیم، بعد مواجه شدیم با اظهارات رهبری در نماز جمعه که گفته بودند این که بگوییم ما مردم اسرائیل را دوست داریم یک حرف پوچی است. ضمنا دیگران هم دست بکشند؛ که ما دیگر سوال را پس گرفتیم، یا مثلا آقای مطهری را مگر اکثریت اصولگرا فرستادند توی هیات نظارت بر مطبوعات؟
خب ما فرستادیم، خیلیها آمدند گفتند شما کاندیدا بشو، گفتم من 50 تا 60 رای میآورم اما نتیجه نمیگیریم، بهتر است کسی باشد که رای اصولگراها را داشته باشد، رای ما را هم داشته باشد، که آقای مطهری مطرح شد. همین اخیرا طرح نظارت بر شورای نگهبان یا نحوه نظارت بر شورای نگهبان، یعنی اگر آقای مطهری در مجلس توانسته است کاری بکند حالا غیر از شخصیت خودش و فرزندی آیتالله شهید مطهری و اینکه برادر خانم رئیس مجلس است، همه اینها البته مهم است، اما اصل کار رای است، واقعیت این است که اگر ما یک جایی جلو بیفتیم صرفا جریان اصلاحطلب به ما رای میدهد؛ اصولگراها قسم خوردهاند که به ما رای ندهند.
* یعنی شما سقف پرواز خودتان را و اندیشههای اصلاحطلبانهتان را محدود کردهاید به اقدامات آقای مطهری؟
** آقای مطهری که من عرض میکنم سقف پرواز ما نبود. ولی اگر اقداماتی مانند سوال از رئیسجمهور مطرح میشود میخواهم بگویم آقای مطهری قطعا با پشتوانه و حمایت ما کار میکند.
* اگر مطهری نامی هم پیدا نمیشد که طبق گفته شما برادر خانم رئیس مجلس هم باشد و غیره و این کارها را بکند آن وقت اصلاحطلبان میخواستند چه کار کنند؟ ببینید شما نه تذکر دادهاید، نه استیضاح کردهاید و نه سوال مطرح کردهاید...
** نه ما این کارها را کردهایم.
* کجا؟
** شما بروید آمار بگیرید، بنده مدعی هستم که بالاترین تذکرات مجلس هشتم را چه به صورت کتبی و چه به صورت شفاهی من دادهام، شما به آمارها مراجعه کنید و این را ببینید. در تحقیق و تفحص، من در هشت تحقیق و تفحص یا دبیر بودهام یا متقاضی بودهام و یا عضو بودهام. همه اینها مشخص است، حالا بعضیها در صحن علنی مجلس رای ندادند به دلیل اینکه اقلیت بودیم، مثلا تحقیق و تفحص از بازداشتگاهها را مطرح کردیم که به آن رای ندادند، تحقیق و تفحص از حساب ذخیره ارزی هم رای نیاورد، این که میگویم ما مطرح کردیم خوب شخص من متقاضی بودم، اما مثلا تحقیق و تفحص از تربیت بدنی را مطرح کردیم که مجلس هم رای داد و یا تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان را من متقاضی بودم بعدها آقای نادران و مانند آنها مطرح شدند.
تحقیق و تفحص از سازمان بینالمللی که وابسته به وزارت خارجه و مانند آنها را مجلس بهش رای داد. من میخواهم بگویم که ما در بعد نظارتی پنج کار بیشتر نمیتوانیم بکنیم. یا نطق است، یا تذکر است یا سوال است یا استیضاح است و یا تحقیق و تفحص، تذکر هم شامل شفاهی و کتبی است، سوال هم شامل سوال از رئیسجمهور است و هم شامل دولت، استیضاح هم برای همه است. ما در همه موارد پیشتاز بودهایم، سال 88 و قبل از این که این مسائل آقای مطهری پیش بیاید ما سوال مطرح کردیم.
* جریان اصلاحات در این مدت دچار تضییقاتی شده است. برخی نیروها مشکل پیدا کردهاند. شما اصلاحطلبان برای حل مشکلات این افراد چه کردهاید؟
** ببینید طبق قانون باید یک چهارم نمایندگان مجلس یک سوال را امضا کنند اما ما این تعداد نیستیم، حالا یکی از دوستان میگفت پزشکیان صد تا رای آورده است، آن یک شرایط خاصی بوده، یک عدهای از اصولگراها که نمیخواستند به باهنر رای دهند به او رای دادهاند. این نیست که ما این تعداد رای در مجلس داشته باشیم.
