تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۴۵۰۹۵

اسلام، مسلمانان و تکنولوژی مدرن

سیدحسین نصر* مترجم: محمدرضا امین اشاره: گروه سیاسی: نگارنده در این نوشته، بر تأثیر تکنولوژی‌های مدرن بر اکوسیستم و زیست‌گاه‌های بشری تأکید دارد. تخریب محیط، در اثر تکنولوژی مدرن، از جدی‌ترین تهدیدهای پیش‌روی بشر است. تکنولوژی‌های مدرن، همچنین جایگزین شیوه‌های سنتی تولید کالاهایی شده‌اند که کاربرد روزانه دارند. این جایگزینی، در سلامت معنوی بشر عواقب مهمی دارد. در بحث از تأثیر تکنولوژی مدرن بر جهان اسلام، پیشنهادهایی برای حفظ ابعاد مختلف تمدن اسلامی مطرح خواهم کرد. واژگان کلیدی: تکنولوژی مدرن و تأثیر آن؛ جهان اسلام و تکنولوژی مدرن؛ ابعاد تمدن اسلامی؛ نقش کالاهای ماشین‌ساز در از بین بردن توازن طبیعی؛ صنایع ‌دستی سنتی و اهمیت معنوی آنها؛ طراحی شهری اسلامی؛ تکنولوژی مدرن و تمدن اسلامی.

تکنولوژی مدرن در این مقاله ناظر بر تکنولوژی‌هایی است که در عصر انقلاب صنعتی و دورۀ پس از آن، عمدتاً در غرب شکل گرفته و اکنون در سراسر دنیا رواج دارند. این بحث دو بعد بسیار متفاوت دارد: بعد نخست مربوط به وضعیت واقعی موجود در دنیا، یعنی آنچه اکنون در جریان است؛ بعد دیگر ناظر به آنچه ما معتقدیم، باید موجود باشد البته تا آنجا که به جهان اسلام مرتبط است. به این مثال توجه کنید: امروزه هیچ حکومتی در جهان اسلام وجود ندارد که از هیچ یک از اَشکال تکنولوژی منشأ قدرت یا ثروت جانبداری نکند، هیچ یک از آنها در برابر گونه‌های تکنولوژی که گمان می‌رود، موجب رفاه خاصی می‌شود، مقاومت نمی‌کند؛ گونه‌هایی مانند تلفن همراه که همچون آتشی بزرگ، سراسر دنیا را فرا گرفته و طبق پژوهش‌های فراوان، اثرات زیانبخش بسیاری بر مغز دارد؛ هر چند که در حال حاضر بیشتر مردم اهمیت چندانی به چنین اثرات منفی نمی‌دهند.
پس در این سطح، بحث از رابطۀ مسلمانان و تکنولوژی مدرن، مفید نخواهد بود؛ به این معنا که هر گونه‌ای از تکنولوژی که به بازار بیاید که معمولاً هم از غرب و گاهی نیز از ژاپن یا نقاط معدود دیگری است، اگر موجب ثروت، قدرت یا رفاه تلقی شود، به سرعت بین مسلمانان نیز مانند سایر ملل شایع خواهد شد و صحبت با آنان، در مورد خطر شیوع این تکنولوژی‌ها، به امید نیل به نتیجۀ مثبت، ثمره‌ای نخواهد داشت.
اما مسایل قابل بحث دیگری نیز وجود دارد؛ مانند تخریب محیط در اثر تکنولوژی مدرن. سپس بعد دیگری در رابطه با این مسئله مطرح می‌شود، یعنی چه باید کرد؟ مسلمانان در برابر تکنولوژی مدرن که تأثیرات منفی آن روشن است، چه موضعی باید داشته باشد؟ قصد من این است که دربارۀ این بعد صحبت کنم و مهم‌ترین مسائل هم در همین قسمت نهفته است، به عبارت دیگر اگر دربارۀ این بحث کنیم که آیا این یا آن کشور خاص،‌ در پی دستیابی به دانش مهندسی هسته‌ای یا گونه‌های خاصی از لیزر است یا باید به دنبال دستیابی به آن باشد، به نظر من در حال حاضر این بحث، بیهوده خواهد بود، زیرا ما که قرار است چهره‌های روشنفکر جهان اسلام باشیم که از آنها انتظار می‌رود، این بحث را روشن کنند، نمی‌توانیم در رابطه با عملکرد شرکت و حکومت‌های اسلامی در حوزۀ تکنولوژی،‌ کار چندانی انجام دهیم.
