* به نظر شما مهندسی انتخابات چه معنایی دربر دارد؟
** مهندسی انتخابات در یک تعریف کلی به این معناست که گروه، جریان و افرادی سعی کنند به شکلی منظم و برنامهریزی شده بر فرایند انتخابات تاثیر بگذارند، چون انتخابات باید یک فرایند کاملا آزاد و رقابتی باشد، هرگونه اقدامی که بر آن تاثیر بگذارد و آن را از رقابتی بودن خارج کند، به ویژه اگر این اقدام جنبه برنامهریزی شده داشته باشد، مهندسی انتخابات نام دارد. مهندسی انتخابات طیف گستردهای را میتواند تشکیل دهد بسته به اینکه در بخشی از فرایند انتخابات و یا در کل فرایند انتخابات این دخالت اتفاق بیفتد، این مساله شدت و ضعف دارد.
* چطور میتوان شفافیت را به افکار عمومی منتقل کرد؟
** شفافیت یکی از ضرورتهای اساسی در انتخابات است و شفافیت نیز عمدتا با نظارت عمومی اتفاق میافتد و هر چه این نظارت عمومی قویتر و موثرتر باشد ، انتخابات را مطمئنتر میکند و رقابتی بودن آن را بیشتر تضمین میکند و به عکس. در قانون پایههای نظارت عمومی مشخص است و شامل نمایندگان نامزدها، نمایندگان احزاب و نمایندگان رسانههای ارتباط جمعی هستند تا با حضور خود بتوانند تمام فرایند انتخابات را مشاهده کنند.
به ویژه نمایندگان نامزدها در موضوع انتخابات باید بتوانند نظارت موثر داشته باشند به این معنا که اگر جایی خلاف و اشکالی مشاهده شد منعکس شود و ترتیب اثر داده شود با این توضیح بحث نظارت عمومی حتی به میزان حداقلی آنچه در قانون هم آمده کاملا اجرا نمیشود و بعضا مشکلاتی برای نمایندگان نامزدها بوجود آمدهاست.
* آیا این مشکلات با اصلاح قانون قابل حل هست؟
** طبعا اقدامهای مختلفی باید برای اصلاح صورت بگیرد. یک بخش به اصلاح قانون انتخابات برمیگردد که براساس آن امکان حل و فصل برخی از این مسایل و مشکلات وجود دارد و میتوان شرایط یک انتخابات رقابتی را بهتر فراهم کرد. بخش دیگر آن به جریانهای سیاسی بازمیگردد. به ویژه جریان سیاسی حاکم که اراده آنها باید به انتخابات رقابتی معطوف شود، اگر فرد یا گروهی بخواهد بهرهبرداری ابزاری از انتخابات کند، طبیعی است حتی با یک قانون مناسب و همه جانبه انتخاباتی هم امکان برگزاری انتخابات رقابتی نخواهد بود.
یک بخش هم برمیگردد به تفسیری که شورای نگهبان از نظارت میکند. انتخابات از حقوق اساسی مردم است و هیچگونه دخالت در این حق اساسی و تضعیف و مشروطسازی آن قابل قبول نیست چون انتخابات به این معناست که مردم صلاحیت انتخاب مدیران خود را دارند و هر مانعی که در این میان گذاشته شود و بخواهد خود را به جای مردم بگذارد به همان نسبت به این حق اساسی خدشه وارد میشود.
این بدین معنا نیست که هر کسی از راه برسد اجازه دارد نامزد شود ،بلکه قانون است که به طور کاملا شفاف بدون کوچکترین احتمال تفسیر سلیقهای و شخصی باید تکلیف نامزدها را روشن کند. مثلا کسی که محکومیت اجتماعی پیدا کرده این قانون و دادگاه است که حکم میدهد و طبعا چنین فردی حق نامزدی ندارد یا کسی که معتاد است و رسما اعتیادش ثابت شده یا کسی که کلاهبرداری و اختلاس کرده و سایر جرایم دیگر که دادگاه منصفه براساس قانون برای آنها حکم صادر کرده باشد نمیتواند نامزد شود.
* با این اوصاف مشکل ما رعایت قانون است.
** بله اولا قانون موجود به درستی اجرا نمیشود، ثانیا بخشهایی هم که نیاز به اصلاح دارد، هنوز اصلاح نشده است. سابقه این موضوع را در دوران اصلاحات داشتیم که تلاشهای بسیار گسترده علمی و کارشناسی برای اصلاح قانون انتخابات در راستای تامین هر چه بیشتر و گستردهتر حقوق اساسی مردم صورت گرفت که پس از تصویب مجلس تایید نشد. چون شورای نگهبان احساسش این بود که نظارت محدود می شود.
* به بحث انتخابات پیشرو و حضوراصلاحطلبان بپردازیم. فکر میکنید امکان تامین شرایط اصلاحطلبان وجود دارد؟
** به هر حال عملکرد و تجارب گذشته و آنچه هم اکنون در کشور اتفاق میافتد به گونهای است که جریان اصلاحطلب احساس میکند، هیچ زمینه حتی حقِ حداقلی برای ورودش به انتخابات فراهم نیست و اصلاحطلبان امکانات لازم و کافی و از آن مهمتر آمادگی لازم را ندارند. ضمن آنکه این موارد در حقیقت کف خواستهها و حداقلهایی است که بتوانیم مطرح کنیم هرچند این شرایط در حال حاضر فراهم نیست اما شرایط به شکلی است که اگر زمینه حضور اصلاحطلبان فراهم شود قطعا حضور پیدا خواهند کرد.
* پس در این شرایط اصلاحطلبان چه باید بکنند؟
** اینکه امیدی هست یا نه بنده غیبگو نیستم. این به ایجاد شرایط لازم برمیگردد. ما به عنوان یک وظیفه ملی، شرعی، انسانی و انقلابی تذکرات خود را میدهیم که این روند به نفع کشور نیست و دلسوزانه و خیرخواهانه هشدار و تذکر به اصلاح این روند میدهیم و کار دیگری از دست ما بر نمیآید غیر از تذکرات خیرخواهانه.
این دیگر به عهده مسئولان است که تا دیر نشده ، با نگاه به گذشته، شیوه عملکرد خود را مورد بازبینی قرار دهند و بهتر از همه اینکه شرایط و فضای مناسب را در عرصه سیاسی اجتماعی جامعه فراهم کنند تا انشاالله روند کشور یک روند سازنده و رو به پیشرفت شود .
* به هر حال اصلاحطلبان دنبال چه هستند؟
** در صورت تغییر رویه و ایجاد فضای سازنده و ملزومات آن، طبیعی است که اصلاحطلبان با تمام وجود در عرصه حضور پیدا خواهند کرد چون انتخابات در واقع زیر بنای ساختار سیاسی این نظام است و اصلاحطلبان خودشان را جزو بانیان، موسسان، دلسوزان و تداومدهندگان جمهوری اسلامی آنطور که در قانون اساسی و آرمانهای مردم مندرج است، میدانند و انتخابات را حق اساسی جامعه خود میدانند.
* برخی میگویند حیات سیاسی اصلاحطلبان در صورت نیامدن به انتخابات پیش رو تمام میشود. شما چه نظری دارید؟
** این حرفها احتمالا فقط برای مزاح و خنده خوب است. برخی افراد به خاطر بیاطلاعی در زمینههای مختلف صحبتهایی میکنند که به هیچوجه در شأن جایگاهی که دارند، نیست و هر انسانی که کمترین اطلاع را داشته باشد میداند که اینها به خاطر عدم آشنایی لازم با حداقل اطلاعات سیاسی اجتماعی این حرفها را بر زبان میآورند و هیچ اثر دیگری در جامعه ندارد.
البته چون رفتار آنها بر مبنای گفتههایشان تنظیم میشود، آثار سوء رفتارهای منبعث از گفتارهای ناصواب و غلط به سرعت در جامعه نشان داده خواهد شد. به هر حال حیات سیاسی اصلاحطلبان به توانمندی، کارآمدی، پایگاه گسترده اجتماعی، دفاع از حقوق اساسی مردم، علم و آگاهی بر پیچیدگیهای مدیریت سیاسی جامعه مدرن امروز، توانمندیهای بالای کارشناسی و مدیریتی و امثال اینهاست و به هیچوجه حیات سیاسی خود را از دست نمیدهند.
* اصلاحطلبان برای استفاده بهتر از توانمندیهایی که اشاره کردید چه راهکارهایی دارند؟
** برای برونرفت از وضع موجود به شکل اصلاحطلبانه هیچ راهی جز عملکرد عقلانی نیست. اصلاحطلبان تمام تلاش خود را میکنند تا این جریانها به خود آمده و فضای سیاسی اجتماعی فرهنگی جامعه را برای ورود و حضور نیروهای کارآمد، توانمند و دلسوز کشور فراهم کند. اصلاحطلبان به خاطر کشور و در راستای حقوق اساسی مردم به خاطر برونرفت کشور از مشکلات به عرصه وارد شده و تاکنون از همه چیز خود حتی آبروی خود هم گذشتهاند و آماده گذشت هم هستند.
اصلاحطلبان برخلاف تندروها هرگز فرافکنی نکرده و به جای انتقام صرفا تذکر و هشدار میدهند که با درس گرفتن از گذشته و با دوری گزیدن از فرافکنی سعی در تغییر فضای جامعه و تجدیدنظر اساسی در رفتارها و سیاستها و طرز تفکر خود نموده تا حرکت رو به پیشرفت کشور ادامه یابد.
* ریشه مشکلات فعلی را ناشی از چه میدانید؟
** ریشه وضع موجود به چند عامل برمیگردد؛ اولین علت برخی سیاستها و برنامههای ناکارآمدی است که اندیشمندان، دلسوزان و کارشناسان کشور هم مستمرا نسبت به آن تذکر و هشدار دادند. دومین علت به مدیریت برمیگردد چون متاسفانه در طول 6 سال گذشته برخی مدیران با تجربه، توانمند و کارآمد از عرصه مدیریت و کارشناسی کشور کنارگذاشته شدند و به جای آن بعضا افراد کم تجربه مسئولیت گرفتند.
عامل بعدی عدم دانش لازم برای مدیریت سیاسی و اداری جوامع مدرن درمیان برخی مدیران است. اما مشکل دیگر که اهمیت آن بالاتر از عوامل ذکر شده است پافشاری برخی بر مواضع و رفتارها و سیاستهای گذشته است چرا که با آنکه ناکارآمدی آن رفتارها تجربه شده اما برخی درصدد جداسازی خود از نتایج حاصله هستند و ما امیدواریم در رفتارهای خود تجدیدنظر کنند و با ایجاد شرایط حضور همه دلسوزان کشور و مدیران ارزشمند و توانمند در عرصه اداره جامعه، کشور را در وضعیت مطلوبتری قرار دهند.