* در باب آسیبشناسی اجمالی از اصلاحات، جنابعالی اصلاحطلبان را در چه مواردی دارای نقاط ضعف میدانید که آن ضعفها موجب آسیب اصلاحات شده است؟
** اعتقاد دارم که اصلاحطلبان در سه زمینه دچار ضعفها و آسیبهایی بودهاند. یک بحث مربوط به باورهای جمعی و مفاهیم مورد اشتراک است، دوم در زمینه نظام جمعی و تشکیلات متناسب و مشترک و سوم در زمینه هدایت و رهبری مجموعه وفاداران و معتقدان به تفکر اصلاحات.
* چرا علیرغم گذشت سالها از به وجود آمدن اصلاحات، هنوز تعریف واحدی از آن وجود ندارد؟
** البته در اینکه مفهوم اصلاحات دقیقا به چه معنایی است، آیا در چهارچوب قانون اساسی است؟ آیا با معیارهای تعیین شده از سوی امام خمینی(ره) سازگاری دارد؟ آیا مردم در این اصلاحات نقش دارند؟ آیا اساسا اصلاحات از پایین به بالا و یا از بالا به پایین است؟ و نحوه تعامل با مقام معظم رهبری به عنوان مرکز ثقل قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی چگونه باید باشد؟ و دهها سوال از این دست یکی از مهمترین اشکالات اصلاحطلبان بوده است و تا زمانی که نتوان به حداقل مشترکات پاسخهای مناسب در زمینه چنین سوالاتی به توافق دست پیدا کنیم، به نظرم چندان توفیقاتی را حتی بعد از کسب مجدد قدرت هم پیش رو نخواهیم داشت.
* ضعف در زمینه نظام جمعی و تشکیلات متناسب و مشترک را در چه میدانید؟
** ما بارها گفتهایم که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ظرفیت لازم برای ایجاد یک نظام جمعی و تشکیلات مشترک بین اصلاحطلبان را نداشته است. زیرا حداقل بیش از 40 حزب و تشکل سیاسی هماکنون وجود دارند که عضو شورای هماهنگی نیستند اما از حامیان تفکر اصلاحطلبی قلمداد میشوند. چرا این شورا توان جذب این گروهها را نداشته است و حتی در بعضی مواقع علی رغم درخواستهای مکرر آنها را پس زده است. در همین زمینه بحث انحصارطلبی، تمامیتخواهی، تنگنظری، خود را فقط دیدن و دیگران را ندیدن باعث شده است که ما مثلا در انتخابات شوراهای شهر دوم و سوم، انتخابات مجلس هفتم و هشتم و انتخابات ریاست جمهوری نهم به بدترین شکل در میان مردم لیست ارائه کنیم و آنان را سردرگم کرده و نهایتا نیز بازی را به حریف واگذار کردیم. پس تعدد کاندیداها یکی از آسیبهایی بوده است که در گذشته بر ما وارد شده است.
* علت تعدد کاندیداها در انتخاباتهای مختلف و ارایه چند لیست از سوی احزاب و گروههای سیاسی اصلاحطلبان چیست؟
** علت این مساله ریشه در فقدان یک تشکیلات جامع و هماهنگ داشته است. کما اینکه عدم شکلگیری آن تشکیلات جامع نیز ریشه در برخی خودخواهیها و تنگنظریها داشته است.
* جنابعالی عدم زمینه هدایت و رهبری مجموعه وفاداران و معتقدان به تفکر اصلاحات را یکی از آسیبهای اصلاحطلبان عنوان کردید، دلیل شما برای این علت چیست؟
** همواره گفته میشد که اصلاحات سر ندارد و این یک واقعیتی بود که هیچگاه بزرگان اصلاحات نخواستند در این زمینه چارهاندیشی کنند. بنده چندین بار با آقایان خاتمی، کروبی، میرحسین موسوی و یا حتی با آقایان موسوی خویینیها و سیدهادی خامنهای و محتشمیپور و امثال آنان صحبت کردم و ایده ایجاد نظام جمعی را مطرح کردم که متاسفانه هیچ کدام حاضر به قبول مسئولیت نبودند.