* ببینید من میدانم که تعداد اقلیت به بیشتر از 50 تا نمیرسد اما چرا از وزیر سوال نکردید؟ سوال از وزیر که دیگر حد نصاب ندارد.
** خب ما هم که تا بخواهید از وزیر سوال کردهایم. من تنها کسی بودم که در طول مجلس هشتم از وزیر اطلاعات سوال مطرح کردم. در صحنههای دیپلماسی هم من حداقل یادم هست که پنج بار آقای متکی را به صحن مجلس کشاندم. من در مورد رای اعتماد با خود آقای متکی مخالفت کردم؛ با آقای صالحی هم مخالفت کردهام و به عنوان مخالف صحبت کردهام. میخواهم بگویم آن کاری را که میشد انجام دادهایم، ادعایی هم نداریم.
* بسیار خب تا همین جا با این عملکرد تا جایی که من به عنوان روزنامهنگار رصد میکنم توقعهای بیشتری از شما بوده است. جریان فکری شما از عملکرد شما راضی نیست. شما خیلی کارها را میتوانستید انجام دهید که ندادید.
** من نمیخواهم بهطور مطلق از عملکرد فراکسیون خط امام دفاع کنم. شاید ما بهتر از اینها میتوانسیتم عمل کنیم، اما من مسئول آنجا نیستم، عضو آنجا هستم، دیگر فراکسیونها هم که صنفی بوده است و اگر بخواهید فعالیتهای آنجا را هم برایتان توضیح میدهم، اما در حوزه سیاسی باید توجه داشته باشید که واقعیتها چه بود، ما اقلیتی بودیم که در شرایط خاصی مخصوصا بعد از انتخابات 88 بودیم، ما مسئولیتی در مجلس نداشتهایم، و دولت حاکم دولتی غیر از خط فکری ما بوده است. در این شرایط به نظر میرسد بهتر از این نمیتوانستیم عملکردی داشته باشیم.
* شما از عملکرد خودتان راضی هستید؟
** من نمیخواهم از عملکرد خودمان دفاع کنم. اما من اگر بخواهم نمره بدهم نمره از 14 و 15 میدهم. آن دوستانی که بیرون از مجلس هستند به محدودیتهای ما توجه ندارند، مثلا فکر کنید من عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستم، شاید افرادی که تخصصشان سیاست خارجی است در کمیسیون تنها شش یا هفت نفر هستند. بقیه تخصصشان این نیست.
* چه محدودیتی داشتهاید؟
** در پاسخ به سوال شما که میگو یید عملکرد ما برخی را راضی نمیکند، میخواهم بگویم.
* نه بفرمایید چه محدودیتی داشتهاید؟
** شما یک سوالی مطرح کردهاید که چه دلیل دارد که آنها راضی شوند؟ میخواهم بگویم ما مدافع مجلس هشتم نیستیم، شما یک موقع میگو یید عملکرد مجلس هشتم را نمره دهید من نمره بالا نمیدهم. اما در مورد عملکرد فراکسیون در این شرایط من نمره بالا میدهم،در مورد مجموعه مجلس هشتم من حرف شما را قبول دارم. ما در آنچه که مورد نظر مردم بود در مورد مطالبات اصلی مردم چه در بحث فرهنگی، چه اقتصاد و مانند آن نتوانسیتم به خوبی عمل کنیم.
* چه مشکلی داشتید؟
** نه من میخواهم بگویم که مسئله من نه رد صلاحیت بود و نه چیز دیگر. عدد نداشتیم ،تنها مشکل ما این بود. من خیلی از مسائل را میبردم تا طرح عمومی، بعد آنجا پنج تا رای میآورد. نمیتوانستم نتیجه بگیرم.
* شما در مورد تحقیق و تفحص به رای نیاز دارید؟
** نه، برای این که یک مصوبه قانون شود باید نصف به علاوه یک حاضرین رای دهند. من نه از رد صلاحیت نگران بودم نه از مسائل مانند این، من رای نداشتهام، من بالاترین رایی که در کمیسیون دارم این بود که هفت رای آوردم. در صحن علنی من 70 تا رای آوردم خب...
* در مورد استیضاح چه؟ برای آن هم به عدد نیاز داشتید؟
** برای استیضاح وزیر، یک موقعی هست که ما مثلا در مورد وزیر کشور قبلی که من دنبال میکردم یا وزیر راه و کشاورزی یک مورد آقای لاریجانی محکم جلوی استیضاح ایستاد، ما ده نفر بودیم رای را هم پس نگرفتیم.
