تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۴۴۸۸۱
جایگاه و نقش رژیم صهیونیستی در پروندۀ هسته‌ای ایران

راهبرد مهار

مصطفی دلاورپور اقدم مقدمه: گروه سیاسی: هدف از تدوین این گزارش، مشخص کردن این سؤال است که موضع‌گیری ایالات متحده و کشورهای اروپایی در برابر پروندۀ هسته‌ای ایران، تا چه اندازه از نگرانی‌های خودشان ناشی شده و تا چه اندازه از القائات رژیم صهیونیستی متأثر است. در همین راستا تلاش شده است، این مسئله در چارچوب دو نظریۀ «واقع‌گرایی» و «سازه‌انگاری» بررسی شود. در «نظریۀ سازه‌انگاری»، هنجارها و ارزش‌های حاکم، نقش مهمی را در برون داد تصمیمات سیاست خارجی کشورها ایفا می‌کند و تأثیرگذاری دو عامل «اسلامی و انقلابی بودن» در برون‌داد دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی ایران، موجب شده است که رژیم صهیونیستی، هرگونه «دانش هسته‌ای بومی»‌ای را تهدیدی برای بقا و منافع ملی خود قلمداد کند. دو اصل قانون اساسی، دفاع از حقوق مسلمانان جهان (اصل 152) و حمایت از مبارزات حق‌طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان اسلام «اصل 154)، از تأثیرگذاری «هنجارها و ارزش‌های دینی و انقلابی» در سیاست خارجی ایران ناشی می‌شود و برون‌داده‌هایی چون «اعلام رژیم صهیونیستی به منزلۀ غدۀ سرطانی» یا «دشمن اساسی اسلام»،‌ توسط مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران موجب شد که رژیم صهیونیستی نسبت به ایجاد یک «ایران هسته‌ای»‌ و تغییر موازنۀ قدرت در منطقه، احساس خطر کند. حساسیت این رژیم را نسبت به وجود یک ایران دارای دانش هسته‌ای بومی، می‌توان در کتاب «اسرائیل پس از 2000» که توسط ژنرال «افوایم سینه» نوشته شده است، ملاحظه کرد. وی در جایی در این کتاب آورده است:‌... جمهوری اسلامی ایران خطرناک‌ترین دشمن استراتژیک اسرائیل در دهه آینده است و آنان اسرائیل را شیطان کوچک و آمریکا را شیطان بزرگ می‌نامند. شاید اسرائیل شیطان کوچک است، اما قطعاً شیطان نزدیک است. و حمله به آن آسانتر از حمله به ابرقدرتی چون آمریکاست، در نتیجه افزایش توان هسته‌ای ایران می‌تواند به بزرگ‌ترین تهدید و خطر بالقوه برای موجودیت و آیندۀ اسرائیل باشد». تحلیل‌گران سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی معتقدند که هرگونه موفقیت جمهوری اسلامی ایران در بومی کردن دانش هسته‌ای، می‌تواند به الگویی برای کشورهای عربی و اسلامی منطقه تبدیل شود و یهودیان اسرائیل را آسیب‌پذیر سازد به خصوص پس از روی کار آمدن دولت جدید در ایران و تکیه بر نوعی دیپلماسی فعال در سیاست خارجی خود و نیز اظهارات ریاست جمهوری در مورد انتقال رژیم صهیونیستی به مکانی در اروپا و تردید در مورد واقعه هولوکاست، بر نگرانی این رژیم در مورد فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران افزوده است. این نگرانی‌ها در حالی است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان عنصری از معاهدۀ NPT، تاکنون همکاری‌های سازنده‌ای را حتی فراتر از قوانین آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای انجام داده است. برای نمونه، اجازۀ بازرسی از مکان‌های نظامی ایران یا حدود 1800 ساعت نفر. روز بازرسی، از تأسیسات هسته‌ای ایران است که در تاریخچۀ آژانس بی‌سابقه‌ بوده است؛ در حالی که رژیم صهیونیستی افزون بر اینکه عنصر NPT نیست و با بازرسی آژانس از تأسیسات هسته‌ای خود مخالفت می‌کند، دارای 200 کلاهک هسته‌ای است که تهدیدی برای صلح و ثبات منطقه و جهان است که بیانگر برخورد دوگانه و سیاست غرب، به ویژه آمریکا با پروندۀ هسته‌ای ایران است.

