سرانجام اظهارنظر مدبرانه و متین رئیسجمهوری در حاشیه گزارش هیئت سه نفره رسیدگی به موضوع تهیه و پخش برنامه «چراغ» از شبکه اول سیما، که در آن به گونهای غیرمسئولانه پیرامون قتلهای مرموز اخیر اظهارنظر شده بود، به چند روز بحث و انتقاد شدید علیه صدا و سیما پایان داد.
علتیابی دقیق و منصفانۀ بروز چنین مسائلی در رسانۀ ملی ما که به تعبیر عمیق حضرت امام خمینی(ره)، «دانشگاه عمومی» نام گرفته، نیازمند مجالی فراختر است که فارغ از دلبستگیهای سیاسی و رقابتهای متعارف جناحی، تنها از منظر مصالح عمومی جامعه و قابلیتها و کارکردهای رسانهای گسترده و تأثیرگذار همچون صدا و سیما، به زمینههای بهوجودآورنده و شرایط مستعدکنندۀ آنها اشاره شود. نگارنده با شناخت نسبی از ویژگیهای ساختاری و قابلیتها و توانمندیها و کاستیهای گوناگون صدا و سیما و به اتکاء تجربۀ چند سال مسئولیت در این رسانه، عمیقاً بر این باور است که:
«صدا و سیما در وضعیت کنونی آن بنا به دلایل و عوامل گوناگون، همواره در معرض آسیبها و خطاکاریهایی، از قبیل آنچه اخیراً، اتفاق افتاد، قرار دارد و متولیان اصلی نظام و حتی مدیریت این سازمان میبایست اهتمام بیشتری به این موضوع داشته باشند.» زمینههای اصلی این احتمال خطاپذیری را نه در عرصههای مألوف سلیقه و تمایل سیاسی این یا آن مدیر، بلکه در ویژگیها و مختصات ساختاری، هدفگزینی و هدفگذاری، نظام برنامهریزی و از همه مهمتر کیفیت و صلاحیت فرهنگی و حرفهای نیروی انسانی و در صدر همه، الگوی مدیریت در سلسله مراتب فعالیتهای این رسانه باید جستجو کرد. پرداختن در این باره را به مجالی دیگر وامیگذاریم. اما مروری کوتاه و با حوصله بر قضایای اخیر صدا و سیما عبرتهای مهمی را پیش روی ما قرار میدهد. پیش از بیان اصل مطلب و اشاره به برخی از دستاوردهای ارزشمند این ماجرا، لازم است بر مواردی تاکید کنیم:
1ـ صدا و سیما در کشور ما رسانهای منحصر به فرد و بیرقیب است. بنابراین ارزیابی مقایسهای و تطبیقی آن از منظر داخلی امکانپذیر نیست و تنها میتوان عملکرد آنرا در طول زمان با خودش مقایسه کرد. البته آنها که به هر نحو از وضعیت و کیفیت رادیو تلویزیون در سطح جهان آگاهی دارند از امکان بیشتری برای مقایسه برخوردارند اما به هر حال از نگاه اکثر مردم ایران، صدا و سیما رسانهای «یکی یک دانه» است. متأسفانه گاهی برخی افراد این رسانۀ پرگستره را با مطبوعات مقایسه میکنند و حتی آنرا به چالش و زورآزمایی و معارضه با مطبوعات یا برخی از آنها فرامیخوانند. این شیوه علاوه بر آن که در بیشتر موارد کار پسندیده و موجهی به شمار نمیرود و شبیه شکار پرندهای با شلیک توپخانه است، تاثیر چندان مثبتی نیز ندارد.
2ـ قانون اساسی ما برای این رسانۀ مهم منزلتی رفیع منظور کرده است. اولا پس از بازنگری قانون اساسی، به طور مستقیم زیر نظر بالاترین مقام مسئول در نظام یعنی رهبری اداره و رئیس آن رأساً از سوی ایشان منصوب میشود. ثانیاً به همین اعتبار از بسیاری گشادهدستیها برخوردار است. مثلاً در حالی که سازمانهای دولتی ناگزیرند برای هر گونه تغییر در ساختار تشکیلاتی خود چه در بخشهای اداری و چه واحدهای مأموریتی مجوزهای قانونی بگیرند و مسیر تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور را طی کنند، صدا و سیما تنها با ارادۀ رئیس این دستگاه و علیالقاعده در موارد مهم با آگاهی و موافقت رهبری نظام، تغییرات مورد نظر را عملی میسازد.
