بالاخره پس از گذشت ماهها از رقابت های انتخاباتی در حوزه مجلس، ترکیب نسبی هیأت رئیسه مجلس نهم شورای اسلامی نیز مشخص شد. اما در این میان نکاتی عبرت آموز برای درس گیری و البته وانهادن در تاریخ برای عبرت گیری آیندگان باقی می ماند. در این میان چند مطلب قابل ذکر است:
1- فرایند برگزاری انتخابات هیأت رئیسه نشان داد که برای برخی «وحدت» و «اصولگرایی» تنها نردبانی برای رسیدن به کرسی مقام است. این اتفاقات نشان داد بعضی برای وحدت یا اصولگرایی، تاریخ مصرف قائل اند و البته این تاریخ نیز زمانی است که آنان را به کرسی قدرت برساند.
این روش اما بارها نیز توسط این افراد تکرار شده و اثبات شده بود. چنانچه آنان در جریان انتخابات مجلس هشتم وقتی راه یابی خود به صحن پارلمان را ناممکن یا دشوار دانستند با تشکیل ائتلاف موسوم به فراگیر اصولگرایان، وحدت اصولگرایی را لکه دار کردند و هیچگاه نیز در ضرورت وحدت سخن نگفتند.
همین ها که به ظاهر اصولگرایی را تنها دکانی فرض کرده تا در آن مشغول بده بستان قدرت برای خود باشند به هنگامی که دریافتند در انتخابات دور نهم می توانند با «اصولگرایی» به قدرت دست یابند گرچه در فتنه 88 جزو ساکتین و مردودین به شمار می رفتند و تناسبی با «اصولگرایی» نیز نداشتند، علم ضرورت وحدت اصولگرایان را برداشتند و در مجموعه متحد اصولگرایان سهیم شدند.
اما برخی از اعضای این جریان سیاسی، وقتی در زمان انتخابات نهم نیز فهمیدند که در لیست جبهه متحد اصولگرایی جایی ندارند همان زمان هم بی توجه به ضرورت «وحدت» و حفظ شدن پرچم اصولگرایی، با اصلاح طلبان هم آهنگ شده و با آنان نرد عشق انتخاباتی باختند.
برخی دیگر از اینان هم به محض پایان انتخابات و آن هنگامی که از نردبان اصولگرایی بالا رفته و دریافتند که دیگر طی کردن مسیرهای بعدی قدرت با تابلوی اصولگرایی امکان پذیر نیست تشکلی خودساخته به راه انداخته تا با جذب آرای همه- به جز اصولگرایان- راه قدرت خواهی را هموار نمایند. دیگر اینجا کسی از ضرورت احترام به علمای شاخصی همچون حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی سخن نگفت چنانچه سخن گفتن دیروزی ایشان نیز از لزوم حفظ احترام علما تنها لقلقه ای در زبان آنان بود.
مخدوش سازی خطوط اصولگرایی و اصلاح طلبی با جذب آرای اصلاح طلبان، اقلیت های دینی، برادران اهل سنت و ... در جریان کسب رای از نمایندگان مجلس نهم در حالی اما صورت گرفت که انذارهای جبهه پایداری انقلاب اسلامی به برادران اصولگرای خود همین عاقبت را پیش بینی کرده بود.
دلسوزان بارها هشدار داده بودند کسانیکه در ماجرای فتنه 88 حاضر شدند تا نظام اسلامی را با آنهمه موهباتی که – حداقل در بعد منصب مدیریتی – نصیب آنان ساخته بود تنها گذارده و مغازه ای چند نبشی در دل فتنه گران برای خود دست و پا کنند قابل اعتماد نیستند و نمی شود به آنان سهم ویژه ای آن هم از تابلوی اصولگرایی اختصاص داد و این حقیقت در ماجرای انتخابات هیأت رئیسه به خوبی بروز و ظهور یافت.
واقعیت اما نشان داد که برخی از ساکتین فتنه به جای آنکه طمع فتنه گران را نسبت به خود کور کرده و هرگونه مراوده با آنان را – به اقتضای اصولگرایی و نیز نان و نمکی که از انقلاب برچیده اند- وانهند بالعکس همنوا با اصلاح طلبان شده، آنان را به طمع کسب رأی شان برای نفوذ در اصولگرایی ترغیب ساخته و مرزها را مخدوش می سازند.