آقای خاتمی به عنوان پرچمدار اصلاحات هیچگاه نخواستند فرصت کافی برای ایجاد تشکیلات لازم در بین احزاب اصلاحطلب بگذارند. و یا آقای کروبی علیرغم شیخوخیت در این دو سه سال اخیر صرفا به حزب اعتماد ملی خودشان مشغول بودند و با جناب آقای میرحسین موسوی علیرغم درخواستهای مکرر هیچگاه نخواستند به عرصه فعالیتهای جدی سیاسی بازگردند. خب اینها مشکلات جدی اصلاحطلبان بوده است البته غیر از بحث باورهای راهبردی و تشکیلات منسجم و رهبری واحد به عنوان علل اصلی ما میتوانیم به برخی از دلایل فرعی نیز اشاره کنیم.
* این دلایل فرعی از نظر شما چیست؟
** نادیده گرفتن نیروهای وفادار در عقبه جریان اصلاحات یعنی همان کسانی که حماسهسازان دوم خرداد بودند در اکثر استانها به فراموشی سپرده شدند و در تصمیمگیریهای تهراننشینان هیچ نقشی نداشتند و عدم حمایت آنها قطعا وضعیت را در موارد مختلف برای رهبران اصلاحات بغرنجتر میکرد. کما اینکه عدم تاکید بر ارزشهای اسلامی و آرمانهای اولیه انقلاب و عدم مرزبندی با برخی از جریانات مشکوک که خود را اصلاحطلب مینامیدند و همین عوامل سوژههای مناسبی برای حریف بودهاند که یک سره هم اصلاحطلبان را خارج از ارزشهای دینی و ملاکهای انقلابی بدانند یکی دیگر از عوامل فرعی بوده است.
* ارتباط اصلاحطلبان با قشر ضعیف جامعه مورد نقد بسیاری از منتقدان بوده است، آیا شما هم این مساله را قبول دارید؟
** ما نمیبایست هیچگاه خط امام(ره) را کمرنگ کنیم و یا در جهت پررنگتر شدن خط امام لحظهای فروگذار نماییم. فاصله گرفتن از محرومان و مستضعفان و طبقات ضعیف جامعه به عنوان سومین عامل فرعی موجبات ناکامی اصلاحطلبان در عرصههای مختلف سیاسی بوده است. ما باید آراء خودمان را در سرچشمه و میدان شوش و مولوی و امثال اینها جستجو میکردیم در میان طبقات محروم اسلامشهر و شهرری به دنبال جذب نیرو میبودیم نه اینکه در میان طبقات مرفه و بالانشین و خیابان فرشته و فرمانیه و زعفرانیه و امثال اینها منتظر رای باشیم.
* راهکار شما برای پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات بعدی چیست؟
** با توجه به عوامل پیشگفته برای عبرتآموزی از ناکامیهای قبلی و دستیابی به موفقیتهای جدی در آینده باید موارد مذکور را جبران کنیم یعنی به دنبال یک مرامنامه مشترک و باورهای یکسان راهبردی باشیم، از یک نظام جمعی منسجمی تبعیت کنیم، برای اصلاحات از لیدرها و شخصیتهای بزرگ به نوعی حرفشنوی داشته باشیم که اختلافات احتمالی را با حکمیت آنان از مقابل برداریم، کما اینکه با ارزشگذاری نسبت به همه معتقدان حرکت اصلاحطلبی و تاکید فراوان بر خط امام(ره) و حمایت از مطالبات جدی محرومان و مستضعفان آهنگ حرکت اصلاحات را بیش از پیش به سمت اهداف والا بنوازیم.
لذا برای آینده هیچ چارهای نداریم جز حضور فعال در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با کاندیدای واحد و اساسنامه مورد توافق جمعی و برنامههای از قبل تعریف شده برای شعارها و حتی ترکیب کابینه احتمالی آینده، که به همین جهت ما به عنوان یک بسته انتخاباتی آن را قبلا مطرح کردیم و در اردوی تابستانی به محورهای آن پافشاری نمودیم.