همچنین در حالی که طبق قوانین بودجۀ سالانه کشور، مصوب مجلس شورای اسلامی، تأسیس شرکتهای دولتی ممنوع است، این سازمان پس از کسب موافقت مقام رهبری، چنین شرکتهایی را تأسیس کرده که البته به نظر راقم این سطور غالباً ایجاد آنها ضروری و مفید بوده است. علاوه بر اینها چتر هدایت و حمایت و نظارت رهبری انقلاب همواره موهبتی مهم و مغتنم و اطمینانبخش برای صدا و سیما به حساب آمده است.
3ـ کارنامۀ صدا و سیما در عرصۀ روشنگری و ابلاغ پیام انقلاب اسلامی در سالهای اولیۀ پس از پیروزی و به ویژه در دوران دفاع مقدس، در مجموع مثبت و کارآمد و تأثیرگذار ارزیابی میشود و نقش اعتمادآفرین و تحکیمکنندۀ این رسانه در نقطههای حساس و سرنوشتساز کشور غیر قابل انکار است. البته در سالهای اخیر به رغم گسترش کمی و تحولات بعضاً کیفی در تنوعبخشی برنامهها به ویژه در عرصههای تصویری که از نقاط قوت و ضعف برخوردار است و جداگانه میبایست مورد ارزیابی قرار گیرد، متأسفانه به دلیل پارهای لغزشهای فاحش سیاسی به ویژه در زمانهای انتخابات، از منظر اعتمادسنجی مخاطبان، لطمات جدی به حیثیت این رسانه وارد شده است. در عین حال استخوانبندی اصلی نیروی انسانی این سازمان به ویژه در بخشهای غیر مدیریتی و غیر سیاسی، به میزانی که در توفیقات ارزندۀ عملکرد صدا و سیما نقش دارد، در لغزشهای یادشده بیتقصیر یا ناهمراه است و این مطلب که اختصاص به دوران مدیریت کنونی ندارد همان نکتۀ ظریفی است که هم در متن حکم مقام رهبری به رئیس کنونی سازمان تلویحاً بدان اشاره شده و هم در اظهارنظر اخیر رئیسجمهوری مورد توجه قرار گرفته است.
4ـ نظام تصمیمگیری در بخشهای برنامهسازی صدا و سیما به گونهای است که در شرایط عادی بالاترین مقام اظهارنظرکننده یا تصویبکنندۀ برنامهها مدیر شبکه است. البته چارچوب سیاستها و خطوط اساسی دیدگاههای مدیریت سازمان یا مراجع ذیصلاح، به ویژه رهنمودها و تذکرات رهبری انقلاب، به نحو مقتضی به آگاهی سلسله مراتب مدیریتی میرسند و در موارد خاص و مهم نیز برخی برنامهها در سطوح بالاتر از مدیر شبکه مورد مشورت و کسب نظر قرار میگیرند. یکی از مهمترین موارد استثنا که به گونهای فعال و مستمر مدیریت عالی سازمان را مستقیماً یا با تمهیدات ویژه درگیر هدایت امور میکند، مقاطع انتخاباتی یا موارد مهم سیاسی و امنیتی است. در این گونه موارد فیض مدیریت عالی سازمان مستمر و پی در پی میشود.
علاوه بر این در برخی موارد بنا به دلایل خاصی از سوی مدیریت سازمان نسبت به برنامههایی حساسیت بروز میکند و موجب میشود که به طور مستقیم و با حذف سلسله مراتب سازمانی (معاون و مدیر شبکه و حتی گاه مدیر گروه برنامهساز) با تهیهکنندگان یک برنامه تماس گرفته شود. البته این قلم از بیان نکتۀ اخیر قصد داوری و ارزیابی و ارزشگذاری خاصی را ندارد و تنها به توصیف وضع موجود میپردازد.
از این رو در نظام برنامهسازی صدا و سیما نه تنها برخی ردههای پائین مدیریتی بلکه گاه حتی برخی عوامل معمولی تهیهکنندۀ برنامه مستقیماً و بلاواسطه مورد عنایت مدیریت قرار میگیرند و منویات مورد نظر را پیگیری میکنند.