اما شب قبلش آقای لاریجانی به من زنگ زد گفت اگر میشود این را عقب بیندازید، گفتم نه. ما میخواهیم که مطرح شود، در جلسه گفت آقا شما عدد ندارید. گفتم من اسم 10 نفری را که امضا کردهاند میخوانم تا گفتم میخوانم میکروفن من را قطع کرد، هیاترئیسه جلوی آن را گرفت اینکه من میگویم اکثریت یعنی هیاترئیسه، هیاترئیسه نگذاشت این استیضاح رخ دهد، اگر بخواهد استیضاحی رخ دهد حتی کمک هم میکند، اگر اراده هیاترییسه این باشد من در مواردی دیدهام که هیاترییسه اگر ارادهاش این باشد که استیضاح رخ دهد حتی کمک هم میکند.
* آقا دکتر، تذکراتتان شنیده نمیشود، درخواستهایتان رای نمیآورد، تحقیق و تفحصهایتان رای نمیآورد، توی کمیسیون به شما پست نمیدهند، سوالاتتان را جواب نمیدهد، پس برای چرا شما در مجلس هستید؟
** حداقلش این است که ما این صدا را بلند خواهیم کرد و مردم بدانند که یک جریان دیگری هم وجود دارد.
* مردم که این را میدانند.
** اگر یک دست شود معلوم نیست که چه اتفاقی میافتند.
* چرا؟
** نه نه، شما بیینید مثلا لایحه هدفمندی یارانهها را دولت میخواست با بودجه سال 89 بیاورد، 88 آورده بود که در 89 اجرا شود، بعد تورمی که برای ملت ایجاد میشد، شک نکن (که ما موثر بودهایم) تصور کنید که این اقلیت جنبه ایجابی نمیتواند داشته باشد درست، اما در جنبه سلبی بسیار کار کرده، جلوی خیلی از قضایا ایستاده، خیلی جاها رای نداده است.
* تن دادن یک جریان سیاسی با این هیمنه به این کارعقلانی است؟
** نه نه شما سوالتان این است که چه عملکردی داشتهاید؟
* نه
** شما میپرسید چه خاصیتی داشتهاید؟ من میخواهم بگویم اگر نبود چه اتفاقی میافتاد؟
* مطهری یک تنه بار اصلاحطلبان را به دوش میکشید.
** اشکال شما این است که فکر میکنید مطهری یک نفره این کارها را میکند.
* شما میگویید که شما دارید مطهری را اداره میکنید؟
** نه مطهری به پشتوانه ما میتواند این کارها را بکند، اگر اینها نبود که کسی به مطهری رای نمیداد. نه توی هیات نظارت، نه توی سوالات، نه توی طرحها، شما باید بیایید توی مجلس و ببینید من نمیخواهم بگویم که شخصیت آقای مطهری... من چندین بار هم در مجلس به نیکی از ایشان یاد کردهام و دوست ما هستند اما شما تصور کنید که این اقلیت در مجلس نبود آن وقت چه کسی به ایشان رای میداد؟ ایشان میخواست مثلا در مقابل رسایی و کوچکزاده و مانند آنها کاری بکند در این مجلس؟ طبیعتا آن کسی که جو را میشکست ما بودیم و ایشان هم به دنبال آن.
* بزرگان اصلاحات مثل آقای خاتمی و کسان دیگر یک زمانی اعلام کردهاند که مشروط در انتخابات شرکت میکنند عمده نگرانی هم از طرف نیروهایی مثل شماست که در مجلس هستید و میخواهید بدون هیچ پیششرطی در انتخابات شرکت کنید.
** من واقعا معتقدم که این حرف درست نیست.
* که چه؟
** من یک جایی گفتم که آقای موسوی و آقای کروبی لیدرهای حزب ما نیستند، بعضیها تتیر کردند که لیدرهای ما نیستند و کلی جو درست شد و مانند آن، هنوز هم اعتقاد دارم که نه آقای کروبی نه آقای موسوی و نه آقای خاتمی لیدر حزب من نیستند، بنده خودم یک حزب دارم که ساز و کار دارد. هیات مرکزی دارد و ما آمدیم گفتیم اصلا شرط نمیگذاریم، اما اگر حداقلهای یک انتخابات آزاد قانونمند رقابتی عادلانه.