راهبرد رژیم صهیونیستی برای مهار برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران
1- تقویت کمی و کیفی نظام اطلاعاتی و جاسوسی خود در خاورمیانه
تحلیل‌گران نظامی رژیم صهیونیستی معتقدند که تأسیسات هسته‌ای ایران با تأسیسات هسته‌ای اُزیراک عراق که در ژولای 1981، توسط این رژیم، مورد حملۀ هوایی 16 فروند هواپیمای l16F قرار گرفت و در یک نقطه متمرکز بود، تفاوت دارد، زیرا مکان‌های هسته‌ای ایران پراکنده و بیشتر در زیرزمین قرار دارند؛ در نتیجه نیاز به فعالیت‌های اطلاعاتی و جاسوسی را ضروری می‌دانند؟ به خصوص پس از رسوایی ایالات متحده در حمله به عراق، بهانۀ وجود مسئلۀ سلاح‌های کشتار جمعی عراق، لطمۀ زیادی را به اعتبار نهادهای جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا وارد آورده است و نوعی روشنگری در افکار عمومی منطقه و جهان در مورد نیات واقعی دولتمردان آمریکا از حمله به عراق به وجود آورد که همانا تأمین انرژی و امنیت اسرائیل در رأس آن است. در نتیجه رژیم صهیونیستی تلاش خواهد کرد تا چتر اطلاعاتی و جاسوسی خود را از راه‌های مختلف در ایران تقویت کند؛ بعضی از این راه‌های احتمالی عبارت است از:
- رخنه کردن عناصر نفوذی در قالب کارشناس یا بازرس تأسیسات هسته‌ای یا سازمان‌های کاری مرتبط با آن.
- تطمیع نیروهای سست عنصر شاغل در تأسیسات هسته‌ای و تبدیل آن به عنصری جاسوسی.
- پرتاب ماهواره‌های جاسوسی از خاک روسیه، برای عکسبرداری از تأسیسات هسته‌ای ایران و رصد کردن تحرکات نظامی جمهوری اسلامی ایران در داخل و نقاط مرزی که اهمیت آن، به خصوص پس از جنگ یوم‌کیپور در اکتبر 1973 افزوده شد و این رژیم تلاش می‌کند، نوعی استقلال نسبی از ایالات متحده، در زمینۀ فرستادن ماهواره‌های جاسوسی به فضا به دست آورد.
- جاسوسی غیرمستقیم از طریق تأسیسات NGO که تحت عناوین عوام‌پسندانه‌ای چون امور خیریه فعالیت می‌کنند.
- نصب گیرنده‌ها و فرستنده‌های جاسوسی در نقاط مرزی ایران؛ رژیم صهیونیستی پس از اشغال عراق و افغانستان توسط آمریکا، تلاش می‌کند با خرید زمین در نقاط مرزی ایران با عراق، افغانستان و جمهوری آذربایجان، و ایجاد روابط حسنه با کردستان عراق، زمینه‌های نسبت دستگاه‌های جاسوسی را در این نقاط فراهم آورد. از سوی دیگر، پیمان‌های جدید دفاعی جمهوری اسلامی، امنیتی و اطلاعاتی با ترکیه و جمهوری آذربایجان منعقد سازد که پیامد آن این است که ایران، از لحاظ حوزۀ امنیتی، در حال همسایه شدن با رژیم صهیونیستی است.
- گسترش همکاری‌های اطلاعاتی میان سازمان «موساد» با سازمان‌های جاسوسی آمریکا، کشورهای غربی و متحدان این رژیم در منطقه.
- استفاده ابزاری از گروهک‌ها و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران، مانند گروهک منافقین یا گروهک‌های تجزیه‌طلب برای جاسوسی از ایران، به ویژه اینکه این گروه‌ها تا حدودی با فرهنگ و مکان‌های کشور آشنایی نسبی دارند.