عناصری از این دست که عملاً خود را «متصل به کُر» میدانند به تدریج به اتکاء همین پشتگرمی و دیگر حمایتهای جانبی و اختصاصی، احساس بسط ید میکنند و حتی موانع تشکیلاتی و سلسله مراتب را به آسانی پشت سر مینهند و سرانجام به مهرههایی «روئینتن» و مصون از خدشه مبدل میشوند و یکی از مهمترین نقطههای آسیبپذیر صدا و سیما همین است. اینک پس از بیان نکات مقدماتی، با طرح یک سئوال به اصل موضوع میپردازیم:
«چه چیز موجب شد پخش مصاحبهای در برنامهای به نام «چراغ» از یک شبکۀ سیما به مسئلهای شبه بحرانی مبدل و اعتبار رسانۀ ملی خدشهدار شود؟»
به این سئوال از زوایای گوناگون میتوان پاسخهای متفاوتی داد، همانگونه که در نقد و اعتراضها یا تحلیل و توجیهها در این دو هفته شاهد بودهایم. در این مجال قصد نداریم به بررسی ماهیت موضوع و ریشهها و انگیزههای احتمالی پخش آن برنامه بپردازیم. خوشبختانه معلوم شده که در این مورد خاص، رئیس سازمان در جریان موضوع قرار نداشته است. این سخن نیز مربوط به پس از آن ماجرا میشود. آیا اگر به جای بیاعتنایی به افکار عمومی و توجیهکاری و عادینمایی و جاخالی دادن و توضیحات مضحک به عنوان «بیانیۀ برنامۀ چراغ» و توسل به شعار دهانپرکن اطلاعرسانی، همین شیوهای مورد توجه قرار میگرفت که سرانجام پس از ارائه گزارش هیئت منتخب رئیسجمهوری پذیرفته و عملی شد، واقعاً کار به اینجا میکشید؟ هرگز! چهبسا اگر رئیس صدا و سیما یا حتی معاون سیما، پیش از دیگران اولاً موضوع را برای مردم توضیح میدادند و به خاطر چنین خطایی از جامعه پوزش میخواستند و ثانیاً بلافاصله در مورد تنبیه و توبیخ عوامل دستاندرکار اقدام میکردند نه تنها این فضای کبود به زیان صدا و سیما و مسئولانش به وجود نمیآمد بلکه نقشی جبرانکننده و اعتمادآفرین نسبت به آنان ایفا میکرد.
برای هیچکس به شرط آن که ذرهای تعلق خاطر به مصالح ملی جامعه داشته باشد ضعف و کماعتباری رسانه ملی مطلوب و خوشایند نیست. پس چرا به گونهای رفتار کنیم که به قول معروف ناگزیر شویم هم چوب و هم پیاز را بخوریم؟!
ارزیابی و بازنگری تجربۀ اخیر در ماجرای برنامۀ «چراغ» برای همه متولیان و مسئولان کشور در بخشهای گوناگون، این پیام را دارد که:
صداقت و آزادگی و ترجیح مصالح عمومی جامعه بر مصلحتسنجیهای شخصی، گروهی، صنفی و پذیرش شجاعانۀ خطاها و کاستیها و برخورد با عوامل خاطیّ، بیش از آنکه موجب تضعیف و بیاعتباری شود، به تعمیق محبوبیت و مقبولیت خواهد انجامید.
امید که این درس عبرتآموز، به مثابه آئین کارگزاران نظام همواره مورد توجه قرار گیرد، زیرا اصولاً انقلاب و نظام اسلامی ما تاکنون در صحنههای گوناگون تجلیگاه صدق و مروت بوده است.
در پایان این سخن میبایست از موضوع حکیمانه و حمایتگرانۀ رهبری عزیز انقلاب در قضایای اخیر، به ویژه در مورد پیگیری قتلهای مرموز و برنامۀ کذایی چراغ، سپاسگزاری و قدرشناسی کنیم، که الحق نقش بسزایی در آسان کردن اجرای تدبیر رئیسجمهوری داشته است. همواره ایدون باد.
بعونالله و فضله
مدیرمسئول