* کاندیدای اصلاحطلبان چه فرد یا افرادی خواهند بود؟
** ما در اردوی تابستانی اولویت کاندیدای خودمان را هم مطرح کرده و گفتهایم که در صورت قبول کردن آقای میرحسین موسوی، ایشان کاندیدای ما خواهد بود و اولویت بعدی ما آقای خاتمی است و در صورتی که به هر دلیلی ایشان هم به میدان نیامدند آقای کروبی کاندیدای ما هستند و در این زمینه نیز بحث اجماع همه گروهها را مطرح کردیم.
* و اگر این اجماع بر روی یک نفر حاصل نشود و دو یا چند کاندیدا از سوی اصلاحطلبان داشته باشیم تصمیم شما چه خواهد بود؟
** ما گفتهایم اگر اجماع حاصل نشود حزب مردمسالاری نیز کاندیدای مستقل خود را معرفی خواهد کرد.
* در حال حاضر کاندیداتوری آقای خاتمی تنها از سوی چند حزب و کاندیداتوری آقای کروبی تنها از سوی حزب اعتماد ملی مطرح شده است، این نوع تقسیمبندی را میپسندید؟
** بنده باید در اینجا این نکته را تاکید کنم که نباید خاتمی را در یکی دو حزب خاص محصور نماییم و یا آقای کروبی را فقط در چهره حزب اعتماد ملی بشناسیم، زیرا آسیبهای وارده در چنین محدودیتنگری در وهله اول به همین شخصیتها وارد میشود. باید این افراد را برای مجموعه احزاب اصلاحطلب و خط امامی و معتدل در نظر داشته باشیم.
* آیا اصلاحطلبان برای پیروزی به اجماع بر روی یک کاندیدا خواهند رسید یا تعدد کاندیدا نیز امکان پیروزیاش وجود دارد؟
** اصلاحطلبان با عبرتآموزی از گذشته باید منسجمتر باشند، اگر بخواهیم به پیروزی دست یابیم چارهای جز اجماع نداریم و ناگزیریم از روشها و شیوههای قبل دست بشوییم و با برنامه جدیدی وارد عرصه انتخابات شویم.
* با توجه به اینکه تاکنون آقای خاتمی نظر قطعی برای آمدن ندادهاند و آقای کروبی نیز عنوان کردهاند که در حال بررسی اوضاع هستند و هنوز آمدن یا نیامدنشان مشخص نیست، فکر میکنید تا چه زمانی این افراد فرصت دارند تا به صورت قطعی آمدن یا نیامدن خود را اطلاع دهند؟
** ما در مراسم افطاری حزب مردمسالاری پایان مهرماه را به عنوان آخرین زمان تصمیمگیری جمعی قلمداد کردیم. که باید تکلیفمان برای کاندیدای واحد در آبانماه مشخص شده باشد زیرا فروردینماه زمان ثبتنام است و ما قبل از آن حداقل باید چندین ماهی فرصت برنامهریزی برای معرفی کاندیدای حزبمان را به مردم داشته باشیم. بنابراین کاندیدای اصلاحطلبان باید نهایتا تا آبانماه معرفی و مشخص شده باشد.
* آیا دو قطبی شدن انتخابات ریاست جمهوری به معنی آنکه یک کاندیدا از سوی اصولگرایان و یک کاندیدا از سوی اصلاحطلبان معرفی شود را به چه میزان مناسب میدانید؟
** دو قطبی شدن انتخابات به مراتب وضعیت آراء مردم را به انسجام بیشتر نزدیک خواهد ساخت و مردم را از سردرگمی در خواهد آورد.
* آیا توصیهای به اصولگرایان برای رسیدن به کاندیدای واحد دارید؟
** ما به اصولگرایان نیز کاندیدای اجماعی را توصیه میکنیم چه رسد به اصلاحطلبان، بنابراین به آنها توصیه میکنیم که کاندیدای واحد داشته باشند و اگر گفتهاند پشت سر احمدینژاد جمع میشوند از قبل به هواداران خویش این مساله و انتخاب را بگویند تا برای فعالیتهای مطلوبتر اقدام کنند.