2- استفاده از ابزارهای قدرت نرم، برای تحریف فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران
رژیم صهیونیستی با استفاده از ابزارهایی چون رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، رسانه‌ها، بازی‌های کامپیوتری و فن‌آوری اطلاعات (lT) که همگی آنها دارای تأثیر مستقیم بر افکار عمومی است، تلاش خواهد کرد تا با بزرگنمایی فعالیت‌های هسته‌ای ایران تصویری مجازی از کشور ما به وجود آورد تا به اهداف زیر دست یابد:
الف – جمهوری اسلامی ایران را به صورت یک تهدید امنیتی بالقوه، برای صلح و امنیت جهانی ترسیم کند تا اقدامات پیشگیرانه علیه این کشور، بر اساس بندهای 41 و 42 فصل هفتم منشور سازمان ملل مهیا گردد، زیرا ضرورت و فوریت مداخلۀ شورای امنیت سازمان ملل، هنگامی توجیه می‌شود که فعالیت‌های هسته‌ای ایران، تهدید علیه صلح و امنیت جهانی باشد.
ب – طوری القا می‌کند که بومی کردن دانش هسته‌ای در ایران، تنها موضوع مورد علاقۀ حاکمیت است و مردم علاقه‌ای به هزینه کردن منابع مادی و معنوی کشور در این حوزه ندارند.
ج – تهدیدزا نشان دادن فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران برای کشورهای همسایه، با ترفندهای تبلیغاتی به هم خوردن تعادل و توازن قوا در جهت مخالف کشورهای عربی، آلودگی‌های زیست محیطی در منطقه بر اثر تشعشعات هسته‌ای، تبدیل شدن جمهوری اسلامی به قدرتی منطقه‌ای و افزایش پشتوانۀ صدور انقلاب به کشورهای همسایه.
د – القا کردن وجود انحراف در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای به صورت فعالیت‌های نظامی و انجام غنی‌سازی سطح بالا یا تهیه پلوتونیم از ته‌ماندۀ سوخت هسته‌ای.
هـ ـ تحریک کشورهای غربی و آمریکا، با طرح این مسئله که جمهوری اسلامی ایران، دانش هسته‌ای خویش را به دیگر کشورهای دوست خود، مانند سوریه یا گروهایی چون حماس و حزب‌الله انتقال خواهد داد و زمینه‌های تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه به وجود آورده و رقابت را میان کشورهای منطقه افزایش می‌دهد.
جالب است که رژیم صهیونیستی، خود بزرگ‌ترین ذخایر و کلاهک‌های هسته‌ای را در خاورمیانه دارد و خود موجب ناامنی و تلاش دیگر کشورها، برای رسیدن به دانش هسته‌ای بومی است.
و – بزرگ‌نمایی توان هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، افزون بر اینکه گسترش توان نظامی متعارف و غیرمتعارف (هسته‌ای، شیمیایی و میکروبی) این رژیم را توجیه می‌کند، موجب ادامۀ کمک‌های نظامی و حمایت‌های سیاسی غرب، به ویژه آمریکا از این رژیم خواهد شد. رژیم صهیونیستی همسو با فعالیت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای، تلاش می‌کند تا سطح تماس و مذاکرات دیپلماتیک با سران دیگر کشورها را در دستور کار خود قرار دهد که بیشتر بر دو موضوع «توان موشکی ایران» و «فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای» متمرکز شده است.
ز – افزایش انسجام میان جامعۀ یهودیان؛ محرومیت تاریخی، در اقلیت بودن و نگرانی از آینده‌ای مبهم، موجب شده است که یهودیان از نظر روانی به یکدیگر نزدیک گردند. این نزدیکی، مبنای فکری لازم را برای اقدامات مشترک به وجود آورده است و آنان تلاش می‌کنند با بزرگنمایی فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ایجاد یک دشمن فرضی، نوعی انسجام بالاتر را میان جوامع یهودیان به وجود آورند.
ح – منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران و بسیج جامعۀ جهانی علیه فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز این کشور.
ط – حفظ برتری نظامی این رژیم نسبت به کشورهای عربی و اسلامی منطقه.