2- در این میان البته دوستان متحد اصولگرایی نیز بایستی نسبت به این ساده انگاری سیاسی که البته در لایه هایی نیز با توجیهات مختلفی همراه می شد پاسخگو باشند. اینکه برخی از دوستان اصولگرایی با به راه اندازی «سامانه وحدت با ساکتین و مردودین فتنه» دیروز به توجیه حضور مردودین فتنه در میان اصولگرایان پرداخته و امروز جفای همان ساکتین و مردودین نسبت به اصولگرایی را مشاهده کردند، بایستی ناشی از قدرت خواهی و یا برخاسته از فقدان تحلیل سیاسی آنان ارزیابی کرد که در هر صورت باید نسبت به وزن تحلیلی آنان به شدت تردید روا داشت.
3- برخی اخبار رسیده از نحوه لابی های گسترده برای انتخابات هیأت رئیسه اخبار نگران کننده ای را به گوش می رساند. ضمن آنکه این اخبار نهانی با برخی اخبار آشکار نیز همراه بود. کسب آرای نمایندگان مجلس از طرق برخی وعده و وعیدها در زمینه مسائل رفاهی و افزایش امکانات در اختیار نمایندگان در شهرستانها، افزایش اعتبارات مالی و ... برای تحهیز دفاتر نمایندگان و ... که در جلسات علنی نیز با حضور نمایندگان فراکسیون تازه تاسیس یافته مطرح شد، شائبه بده و بستان با نمایندگان را به اذهان متبادر می سازد که در صورت صحت، عاقبت خطرناکی برای این سنخ از تعاملات نامناسب تداعی می کند. آیا این همان نزدیکی به کانون های قدرت و ثروت نیست که رهبری معظم انقلاب اسلامی بارها نسبت به آن هشدار داده و بدعاقبتی و عاقبت به شری را برای چنین افرادی پیش بینی فرموده بودند؟
4- حضور مومنانه، تکلیف مدارانه و وظیفه شناسانه دکتر غلامعلی حداد عادل و سعی او در ترغیب نمایندگان مجلس به جمع شدن در زیر چتر اصولگرایی، احساس وظیفه او نسبت به حفظ خطوط قرمز نمایندگان اصولگرا با غیر اصولگرایان، گرچه توسط منشعبین ساکت و مردود فتنه در مجلس پاسخی نیافت، اما اقدامی در خور، شایسته و ناشی از سلامت عقیدتی- سیاسی و فرهنگی این نماینده شایسته مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است.
همچنین حضور دوباره حداد عادل در انتخابات هیأت رئیسه دایم مجلس نهم نیز علاوه بر پایداری اعضای فراکسیون اصولگرا بر مقابله با روند غیر معمول فراکسیون تازه تاسیس، باعث شد تا آرای رئیس مجلس نهم افزایشی نیابد و از سوی دیگر هم نشان دهد که اصولگرایان مجلس نهم بر اعتقاد خود راسخ اند.
بی شک همانگونه که معتقدیم ساکتین و مردودین فتنه، لابی گران غیر معمول سیاسی، مخدوش کنندگان مرزهای عقیدتی و فکری سرانجام با بدعاقبتی روبرو شده و چشم انداز روشنی در حرکت آتی ملت نخواهند داشت، می توان به حسن عاقبت سیاسی افرادی نظیر دکتر حداد عادل که آبروی سیاسی خود را در سبد «اصول» گرایی نهاده و از ارزش ها دفاع کرد، حاضر نشد تا لابی فساد آلودی برای رسیدن به قدرت خود دست و پا کند و بر حسب وظیفه پای در صحنه نهاد، امیدوار بود.
ضمن آنکه در فرآیند حرکت آتی مجلس ظرفیت پر قدرت حداد عادل و 100 نماینده همراه او در مجلس شورای اسلامی برای پاسداری از اصولگرایی ظرفیتی قابل توجه و قابل سرمایه گذاری است. حضور حداد عادل در فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم می تواند رخوت و سستی و انفعال فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم را سامان دهد. چه آنکه بر همین مبنا و به دلیل رفتارهای سیاسی امروزی و دیروزی ساکتین فتنه می توان به جرأت عنوان داشت که حضور ساکتین در فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم به هدف و جهت انحراف اصولگرایی، رسوخ دادن اصلاح طلبان در اصولگرایی و جلوگیری از قدرت عمل اصولگرایان در موقعیت های لازم صورت گرفته بود.
بدیهی است ظرفیت فراکسیونی اصولگرایان باید بیش از پیش در 4 سال آینده به مدد اصولگرایان آمده و آنان را به صراط مستقیم پایداری در دفاع از ارزشهای انقلابی رهنمون سازد. فراکسیون اصولگرایان نباید از این پس به دنبال عدد برای خود باشد بلکه از این به بعد باید در دفاع از «اصول» در مجلس همت نماید.