* حداقلها چیست؟
** حداقلها، هیات نظارتها طبق قانون باشد، اگر میخواهند تایید صلاحیت را انجام دهند مجریان، بیطرفی خودشان را ثابت کنند.
* در چه صورتی شما اصلا شرکت نمیکنید؟
** در صورتی که قانون رسما و علنا زیر پا گذاشته شود.
* یعنی شما خودتان را از خاتمی و اصلاحطلبان جدا میکنید؟
** ببینید آقای خاتمی شخصیت مورد احترامی است و ایشان هم که یک مطلبی را بیان میکند حتما جوانب کار را میسنجد. اما ما نمیگوییم که اگر خواستههای مطرح شده پذیرفته نشد انتخابات نه، ما میگوییم خود انتخابات اصل است، مگر خود انتخابات واقعا حداقلهای قانونی را داشت، شرکت میکنیم. شرکت هم که میکنیم به این معنی که لیست ارائه میدهیم وگرنه آن شرکت شخصی، خب مثلا ممکن است حزب من معتقد باشد که لیست ارائه نمیدهد اما خود من تصمیم بگیرم از یک شهری کاندیدا شوم. آقای خباز مثلا شخصا تصمیم میگیرد که به عنوان یک مسئله شخصی حاضر شود نه به عنوان یک جریان حزبی.
* یعنی خود شما خودتان را متعلق به جریان اصلاحطلب نمیدانید؟
** نه بحث این نیست.
* فکر نمیکنید این رفتار و موضعگیری شما با ارکستر اصلاحطلبان ناهمگون است؟
** نه مسئله ناهمگونی نیست.
* مگر شما قرار نیست با تابلوی اصلاحطلبان در انتخابات شرکت کنید؟
** نه؛ همچین حرفهایی نیست، یک موقعی هست که جبهه اصلاحات که من هم عضوش هستم یا جبهه مردمی اصلاحات که سی تا حزب دارد، اینها تصمیم میگیرند که آقا هیچکدام از این اقلیتها به صورت شخصی هم نباید توی انتخابات باشند، یک موقع هست که به شما میگویند ما لیست نمیدهیم، ولی به عنوان شخصی هر کس میتواند وارد شود.
* این گل زدن به خودی نیست؟
** نه، ببینید الان مثلا در شورای مرکزی حزب مردمسالاری ده نفر از این نمایندگان اقلیت عضو هستند، ما گفتیم اگر حزب به این جمعبندی رسید که لیست بدهد شما هم هستید؛ اما اگر لیست ندادیم شما آزادید که به صورت شخصی در انتخابات حاضر شوید، مثلا به دکتر نصیری در زنجان بگویم حزب به شما تحکم میکند که شما شرکت نکنید، ایشان میگوید مردم من را میخواهند و من شرکت میکنم.
* اعضای تشکیلات شما یا نظم تشکیلاتی را قبول دارند یا ندارند، هر کسی که میآید خودش را جزو یک جریان میکند یا آن جریان را قبول دارد یا ندارد،اگر ندارد که خب هیچ اشکالی ندارد. بگویید ما اصلاحطلب نیستم.
** نه نه فرق ما با شروط خاتمی این است که ما میگوییم به عنوان یک جریان اصلاحطلب انتخابات برای ما حق است، ما اگر در انتخابات شرکت نکنیم وضعیت را بدتر میبینیم اما نه این که به هر قیمتی لیست بدهیم، دو تا بحث است، یکی این که بنده بیایم تحریم کنم که چنین کاری نمیکنیم. یکی این که ما سکوت کنیم ما میگوییم در مورد این سکوت باید بسنجیم اگر ما عناصری داشته باشیم که بتوانیم شرکت کنیم لیست میدهیم اگر نه هم که هیچ.
* هواداران اصلاحات از این رفتار شما تعبیر به گل به خودی زدن میکنند.
** نه،اصلا چنین چیزی نیست شروطی هم که دوستان تعیین میکنند ما دنبال تحقق آن هستیم.
* تا وقتی شرایط شما این باشد که حاکمیت هم میگویید اینها هستند دیگر چه احتیاجی به اصلاحطلبان...
** بابا جان من اگر 150 نفر در مجلس داشته باشیم خواستههای اصلاحطلبان خود به خود برطرف میشود. اگر مجلس نهم بر اساس الگوی مجلس پنجم هم شکل بگیرد ما راضی هستیم.
* چرا مجلس اول شکل نگیرد؟
** حالا ما این دوره را میگو ییم، اگر بشود که خیلی خوب است، من میخواهم بگویم رد صلاحیتها اگر واقعا بر طبق قانون باشد ،ما دلیلی نمیبینم که شرکت نکنیم.
* شما دارید به خودی گل میزنید یا نه؟
** نه، ببینید آنهایی که در خارج از کشور نشستهاند،
* من کاری به خارج از کشور ندارم، خاتمی که خارج از کشور نیست.
** من به خاتمی هم ایراد می گیرم.
* چرا آنها را پیوند میزنید به آقای خاتمی؟
** نه، میگویم خارجنشینان آنها معتقدند که اساسا هرگونه شرکت در انتخابات خیانت است.
* من میگویم چرا به صراحت اعلام نمیکنید که اصلاحطلب نیستید؟ آقای علیخانی به صراحت اعلام کرد به من گفت من با ستاد اصلاحطلب نیستم، و با اصلاحطلبان شرکت نمیکنم. من قدرتالله علیخانی هستنم و در انتخابات شرکت میکنم، شما چرا این را نمیگویید این کار شما گل به خودی است.
** نه ببینید اتفاقا من میخواهم بگویم اصلاحطلب واقعی ما هستیم، اصلاحطلب واقعی درون نظام حرکت میکند.
* کدام اصلاحطلب واقعی از نظام خارج شده است؟
** اصلا اگر شما بخواهید یک مشکلاتی را سامان دهید اولا این که در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات من یکی از آن هفت نفری بودم که ایجاد کردم. آن موقع به عنوان معاون هماهنگی حزب همبستگی شرکت میکردم بعدا به عنوان دبیرکل مردمسالاری شرکت کردم.
* آیا ما با شرط و شروط به نتایج میرسیم یا اینکه ما اکثریت مجلس نهم را به دست بگیریم بعد یه کاری بکنیم؟
** شما میگویید ما شرکت نکنیم وضع بهتر میشود؟
* نه ما میگوییم هر جریان سیاسی حیاتش الزاماتی دارد. به هر قیمتی نمیتواند در رقابت حاضر شود.
** یعنی چی میشود؟
* ما نسبی صحبت میکنیم.
** من میگویم اگر اکثریت مجلس نهم دست ما باشد بهتر میتوانیم کار کنیم یا اینکه یک اقلیتی باشیم که در هیچ جا نباشیم؟
* ساز و کار شما برای برگزاری انتخابات چیست؟
** ما انتخابات پیش رو را میگو ییم، اگر انتخابات پیش رو قرار است قانونمند عمل شود و ما با قانون حذف شویم، دستشان درد نکند ما میگو ییم تحقق پیدا کند و ما قانونمند حذف شویم. اما من میخواهم بگویم اصلاحطلبان اشتباه استراتژیک میکنند اگر در انتخابات شرکت نکنند، جو جامعه با ماست.
* رای نمیدهند.
** کی میگوید؟ خوب همین مایوس کردن است.
گوش کن بذار من توجیحت کنم، مشکل ما همین است، این 100 و 20 یا 30 نفری که هستند 20 نفرشان افراد شاخصاند. باقی که آدمهای معمولیاند. میخواهم ببینید ما سر چی داریم بحث میکنیم، میگوییم آقا شما بیا یید همه بگویید ما نوکر شما هم هستیم توی انتخابات هم میآییم شرکت هم میکنیم.
* دکتر مصدق، 14 نفر بودند در مجلس که توانستند قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب کنند.
** بالاخره آن 14 نفر که بودند
* آن 14 نفر به درد خوردند.
** حالا شما میگویید باشند و به درد بخورند خوب است یا نه؟
* باشند و به درد نخورند چی؟
** نه اگر باشند و به درد بخورند خوب است یا نه؟
* خب خیلی خوب است.
** خوب برای اینکه باشند باید چه کار کنیم؟ باید شرکت کرد دیگر.
* خب وقتی نکردهاید و نتوانستهاید.
** اتفاقا شما مثل خیلی خوبی زدید که حتی یک اقلیت کم تعداد هم میتواند جو جامعه را درست کند.
* شما حضور در قدرت را به هر قیمتی میخواهید.
** نه خدا شاهد است که حتی اگر در همین مجلس هم همین امشب به من بگویند تو دیگر نیستی به روح رسولالله قسم میخورم خیلی ناراحت نیستم اما من معتقدم که تا آخرین روزی که در این مجلس هستم به وظیفه خودم عمل میکنم و معتقدم که باید برویم شرایط را فراهم کنیم که قانون هر چه بهتر حاکم شود.
* شما از تهران کاندیدا میشوید؟
** شخص من هنوز در مورد اینکه بیایم یا نیام بحث دارم، اما در مورد اینکه واقعا من بگویم حزب ما چه کار میکند ما توی جلسات مختلف بحث کردهایم گفتیم رصد میکنیم تا لحظه آخر، کاری هم به اصلاحطلبان نداریم، ما به قانون انتخابات تکیه داریم.