مطلب بسیار مهم دیگری نیز وجود دارد که ما می‌توانیم بدان بپردازیم: ایجاد بینشی نسبت به آینده،‌ البته تا آنجا که به این مسائل مربوط می‌شود. ما در مورد آگاه کردن مسلمانان نسبت به مسئلۀ تکنولوژی مدرن مسئولیت داریم؛ اما در غرب برخی مردم در مقایسه با مردم آسیا و آفریقا که در معرض تکنولوژی مدرن هستند، آگاهی بسیار بیشتری در مورد مضرات تکنولوژی دارند. این مسئلۀ مهمی است که باید دربارۀ آن بحث کرد.
فکر می‌کنم با توجه به این مطلب، باید به این نکته بپردازیم که مشکلاتی که تکنولوژی مدرن برای مسلمانان، نه تنها به عنوان افراد عادی بشر، بلکه به خصوص به منزلۀ مردمی مرتبط با دین اسلام که در جهان‌بینی اسلامی ریشه دارند، ایجاد می‌کند چه هستند؛ سپس باید این مشکلات را تحلیل کرده، براساس آن، آنچه را که باید انجام داد و مسلمانان باید انجام دهند، به بحث می‌گذاریم، البته اگر قرار باشد، کاری انجام شود.
در وهلۀ نخست باید واژگان را تعریف کرد. واژه تکنولوژی از ریشۀ یونانی «techne» به معنای "ساختن" مشتق شده و با واژۀ مورد استفاده برای هنر مرتبط است که از واژۀ لاتینی «ars» که آن هم به معنای "ساختن" است، گرفته شده است. این دو واژه، هر دو با واژۀ «صنعت» در فارسی و «صناعه» در عربی ارتباط دارند که هنوز هم در زبان فارسی و عربی در مورد هنر و تکنولوژی به کار می‌روند. بسیار جالب است که بدانیم، این تفکیک به صورتی که در غرب واقع شده، هنوز برای ما پیش نیامده است؛ در غرب هنر چیزی است و تکنولوژی چیز دیگری؛ هر چند برخی پیکرتراشان امروزی وجود دارند که به قراضه‌فروشی‌ها رفته و اجزای مختلف اتومبیل‌ها را کنار هم گذاشته، نام آن را هنر می‌گذارند. این مسئله‌ای است بسیار مهم.
آنچه در دنیای مدرن، شاهد آن هستیم، وضعیتی است که در آن، تکنولوژی در معنای امروزی، منشأ بیشتر اشیایی است که زندگی بشر را احاطه کرده است. در حالی که پیش از انقلاب صنعتی که اشیا را با دست می‌ساختند. تولیدات هنری و صنایع‌دستی زندگی انسان را در بر گرفته بود. درک این نکته بسیار اهمیت دارد؛ هر چند ریشۀ واژۀ «تکنولوژی» به یک واژۀ یونانی، با معنایی کاملاً متفاوت باز می‌گردد، ولی یک تفاوت کیفی مطرح است.
در انقلاب صنعتی، رخداد بسیار مهمی واقع شد که ماهیت تکنولوژی را کاملاً تغییر داد. در اروپای غربی و به تدریج در نقاط دیگر،‌ ماشین‌ها به عنوان ابزار تولید کالا، برای بشر ساخته شدند و به سرعت در عرصه‌های فراوانی جای انسان را گرفتند. این تحول چه معنایی داشت؟ به این مثال ملموس توجه کنید: سابقاً چرخ‌های آبی و ساعت‌های پیچیده‌ای وجود داشت که الجزایر و مسلمانان بسیار دیگری آن را می‌ساختند و اشیای عادی در زندگی بشر، هنوز هم توسط عوامل انسانی تولید می‌شد.
وانگهی در تکنیک‌های مورد استفاده برای ساخت اشیای عادی توسط دست و سبک‌های تکنولوژی مدرن، تفاوت بزرگی وجود دارد. البته در سرزمین‌های اسلامی همیشه تکنولوژی‌هایی مانند ساعت آبی وجود داشته؛ ولی همیشه فرعی و جنبی باقی مانده است. آنچه زندگی را در بر گرفته بود، تولیدات هنری بود که اهمیت معنوی هم داشت. اشاره به این نکته جالب است که ماشین‌های بسیار پیچیدۀ تولیدی توسط دانشمندان مسلمان، غالباً اسباب سرگرمی و بازی تلقی می‌شدند. این ماشین‌ها ابزار افزایش تولید و در خدمت اهداف اقتصادی محسوب نمی‌شدند.
بنابراین با وقوع انقلاب فرهنگی، تحولی صورت گرفت که هم کیفی و هم کمی است. برخی نویسندگان برجستۀ غربی که پیشینۀ آنان به ویلیام موریس(1) و جان راسکین(2) در قرن 19 و ایوان ایلیچ(3) و جاکوز الول(4) در قرن 20 باز می‌گردد،‌ مطالبی دربارۀ ابعاد منفی تکنولوژی مدرن نوشته‌اند که آگاهی از آن برای مسلمانان لازم است. ایلیچ کتابی برجسته تحت عنوان «ابزارهایی برای شادی»،(5) و جاکوز الول، نویسندۀ فرانسوی هم «جامعۀ تکنولوژیک»(6) را نوشت، الول اخیراً به علت اینکه از اسلام درکی ندارد، در برابر آن موضع گرفته است؛ ولی چند نقد مهم و بنیادین بر تکنولوژی مدرن و ارتباط آن با روح و روان انسان و جامعۀ بشری مطرح کرده است.
من در دهۀ 70 ایوان ایلیچ را به ایران دعوت کرده و عمداً جلسه‌ای تشکیل دادم که مقامات بلندپایۀ کشور که مسئولیت امور مختلفی مرتبط با وزارت اقتصاد ملی، وزارت صنایع و... را بر عهده داشتند و مستلزم تکنولوژی بود در آن شرکت کردند. ایلیچ برای آنان در مورد اهمیت تکنولوژی‌های سنتی در مقایسه با تکنولوژی‌های مدرن سخنرانی کرد. مثال ساده‌ای که او مطرح کرد، توالت بود. وی گفت اگر همۀ مردم آسیا و آفریقا، توالت‌های جوامع صنعتی غربی داشته باشند، این امر در واقع سیستم آب کل دنیا را نابود خواهد کرد؛ با این سخن همه شوکه شدند. این افراد همگی وزرای تحصیل‌کردۀ ایرانی بودند که برخی آنها مسئولیت‌هایی در سطح وزارت و مدارج عالی، از بهترین دانشگاه‌های غرب داشتند. علت تعجب آنها دقیقاً این بود که کمترین درکی دربارۀ آنچه ایلیچ راجع به آن سخن می‌گفت نداشتند. در پاکستان، جهان عرب و بسیاری دیگر کشورهای اسلامی همین وضعیت وجود دارد.
حال آنچه ما باید انجام بدهیم، در درجۀ نخست، درک تفاوت موجود میان تکنولوژی‌های سنتی که امتداد دست‌ها، حواس و سایر بخش‌های بدن ما و مانند بدن در خدمت روح هستند و ماشین مدرن است که بر بشر مسلط شده است، برای توضیح مطلب به این مثال توجه کنید: اگر قرار شود، شما به نقطه‌ای از جهان اسلام بروید که هنوز هم استادکاران صنعتی در آن حضور دارند، مانند اصفهان، فارس، دمشق یا نقطه‌ای شبیه آن، شخصی را می‌بینید که با یک چکش و قلم ساده نشسته و نقوش هندسی فوق‌العاده‌ای بر روی گچ، سنگ یا چوب ایجاد می‌کند.
مهارت و هنر، به نحوی سنتی در وجود استادکار نهفته است و ابزارهای او هم بسیار ساده‌اند؛ اما اگر به یک کارخانۀ خودروسازی در دیترویت(7) بروید، کارگران مهارت اندکی دارند و صرفاً چند دگمه را فشار می‌دهند و تمام مهارت در ماشین نهفته است. به یک معنا، هنر و مهارت انسان به ماشین منتقل شده است. اکنون نیز ما با مرحلۀ دوم این روند، در قالب کامپیوتر مواجه هستیم؛ یعنی دانش موجود در مغز،‌ به ماشین انتقال داده شده است. من دانشجویان بسیاری دارم که دیگر قادر به هجی کردن کلمات نیستند،‌ زیرا در این کار به کامپیوتر تکیه می‌کنند. آنان نمی‌توانند هیچ مسئلۀ ریاضی را حل کنند، چون کامپیوتر برای آنها محاسبه کرده و به تدریج همان‌گونه که ماشین، مهارت دست، چشم و سایر اعضای بدن صنعت‌گر و استادکار را از بین می‌برد، مغز آنها را تهی می‌کند.
در حال حاضر، تکنولوژی مدرن نیز همین کار را می‌کند. این تکنولوژی تنها تداوم چرخ آبی ایرانی یا یک ابتکار قرون وسطایی نیست. تکنولوژی مدرن رابطۀ میان افراد بشر و شیوۀ تولید اشیا را تغییر می‌دهد. بنابراین به خلاقیت بشر آسیب می‌زند (خلاقیت و درونمایۀ معنوی کار را ضایع می‌کند). تنها بخش خلاق تکنولوژی مدرن، بخشی است که توسط مهندسینی که ماشین را طراحی می‌کنند، انجام می‌شود.
البته کسی هم که هواپیما، کشتی یا... را طراحی می‌کند، هنوز در کار خود مهارت دارد. اما کسانی که اشیا را تولید می‌کنند، به خصوص در تولید انبوه، اشیای تولیده شده دیگر ارتباطی با خلاقیت ندارند، و بدین دلیل کار در یک کارخانۀ مدرن و بیشتر اماکن دیگر، تا این حد ملال‌آور شده است. علت وجود تعطیلات فراوان نیز همین نکته است. شما در جوامع سنتی، به تعطیلات نمی‌روید. هیچ‌گاه در مورد این مطلب فکر کرده‌اید؟ تعطیلات با زندگی ادغام شده بود و تعطیلات آخر هفته نیز مانند وضعیت کنونی، ضروری نبودند.
امروزه بسیاری مردم می‌گویند: «من از دوشنبه متنفرم، خدا را شکر که امروز جمعه است"؛ طرز تفکر فعلی چنین است. علت وجود این نگرش این است که در نتیجۀ وجود ماشین، کار از درونمایۀ معنوی خود تهی شده است.
همۀ این آثار منفی بر افراد بشر، عواقب تکنولوژی مدرن هستند. نخستین چیزی که باید درک کنیم این است که تکنولوژی، بی‌طرف نیست؛ یعنی اگر شما خوب باشید، از آن به خوبی استفاده خواهید کرد و اگر بد باشید از آن سوءاستفاده خواهید کرد.
به هر حال، کار به همین جا ختم نمی‌شود. البته اگر شما خوب باشید و از تکنولوژی نیز استفادۀ صحیح کنید، بر سر بمب نمی‌اندازید. تا اینجا را می‌پذیریم؛ اما اگر شما بخواهید برای یک رانندگی آرام در جاده بیرون بروید، این ابزار، این اتومبیل، عامل عمدۀ تجاوز به طبیعت است. البته اکنون ما واقفیم یا امیدواریم که متوجه باشیم که گرم شدن جهان در حال نابود کردن اکوسیستم‌های بسیار و در نتیجه نابود کردن چیزهای بسیار دیگری است و بیشتر این نابودی، ناشی از استفادۀ صلح‌آمیز کذایی از اتومبیل است.
بنابراین مسئلۀ اصلی، صرفاً استفادۀ درست یا نادرست از تکنولوژی نیست، بلکه نکتۀ پیچیده‌تری مطرح است. تکنولوژی به نفسه موجب پیدایش فرهنگ تکنولوژیکی خاصی می‌شود که با روح بشر، به عنوان موجودی ابدی در تضاد بوده و با ساختار همۀ جوامع سنتی مبتنی بر رابطۀ معنوی بین بشر و مصنوعاتش ناسازگار است؛ شالودۀ این مصنوعات، هنری است خلاقانه و منعکس‌کنندۀ خلاقیت خداوند به عنوان "صانع اعلا". خداوند در قرآن "صانع" نامیده شده است: او خالق، هنرمند و صانع اعلا است و قدرت خلاقه‌ای به ما عطا می‌کند که همۀ ما در آن سهیم هستیم،‌ زیرا ما خلفا و جانشینان او در زمین هستیم.
در فرهنگ اسلامی، هیچ مرزی میان هنر و تکنولوژی، بین هنرهای پایین رتبه و هنرهای متعالی، بین هنرهای موسوم به هنرهای زیبا واژه‌ای که از دیدگاه اسلامی کاملاً بی‌معناست و هنرهای صنعتی وجود ندارد. هنرهای زیبا چیست؟ تمام واژگانی از این دست، مانند «هنرهای زیبا» (و به فرانسوی beauxarts)، در غرب پدید آمده‌اند، زیرا هنر به عنوان ابزار پدید آوردن اشیا برای استفاده در زندگی روزمره، در جریان انقلاب صنعتی، از زندگی بشر حذف شد و غالباً محصولات بدقوارۀ ماشینی جای آن را گرفت.
در تمدن‌های سنتی یک زنجیرۀ مستمر تولید، از تولید یک شانۀ ساده یا تصنیف یک شعر و هر چه که تصور کنید، وجود داشت که همیشه با خدا مرتبط بود؛ همه چیز با خدا ارتباط داشت و توانایی خدا به منزلۀ «صانع اعلا» را در سطح بشری منعکس می‌کرد. اکنون تکنولوژی مدرن این رابطه را از بین می‌برد. به هر حال فردی که در حال رانندگی با اتومبیل است، چه انسانی متقی باشد که از اتومبیل برای رفتن مسجد به قصد نماز خواندن استفاده کند، چه برای به یک کلوپ شبانه رانندگی کند، تخریب محیط زیست مطرح است و استفاده از اتومبیل در رانندگی خودرو که یک ماشین است، با الگوی الهی خلاقیت بیگانه است.
بسیاری از ما گمان می‌کنیم که خصیصۀ قداست در زندگی را می‌توان، صرفاً با قرائت نمازهای یومیه حفظ کرد. من نیز دوست دارم چنین باشد؛ ولی این نمازها فقط ارکان هستند و لازم است که سایر بخش‌های زندگی نیز قداست داشته باشد. هر عملی در اسلام یک بعد سمبولیک و مقدس دارد؛ برای مثال در زمینۀ کشاورزی هنگامی که کسی زمین را زیر کشت می‌برد، همۀ فرایند بذرافشانی و شخم زدن، دارای یک اهمیت دینی و معنوی است، در حالی که اکنون در اثر کشاورزی مکانیزه، این بعد معنوی کشاورزی به کلی از بین رفته است.
استفاده از حیوانات در امر حمل و نقل، رابطه‌ای را میان انسان و حیوان ایجاب می‌کرد. روایتی نیز در مورد برخورد با حیوانات وجود دارد. غالباً این نگرش به کلی از بین رفته است و این واقعیت که حیوانات کمتر برای حمل و نقل مورد استفاده قرار می‌گیرند، به معنای این نیست که برخورد بهتری با آنان می‌شود. به یاد بیاورید که چگونه هر روز در اثر استفاده از تکنولوژی مدرن یا آزمایش‌های دردناکی که بر روی موجودات انجام می‌شود، بسیاری گونه‌ها ناپدید و منقرض می‌شوند.
ساختار شهرهای سنتی ما از بزرگ‌ترین آثار هنری در تاریخ بشر بود. منظور من طراحی شهری اسلامی است که هنوز هم می‌توانیم بقایای آن را مشاهده کنیم (الحمدلله هنوز کاملاً از بین نرفته و می‌توان نمونه‌هایی از آن را در شهرهایی مانند فاس در مراکش، یزد در ایران،‌ در قسمت‌هایی از اصفهان، در بخش‌هایی از دمشق در اطراف مسجد اموی، در بخش‌های قدیمی قاهره و... مثال زد).
هدف از این طراحی‌های شهری، ایجاد فضایی بشری بود که در آن، دین، تجارت، تحصیل و زندگی، همگی با هم تلفیق شده، به صورت یک کل ادغام شده بودند که در آن، وحدت بر کثرت حاکم بود. و آنچه امروزه آن را تفریح، سرگرمی یا خوشگذرانی می‌نامیم و بخش بزرگی از جامعۀ مدرن است نیز با زندگی آمیخته بود. علت اینکه تفریحات (و از جمله ورزش‌ها)، به چنین بخش مهمی از جهان امروز بدل شده‌اند و به منزلۀ واقعیتی مستقل، با آنها برخورد می‌شود، این است که کار، در نتیجۀ وجود ماشین مدرن، بسیار غیرمفرح و تهی از حس قداست شده است. کار برای مردم آنقدر ملال‌آور است که تفریحات،‌ به پدید. مستقل مهمی تبدیل شده تا زندگی را قابل تحمل کند. عملاً کار جای دین بسیاری مردم را گرفته است.
قصد من از بیان تمام این مطالب این بود تا زمینه برای درک ماهیت این تکنولوژی برای مسلمانان فراهم شود، نه اینکه آنان با ساده‌لوحی، فکر کنند که تکنولوژی مدرن، فقط یک پدیدۀ خنثی است. بله ما گاهی حق انتخاب نداریم. خداوند من را در این زمان و در این مکان در تاریخ قرار داده و من نمی‌توانم، همانند نیاکانم در کاشان، با حیوان چهارپا به مدرسه بروم. در اینجا هیچ چهارپایی وجود ندارد و راه‌ها هم طولانی هستند، پس به ناچار از اتومبیل استفاده می‌کنم. خداوند از موقعیت ما در این دنیا آگاه است. اما این بدین ‌معنا نیست که ما باید نسبت به عواقب تکنولوژی‌هایی که از آنها استفاده می‌کنیم، کور بوده و تمامی گونه‌های تکنولوژی را که پدید می‌آید، صرفاً به علت اینکه وجود دارند، برگزینیم.
تکنولوژی مدرن علاوه بر فقدان عوامل ظریف معنوی که برخی از آنها را برشمردم، واقعاً ما را به سوی مرگ سوق می‌دهد؛ بله به همین سادگی. ما شاهد تخریب محیط زیست طبیعی در مقیاس وسیع هستیم و هر قدر هم که سر خود را زیر برف پنهان کرده، بکوشیم آنچه در جریان است، فراموش کنیم،‌ مشکل حل نخواهد شد. اگر جهان اسلام، چین و هند واقعاً از لحاظ صنعتی شکوفا شده و مثلاً به اندازۀ ایالات متحده صنعتی شده و مصرفشان هم به حد مصرف ایالات متحده برسد، شاید همۀ اکوسیستم دنیا متلاشی شده یا از بیخ و بن تغییر کند؛ این نکته‌ای است که همه از آن آگاه‌اند؛ حتی پیش از آنکه به این مرحله برسیم، مناطق بی‌شماری (از تپه‌های مرجانی استرالیا گرفته تا جنگل‌های آمازون) در آستانۀ نابودی فاجعه‌آمیز قرار دارند. هر فرد اندیشمندی این واقعیت‌ها را می‌داند؛ ولی تعداد معدودی حاضرند، بدان توجه کنند.
نظر من این است که این وظیفۀ روشنفکران مسلمان است که توجه دیگران را به این وضعیت جلب کنند. از منظر زندگی زمینی ما، این مسئله بسیار مهم‌تر از هر موضوع دیگری در دنیاست. من راجع به مسائل معنوی که البته از دیدگاه اسلام در زندگی بشر اهمیت بیشتری دارند و در مورد مسائلی مانند فقر، بحران‌های اقتصادی، سرکوب سیاسی، دیکتاتوری‌ها و انقلاب‌ها نیز صحبت نمی‌کنم؛ هیچ یک از این موارد خطرشان بزرگ‌تر از خطر تخریب محیط زیست طبیعی نیست، زیرا موارد مذکور،‌ شاید به تدریج حل شوند؛‌ ولی اگر در اسرع وقت به مسئلۀ فرسایش محیط زیست در اثر تکنولوژی مدرن توجه نکنیم، نخواهیم توانست هیچ چیز دیگری را حل کنیم، مگر این که خداوند از راه غیرطبیعی طبق ارادۀ خودش که ما بر آن واقف نیستیم مداخله کند، ولی از دیدگاه بشری، ما فقط سال‌های اندکی فرصت داریم تا راهی را که در زندگی در پیش گرفته‌ایم اصلاح کنیم، وگرنه نابود می‌شویم.
اکثر مردم در غرب می‌گویند: "بله، راه‌حل این بحران این است که تکنولوژی‌های جدید، جایگزین تکنولوژی‌های قدیمی شوند". همین جاست که معتقدم آنها کاملاً در اشتباه‌اند. آنچه باید انجام داد، این است که سیمای مقدس طبیعت را که کاملاً با نحوۀ نگرش تکنولوژی مدرن به طبیعت ناسازگار است، احیا کنیم. در واقع مسلمانان نباید هر تکنولوژی بیگانه و جدیدی را که وارد می‌شود، به کار گیرند، بلکه صرفاً باید از تکنولوژی‌هایی استفاده کنند که کمترین تأثیر منفی را بر محیط زیست دارند.
بله من هم می‌پذیرم که برای مثال، داشتن کارخانه‌هایی که مانند کارخانه‌های قبلی، دود زیادی تولید نمی‌کنند، بازده نسبی دارد؛ ولی منفعت این امور بسیار بنیادی‌تر است و در قیاس با تأثیر منفی و فراگیر تکنولوژی مدرن بر محیط زیست و روح بشر امروزی، ثانوی محسوب می‌شود. تکنولوژی مدرن تأثیری منفی دارد و این تأثیر منفی،‌ به همراه تکنولوژی‌های جدید بسیاری، نه تنها ده برابر که صد برابر می‌شود، به حدی که طبیعتاً هر چه تکنولوژی بیشتری داشته باشیم، تأثیر منفی بیشتری بر محیط زیست و نیز اذهان خواهیم گذاشت.
ما باید شیوۀ زندگی خود را تماماً تغییر دهیم. ما همۀ ساکنان زمین، باید اساساً متحول شده و راجع به تکنولوژی به نحو دیگری بیندیشیم. اینجاست که جهان اسلام می‌تواند، نقش مثبتی ایفا کند. اجازه دهید چند نکته به خصوص راجع به اسلام بگویم. تحصیل‌کردگان جهان اسلام، می‌خواهند از لحاظ تکنولوژیکی مانند غرب باشند؛ متأسفانه حتی افرادی نیز که متقی بوده و تعلق خاطری نسبت به غرب ندارند و حتی به اصطلاح "بنیادگرایان"، در زمرۀ این افراداند، در باب تکنولوژی هم به اندازۀ مسلمانان امروزی شده غربی هستند. سکولاریزه‌شده‌ترین ترک‌ها در استانبول یا شهر دیگری و بنیادگراترین مسلمانان که در مسجدی در عربستان سعودی به سخنرانی مشغول‌‌اند را در نظر بگیرید؛ نگرش این دو گروه به تکنولوژی، تقریباً یکسان است و هنگامی که سبک‌های مختلف تفسیر آنها از جهان‌بینی اسلامی را مدنظر قرار می‌دهید، نظرات آنها تفسیری قابل توجه خواهد بود.
حال این نگرش باید تغییر کند. مسلمانان باید آنچه در این حوزه نمی‌توانیم و نباید انجام دهیم، درک کنند، جامعۀ اسلامی در داشتن یا نداشتن تلفن یا برق، امکان انتخاب ندارد، بنابراین راجع به کاری که نمی‌توان انجام داد و تکنولوژی‌ای که حتی در صورت آگاهی از آثار منفی آن، گریزی از آن نیست، صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد چیزی صحبت می‌کنیم که امکان داشته باشد.
جهان اسلام هنوز هم می‌تواند بسیاری چیزها را حفظ کند. در درجۀ اول در عرصۀ کشاورزی،‌ برای مثال مهندسی ژنتیک، امری خطرناک است که در صورت امکان، باید از آن اجتناب کرد. در کشورهایی نظیر پاکستان و ایران که بخش‌های کشاورزی مهمی دارند، باید در حد امکان از طریق حفظ مزارع کوچک، تا آنجا که ممکن است، شیوه‌های سنتی تولید کشاورزی را حفظ کنیم و این کار امکان دارد؛ نه اینکه با روی آوردن به کشاورزی‌های تجارتی بزرگ و استفاده از بذرهای اصلاح ژنتیکی شده و تملک مزارع سنتی، شیوۀ کشاورزی را به کلی تغییر دهیم؛ برخلاف آنچه معمولاً تبلیغ می‌‌شود، در زمینۀ تهیۀ غذای کل دنیا، امیدی به این کشاورزی‌های تجارتی نیست.
دوم آنکه حفظ طراحی شهری سنتی شهرهای اسلامی و تکنولوژی‌های مؤثر بر روابط انسانی، شیوه‌های حمل و نقل،‌ استفاده از انرژی و بسیاری گونه‌های دیگر تکنولوژی‌، تا حد بسیار زیادی امکانپذیر است. حفظ طراحی شهری و کشاورزی اسلامی سنتی، می‌تواند نقش مهمی در حفظ بخشی از تکنولوژی‌های سنتی و سبک ایمن‌تر زندگی داشته باشد.
ما نباید، همانند خواب گردی باشیم که هرچه پیش می‌آید می‌پذیرد؛ بی‌اینکه حتی راجع به عواقب آن بیندیشد. همین نکتۀ تناقض‌آمیز، یعنی تلفن‌های همراه را در نظر بگیرید که طی 20 سال اخیر، مانند حریقی بزرگ سراسر دنیا را فرا گرفته است. حتی افرادی وجود دارند که تلفن‌های همراه آنها در حالی که کعبه را طواف می‌کنند، زنگ می‌زند، این بدترین نوع توهینی است که می‌توانید تصور کنید. این تلفن‌ها اثرات پزشکی منفی دارند؛ ولی بسیاری مسلمانان کاملاً کورکورانه، از تمایلاتی دنباله‌روی می‌کنند که در غرب ریشه دارد. اما از قضای روزگار، چشم‌های تعداد کمی از مردم در غرب باز است؛ ولی جهان اسلام کورکورانه از هر چه از تکنولوژی غربی ناشی می‌شود، تقلید می‌کند. مسلمانان فکر می‌کنند که هر تکنولوژی‌ای که از غرب می‌آید، باید خوب باشد؛ اما لازم است که ما درک عمیق‌تری از این مسئله داشته باشیم.
مطلب فوق به معنای این نیست که از فردا صبح می‌توانیم، ارتباط خود با تکنولوژی مدرن را قطع کنیم. برخی مردم اخیراً در انگلیس‌، دهکده‌های کوچکی ایجاد کرده‌اند که کاملاً شبیه دهکده‌های پیش از عصر صنعتی شدن است و از کشاورزی سنتی، آب طبیعی و... برخوردار است. فکر نمی‌کنم، مردم زیادی در جهان اسلام، در حال حاضر، تصور چنین چیزی را بکنند.
اما برای مثال هنوز هم در استفاده از تکنولوژی‌های سنتی در ساخت اشیایی مانند فرش، وسایل، سیستم‌های آبیاری سنتی، استفادۀ سنتی از انرژی در رابطه با کشاورزی و... گزینه‌های عاقلانۀ فراوانی وجود دارد که می‌توان به سراغ آنها رفت. از منظری کلی‌تر، معتقدم که در جهان اسلام‌، باید هر کاری که می‌توانیم انجام دهیم، تا تولید سنتی اشیای به شیوۀ هنرمندانه از بین نرود. تضعیف این سنت، یکی از نتایج عمدۀ تأثیر استعمار در قرن 19 است؛ البته این تنها نتیجۀ حاصله نبود و باید به نابودی سنت علمی و بخش زیادی از سیستم آموزشی خود نیز اشاره کنیم. هنرها کاملاً از بین نرفته‌اند، ولی متحمل آسیب فراوانی شده‌اند.
برای مثال، فرش ایرانی، رکن مهم بسیاری خانه‌هاست. واقعیت دارد که بخش مهمی از رنگ‌های آن شیمیایی شده و از دهۀ 20 و 30 به بعد، از آلمان وارد می‌شود؛ ولی تولید فرش هنوز هم یک گونۀ هنری سنتی است. این فرش توسط صنعت‌گران بافته شده و اهمیتی معنوی دارد. فرش ایرانی در جامعۀ اسلامی سنتی، نقش بسیار مهمی دارد، زیرا ما روی زمین می‌نشینیم، روی زمین نماز می‌خوانیم و روی زمین می‌خوابیم. یک فضای مفروش، می‌تواند اتاق نشیمن، غذاخوری، نمازخانه و در نهایت اتاقی باشد که در یک خانۀ سنتی کوچک، همه دور هم می‌نشینند و این در مورد اکثریت مسلمانان صادق است.
در نقاط بسیاری مانند یک روستا در افغانستان، بسیاری مردم یک اتاق دارند و همۀ امور زندگی خود را در آن می‌گذرانند. در ایران، پاکستان، مراکش و هر جای دیگر نیز چنین است. حال ما نباید اجازه دهیم که فرش سنتی، به فرش‌بافی صنعتی که در ایالات متحده وجود دارد، تبدیل شود، هر چند صنعتی پول‌ساز باشد. متأسفانه چند کارخانۀ فرش‌بافی،‌ حتی به ایران که مهم‌ترین کشور در تولید فرش است، وارد شده است. باید در حد امکان، از نابودی فرش سنتی جلوگیری کنیم، و این یکی از مواردی است که در صورت وجود اراده، حفظ تکنولوژی‌های سنتی امکان‌پذیر است.
همچنین لازم است از تولید پارچه‌های دست‌باف نیز صیانت کنیم. بسیاری سخنان گاندی که امروزه حتی در هند که وی پدر ملت آن محسوب می‌شود و با این حال،‌ کسی مایل نیست به نظراتش توجه کند؛ مورد تمسخر همگان است، کاملاً صادق بود. هنگامی که بیش از 100000 روستای هندی را نابود می‌کنید که اقتصادشان مبتنی بر بازیافت است،‌ چه چیزی برای هند باقی می‌ماند؟ این امر در مورد ما نیز صادق است.
پارچه‌های دست‌باف شگفت‌انگیز، هنوز هم در مراکش یا الجزایر تولید می‌شود؛ ولی بسیاری از هنرها، صنایع‌ دستی و تکنولوژی‌های سنتی در سرزمین‌های اصلی اسلامی نابوده شده و بسیاری هم به کلی از بین رفته است. اما در مناطق خاصی از جهان اسلام، شیوه‌های سنتی تولید، هنوز هم باقی مانده و به جای از دست رفتن، باید تقویت شود. حکومت‌ها نیز باید در کمک به انجام وظیفۀ حفظ تکنولوژی‌های سنتی بکوشند.
البته پروژه‌هایی از این دست، در عمان،‌ مراکش، ایران و نقاط دیگر در جریان است. این حکومت‌ها باید تلاش کنند تا تولید محصولاتی که به روش سنتی و نه به عنوان اشیای لوکس تولید می‌شود، گسترش یابد تا بتوان گلدانی را نه به عنوان یک قطعۀ به اصطلاح هنری، بلکه به عنوان جزئی از زندگی روزمره خرید و در گوشۀ اتاق‌ نشیمن گذاشت. مادربزرگ من و شما، برای اینکه هفته‌ای یک بار به حمام عمومی برود، مانند بسیاری مردان و زنان امروزی، از یک قطعه پارچه، استفاده می‌کرد. تمامی این پارچه‌ها با دست‌ بافته می‌شد و اکنون بسیاری آنها در موزه‌های نساجی نگهداری می‌شود.
نکتۀ قابل توجه این است که در اثر تکنولوژی مدرن، کیفیت زندگی صعود که نکرده هیچ، بلکه افول هم کرده است. پوشاک، ظروفی که در آن غذا می‌خوریم، کیفیت خود غذا، رایحۀ آن و تمام موارد دیگر، تا جایی که به کیفیت مربوط می‌شود، افول کرده است.
بنابراین، باید کوشید و این جزیره‌ها و بخش‌های حیات بشری را که هنوز هم تکنولوژی‌ سنتی در آن وجود دارد، حفظ کرد. چنین تکنولوژی‌هایی با هنر،‌ با هدف از تولید اشیا، با رضایتمندی شخصی که آنها را تولید میکند و با رضایتمندی کسی که آنها را مصرف می‌کند، در آمیخته است، زیرا در تولید صنایع‌دستی، حتی اگر یک شانۀ سادۀ دست‌ساز باشد، درونمایه‌ای کاملاً بشری و در عین حال معنوی وجود دارد. 
با تشکر از دکتر محمد لگنهاوزن، برای تهیۀ متن اصلی مقاله.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات