* اصلاحات و اصلاحطلبی رادارای چه جایگاهی باید در جامعه بشری دانست؟
** اصلاحخواهی در ذات بشر نهفته است و تاریخ حیات فردی و اجتماعی انسان، تاریخ جستوجو، کاوش، آزمودن و سنجش و البته عبرت گرفتن از آنچه صورت گرفته، است. در قرآن مجید آمده است که هیچ آبادی و شهری را که اهل آن مصلح باشند را هلاک نخواهد کرد (سوره هود آیه 117)
* پس تحت هیچ شرایطی نمیتوان به اصلاحات بیتوجهی نشان داد.
** صد درصد! مفهوم همین آیه، این است که جامعه اگر نتواند آنطور که باید از امتحانهای پیش آمده معنوی و مادی خود عبرت بگیرد و به اصلاح اموری که به اصلاح نیاز دارند، نپردازد چارهای جز مواجه شدن با ضررها و دردسرهای هزینهساز نخواهد داشت.
* با این توضیحات فضای سیاسی هم به اصلاحات و اصلاحطلبی نیاز دارد.
** باید به نیازی که گفتید پسوند شدیدا را هم اضافه کنید. دنیای سیاست دنیای پیچیده و البته پر رمز و رازی است و قواعد سیاسی به طور دائم در حال تغییر است.
* تبعات منفی نادیده گرفته شدن اصلاحات در سیاست چه چیزهایی میتواند باشد؟
** طبیعی است که اگر اصلاحات در سیاست جدی گرفته نشود، میتوان اینطور پیشبینی کرد که مشکلات روز به روز بیشتر و تصمیمهایی که گرفته میشود روز به روز با منطق فاصله زیادتری پیدا میکند. به همین دلیل است که توجه به اصلاح امور در هر شرایطی باید یکی از بایدهای تصمیمگیران و مسئولان سیاسی باشد.
* اما اصلاحطلبی در ایران با به حاشیه رفتن جبهه اصلاحات روزهای خوبی را تجربه نمیکند.
** با این نظر شما مخالفم. اصلاحطلبان همانند همیشه فعال و مورد توجه اذهان عمومی هستند. به همین دلیل تاکید میکنم که اصلاحات همچنان زنده است و همچنان میتواند تاثیرگذاری خود را در برهههای مهم کشور ثابت کند.
* اما شرایط، شرایطی نامطلوب است؟
** شرایط نامطلوب زمانی برای یک جریان سیاسی رقم میخورد که نتوانند اعتماد و اطمینان مردم را جلب کنند و قضاوت عمومی رای به ناکارآمدی یک تشکل بدهد. اصلاحطلبان بیش از پیش در جامعه نفوذ کردهاند و همچنان این آمادگی را در خود میبینند که بتوانند در اتفاقهای نظام مشارکت داشته باشند و در نتیجه بتوانند با اتکا به داشتهها و تواناییهای خود در بهتر شدن شرایط سهم قابل توجهی داشته باشند.
* اما عدهای آشکارا حتی از خروج اصلاحات از چارچوب نظام حرف میزنند.
** در این دو سال ثابت شده است که هر چقدر تلاش انجام میشود تا اصلاحطلبان از چشم مردم بیفتند، آنها ارج و قرب بیشتری پیدا میکنند و به همین دلیل طرفدارانی که همچون گذشته جبهه اصلاحات را به عنوان تشکلی متعهد به نظام و آرمانهای انقلاب میشناسند، نباید از بابت تحرکاتی اینچنینی نگران شوند و این را بدانند که هیچ کس و هیچ طیفی نمیتواند به انکار ضرورت اصلاحطلبی همچنین حضور اصلاحطلبان بپردازد.
* با این حال در اختیار گرفتن دولت و مجلس به امری دشوار برای اصلاحات تبدیل شده است.
** با اینکه اصلاحطلبان از چرخه تصمیمگیری خارج شدهاند، اما همچون گذشته تاثیرگذاری خود را حفظ کردهاند و اگر غیر از این بود توده مردم توجهش به این طیف را کم میکرد نه اینکه روز به روز علاقه به اصلاحطلبی بیشتر شود.
* اصلاحطلبان از چرخه تصمیمگیری خارج شدهاند این اتفاق چه شرایطی برای کشور به وجود آورده است؟
** همانطور که در انتخابات و پس از تشکیل مجلسهای هفتم و هشتم مشخص شد، قوه مقننه در اختیار گروهی قرار گرفت که آ نطور که باید و شاید نتوانستند به وظیفه قانونگذاری و نظارتی خود عمل کنند. با نگاهی سطحی به حوزههای مختلف به راحتی میتوان به این نتیجه مشخص رسید که بعد از کنار رفتن اصلاحات، جامعه نتوانست در ابعاد مختلف به موفقیتهای لازم دست یابد.
* میتوانید شفافتر بگویید؟
** ببینید! اگر اصولگرایان میتوانستند با منطقمداری و قانوننگری بیشتری امور را اداره کنند، به طور حتم اتفاقات فعلی نمیافتاد و مشکلات فعلی در حوزههای اقتصادی و فرهنگی به وجود نمیآمد.
* یعنی نوعی بیاعتمادی به وجود آمده است؟
** متاسفانه شاهد این هستیم که نوعی بیاعتمادی به برخی دستگاهها در بین تودههای مختلف به وجود آمده است که هیچ کس نمیتواند از بروز چنین پدیدهای و آسیبهای احتمالیاش به سادگی عبور کند.
* حاکمیت یک سلیقه سیاسی و در دست داشتن قدرت توسط فقط یک جناح چقدر در این بین نقش دارد؟
** به طور طبیعی اگر تصمیمگیران در فهم اقتصادی و فرهنگی و البته سیاسی اختلاف نظر داشته باشند و در نتیجه به بحث و تبادل نظر بپردازند، روشن است که معایب خیلی کم و نکتههای مثبت بیشتر میشود و در نتیجه تصمیمگیریها به تصمیمهایی منتهی خواهد شد که بتوانند در روند پیشرفت و اعتلا آنطور که انتظار میرود، نقشآفرینی کنند.
* چاره کار چیست؟
** انتقاد، به نظر من کارشناسان و صاحبنظران میتوانند با مطرح کردن نقدهایی سازنده، مجریان را به آگاهی کاملی برسانند تا اگر لازم باشد، تغییراتی در نوع مدیریت یا اجرای برنامههای خود به وجود آورند. به همین دلیل است که در دنیای امروز همه به انتقاد توجهی ویژه نشان میدهند، چون میدانند که نقد اصولی فقط با این انگیزه مطرح میشود که بتواند باری از دوش مسئولان برداشته و به آنها کمک کند که عملکردی قابل دفاعتر از خود به جای بگذارند.
اثر مثبت دیگر انتقاد، این است که افراد و احزابی که انتقاداتی را متوجه خود میبینند، خود را ناگزیر به این میبینند که اصلاحاتی را در خود و نوع مدیریتی که دارند، به وجود بیاورند. نکته دیگر تبادل نقطهنظرات این است که مردمی که اظهارات مختلف را میشنوند، به شناخت لازمی از تشکلها و افراد مختلف میرسند و به همین دلیل در مواقعی که قرار است انتخاب کنند، فرد مورد تایید خود را برمیگزینند که احتمال تغییر در ساختار دستگاههای مختلف به وجود میآید و جامعه به عنوان مثال به این نتیجه میرسد که گروه حاکم قابل اعتماد است یا اینکه شرایط نشان از لزوم تغییر و ورود سلیقه دیگری دارد. تمایل دارم در این خصوص به نکته مهم دیگری هم اشاره کنم تا اهمیت انتخابات برای همه روشن شود.
* بفرمایید؟
** مردمی که برای مدتی چهرهها را در پست و مقامهای مختلفی دیدهاند، در انتخابات این فرصت را دارند که اگر احساس کنند کس یا کسانی دنبال ایجاد نفاق است و برای اهداف خود حاضر است هر کاری بکند، از حضورش جلوگیری میکنند البته باید تاکید کنم که اگر منتقدان و کارشناسان نتوانند آنطور که باید مردم را از شرایط آگاه کنند، نتیجهاش این میشود که مردم نتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند.
* به بحث انتخابات بپردازیم، انتخابات مجلس نهم چه تفاوتهایی با انتخابات برگزار شده دیگر دارد؟
** تا انتخابات مدت زمان زیادی باقی مانده است و به همین دلیل باید منتظر ماند و دید اصلا چه شرایطی رقم خواهد خورد و نهمین دوره مجلس با چه نوع انتخاباتی نفراتش را خواهد شناخت. با این حال به حکم منطق میگویم که حداقل شرایطی که باید یک انتخابات از آن برخوردار باشد، این است که گروهها و سلیقههایی که نگاه متفاوتی به شرایط دارند، باید بتوانند در فضایی رقابتی با هم رقابت کنند.
* حضور اصلاحات را چطور میبینید؟
** عدهای ضروری میدانند و عدهای غیر ضروری. بستگی به شرایط دارد. همانطور که گفتم تا زمان انتخابات فرصت زیادی باقی مانده است و باید صبر کرد.
* دغدغه این روزهای اصلاحطلبان این است که در صورت ورود، آیا میتوان به رقابتی بودن انتخابات اطمینان داشت یا نه، تحلیل شما از این سئوال مهم چیست؟
** همه میدانند که انتخابات از آن مردم است تاب توانند مسئولین خود در نهادهایی چون مجلس و ریاست جمهوری را انتخاب کنند و به افراد یا دستگاههای دیگر تعلق ندارد. پس باید اینطور گفت که هر گونه دخالت و تحرک غیرمنطقی باعث میشود تا یأس و ناامیدی رواج یابد و هزینههایی را در بر داشته باشد.