توجه رژیم صهیونیستی به توان هسته‌ای ایران از سال 1996 هنگامی که سرلشگر «عاموس جلماد»، رئیس بخش تحقیقات «اطلاعات نظامی اسرائیل»، موضوع توان هسته‌ای ایران را در دستور کار امنیتی این رژیم قرار داد، آغاز شد. وی هشدار داد که ایران به دنبال کسب توان موشکی دوربرد و توان هسته‌ای به صورت همزمان است و توصیه کرد که اقدامات پیشگیرانه، برای جلوگیری از پیشرفت دانش هسته‌ای و موشکی ایران انجام شود؛ در غیر این صورت، رژیم اسرائیل برتری راهبردی خود را که طی دهه‌های گذشته، در قبال کشورهای عربی و اسلامی داشت، از دست خواهد داد. وی برای رسیدن به این مصرف، دو راهکار را پیشنهاد کرد:
1- تضعیف رژیم با راهبرد «براندازی از درون» و تحریکات قومی، دانشجویی و کارگری، و دامن زدن به مطالبات آنان.
2- قرار گرفتن در حاشیه و حوزۀ امنیتی آمریکا و ترغیب این کشور به سوی درگیری نظامی با ایران.
3- فعال‌تر کردن لابی‌های سیاسی، اقتصادی و مالی در کشورهای دیگر، برای افزایش فشار خارجی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران.

رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند، با افزایش فشار لابی‌های خود به مراکز قانونگذاری و اجرایی در کشورهای قدرتمند یا تسلط بر قدرت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری موجود در آن کشورها، فشار خارجی را برای توقف یا تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ج.ا.ایران هموار سازد. برای آشنایی بیشتر، نفوذ لابی صهیونیسم در آمریکا را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار می‌دهیم.
شش میلیون یهودی مقیم آمریکا، دارای لابی‌های قدرتمند و با نفوذی در این کشور هستند که حرف اول را در عرصه‌های رسانه‌ای و اقتصادی می‌زنند. آنان می‌دانند که هر یک از نامزدهای ریاست جمهوری که انتخاب شوند، تأثیری بنیادین بر سیاست آمریکا در قبال این رژیم ندارند و به صورت سنتی، بیشتر از دموکرات‌ها حمایت کرده‌اند، به همین دلیل نومحافظه‌کاران دولت بوش تلاش می‌کنند، با فشار بر برنامه‌های هسته‌ای ایران و تاکید بر تعهد خود به حفظ امنیت اسرائیل، محبوبیت خود را در جامعۀ یهودیان آمریکا افزایش دهند.
76 درصد جمعیت یهودیان آمریکا در ایالات کالیفرنیا، نیویورک، اوهایو و فلوریدا متمرکزند که همگی این ایالت‌ها از آرای الکترال بالایی در نظام انتخاباتی آمریکا برخوردارند. میزان مشارکت سیاسی در آمریکا بسیار پایین است؛ این در حالی است که میزان مشارکت یهودیان حدود نود درصد است؛ به ویژه اینکه در نظام‌های دو حزبی، آرای متمرکز و سازمان‌دهی شده، تأثیرگذاری بهتری بر نتایج انتخابات دارند. طبیعی است، رئیس‌جمهوری که با حمایت رسانه‌ها و سرمایه‌داران وابسته به یهود به قدرت می‌رسند، حفظ امنیت این رژیم را اولویت اصلی‌اش قرار می‌دهد؛ به طوری که حدود نود درصد کمک‌های انتخاباتی حزب دموکرات و شصت درصد کمک‌های انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه، از منابع اتحادیه‌های یهودی تأمین می‌گردد.
چهار لابی قدرتمند رژیم صهیونیستی در آمریکا، برای تحت فشار گذاشتن پروندۀ هسته‌ای ایران عبارت است از:
1- کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به آیپک
این کمیته در سال 1951 تشکیل شد و در سال 1953 رسماً اعلام موجودیت کرد.
آیپک هر ساله کنفرانسی را با موضوعات مختلف برگزار می‌کند و با حضور بیش از 4000 نفر از فعالان صهیونیست، دربارۀ‌ سیاست‌های آینده این کشور تصمیم‌گیری می‌کنند. این گروه در سال 2005 نشستی را با عنوان «راه‌های جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای»، برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کنگرۀ آمریکا برگزار کرد. این کمیته در زمینه سیاست خارجی بسیار فعال است و در صورتی که نماینده یا سیاستمداری و در سطح وسیع‌تر کشوری، مخالف منافع این رژیم حرکت کند، آن را در سطح وسیع، به جامعۀ یهودیان آمریکا انعکاس می‌دهند تا اقدامات هدفمند و سازماندهی شده از طرف آنان صورت گیرد. مقر این کمیته در واشنگتن است. روش دیگر کمیته برای تأثیرگذاری، استفاده از ابزارهای عاطفی و روانی، چون ادعای آنان دربارۀ هولوکاست یا یهودی‌ستیز است.
2- کنفرانس رؤسای سازمان‌های یهودی
این کنفرانس در سال 1959 توسط «نوهام گلدمان» تأسیس شد که متشکل از 52 سازمان بزرگ یهودی است که در کاخ سفید و قوۀ مجریه فعالیت می‌کنند و مدیر اجرایی آن، «هون لین»، ارتباط نزدیکی با جرج بوش دارد. مقر این سازمان در نیویورک است.
3- لابی مسیحیان صهیونیست
این گروه معتقدند که مسیح پس از بازگشت همۀ یهودیان به سرزمین مقدس، در آنجا ظهور خواهد کرد، به همین دلیل در انتخابات ریاست جمهوری، به کاندیدایی رأی می‌دهند که خادم دولت عبری و اندیشۀ صهیونیزم باشد.
4- نفوذ در مراکز پژوهش و مطالعاتی
رژیم صهیونیستی با نفوذ در مؤسسات پژوهشی، تلاش می‌کند تا با عنوان مشاور، در وزارتخانه‌ها یا کاخ سفید اعمال نفوذ کند؛ برای مثال یکی از عوامل اطلاعاتی این رژیم،‌ «لری فرانکلین»، با عنوان مشاور پنتاگون در دفتر کار «داگلاس فیث» فعالیت می‌کرد و اطلاعات مربوط به ایران را به رژیم صهیونیستی منتقل می‌کرد.
4- مختل کردن نظام تصمیم‌گیری، میان بازیگران تأثیرگذار دیپلماسی هسته‌ای ایران
دستگاه‌های تبلیغاتی رژیم صهیونیستی تلاش می‌کنند تا با تأثیرگذاری بر محیط بازی، با بلند کردن چماق تهدید به تحریم یا حملۀ نظامی غافلگیرانه، نوعی دودستگی را میان حاکمیت به وجود آورند و میان افکار عمومی داخلی، این شائبه را به وجود آورند که در صورت عدم تعلیق یا توقف فعالیت‌های غنی‌سازی در داخل کشور، مردم ایران باید هزینه‌های مادی و معنوی بسیاری متحمل شوند.
نتیجه
دانش هسته‌ای بومی، نقش مهمی در توسعۀ پایدار کشور، مطابق سند چشم‌انداز بیست ساله دارد که در نهایت ایران به قدرتی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد و به دلیل وجود سه عامل پتانسیل بالای اسلامی ـ انقلابی و توانمندی بالای داخلی در هر دو حوزۀ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، این نگرانی را برای رژیم صهیونیستی به وجود آورده است که معادلات نظامی و امنیتی منطقه، در آینده‌ای نزدیک تغییر یابد و نظام جدید منطقه‌ای با محوریت جمهوری اسلامی ایران به وجود آید؛ ولی به تنهایی قادر به مهار برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران نیست.
از طرف دیگر افکار عمومی و ملاحظات امنیتی آمریکا نیز، محدودیت‌هایی را برای اقدامات پیشگیرانه آمریکا به وجود آورده است و در آینده‌، نظام جهانی جدیدی شکل خواهد گرفت که از حالت تک‌قطبی خارج شده و به یک نظام چندقطبی با محوریت چین ـ روسیه اتحادیه اروپا و آمریکا تغییر خواهد یافت که به همکاری متقابل قدرت‌های منطقه‌ای، مانند ج.ا. ایران نیز خواهند داشت. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات