تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۴۴۹۴۳

گریز از اتحاد در اولین پیروزی


حسین سخنور
* اجازه ‌دهید که به ایران بپردازیم. با توجه به خصوصیات جنبش‌های اجتماعی و چرخه تولید آن، نظر شما درباره وجود یا عدم وجود و ویژگی‌های عام و خاص جنبش‌های اجتماعی در ایران، چیست؟
** برای سخن گفتن از وجود یا عدم وجود و ویژگی‌های عام و خاص جنبش‌های اجتماعی در ایران نخست باید از نظریه هدایت‌کننده و آغازین جامعه‌ای ایران، یاد شود. نظریه جامعه‌ای، تبیین‌کننده شرایط ساختار اجتماعی جامعه ایران و تاریخیت مستتر در آن است. بدون درک ویژگی‌های چنین ساختاری، شناخت جنبش‌های اجتماعی در ایران غیرممکن است.
* این همان مشکلی است که ابتدا به آن اشاره شد که در بسیاری موارد، در ایران مباحث حاشیه‌ای جایگزین مباحث علمی می‌شود. نظریه مطرح شده تا چه میزان ما را در مورد شناخت جنبش‌های اجتماعی در ایران کمک می‌کند؟
از زمان طرح‌ بحث‌های علوم اجتماعی و تاریخ‌نگاری مدرن که با طلوع مدرنیته باب شده است، نظریه‌هایی در باب جامعه ایران باز هم عمدتاً توسط غربیان طرح شده‌اند که می‌توان آنها را نظریه‌ آغازین و هدایت‌کننده جامعه ایران محسوب کرد. در اینجا با قید این موضوع که اساساً رد و اثبات نظریه در قالب پوزیتیویستی مراد نیست و مورد پذیرش این عاصی نیز نمی‌باشد و تنها بر پایه گستره یا برد (scope) هر نظریه می‌توان به ارزیابی قدرت تبیینی هر نظریه پرداخت، نظریه‌های یاد شده آورده می‌شود. بر پایه بحث برد یا گستره تبیینی، اولین نظریه دارای محدودترین برد و آخرین آنها چون جمع‌بندی نظریه‌های قبلی و کوششی برای با هم نهاد آنان است، دارای وسیع‌ترین برد است؛ اول «تعمیم نظریه دوره‌بندی تاریخ اروپای غربی قاره‌ای به ایران و بحث از گذار فئودالی به سرمایه‌داری» است.
دوم «تعلیم انواع نظریه‌های استبداد آسیایی یا استبداد شرقی و در بر گرفتن ایران» می‌باشد. سوم «تعمیم نظریه شیوه تولید آسیایی به ایران» و چهارم «تعمیم نظریه پاتریمونتالیسم و به‌ویژه وجه سلطانیسم آن به ایران» است. پنجم «نظریه استبداد ایرانی استاد کاتوزیان که ترکیب خاصی از پاتریمونتالیسم و وجوهی از شیوه تولید آسیایی» است و سرانجام ششم هم «نظریه راهبرد سیاسی سرزمینی جامعه ایران» است که بنده ارایه کرده‌ام. تمامی نظریه‌ها برای پیدایش و بازتولید زورمداری در ایران جایگاهی ویژه قایل‌اند.
بنده در نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران که عناصری از شیوه تولید آسیایی را برای بنا کردن نظریه به کار گرفته است، نظریه شیوه تولید آسیایی را برای تحلیل جامعه ایران درست نمی‌دانم. نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی، که سابقه‌ای 25 ساله دارد و از سوی این عاصی در بیش از بیست تحقیق میدانی به کار گرفته شده است در سطح کلان موضوع ساختار جامعه و تطور و دگرگونی‌های کند تاریخی آن مورد بحث قرار می‌گیرد. در سطح میانه تحلیل که از قضا جنبش‌های اجتماعی بدین سطح تعلق دارد، نهادها، سازمان‌ها، فرآیندها و گروه‌بندی‌های اجتماعی و کنش جمعی مورد چند و چون قرار می‌گیرد و بالاخره در سطح خرد تحلیل کنش فردی، رفتار، وقایع و ویژگی‌های شخصیتی مورد بحث قرار می‌گیرد.
* طبعاً این سه سطح بی‌ارتباط با هم نیستند. بر پایه چنین مدلی، جامعه ایرانی، در طول تاریخ چه نوع تعاملاتی داشته‌ است؟
** بله، سه سطح یاد شده دایماً در حال کنش و واکنش با یکدیگر هستند. بر پایه چنین مدلی انسان ایرانی و ویژگی‌های شخصیت فردی و جمعی او، نهادها، سازمان‌ها، گروه‌بندی‌های اجتماعی و کنش‌ جمعی از جمله جنبش‌های اجتماعی ایران و بالاخره ساختار جامعه ایران بر بستر تاریخی در حال تعامل دایمی با یکدیگراند. از سوی دیگر در یکصد سال گذشته تمامی موارد یاد شده با شدت و ضعف درگیر برخورد قهری با نظام سرمایه‌داری جهانی و دورویه تمدن‌زا و ویرانگر آن شده است.
*‌ آیا می‌توان گفت جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی که در پرسش‌های پیشین مورد اشاره قرار گرفته‌اند، محصول همان برخورد قهری ساختار کهنسال جامعه ایران و نظام سرمایه‌داری جهانی است؟
** دقیقاً. هدف هر سه جنبش از جهتی صنفی (گروه اجتماعی خاص؛ کارگران، زنان و دانشجویان) و در جامعه‌ای با فقدان ساختار فرصت‌های سیاسی از جهات دیگر دستیابی و تثبیت برخی حقوق پایه‌ای گروهی است. لیکن هم جنبش‌‌های مورد اشاره و هم بستر و متن زایش، رویش و بالندگی آنها با عوامل آسیب‌شناختی همراه است که کاربرد جنبش‌های اجتماعی را مشروط و با مساله روبه‌رو می‌سازد. بر پایه نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، پنج عامل ناامن‌ساز برای قرن‌ها و به صورت دایمی در فلات ایران فعالانه عمل کرده‌اند: اول ناامنی دایمی و نهادینه شده ناشی از وجود ایلات در پیرامون کشور و تجربه خشکسالی ادواری توسط آنها.
دوم ناامنی دایمی و نهادینه شده ناشی از همزیستی سه رکن جامعه ایران یعنی نظام ایل‌نشینی یا زندگی ایلیاتی، نظام ده‌نشین، کم‌عده، ناتوان، پراکنده و در سطح معیشتی و بالاخره نظام شبه‌شهری با بازار گسترده فعال در نظام سرمایه‌داری اولیه جهانی و سوم ناامنی ناشی از شرایط سرزمینی ایران و گذر قهری راه‌های تجارت جهانی از ایران به ‌ویژه از طریق کریدور وخان در افغانستان امروزی و لذا ناامنی بسیار گسترده ناشی از تلاش برای اشغال هر چه بیشتر را‌ه‌های تجاری و کنترل بازار‌ها. این مهمترین موضوعی است که مورد غفلت قرار گرفته است.
چهارم اینکه ناامنی ناشی از جایگاه استراتژیک ایران به عنوان پل ارتباطی سه‌ قاره اروپا، آسیا و آفریقا و در نتیجه تأثیر‌پذیری ایران از تمامی کشمکش‌های محلی، منطقه‌ای ـ فرامنطقه‌ای و جهانی به نحوی که هر کشمکش بین شرق و غرب جهان آن روزگار بدون تردید و به نحوی گریزناپذیر ایران را به صورت دایمی تحت تأثیر قرار می‌داده است (تجربه بیش از 1200 جنگ جدی، اگر جنگ‌های کوچکتر به حساب آورده شوند، بیش از سه هزار مورد می‌شود) و در نهایت ناامنی ناشی از کشمکش‌ سهمگین گروه‌های داخلی یا نیروهای اجتماعی بر سر منابع محدود و کمیاب و بر سر یافتن حامی در شرایط ناامن‌ساز.
* نتیجه این ناامنی‌ها چیست؟ در دوره‌هایی از تاریخ ایران، عدم امنیت و در مقابل تقاضای استقرار آن، دارای پیامدهای متعددی بوده است.
** ناامنی‌ها تأثیرات فراوانی داشتند. وجه نخست، هرج و مرج، قتل و غارت و تجاوز در دوران‌هایی است که به قول تاریخ بیهقی «مدت فترات» خوانده می‌شده است و با سست شدن حکومت ایلیاتی مرکزی، صدها گردنکش محلی، ناحیه‌ای، منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و سراسری سر برافراشته، قلمروی را اشغال و باز هم به قول تاریخ بیهقی «مفسدی چند، چست و جلد» گرد خود جمع و فسادی بی‌حد به راه می‌انداختند. وجه دیگر هستی ایرانی، سرکوب این گردنکشان، ایجاد حکومت مقتدر مرکزی، امنیت و آرامش نسبی و سپس سرکوب شدید و استبداد غلیظ بوده است.
* می‌خواهم به «نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران‌» که از سوی شما مطرح شده است بیشتر بپردازم. این نظریه بر چه اساسی تنظیم شده و تا چه میزان در پاسخ به سوالات تاریخی تواناست؟
** نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران چنین مباحثی را نه بر پایه تخیلی خلاق که از تحلیل محتوای 300 متن تاریخی در دوره‌های تاریخی پس از اسلام به کف آورده است و بیش از 50 پرسش آغازین را واکاوی کرده است. انسان ایرانی با انتخاب بدون جایگزین زورمداری، شخصیت پیچیده‌ای به کف‌آورده و مجبور به اتخاذ راه و روش زندگی پیچیده و عجیبی شده است. کتیبه‌های باستانی و سفرنامه‌ها از دروغگویی، فرصت‌طلبی، احساساتی بودن، عقل‌گریزی و ده‌ها ویژگی شخصیتی منفی برای انسان ایرانی یاد کرده‌‌اند.
نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی شاید برای اولین بار چنین ویژگی‌هایی را مکانیسم‌های دفاعی برای بقای انسان ایرانی خوانده که از ضرورت‌های ناگزیر تاریخی برآمده‌اند. علاوه آنکه تحلیل محتوای متون نه‌تنها به ویژگی‌های منفی شخصیت فردی و جمعی انسان ایرانی رسیده‌ است، بلکه فراتر از مشارکت‌گریزی، سازمان‌شکنی، اتحاد مقطعی برای نفی، تخریب اتحاد در اولین پیروزی‌های موردی و مقطعی، برنامه‌گریزی و نظایر آنها یاد کرده است.
* در پرتو این نظریه جنبش‌های اجتماعی در ایران با چه عواملی درگیر است؟
** در پرتو تحلیل‌های نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی، سازمان‌ها، گروه‌بندی‌ها و فرآیند‌های اجتماعی از جمله جنبش‌های اجتماعی به ویژگی‌هایی منحصر به فرد نشأت گرفته از شرایط تاریخی، دست می‌یابند که در کنار ویژگی‌های شخصیتی کنشگران بر ماهیت جنبش‌های اجتماعی و عمل مبارزاتی جمعی تأثیری شگرف می‌گذارد.
* به عنوان سوال آخر می‌خواهم تحلیل شما را از ارتباط‌ جنبش‌های اجتماعی با طبقه روشنفکری در ایران و تأثیرات این ارتباط در هموار شدن مسیر دموکراسی‌خواهی، بدانم.
** برای بیش از هشتاد سال، مرتباً پرسش‌های واحدی چون مدرنیته و مدرنیزاسیون، دین و دموکراسی، مدرنیته و دین، روشنفکری و توسعه، روشنفکری و دین‌باوری، تکرار شده که پانزده سال پیش آنها را پرسش‌های سیزیفی یا داناییدی خوانده‌ام. در شرایط جهانی‌سازی از بالا که بخش عمده کار پایه‌های مفهومی و نظری را دستخوش تغییری جدی ساخته است و جنبش‌های اجتماعی جدید را به میدان آورده است، در ایران هنوز پرسش‌هایی مطروحه در بیش از صد و پنجاه سال پیش مغرب‌زمین به طور همزمان مطرح می‌شوند و در شرایط ناکارآمدی کلان گفتمان‌ها، نسخه‌های رهایی‌بخش نیز ارائه می‌گردد، آن هم در شرایطی که متفکران ایرانی از هرگونه اجماعی می‌گریزند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات