مهدی قدیمی:
علی لاریجانی پس از تثبیت نماینده خود در کمیته 7+ 8 ، حالا به دنبال تقویت موضع خود به عنوان یک چهره تاثیرگذار در جریان جناح راست است، این روزها تحرکات مختلف و متنوعی را در دستور کار خود دارد. از برگزاری نشست انتخاباتی با محافظهکاران مجلس تا دیدار با آیتالله موسوی اردبیلی و آیتالله محمد یزدی از یک سو و شرکت در همایشها و کنفرانسهای مختلف از سوی دیگر تنها بخشی از تلاشهای رئیس قوه مقننه است برای اثبات وزن و جایگاه خود در عرصه سیاست کشور.
البته نمیتوان در این تحرکات نقش پدیدهای به نام «جبهه پایداری» را نادیده گرفت. چرا که حامیان دولت بهرغم انتقادات جدیای که به لاریجانی و نفوذی که در قوه مقننه دارند. او همچنان بر کرسی ریاست مجلس تکیه زده است. آنها میخواهند لاریجانی به عنوان یک مهره اصلی و تاثیرگذار در طیف اصولگرایان نباشد.
برخی تندروهای جناح راست حتی تلویحا به سایر محافظهکاران پیام دادهاند که اگر رویکرد حذفی آنها مورد قبول قرار نگیرد، لیست جداگانه میدهند و البته در این راستا جلسات استانی خود را نیز برگزار میکنند، هرچند که با همه این احوال هنوز در میان بزرگان جناح راست و پرچمداران وحدت، کسی آنها را دارای «وزن» به حساب نمیآورد. اما به هر حال هجمههای ادامهدار اعضای این جبهه به لاریجانی او را به فکر طراحی «ضد حمله»هایی از جنس «دموکراسی» انداخته است. چرا که این واژه و متعلقات و ملزومات آن پاشنه آشیل اعضای جبهه پایداری است.
ارکان دموکراسی در سخن لاریجانی
از این روست که لاریجانی روز گذشته در همایش بزرگ فرهنگ یاران ترافیک که با حضور جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی، نمایندگان مجلس و مدیران آموزش و پرورش برگزار شد، حضور یافت و برای آنها از مزایای رسانهها و احزاب سخن گفت. در حالیکه از ارکان چهارگانه دموکراسی ( 1- قانون اساسی ۲- نظام پارلمانی (مجلس) ۳- احزاب سیاسی ۴- مطبوعات آزاد.)، جناح راست تقریبا نسبت به دو رکن اول همصدا و نسبتا یک نظر هستند اما لاریجانی به سراغ رکن سوم و چهارم دموکراسی یعنی احزاب و رسانهها رفته تا روی نقاط ضعف طیف تندرو دست بگذارد.
او دیدگاه منفی راست تندرو نسبت به احزاب را نقد کرد، از حرکتهای رادیکال در قالبهایی شبیه احزاب گلایه کرد و به مشی رسانهای جناح تندرو انتقاد کرد.
انتقاد از بیاخلاقی رسانههای حامی دولت
لاریجانی در این راستا با اشاره به رسانههایی که از بودجه دولت ارتزاق میکنند، گفت: «گاهی دستگاهها و یا یک نهادی که از بودجه بیتالمال استفاده میکند، آداب خبری و فرهنگی که باید در یک خبر رعایت شود را اعمال نمیکنند. بهطور مثال یک سایت خبری هر کاری که بخواهد انجام میدهد بدون آن که مجوز داشته باشد و به تخریب افراد و شخصیتها میپردازد؛ شما نمیتوانید در این سایت خبری هر کاری که میخواهید انجام دهید زیرا مجوز آن را ندارید و نباید دیگران را تخریب کنید.
اگر در یک سایت آداب خبری رعایت نشود و به تخریب یک بخشها و نهادهایی بپردازد، مشخص است که رعایت آداب خبری را بلد نیستیم.» وی در ادامه به فضاسازی سایتهای حامی دولت در زمان بررسی طرح نظارت بر نمایندگان پرداخت. او دقیقا به روزهایی اشاره میکرد که فارس و رجانیوز با نمایندگان حامی دولت در بهارستان مصاحبه میکردند و میگفتند هیأترئیسه مخالف تصویب طرح نظارت بر نمایندگان است.
او در این باره گفت: «زمان بررسی طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان بسیار طولانی شد اما برای این که آن قانون به سرانجام برسد و آثار مفیدی داشته باشد پروسه آن طولانی شد. در همان زمان برخی از سایتها مطرح میکردند که مجلس نمیخواهد این طرح را تصویب کند و به همین دلیل امروز و فردا میکند اما بعد از تصویب این طرح در مجلس بیان کردند مجلس بالاخره بعد از یک سال این طرح را تصویب کرد این موارد نشان میدهد که آنها آداب یک رسانه را بلد نیستند.» لاریجانی در ادامه گفته است: رسانه باید فکر سیاسی جامعه را باور کنند و افکار جامعه را دچار تردید نکنند.
اهمیت احزاب در جامعه مردمسالار
لاریجانی در ادامه صحبتهای خود به سراغ اصلیترین نقطه ضعف جناح راست به دور از اعتدال رفته و از نقش احزاب در جامعه مردمسالار سخن گفته است. آنگونه که خانه ملت نوشت، وی در ادامه گفت: «در امور سیاسی جامعهها هم همین طور است. جامعهها یا مردمسالارند یا دیکتاتورند یا سلطنتی هر کدام از آنها نیز آداب دارند. در جامعه مردمسالار حضور احزاب و تشکیلات امری مهم و ضروری است.
احزاب باید ساختار داشته باشند تا نظرات خود را بگویند و افرادی در این احزاب تربیت شوند.» لاریجانی در ادامه با ادبیاتی نزدیک به دولتمردان و فعالان سیاسی دوران اصلاحات به دو وظیفه مهم احزاب اشاره و بیان کرد: «مردم حق دارند بدانند که احزاب چه نوع فکری و چه نوع روشی را برای پیشرفت جامعه و بهبود زندگی مردم دارند لذا باید تمامی امور در کارنامه احزاب وجود داشته باشد و مردم نیز شاهد آن باشند.
این است جایگاه احزاب.» این حرفها به نوعی بازتولید خواستههای جناح دوم خرداد، در زمان دولت اصلاحات بود. چنانکه آنها نیز به دفعات از بی شناسنامه بودن گروههای مختلفی که اقدام به تخریب و فضاسازی میکردند انتقاد کرده و خواستار تشکیل احزاب شناسنامهدار بودند. لاریجانی در ادامه صحبتهای خود گفت: «مردمسالاری روش بسیار خوب و مناسبی است اما در جامعه مردمسالاری اینکه برخیها به دنبال تخریب احزاب هستند من روش آنها را متوجه نمیشوم. مردم باید بدانند این گروهها چه نظری دارند و از چه ساختاری تشکیل شدهاند. اگر مردم نسبت به این گروهها اطلاعات کافی داشته باشند بهترین تصمیم را میگیرند.»
احزاب در کشور نقش توپخانهای دارند
رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس در ادامه افزود: «متاسفانه میبینیم احزاب به جای این که خود را معرفی کنند نقش توپخانهای دارند. آنها با حرکتهای توپخانهای به دنبال شکلدهی افکار سیاسی جامعه هستند در حالی که این روش آنها افکار سیاسی جامعه را تخریب میکند.» اما نزدیک شدن ادبیات گفتاری علی لاریجانی به اصلاحطلبان در عین حال که میتواند تندروها را به دلیل عدم پایبندی به لوازم دموکراسی، در موضع ضعف قرار دهد، این قابلیت را هم دارد که آنها با توسل به نوع گفتار لاریجانی او را به همان اتهامات اصلاحطلبان متهم کنند.
چنانکه تاکنون نیز اتخاذ مواضع معتدل از سوی او بزرگترین دلیل برای «اصولگرای ناب» نبودنش عنوان شده است. اینگونه است که لاریجانی به مشی همه محافظهکاران سنتی راه میپیماید و پس از به چالش کشیدن تلویحی مواضع جناح راست تندرو، چند حمله صریح هم به اصلاحطلبان میکند تا از اتهام همگرایی با آنها تبرئه شود.
وی در این باره گفت: «در دوم خرداد نیز همین مساله مطرح بود و مدل دیگری از آن اقدامات را شاهد بودیم احزاب به قدرت وابسته بودند و هر از چندگاهی قیل و قالهایی مانند این که ولایت فقیه با مردمسالاری ناسازگار است راه میانداختند یا به دنبال تخریب شورای نگهبان یا خبرگان رهبری بودند. حتی در یک زمانی افکار خود را تغییر میدادند و عالیجناب سرخپوش درست میکردند و افکار آنها بر حسب زمان تغییر میکرد. اگر این حرفها برای آنها مهم است چرا از عالیجناب سرخپوش دفاع میکنند پس معلوم است آنها صادق نیستند و عقاید آنها بر حسب زمان تغییر میکند.»
ناصحالملوکهای بیسابقه
او پس از این دفع خطر از خود، دوباره به سراغ راست تندرو میآید و این بار تشکلهای خلقالساعه آنها را نقد میکند: «متاسفانه اکنون نیز که نسیم انتخابات در حال وزیدن است کارنامه احزاب مملو از تخریب است؛ این احزاب توپچی هستند در حالی که جایگاه سیاست در حزب نظم بخشی به فکر سیاسی است.» لاریجانی در ادامه به روشنی مخاطب خود را مشخص میکند و از بیسابقه بودن مخالفانش در انقلاب سخن به میان میآورد تا بهتر بتوان هدف گفتههای او را دریافت.
او در این باره گفته است: «برخی که سوابق روشنی قبل از انقلاب ندارند تبدیل به ناصحالملوک شدند و افراد را نصیحت میکنند. جایگاه آنها مشخص است گذشته شما حکایت از جایگاه شماست. شما باید بدانید که جایگاهی ندارید.» وی در ادامه افزود: «این ناصحالملوکها نقش توپخانهای هم دارند در حقیقت باید به آنها گفت ناصحالملوک توپچی اما در صحنه سیاسی به جای این که از ابزار حزب و تشکیلات استفاده کنند برای نظمبخشی تنها به تخریب فکر میکنند و صحنه و ساحت را با هم اشتباه گرفتند.»
رئیس مجلس حتی پا را از این فراتر میگذارد و به برخی از این افراد تندرو آنچه را که «بی انضباطی اخلاقی» مینامد گوشزد میکند تا تلویحا بگوید که اگر مشی عداوت را ادامه دهند، ممکن است ناگفتههای دیگری نیز گفته شود. او اینچنین سخنان خود را ادامه داد: «برخی از آنها که انضباط اخلاقی درستی ندارند چنان از مقدسات صحبت میکنند که آدم فکر میکند تازه نازل شدهاند. چنین چیزی نیست اگر شما رفتار منظمی داشته باشید دیگران هم نسبت به شما نظم دارند.»
مخاطبان لاریجانی چه کسانی بودند؟
اگرچه جنس سخنان لاریجانی به اندازه کافی مشخص میکند که مخاطب گفتههای او چه کسانی هستند اما پس از جلسات لاریجانی با محافظهکاران مجلس، به جز سایتهایی نظیر رجانیوز که یکسره او را مورد انتقاد قرار دادند، دو نماینده مجلس نیز در وبلاگ و وبسایت شخصی خود، رئیس مجلس را مورد انتقاد قرار دادند. مهدی کوچکزاده و حمید رسایی که اتفاقا علاوه بر عضویت در فراکسیون حامیان دولت در مجلس (رایحه خوش خدمت سابق و فراکسیون انقلاب فعلی) عضو قرارگاه عمار و جبهه پایداری نیز هستند، در اقدامی هماهنگ یادداشتهایی در نقد ساختار 7+8 روی وبسایت شخصی خود منتشر کردند که در هر دو مورد نوک پیکان انتقادات به طرف علی لاریجانی بود.
کوچکزاده روز پنجشنبه در مورد کمیته 7+8 نوشته است: «لاریجانی که اینهمه سخنگویان مختلف از جانب 7+8 برای نماینده داشتنش در این مجموعه توجیه و تفسیر تراشیده بودند و به ایشان و نمایندهاش افتخار کرده بودند، اعلام میکند که 7+8 وحی منزل نیست و خود در مجلس جماعتی حدود 70 نفر را جمع میکند تا شاید خود برای انتخاباتش سازوکاری سر هم نماید. باور من بر این است که اصولگرایان متحدند اگر بگذارند!»
این در حالی است که یک روز پیش از انتشار یادداشت کوچکزاده، حمید رسایی روی وبسایت شخصی خود یادداشتی را منتشر کرد که در آن آمده است: «تا چندی پیش مهمترین دلیل برای حضور انتخاباتی لاریجانی در روند وحدت اصولگرایان، رای حدود 200 تن از نمایندگان به وی در انتخابات هیات رییسه خردادماه بود که مدافعان حضور وی، این رای را نشانه پایگاه اجتماعی او میدانستند. این توجیه خیلی زود رنگ باخت، آنجا که اصلاحطلبان مجلس در بیانیهای رسمی حمایت خود از لاریجانی را برای ریاست مجلس اعلام کرده بودند.
فشار افکار عمومی و اعتراضها به این سهمخواهی، اما باعث شد تا آقای لاریجانی ابتدا در جلسهای اعلام کند که وحدت اصولگرایان و 8+7 مشکل اصلی مردم نیست و سپس در مصاحبه خبری دیگری ادعا کند که نمایندهای در این مکانیزم ندارد و فرد معرفی شده (کاظم جلالی) براساس درخواست گروههای اصولگرایی است که در مکانیزم شش نفره نمایندهای ندارند. اما ظاهرا همه این توجیهات افاقه نکرده که در هفته گذشته، لاریجانی تصمیم گرفت به نام اصولگرایان مستقل، میتینگی انتخاباتی را در سالن مجلس قدیم ترتیب دهد و در حالی که 150 نفر را برای این نشست دعوت کرده بود، فقط توانست هفتاد نفر را در زیر یک سقف جمع کند، هرچند برخی از آنها نیز اعلام کردند که از محتوای و اهداف این جلسه اطلاعی نداشتند.» رسایی در ادامه این یادداشت آورده است:
«تشکیل جلسهای با حضور برخی از نمایندگان اصولگرایی که خود عضو یک تشکل سیاسی یا فراکسیون دیگر هستند و نامگذاری آن با عنوان اصولگرایان مستقل، به خودی خود آغاز دودستگی و انشقاق در اصولگرایان است که با شعار وحدت آنها نمیسازد».
این داستان ادامه دارد
به نظر میرسد لاریجانی برای اینکه گرفتار مناقشه درونگروهی نشود و با تلاش در جهت توجیه حضور نماینده خود در 7+ 8، بهانههای بعدی را به دست تندروها ندهد ،تصمیم گرفته زمین بازی را تغییر دهد. او حالا با پیش کشیدن موضوعاتی از قبیل احزاب و مردمسالاری، محل بحث را به جایی هدایت میکند که در آن دست منتقدین را ببندد. این جدال طیفهای سنتی و تندروی جناح راست در ماههای آتی و با نزدیک شدن به موسم انتخابات میتواند گوشههای دیگری از نقایص موجود در جناح محافظهکاران را از زبان خودشان بازگو کند.